■ انجمنهای تخصصی ادبی، محفلی برای گردهمایی علاقهمندان حوزه شعر و ادب
■ سبک من کلاسیک و قالب شعریام غزل است
محمد پیلهور متولد سال 1338، یکی از شاعران پیشکسوت همدانی محسوب میشود که در سال 1364در رشته تاریخ و جامعهشناسی فارغالتحصیل شده است. او برای نخستین بار در سال 1358 شروع به سرودن شعر میکند و نخستین شعرش را در همین سال میسراید.
پیلهور تاکنون مجموعه شعری به نام «آیینهای در مقابل دریا» به چاپ رسانده و جلد دوم آن نیز در دست چاپ است.
سبک او کلاسیک است و در میان قالبهای شعری نیز غزل را برگزیده و در زمینه شعر نو نیز طبعآزمایی کرده است. اشعار پیلهور در مجلات و گاهنامههای مختلف به چاپ رسیده است و در جشنواره فجر در سال 1367نیز عنوان رتبه نخست را کسب کرده است. در ادامه با این شاعر همدانی گفتوگویی انجام دادهایم که در ادامه آن را میخوانید:
در مورد فعالیتهای ادبی خود و اینکه از چه سالی آغاز به فعالیت کردید، توضیح دهید؟
من از زمان دیپلم و قبل از رفتن به دانشگاه علاقهمند به شعر بودم و برای نخستین بار در سال 1358 شروع به سرودن شعر کردم که نخستین غزلم را در هنگام رفتن به دانشگاه در اتوبوس سرودم. بعد از این در سال 1360 برای نخستین بار بعد از انقلاب در همدان انجمن ادبی میلاد با همت جواد محقق تأسیس شد که من نیز یکی از اعضای آن بودم و تا سال 1370فعالیت پویایی داشت.
در این انجمن نقد ادبی آثار به شیوهای جدی دنبال میشد و افرادی که در آن فعالیت داشتند، به شاعران و نویسندگان موفقی تبدیل شدهاند. همچنین در سال 1389 انجمن ادبی کوثر را با همیاری برخی از دوستان تشکیل دادهایم و در این مدت 2 تا عنوان کتاب با عنوان ضریح گم شده (درباره زندگی فاطمه زهرا(س) و امیر عشق و عدالت (درباره زندگی امام علی(ع) ) چاپ کردهایم که گزیدهای از اشعار صد تا 150 شاعر را شامل میشود.
در مورد سبک و قالب شعری خود توضیح دهید؟
سبک اصلی کار من کلاسیک و بین قالبها نیز بیشتر غزل کار کردهام؛ هرچند در قالب مثنوی و چهارپاره نیز کار و در زمینه شعر نو هم طبعآزمایی کردهام و نمونههایی هم دارم.
تاکنون چه آثاری در این حوزه به چاپ رساندهاید؟
مجموعه شعری با عنوان «آیینهای برابر دریا» را در سال 1385 به چاپ رساندهام که گزیدهای از اشعارم را از سال 1360 تا 1385 را شامل میشود و مجموعهای دیگر (جلد دوم) نیز در دست چاپ دارم که شامل نمونه اشعارم از آن زمان تاکنون میشود. همچنین تاکنون آثاری را در گاهنامههای انجمن ادبی میلاد به چاپ رساندهام.
در برخی کتابهای موضوعی که درباره جنگ و شهید و... بود، چند تا از نمونه آثار هم نیز در آنها چاپ شده است، همچنین در جشنواره فجر در سال 1367، عنوان رتبه نخست را کسب کردم.
در مورد جایگاه شعر و شاعری در استان توضیحاتی ارائه بفرمایید و اینکه استقبال از آن چگونه است؟
در همدان 14کانون و انجمن ادبی و در سطح استان نیز 37 انجمن داریم. به عنوان یکی از اعضای خانه شعر و ادب، از فعالیتهای ادبی همدان به جز انجمنهای تخصصی همچون حافظپژوهی، سعدیپژوهی و... که برگزار میشود، راضی نیستم. این انجمنهای تخصصی جایگاه خوبی برای گردهمایی جوانان، علاقهمندان و طرفداران حوزه شعر و ادب محسوب میشوند که در آنها درباره شاعر یا نویسندهای خاص بحث و آثار آنها نقد و بررسی میشود. اما در بقیه انجمنها فعالیتهای ویژه و خاصی در زمینه شعر و ادب صورت نمیگیرد و شاعران آنها نیز اندک است. ما در سطح شهر همدان شاعران پیشکسوت زیادی داریم که متأسفانه دیگر آثار جدیدی خلق نمیکنند و در حالحاضر نیز شاعران مطرح جوان نیز اندک است.
