|
بنا بر روایات شیعی، 25 شوال مصادف با شهادت ششمین ستاره درخشان سپهر ولایت و امامت حضرت امام صادق(ع) است. در واپسین روزهای ماه شوال سال 148 ه.ق با توطئه منصور دوانیقی آن امام همام به شهادت رسید. به همین مناسبت در این مجال به ذکر گوشهای از معارف حیات بابرکت آن حضرت میپردازیم.
در این مطلب تردیدی وجود ندارد که یکی از فضایل اخلاق فردی و اجتماعی صداقت و درستی است. میتوان بیان داشت که امانتداری نیز برآمده از صداقت است و این 2 صفت را لازم و ملزوم یکدیگر میتوان لحاظ کرد. امام صادق(ع) که خود مظهر صداقت بودند، همواره کسانی را که از محضرشان مرخص میشدند، به راستگویی سفارش میفرمودند. این 2 صفت از صفاتِ عالیِ انسانی است که در حیات دنیوی و اخروی آثار ویژهای دارد. ازجمله دارا بودن این خصلتها در دنیا موجب محبوبیت میان مردم و اطمینان آنها به شخص راستگو و امین است.
روزی امام صادق(ع) از شخصی به نام عبدالرحمن، که تازه پدرش را از دست داده بود، پرسیدند که آیا مایل است سفارشی به او بکنند. عبدالرحمن با اظهار میل و اشتیاق گفت: «بفرمایید، فدایتان بشوم!» امام جعفر صادق(ع) فرمودند: «عَلَیْکَ بِصِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَداءِ الْأَمانَهِ تَشْرَکُ النّاسَ فِی أَمْوالِهِمْ... .» (بر تو باد به راستگویی و امانتداری که درنتیجۀ آن، با مردم در داراییهایشان شریک خواهی شد... عبدالرحمن بن سیابه میگوید: در اثر عمل به سفارش امام، آنچنان وضع مالى من خوب شد که در مدتى کوتاه سیصد هزار درهم زکات مالم را به اهلش پرداختم.
صداقت که از اصول مهم اخلاقی است، متأسفانه گاه دیده میشود در جامعۀ دینی و در رفتارهای اجتماعیِ ما، درحال کمرنگ شدن است و باکمال تأسف در برخی مواقع مشاهده میکنیم که جای خود را به دروغ و فریبکاری داده است. هرچند این نمونهها اندک باشد، بازهم روابط سالم افراد جامعه را در معرض خطر قرار میدهد.
دایره شمول صداقت بهقدری وسیع است که از رابطه شخص با خودش گرفته تا رابطه اعضای جامعه با یکدیگر را تحتتأثیر قرار میدهد. انسان در گام نخست باید با خودش صداقت داشته باشد و درواقع شهامت و جسارتِ صادق بودن با خود را داشته باشد. بهنظر میرسد فریبکاری نکردن در قبال خویشتن، گام بسیار مهمی در شناخت استعدادها و تواناییهای خود و بهتبع آن حرکت صحیح و آگاهانه به سمت آرزوها و اهداف خویش است. وقتی آدمی دروغ و فریب را در رابطه با خود روا ندانست، آنگاه میتوان انتظار داشت که در روابط اجتماعی خود اعم از روابط درون خانواده تا رابطه با سایر اجزای جامعه، طریق صداقت و درستی را در پیش بگیرد. در این مطلب تردیدی وجود ندارد که هیچ پدر و مادری دوست ندارد که فرزندش به او دروغ بگوید یا رفتارهایش همراه با نوعی فریب و پنهانکاری نسبت به والدینش باشد.
بهبیاندیگر، یکی از معیارهای رضایتمندی در زندگی این است که فرزندان با پدر و مادر خود صداقت و راستی داشته باشند که این مهم خود به دوستی بین فرزند و والدین منجر میشود. اما اگر والدینی که در حق یکدیگر صادق نیستند و در مقابل چشمان فرزندان خود به انحاء مختلف دست به فریب و ناراستی میزنند، آیا میتوان انتظار داشت فرزندان رویهای جز دروغ و فریب در پیش بگیرند!؟ بنابراین میتوان بیان کرد که فایده فضیلت اخلاقی صداقت در گام نخست نصیب خود انسان میشود و بهتبع آن خانواده و سایر اعضای جامعه نیز از آن بهرهمند میشود. وقتی افراد جامعه در مسیر صداقت و درستی قرار گرفتند جامعه نیز بر همین مسیر قرار خواهد گرفت. بهراستی کدام انسان عاقلی است که دوست نداشته باشد در محیطی بر محور صداقت و راستی نفس بکشد و با افراد جامعه بر اساس رویکرد صادقانه و عدم فریب تعامل نداشته باشد!
ضرورت صداقت ورزی در جامعه به حدی است که حتی کسانی که در رفتار و گفتار خودفریب و نیرنگ را پیشه کردهاند، اما بههیچعنوان مایل نیستند که دیگران هم در مقابل آنان دست به چنین رفتاری بزنند. به بیان دیگر، چنین افرادی گویی به زبان حال بیان میدارند که هرچند ما نسبت به صداقت احترامی قائل نیستیم اما اطرافیان ما لطف کرده و با ما صادقانه رفتار نمایند! بنابراین میتوان نتیجه گرفت صداقت و راستی یک میل فطری است و همه افراد از آن بهره میبرند و با فراگیر شدن چنین فضیلت اخلاقی میتوان امید داشت که سودمندی آن به همه اعضای جامعه برسد.
این نکتهای است که هر یک از ما باید از خودمان آغاز کنیم و توصیه امام صادق(ع) را به گوش جان بسپاریم و در عمل به آن پایبند باشیم.
منابع
کلینی، الکافی
صلاحی، پیشوای صادق
|