تاریخ چاپ : پنجشنبه ، 15 مرداد 1405کد خبر : 145802
پژوهش در تنگنای انگیزه و زیرساخت
چرا دانشگاه نخبگانش را نگه نمیدارد؟
تاریخ خبر : 1404-09-25
نویسنده : فاطمه عباسیان
متن خبر :
جایگاه علم، تحقیق و نقش دانشگاهها در حل مسائل واقعی جامعه نیازمند بازبینی است؛ صداهایی که از دل آزمایشگاهها، گلخانهها و کلاسهای درس برمیخیزد و روایتگر چالشها، ظرفیتها و مطالبات پژوهشگران است، باید شنیده شود.
هفته پژوهش هر سال تکرار میشود، اما پرسشهای بنیادین همچنان بیپاسخ ماندهاند؛ پژوهش در دانشگاههای ما مسألهمحور است یا فقط مقالهمحور؟ دانشگاه در حال تربیت پژوهشگر است یا تولیدکننده آمار؟ و مهمتر از همه، چرا فاصله میان استعداد علمی و ماندگاری نخبگان هر روز عمیقتر میشود؟ آنچه امروز در فضای دانشگاهی دیده میشود، دوگانگی آشکاری است؛ از یکسو دانشجویان مستعد و پژوهشگران جوانی که توان رقابت علمی در سطح بینالمللی را دارند و از سوی دیگر، زیرساختهای فرسوده، هزینههای سنگین پژوهش، بیانگیزگی و سازوکاری که گاه پژوهش را از معنا تهی میکند.
در چنین شرایطی، پژوهش برای برخی دانشجویان به مسیری پرهزینه و کمثمر تبدیل شده و برای برخی دیگر، تنها پلهای است برای عبور از دانشگاه و اندیشیدن به مهاجرت. گفتوگو با پژوهشگران جوان و اعضای هیأت علمی دانشگاهی، تصویری روشنتر از وضعیت پژوهش ترسیم میکند؛ تصویری که هم از انگیزه، توان علمی و دغدغه ماندن میگوید و هم از کمبود زیرساختها، فشارهای مالی و فاصله میان دانشگاه و صنعت.
در همین راستا، پای صحبتهای روحا... کریمی، عضو هیأت علمی گروه کشاورزی دانشگاه ملایر و پژوهشگر برتر ۳ سال متوالی استان نشستهایم که از جایگاه استاد، از افت انگیزه دانشجویان، هزینههای پژوهش، فرسودگی زیرساختها و ضرورت پیوند واقعی دانشگاه با صنعت سخن به میان میآورد و همچنین سعید سیدی، دانشجوی برتر پژوهشی و از دانشمندان 2درصد پر استناد جهان که از دل تجربه زیسته خود، از نقش انگیزه، زبان، استمرار و در عین حال، بیعدالتیهای پنهان در ساختار پژوهش سخن میگوید.
تقاطع این2 نگاه، به یک پرسش مشترک ختم میشود: آیا پژوهش در دانشگاههای ما بر مدار «مسأله جامعه» میچرخد یا در چرخهای فرساینده از کمبود حمایت، فرار استعداد و بازتولید همان مشکلات قدیمی گرفتار شده است؟ این گفتوگو تلاشی است برای عبور از روایتهای رسمی و نزدیک شدن به واقعیت پژوهش دانشگاهی؛ واقعیتی که اگر جدی گرفته نشود، هزینه آن را آینده علمی کشور پرداخت خواهد کرد.
روحا... کریمی: پژوهش بدون انگیزه و زیرساختهای پژوهشی به نتیجه نمیرسد
از نظر شما مهمترین چالشهایی که دانشجویان در انجام پژوهش با آن مواجه هستند چیست؟ معیار یک پژوهش برتر از نگاه استاد چیست که هم حائز رتبه باشد و هم برای جامعه مفید واقع شود؟
زمانی که خودم دانشجو بودم، شرایط متفاوت بود؛ واقعاً فعال بودیم. من رتبه یک دکترا بودم و وقتی کاری را شروع میکردیم، از «الف» تا «ی» جلو میرفتیم. اما امروز شرایط تغییر کرده است. دانشجویان از لحاظ میزان علاقمندی به پژوهش به چند دسته تقسیم شدهاند و برخی از آنها مثل گذشته انگیزه بالایی برای انجام پژوهش های باکیفیت و کاربردی ندارند.
