|
صدای آژیر که بلند میشود، زمان برای آتشنشان معنای دیگری پیدا میکند چند ثانیه برای پوشیدن تجهیزات، سوار شدن بر خودرو و رسیدن به حادثهای که هیچکس نمیداند در آن چه چیزی انتظارش را میکشد.
آتشنشانی شاید در نگاه نخست، شغلی برای مهار آتش و امدادرسانی در حوادث باشد، اما در واقع، فراتر از یک عنوان شغلی است؛ مسئولیتی سنگین در قبال جان انسانها و امنیت جامعه. آتشنشان باید در شرایطی که ثانیهها سرنوشتسازند، تصمیم بگیرد، آرام بماند، به همکارانش اعتماد کند و برای نجات انسانی که شاید حتی او را نمیشناسد، خطر کند.
پشت هر مأموریت اما تنها یک آتشنشان قرار ندارد. خانوادهای نیز هست که با هر صدای زنگ تلفن یا آژیر، نگرانی را تجربه میکند؛ خانوادهای که شاید جزئیات بسیاری از سختترین لحظات کاری عزیزش را نداند، اما به خوبی میداند که هر مأموریت میتواند با خطر همراه باشد. به همین دلیل، روایت آتشنشانی، تنها روایت شجاعت در صحنه حادثه نیست؛ روایت خانوادههایی نیز هست که در سکوت، همراه این مسیر دشوارند.
روز آتشنشان فرصتی است برای شنیدن صدای کسانی که معمولا در میان هیاهوی حادثه دیده میشوند، اما کمتر درباره خودشان سخن میگویند؛ از انگیزههایشان، تجربههایشان، ترسهایی که شاید کمتر از آن حرف بزنند و لحظههایی که هیچگاه از خاطرشان پاک نمیشود.
در آستانه روز آتشنشانی، پای صحبت 2 آتشنشان نشستیم؛ 2نفر از کسانی که سالهاست بخشی از زندگی خود را وقف خدمت به مردم کردهاند. در این گفتوگو از معنای واقعی آتشنشان بودن گفتند، از تجربههایی که نگاهشان به زندگی را تغییر داده، از دشواریهای این حرفه و البته از خانوادههایی که در تمام این سالها، بیآنکه در صحنه حادثه حضور داشته باشند، بخشی از این مسیر را همراهی کردهاند.
|