آیا اشعار امروزی کیفیت لازم را نسبت به اشعار کلاسیک دارند؟
نه، به هیچ وجه؛ در انجمنها و کانونهای ادبی سطح شهر افراد اندکی شاعر و دست به قلم پیدا میشود، ولی شعر آنها نیز کیفیت لازم را ندارد و به نوعی تکرار و تقلید مفاهیم و موضوعات دیگر شاعران گذشته است. درواقع اشعار تکراری و تقلیدی نیز اگر طراوت و تازگی نداشته باشد، کارایی و ارزش هنری نخواهد داشت. به نظر من پس از انقلاب به جز شاعرانی همچون قیصر امینپور، سیدحسن حسینی، هوشنگ ابتهاج و... شاعران برجستهای نداریم.
به نظر شما شکوفایی فرهنگ و هنر چه تأثیری بر جامعه خواهد گذاشت؟
فرهنگ و هنر اساس و زیربنای هر جامعهای است و تأثیر زیادی بر رونق آن دارد و بقیه موارد اجتماعی، سیاسی و... روبنا محسوب میشوند. هنر، مفاهیم علمی را شکلی ادبی میدهد و به آن ماندگاری میبخشد. درواقع از گذشتگان ما نیز آثاری که دارای هنرمندی و ظرایف بیشتر بوده، ماندگار شده و باقی مانده است. اگر جامعهای نیز از نظر فرهنگ غنی نباشد، تمدنش نیز غنی نخواهد بود و بقیه فعالیتهایش نیز رونق چندانی نخواهد گرفت.
به نظر شما چرا پس از انقلاب تاکنون شاعران مطرحی ظهور نکردهاند؟
دلایل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در این زمینه تأثیر گذاشتهاند. همچنین اغلب جشنوارههای ما موضوعی است و شاعر باید برای موضوعی خاصی شعر بگوید که این مسأله نیز تأثیر منفی گذاشته است. برای شعر نمیتوان چارچوب خاصی در نظر گرفت و در این صورت کیفیت آن پایین میآید.
درخواست شما از مسئولان برای توجه بیشتر به این حوزه چیست؟
درخواست من این است که جشنواره و همایش کمتر برگزار شود؛ چون به تدریج تکراری و موجب دلزدگی میشود و به جای آن از پیشکسوتان هنری و ادبی تقدیر شود و به آنها کمک شود تا بتوانند آثارشان را عرضه و به چاپ برسانند.
راهکار شما برای رفع کاستیهایی که در زمینه فرهنگ و هنر وجود دارد، چیست؟
شناسایی افرادی که در این زمینه دارای اثر و فعالیت معقولی هستند و اینکه آثارشان را در یک مجموعه به چاپ برسانند که این حمایتها موجب میشود آنها در آینده به شاعران خوبی تبدیل شوند و انگیزه لازم را برای ادامه فعالیت داشته باشند.
همدان - محمد پیلهور
۲۹ / ۸ / ۱۴۰۰
به صبح سر زده از خواب ناز منتظرم
به وقت خنده گل در نماز منتظرم
چو غنچه جامه به تن چاک میزنم ای گل
که زیر پای تو ای سرو ناز منتظرم
بیا که بیتو دلم لالهزار اندوه است
بیا و با دل تنگم بساز منتظرم .
بیا که با تو ز یک گل بهار میآید
بیا بده به بهاران جواز، منتظرم
ز شش جهت پرم از قبله تمنایت
به قرب گوشه غربت، حجاز منتظرم
بخوان شبانه بخوان، شعر بیتکلف صبح
به آفتاب تو دارم نیاز منتظرم
خدا در آیینه روی تو تماشایی است
بکن در آیینه افشای راز منتظرم
سحر به باغ تماشا نیامدی ای گل
غروب جمعه به سوز و گداز منتظرم
تنور خانه جان از تو نان و ایمان داشت
شراب عشق ز گندم بساز منتظرم
ز دوری تو چه حزنی به کوچه پیچیده
که سوز میدمد از جان ساز منتظرم
به سبزوار قیام تو سر به دار زدم
کنار اسب سحر بیجهاز منتظرم
از آذری که به جان زد نگار تبریزم
تب آمد و شب دور و دراز منتظرم
محاق روی تو از پشت ابر گیسویت
ز غصه راه نفس بسته باز منتظرم
|