در حالی که ما زمان و دانش کافی برای راهنمایی پژوهشها را داریم و با کمال میل با دانشجویان برای انجام پژوهش های موثر و کاربردی همراهی میکنیم. در مقطع کارشناسی دانشجویان به هر دلیل علاقمند به انجام پژوهش هستند، و ما کمک میکنیم حتی در حد انجام پژوهش های مختصر و انتشار مقاله حاصل از آن در همایش ها و کنفراس های علمی انگیزه پژوهش را در آنها فعال کنیم. این بخشی از رسالت ماست که در کنار آموزش، پژوهش هم انجام دهیم.
در مقطع کارشناسی ارشد، متأسفانه انگیزه پژوهشی دانشجویان تا حدی کاهش یافته است. بسیاری از دانشجویان ارشد اشتغال به کار دارند و این ممکن است دلیلی باشد که پژوهش برایشان در اولویت نباشد. با این حال تلاش میکنیم پایاننامهها به موقع و با حداقل مشکل به نتیجه برسد. اگر انگیزه در دانشجو برای انجام کار پژوهشی وجود داشته باشد، ما نیز علاقمند شده وچند قدم جلوتر از او حرکت میکنیم و حتی موضوعاتی تعریف میکنیم که قابلیت چاپ در مجلات معتبر علمی بین المللی را داشته باشند.
در مقطع دکتری اما انتظار از دانشجو بالاتر است. استاد راهنما معمولاً امید دارد که دانشجو مسیر یادگیری پژوهش را در مقطع ارشد طی کرده است. به همین دلیل همه چیز قدمبهقدم پیش نمیرود. حتی گاهی به دانشجوی دکترا میگوییم که در موضوع تخصصی خود، از استاد راهنما هم مسلطتر است. در این شرایط اگر انگیزه و پشتکار باشد، ما هم وقت و حتی اعتبار لازم را برای انجام یک کار کاربردی و مؤثر اختصاص میدهیم.
در پاسخ به بخش دو سوال پژوهشی برتر است که بتواند گره از مشکلات کشور چه در بخش کشاورزی و چه صعت و دیگر حوزه ها باز کند که علاوه بر ارتقاء جایگاه علمی کشور باعث رونق اقتصادی شده و به طور مستقیم یا غیر مستقیم منجر به بهبود معیشت مردم شود.
با توجه به سابقه تدریس و راهنمایی پایاننامههای متعدد، به نظر شما تمایل دانشجویان به پژوهش در سالهای اخیر کاهش یافته است؟ علت چیست؟
بله، تا حدی این کاهش انگیزه وجود دارد. دانشجو از همان ترمهای ابتدایی با نگاه ورود به بازار کار وارد دانشگاه میشود؛ چه در دوره کارشناسی و چه در کارشناسی ارشد. بیشترین انصرافها هم در ترمهای اول و دوم رخ میدهد، آن هم زمانی که هنوز وارد دروس تخصصی نشدهاند.
اما وقتی دانشجو جلوتر میرود، مهارت یاد میگیرد و اعتمادبهنفسش افزایش پیدا میکند، علاقهمند میشود. مشکل اصلی، نبود زیرساختهای مناسب پژوهشی است. مثلا در رشته های کشاورزی گلخانههای پژوهشی نسل جدید وجود ندارد و ما هنوز در برخی دانشگاهها در گلخانههای کلاسیک ماندهایم یا حتی گلخانهای وجود ندارد. طبیعی است دانشجویی که مهارت عملی یاد نگیرد، اعتمادبهنفس لازم برای بازار کار را هم نداشته باشد و تنها نگاهش به استخدام دولتی باشد.
