در دل شب، صدای غرش هواپیما و شلیک پدافند هوایی سکوت خانه را میشکند. کودکی از خواب میپرد، اشک در چشمانش حلقه میزند و در آغوش مادر پناه میگیرد. صحنهای آشنا برای بسیاری از خانوادههایی که در مناطق درگیر جنگ یا تهدیدهای هوایی زندگی میکنند. اما در چنین لحظاتی، والدین چه باید کنند؟
در روزهایی که زندگی از حالت عادی فاصله گرفته، پناه دادن به کودکان، شنیدن ترسهایشان و کمک به آرامشدن ذهن آنها، نوعی قهرمانی خاموش است. جنگ، اگرچه سرنوشتساز است، اما در نحوه مواجهه ما با آن، آیندهای متفاوت شکل میگیرد. مراقب روان خود و فرزندانمان باشیم؛ زیرا ذهن سالم، تصمیم سالم میگیرد. در چنین شرایطی باید نگاهی واقعبینانه به تأثیرات روانی جنگ بر کودکان و بزرگسالان داشته باشیم و راهکارهایی عملی برای آرامسازی کودکان در شبهای ناآرام ارائه دهیم.
خانوادهها اخبار جنگ را محدود و برنامههای کودکان را حفظ کنند
در پی افزایش تنشهای منطقهای و بروز شرایط بحرانی، حجتاله حاتمی، روانشناس و مشاور خانواده، با هشدار نسبت به تأثیرات روانی این فضا بر کودکان، بر لزوم توجه جدی خانوادهها به سلامت روان فرزندان خود تأکید کرد.
این روانشناس با بیان اینکه «تابآوری روانی کودکان در مواجهه با بحران، بهمراتب کمتر از بزرگسالان است»، گفت: در شرایطی که حتی بزرگترها با اضطراب و فشار روانی مواجه میشوند، کودکان این وضعیت را به شکل حادتری تجربه میکنند، زیرا توان درک، تحلیل و پردازش آنچه میشنوند یا میبینند، ندارند.
وی یکی از مهمترین عوامل تشدید اضطراب در فضای خانواده را پیگیری مداوم و بیوقفه اخبار، بهویژه از منابع غیررسمی دانست و گفت: اخبار، بهویژه اگر از کانالهای غیررسمی و فضای مجازی دریافت شود، بار هیجانی زیادی دارد و ممکن است سبب ترس و نگرانی بیدلیل در میان اعضای خانواده، بهویژه کودکان شود.
توصیه میکنم خانوادهها زمان مشخصی برای پیگیری اخبار در نظر بگیرند و باید این کار را در غیاب فرزندان انجام دهند.
حاتمی همچنین حفظ روال عادی زندگی روزمره کودکان را از مهمترین اقدامات والدین در چنین شرایطی دانست و افزود: فعالیتهایی مانند بردن کودک به پارک، شرکت در کلاسهای فوقبرنامه و بازیهای روزمره نباید متوقف شوند. این روتینها به کودک احساس امنیت و ثبات میدهند. وی با اشاره به اینکه برخی والدین در حضور فرزندان اقدام به تحلیل و گفتوگو درباره اخبار جنگ و بحران میکنند، نسبت به این موضوع هشدار داد و تصریح کرد: کودکان توان تحلیل این مباحث را ندارند، اما هیجانات ما را بهطور کامل درک میکنند. تفسیرهای شخصی والدین از وضعیت، میتواند در ذهن کودک به شکل کابوس، ترس از آینده یا احساس ناامنی بروز پیدا کند.
این روانشناس همچنین توصیه کرد تماس با بستگان برای اطلاع از وضعیت سلامت آنها، بهصورت کوتاه، هدفمند و با آرامش انجام گیرد و از انجام تماسهای مکرر و اضطراببرانگیز، بهویژه در حضور کودکان، خودداری شود.
حاتمی در پایان تأکید کرد: ما نمیتوانیم روند یک بحران را تغییر دهیم، اما میتوانیم فضای خانه را امنتر، آرامتر و قابل تحملتر کنیم. کودکان امنیت روانیشان را از والدینشان میگیرند؛ پس والدین باید در ابتدا آرامش خود را حفظ کنند.
