ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : چهارشنبه ، 14 مرداد 1405

کد خبر : 128105
 
مدیرعامل شرکت الماس ربیع:

سرد و گرم باید چشید تا روزگار عافیت
تاریخ خبر : 1401-08-28
نویسنده : سپیده راشدی
     
 
 
     
متن خبر :


■ هیچ وقت از تسهیلات بانکی استفاده نکردم
■ از صفر شروع کردم و چندبار ورشکست شدم


 موسیرهارا ازپشت کوه های خرم آباد، علی گودرز، اصفهان، کردستان وسقز برداشت می کردیم. به بازار تهران می بردیم و تاجران با مبلغ کم موسیرهارا می خریدند. همه اهل آبادی این کاره بودند. از کودکی که‌گاهی همراه پدرم برای برداشت و فروش موسیر می رفتم. یک روز که با بار زیادی از موسیر در بازار تهران مشغول فروش بودیم، یکی از تاجران با صدای بلند پدرم را صدا زد و گفت: «عمو حسین تو همه محصول برداشتی روستائیان را جمع آوری کن و ما هم از لحاظ مالی کمک می کنیم.»  این چندمین باری بود که این پیشنهاد را به ما می دادند اما پدرم مثل هربار دیگر گفت: من سواد ندارم و این مسئولیت را قبول نمی‌کنم. من هم هربار اعلام آمادگی می‌کردم که جمع بارها را را می‌نویسم اما این بار تاجر تهرانی مشوقم شد.

از آن زمان شروع به کارم شد؛ اوایل کار برای تهرانی‌ها بار می خریدیم پس از 20 سال که  چَم وخَم کار دستم آمد این ایده به ذهنم رسید که خودم موسیربکارم چون موسیر کوهی کیفیتش از موسیر وحشی بهتر وطبیعی تر است. کاشت موسیر را در روستا شروع کردیم و اغلب مردم روستارا با خود همراه کردم و متقاعدشان کردم که در یک جریب(هزارمتر)، درآمد سالیانه‌اش را کسب می کند.

اینها صحبت های جوان کارآفرینی است که نقطه ای که الان ایستاده است را مدیون پدرش می داند و بارها در صحبت هایش می گوید: کاش پدرم بود و این روزهارا می دید. هادی ربیعی که با پشتکارش 90 درصد زمین های  روستای زادگاهش(حبشی) و حتی زمین‌های چند روستای اطراف را به کاشت موسیر اختصاص داده است، ادامه می‌دهد: چندین بار ورشکست شدم اما دست از کار نکشیدم و کاررا با جدیت بیشتر ادامه دادم.

وقتی از او دلیل این همه پافشاری را می پرسیم، لبخندی می زند و می گوید: خاک این کاررا خوردم و تا آخر ادامه می دهم؛ سال 1388  ورشکست شدم، برادرم که شریک کاری ام است  کاررا رها کرد و برای کار به تهران مهاجرت کرد. وقتی وضعیت کار را سروسامان دادم دوباره برادرم را به روستا برگرداندم.

ربیعی با مکثی کوتاه ادامه می دهد: پشتکار در کارآفرینی مهم است؛ یک شبه نمی شود راه صد ساله را رفت باید گرم و سرد کار را چشید تا روز های خوب برسد. در حال حاضر محصولاتم به کشورهای حوزه خلیج فارس مثل ترکیه وکشورهای اروپایی مثل استرالیا و کانادا صادر می شود اما صادرات به کشورعراق بیشتر است. در بحث کاشت تا به حال بیش از هزار نفر به صورت غیرمستقیم شغل ایجاد کردیم و چون کار فصلی است از اردیبهشت ماه تا مهرماه روزانه 20 نفر خانم و 6 نفر آقا به صورت مستقیم مشغول به کار هستند.

او می گوید: سود کار به کنار، اینکه چندین نفر مشغول به کار هستند برایم کافیست.علاوه بر موسیر وسیر،  ادویه جات و همه محصولات عطاری دیگر مثل گشنیز، رازیانه، سبزی خشک وگل محمدی هم تولید می کنیم.

وقتی از کارآفرین جوان راجع به حمایت مالی به صورت تسهیلات برای کارآفرینان می‌پرسیم، با قاطعیت می گوید: هیچ وقت از تسهیلات بانکی استفاده نکردم چون به مشکلات اداری نمی ارزید. رفت و آمد زیاد برای دریافت تسهیلات خسته ام می کند. یک نفرم و مشغله کاری ام زیاد است.

او در پاسخ به این پرسش که چرا اقدام به ایجاد کارخانه نمی کنید، تأکید می کند: سال 1395 یک میلیارد تومان هزینه کردم، 40 روز کار خاکبرداری طول کشید، هزینه زیادی را متحمل شدم اما وقتی برای دریافت مجوزها اقدام کردم بنیاد مسکن با این دلیل که روستای حبشی گردشگری است و در محیط روستا هم نمی شود کارخانه احداث کرد، مانع شد. حتی منزلی هم که آنجا داریم، گاز ندارد اما همچنان پیگیر احداث کارگاه هستم.

چون اجازه تأسیس کارگاه به این کارآفرین جوان را نمی دهند، درحال حاضر محصولات الماس ربیع اسدآباد به صورت فله ای صادر می شود و نمی توانند با برند خاص خود محصولات را صادر کنند. باتوجه به اینکه سیر جزو محصولات کم آب بر است و اگر بارندگی باشد به هیچ وجه نیاز به آبیاری ندارد و همچنین بیشترِ محصول موسیر هم در روستای حبشی است و این مهمترین عامل پیگیری این جوان کارآفرین برای ایجاد کارگاه در روستا است، بهتر است بنیاد مسکن در این زمینه بیش از پیش همراه کارآفرینان از جمله برند الماس ربیع اسدآباد باشد.


 

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.