در حالی که اگر آموزش، پژوهش و زیرساخت کنار هم قرار بگیرند، دانشجو نیازی به استخدام در بخش دولتی نخواهد داشت. پژوهش بدون آموزش یا آموزش بدون پژوهش معنا ندارد؛ این دو باید همزمان پیش بروند تا به مهارت و فناوری منجر شوند.
آیا موضوعات پژوهشی بر اساس نیاز جامعه انتخاب میشوند؟
بله، کاملاً. برای مثال در دانشکده کشاورزی و پژوهشکده انگور و کشمش که ماهیت تقاضامحور دارد. هر مشکلی که در کف جامعه وجود داشته باشد-از باغات و گلخانه ها گرفته تا کارخانههای کشمش- به ما منتقل میشود. موضوعاتی مانند سرمازدگی، آفات، صادرات، بازاریابی و تغذیه گیاهی و بر همین اساس موضوعات پژوهشی تعریف میشوند و امروزه بسیاری از نتایج پایان نامه ها در باغات و گلخانه ها استفاده می شوند.
اگر موضوع کمحجم باشد، در قالب پایاننامه کارشناسی ارشد و اگر قویتر باشد، در سطح رساله دکترا دنبال میشود.
پژوهشهای دانشجویان ایرانی را در مقایسه با پژوهشهای بینالمللی چگونه ارزیابی میکنید؟
تجربه شخصی من نشان میدهد که پژوهشهای ما از نظر علمی بسیار قوی هستند. برای مثال دانشجوی دوری دکتری که برای گذاراندن دوره کوتاه مدت فرصت مطالعاتی به کشورهای مختلف از جمله اسپانیا و ایتالیا رفته اند اذعان دارند که موضوعات تعریف شده ما به مراتب قویتر از بسیاری از کارهای آنها بود و حتی در مجلات Q1 با ایمپکت بالا چاپ شد با این تفاوت که دانشجوی ما برای انجام پژوهش زحمت زیادی باید متقبل شود ولی در کشورهای خارجی شرایط انجام پژوهش به شکل بهتری فراهم است.
مشکل اصلی ما زیرساختهاست. تجهیزات آزمایشگاهی فرسودهاند، مواد مصرفی ناخالص هستند و دستگاههای جدید گران بوده به سختی وارد میشوند. گاهی دانشجو مجبور میشود بخشی از پایاننامه خود را در دانشگاههای دیگر انجام دهد که این مسئله برایش بسیار سخت است.
ارتباط دانشگاه و صنعت را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا پژوهشهای دانشجویان در استان مورد استفاده قرار میگیرد؟
دانشگاهها امروز وارد نسل چهارم شدهاند و ارتباط با صنعت یک ضرورت است. بدون این ارتباط، پژوهش مؤثر شکل نمیگیرد. خوشبختانه دفتر ارتباط با صنعت دانشگاه فعال شده و در چند سال اخیر طرحهای بروندانشگاهی افزایش یافته است.
این طرحها هم به حل مسائل کاربردی کمک میکند و هم منبع مالی خوبی برای اجرای پژوهش و تقویت فعالیتهای علمی است.
نظر شما درباره نقش هوش مصنوعی در پایاننامهها و مقالات چیست؟ آیا نگران سرقت علمی هستید؟
ما باید همگام با فناوریهای روز حرکت کنیم. استفاده درست از هوش مصنوعی میتواند سرعت کار را بالا ببرد، اشکالات نگارشی را برطرف کند و به بهبود زبان انگلیسی کمک کند.
اما نباید به ابزاری برای تقلب تبدیل شود. هوش مصنوعی باید در کنار دانش و روشهای علمی استفاده شود، نه جایگزین آنها.
