ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : جمعه ، 23 مرداد 1405

کد خبر : 104916
 
وقت طلاست اگر با ساعت ایرانی اندازه‌گیری نشود
تاریخ خبر : 1398-11-03
نویسنده : مهدی ناصرنژاد
     
   
     
متن خبر :


 شهروند شریفی را می‌شناسم که از حدود نیم‌قرن پیش در گوشه پررفت‌وآمدی از بازار همدان به شغل ظریف و پرزحمت ساعت‌سازی اشتغال دارد. پیشتر از اینها ساعت‌سازی که فقط تعویض باطری و بند و فنر بند ساعت نبود و هزار فوت‌وفن تعمیرکاری و بلدی لازم داشت تا یک ساعت کهنه و رنگ‌ورو رفته و زوار دررفته را جمع‌وجور کنی و تحویل صاحبش بدهی و صد درصد به همین دلیل بود که از قدیم برای هر برنامه منظم، سروقت و دقیقی، ساعت را مثال می‌زدند و می‌گفتند «مثل ساعت کار می‌کند!».
با چنین حس و حالی و تصویری از گذشته‌هاست که وقتی با چشم و نظر دل تأمل می‌کنی، درمی‌یابی آن گوشه بازار و آن صحن و سرا تغییرات چندانی نسبت به 50 سال پیش ندارد، الا کوچولوهای پرجنب‌وجوش آن روزگاران که اینک بزرگ شده‌اند و چه موها و محاسن سیاهی که گوش تا گوش سپید شده و چین‌وچروک نقش بسته در سر و صورت صاحبش بیشتر نمایان ساخته است.
خیلی کم گذرم به آن مکان از بازار قدیم و خاطره‌انگیز همدان می‌افتد و آن روز که از سرِ اتفاق راهم به حلبی‌سازخانه افتاده بود، خیلی از خاطرات هم در ذهنم زنده شد و به یکباره وارد مغازه کوچک ساعت‌سازی شده و پیرمردی رادیدم که روزگاری به مانند فرزند برومندش در کنار خود، جوان و پرانرژی و مشتری‌مدار بود! دریچه روشنی با چشم‌انداز گذشته‌ها به رویم گشود. شاید اگر راهم به آنجا نمی‌افتاد کاری هم با ساعت‌سازی نداشتم، اما برای «خالی‌نبودن عریضه» ساعت را از مچم باز کردم و گفتم «استاد این ساعت مدتی است که در 24 ساعت یک دقیقه جلو می‌افتد» و در همان حال به بخت و اقبال خودم آفرین گفتم که چطور از سر بی‌خبری و بی‌حوصلگی حداقل یک مشکل بسیار مزمن را برطرف می‌کنم. باید اذعان کنم به شدت نسبت به دقت ساعت در هر شرایطی حساسیت دارم و ساعتی که در شبانه‌روز حتی اگر یک ثانیه پس و پیش شود، از نظر من خراب و بی‌ثمر است. در همان حال منتظر بودم آقای ساعت‌ساز توضیحات و جزئیات بیشتری از خرابی ساعتم سؤال کند و مشکل برای همیشه با آن دست‌ها و چشم‌های تیزبین و دقیق و پرتجربه برطرف شود. اما گویا مانند دزدی که به کاهدان زده و راه اشتباهی را رفته باشم، یک سطل آب که در آن سرمای زمستانی به نقطه انجماد هم رسیده بود بر سرم خالی کرد و گفت: «آقا مگر خلبانی که اینقدر عجله‌داری!؟ به کجا می‌خواهی بروی که یک دقیقه عقب و جلو شدن ساعت برایت اینقدر مهم است!؟» با کمال حیرت و درماندگی جواب دادم «استاد، یک دقیقه یعنی 365 دقیقه در سال و 365 دقیقه هم به حساب شما یعنی 6 ساعت؛ آیا مهم نیست؟» باز هم با همان حال‌وهوای توأم با بی‌حوصلگی در جوابم گفت: «آقا مگر در ژاپن زندگی می‌کنی که مهم باشد!؟» باز هم پاسخ دادم «یعنی اینکه ملت ژاپن فقط باید منظم و موقع‌شناس و دقیق باشند و ملت‌های دیگر از جمله ما، خودمان با دست خودمان این حق را از خودمان سلب کنیم!؟» احساس کردم آقای ساعت‌ساز هیچ تمایلی به ادامه بحث ندارد و بیم آن می‌رفت برخلاف تصور و آن ذهنیت شیرین من، ادامه بحث به جدل هم بیانجامد. ناگزیر ساعت را از دستش گرفتم و با عجله به راه افتادم.
یادم آمد مدت‌ها پیش در جایی مطالعه کرده بودم که یک کارخانه‌دار بزرگ سوئیسی که به دنیا ساعت صادر می‌کند، در عنفوان جوانی به صورت روزمزد شاگر یک ساعت‌سازی در شهر خود بوده است. اغلب برندهای معروف ساعت‌سازی در کشور سوئیس و همان ژاپن برای محصولات خود تبلیغ می‌کنند که مشتری حق دارد در صورتی که ساعت خریداری شده در سال 5 دقیقه پس و پیش کند، می‌تواند آن را به فروشنده اصلی عودت داده و ساعت جدیدی تحویل بگیرد. شاید به همین دلیل است که ژاپنی‌ها عادت کرده‌اند آنقدر دقیق باشند و مردمان سوئیس با علم به ضرورت نظم و دقت در ساعت‌هایی که به مچ خود می‌بندند، از یک کارگر معمولی ساعت‌سازی به یک کارخانه‌دار بزرگ تبدیل شده‌اند. شاید هم ما عادت داریم همیشه منتظر باشیم و چشم به دست این و آن بدوزیم تا کاری برای ما انجام دهند و ما را از خمودگی و بیحالی بیرون آورند.

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.