کودکان هنوز درک دقیقی از جنگ، تهدید و حتی مفاهیم امنیت ندارند. آنها تنها از آنچه میشنوند یا میبینند واکنش میگیرند. در نتیجه، شنیدن صداهای بلند مانند ضد هوایی یا هواپیماها میتواند منبعی جدی برای اضطراب باشد. رفتار اشتباه: گفتن جملههایی مانند «چیزی نیست» یا «نترس» نه تنها کمکی نمیکند، بلکه موجب میشود کودک احساساتش را بیارزش بداند.
چه کنیم تا کودک احساس امنیت کند؟
۱. همدلی واقعی: با کودک همدل باشید، احساسش را تأیید کنید. بهطور مثال بگویید: میدانم این صداها ترسناکاند. خیلی از کودکان وقتی چنین صداهایی میشنوند، میترسند. این طبیعی است.
۲. توضیح ساده اما واقعی: برای کودک با زبان ساده توضیح دهید که این صداها ممکن است مربوط به تمرینهای امنیتی یا اقدامات حفاظتی باشد. این صداها برای این است که آسمان را چک کنند و مطمئن شوند که همه چیز امن است.
۳. ایجاد احساس اطمینان: ما الان در خانهمان در امان هستیم. هر وقت ترسیدی، میتوانی بیایی پیش من، با هم حرف بزنیم.
۴. پرت کردن حواس در لحظات استرس: خواندن کتاب، نقاشی، گوش دادن به موسیقی آرام یا حتی بازی با اسباببازی موردعلاقه میتواند کمک بزرگی باشد.
چه کارهایی را نباید انجام داد؟
انکار احساسات کودک: گفتن «چیزی نیست» یا «نترس» سبب سرکوب احساسات و ایجاد بیاعتمادی میشود.
ترساندن کودک برای کنترلش: تهدید به اینکه «اگر گریه کنی دشمن میآید!» اضطراب کودک را بیشتر میکند.
انتقال اضطراب بزرگترها: کودکان به شدت از رفتار بزرگترها الگوبرداری میکنند. اگر والدین مضطرب باشند، کودک هم آرام نمیماند.
جنگ و تأثیر آن بر روان انسان
بحران جنگ محدود به صدای انفجارها یا خاموشیها نیست؛ اثر آن تا مدتها در روان افراد، بهویژه کودکان، باقی میماند. اختلالاتی مانند افسردگی، اضطراب، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) از رایجترین آسیبهای روانی پس از جنگ هستند.
علائم روانی جنگ:
احساس ناامیدی، بیارزشی یا گناهکاری
اختلال در خواب و تغذیه
تجسم مکرر خاطرات دردناک جنگ
بیقراری، تحریکپذیری و کابوس شبانه
8 راهکار برای حفظ سلامت روان در شرایط بحرانی
۱. استراحت و تنفس عمیق: گاهی توقف کوتاه و چند نفس عمیق، معجزه میکند.
۲. ذهنآگاهی (Mindfulness): تمرکز بر لحظه اکنون، بدون قضاوت، به کاهش اضطراب کمک میکند.
۳. محدود کردن مصرف اخبار منفی: فقط در بازههای مشخص، از منابع رسمی پیگیر باشید.
۴. ورزش منظم: حتی پیادهروی یا حرکات ساده خانگی میتواند اضطراب و افسردگی را کاهش دهد.
۵. اهمیت به خود: کارهایی را انجام دهید که پیشتر از آن لذت میبردید.
۶. ارتباط با اطرافیان: گفتوگو با دیگران، نه فقط درباره بحران، نقش مهمی در تهویه روانی دارد.
۷. خواب آرام شبانه: دوری از اخبار و نور صفحه پیش از خواب، کمک بزرگی است.
۸. مشاوره تخصصی: اگر علائم روانی شدت یافت، مشورت با روانشناس بهترین گزینه است.
در شرایط جنگی، بسیاری از خانوادهها از اعضای خود آسیب دیدهاند یا در غم از دست دادن عزیزانشان هستند. هرچند هیچکس نمیتواند تأثیر این دردها را انکار کند، اما مراقبت از سلامت روان، نخستین قدم برای ادامه مسیر است؛ هم برای خود و هم برای کودکانی که از ما الگو میگیرند.