در پایان، چه توصیهای برای دانشجویانی دارید که میخواهند وارد مسیر پژوهش شوند؟
مهمترین عامل، علاقه و انگیزه است. بدون انگیزه، پژوهش شکل نمیگیرد. انگیزه هم از چند عامل میآید؛ پیشزمینه علمی، زیرساخت مناسب و استاد راهنمای همراه.
دانشجو باید بداند برای هر واحد درسی، چند برابر زمان بگذارد تا دانش واقعی کسب کند، مقالات مختلف را بخواند و بر اساس نیازهای واقعی جامعه مسیر پژوهش خود را انتخاب کند. این مسیر شاید در ابتدا سخت باشد، اما اگر علاقه وجود داشته باشد، قطعاً به نتیجه میرسد.
سعید سیدی: پژوهش بدون زیرساخت، به مهاجرت ختم میشود
به نظر شما یک دانشجو برای تبدیل شدن به پژوهشگر برتر، به چه مهارتهایی نیاز دارد؟
از نظر من یکی از مهمترین مهارتها، تسلط کافی به زبان انگلیسی است. زبان انگلیسی نقش بسیار مهمی در مسیر پژوهش و پیشرفت علمی دارد. پژوهشگری که زبان خوبی داشته باشد، میتواند با محققان و پژوهشگران مطرح رشته خود ارتباط برقرار کند، مقالات روز دنیا را مطالعه کند و در فضای علمی بینالمللی حضور مؤثر داشته باشد.
در کنار زبان، مهارت مقالهنویسی و توانایی برقراری ارتباط علمی نیز بسیار مهم است. اگر دانشجو بتواند زبان انگلیسی خود را تقویت کند و اصول نگارش علمی را بیاموزد، قطعاً میتواند پیشرفت قابل توجهی داشته باشد و اثرگذار باشد.
چه توصیهای برای دانشجویانی دارید که قصد ورود به عرصه پژوهش را دارند؟
من از سال ۱۳۹۳ آغاز به مقالهنویسی کردم و تا امروز حدود ۳۵ یا ۳۶ مقاله در ژورنالهای مختلف دارم. مهمترین توصیهام «استمرار» است. استمرار، تلاش و وقت گذاشتن. دانشجو باید از یک فرد آگاه مشورت بگیرد و بداند که ممکن است چندین بار تا نیمهراه پیش برود و احساس کند نمیتواند ادامه دهد؛ اما نباید دلسرد شود.
امروز با وجود ابزارهای هوش مصنوعی، مطالعه مقالات و حتی کاهش درصد مشابهت بسیار سادهتر شده و میتوان از این ابزارها به شکل تخصصی استفاده کرد. اگر بخواهم جمعبندی کنم، پاسخ این پرسش فقط یک کلمه است: استمرار، استمرار و استمرار.
در پروژهها و مقالاتی که انجام دادهاید، سختترین و چالشبرانگیزترین بخش کدام بوده است؟
از نگاه تخصصی من، سختترین بخش این است که مداری طراحی کنیم که نسبت به نمونههای قبلی بهبود واقعی داشته باشد. وقتی این مرحله بهدرستی انجام شود، نوشتن مقاله کار چندان دشواری نیست. بخش شبیهسازی و مقایسه نتایج، چالشبرانگیزترین قسمت کار است. اگر این بخش حل شود، ادامه مسیر سادهتر میشود. برای دانشجویانی که تازه آغاز میکنند، پیشنهاد میکنم اگر توانایی دارند، از ابتدا به زبان انگلیسی بنویسند. کسانی که از ابتدا حتی به صورت دستوپا شکسته انگلیسی نوشتند، هم در مطالعه و هم در نگارش خیلی سریعتر پیشرفت کردند. نقش استاد راهنما در این مسیر درواقع تعیینکننده است.
از تجربه همکاریتان با استاد راهنما بگویید. به نظر شما مهمترین چالش میان دانشجویان و اساتید راهنما چیست؟
اگر از اساتید خوب فاکتور بگیرم و بخواهم واقعبینانه صحبت کنم، متأسفانه در برخی از موارد، اساتید ایرانی دانشجو را بیشتر به چشم یک «کارخانه مقالهنویسی» میبینند. برخی از این اساتید، معمولاً فقط دستور میدهند که فلان بخش را اینگونه انجام بده یا آن بخش را اصلاح کن، اما خودشان حتی یک خط هم به مقاله اضافه نمیکنند. در عمل، تمام مشکلات شبیهسازی، تحلیل داده و حتی اصلاح متن بر عهده دانشجوست. در نهایت هم فقط پیشنهاد میدهند مقاله به کدام ژورنال ارسال شود و نام خودشان به عنوان نویسنده درج میشود، در حالی که کل کار توسط دانشجو انجام شده است.
در مراسمهای تقدیر هم همین نگاه وجود دارد؛ ابتدا از اساتید تجلیل میشود و سهم دانشجو بسیار ناچیز است. در حالی که اگر دانشجو نباشد، نه دانشگاهی وجود دارد، نه مقالهای و نه استادی. انجام پژوهش و تدریس، وظیفه ذاتی هیأت علمی است، اما دانشجو نیاز به انگیزه دارد. متأسفانه این مسأله باعث دلخوری بسیاری از پژوهشگران برتر، از جمله خود من و دوستانم شده است.
اگر مطالبهای از سوی دانشجویان دارید، مطرح کنید؟
متأسفانه دانشجوی امروز ما چندان مطالبهگر نیست و اغلب فقط به گرفتن مدرک فکر میکند. البته مشکلات اقتصادی و شرایط جامعه بیتأثیر نیست، اما این نگاه مدرکگرایی آسیبزاست. دانشگاه بوعلیسینا همدان یکی از دانشگاههای مادر کشور است و چهرههای علمی بزرگی از دل آن برخاستهاند؛ همانند دکتر اعتماد، پدر علم انرژی هستهای ایران. اما متأسفانه این مفاخر آنگونه که باید به دانشجویان معرفی نمیشوند.
از سوی دیگر، زیرساختها فرسوده است؛ آزمایشگاهها قدیمیاند و امکانات پژوهشی بسیار محدود است. در حالی که استان همدان قطب کشاورزی کشور است و ظرفیتهای عظیمی دارد، اما حمایتی متناسب با این ظرفیتها انجام نمیگیرد.
در جمعبندی باید بگویم مشکل اصلی، نبود حمایت مالی و ضعف زیرساختهاست. اگر میخواهیم دانشگاه پیشرفت کند و دانشمندان یک و دو درصدی داشته باشیم، باید سرمایهگذاری واقعی انجام دهیم. در عین حال، لازم میدانم از آقای ملانوری استاندار همدان و همچنین مجذوبی ریاست دانشگاه، دکتر مرادیمخلص و افضلی تشکر کنم. اگر بودجه در اختیار مدیران قرار بگیرد، قطعاً میتوانند کارهای مؤثری انجام دهند.
نظر شما درباره مهاجرت نخبگان چیست؟ در رابطه با برنامه خودتان برای ادامه مسیر بگویید.
وقتی برای پژوهشگر زیرساخت و حمایت فراهم نمیشود، طبیعی است که به مهاجرت فکر کند. من به کشورم، دانشگاهم و خاکم تعصب دارم و دوست دارم بمانم و خدمت کنم. اما تاکنون هیچ پیشنهاد استخدامی یا بورسی دریافت نکردهام. واقعیت این است که تا پایان دکتری صبر میکنم، اما اگر شرایط تغییر نکند، ناچار به مهاجرت میشوم؛ با اینکه دعوتنامه از کشورهای دیگر دارم، دلم نمیخواهد بروم. مهاجرت برای من انتخاب از سر علاقه نیست، بلکه انتخاب از سر اجبار است. دوست دارم در کنار خانوادهام، در کشور خودم بمانم و افتخارآفرینی کنم.
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.