قصه اعتیاد، قصه پردرد و رنج جامعه است. قصهای که در نهایت مرگ تو را انتظار میکشد، تلخی داستان زندگی زنان و مردانی است که احتیاج به هیچ مقدمه ای ندارد. به گفته خودشان ماجرای اعتیاد ابتدایش همه چیز خوب پیش میرود و فارغ از هرگونه درد و غم است، ماجرایی که تا با خواست خودت نباشد به سرانجام نمیرسد.
برهمین اساس تصمیم گرفتیم به سراغ تنها کمپ ترک اعتیاد زنان در شهر برویم و با افرادی که تجربه ترک مواد را داشتند مصاحبه ای کنیم.
کمپ ارمغان نویدمهر در یکی از خیابانهای شهر واقع شده که دور تا دور آن را فروشگاههای لوازم یدکی خودرو گرفته است وارد ساختمانی 2 طبقه قدیمی شدیم و با 2 نفر از کارکنان آنها همصحبت شدیم ما را به طبقه بالاتر راهنمایی کردند. 10نفر از زنان در کنار در ایستاده بودند به چهره تکتک آنها نگاهی کردم حالتی مضطرب و نگرانکننده در چشمانشان موج میزد گویی بار غم یک زندگی بیحاصل و بیهدف در آنها شکسته باشد.
زنان و دخترانی که بیشتر موادمخدر و هروئین و شیشه مصرف میکنند و اغلب آنها ساکن روستاهای اطراف همدان هستند و سابقه مصرف موادمخدر در خانوادههایشان وجود دارد.
دوست داشتم پای صحبت تکتک آنها بنشینم و از شرایط کنونیشان باخبر شوم، اما به دلیل محدودیت زمانی با 5نفر از آنها موفق به مصاحبه شدیم.
میترا 48 ساله:
«من از همان ابتدای دوران کودکیام با موادمخدر آشنا شدم و در یک خانوادهای خلافکار که اعضایش با اعتیاد همنشین بودند رشد کردم و همیشه موادمخدر را به چشم داروی مُسکن نگاه میکردم تا زمانی که با فرد معتاد دیگری زندگی مشترکم را آغاز کردم و هر 2 با هم در دام اعتیاد افتادیم تا زمانی که به خودم آمدم و دیدم که تمام زندگیام ، فرزندانم را پای بساط اعتیاد گذاشتم و دیگر چیزی از زندگی نمیدانستم و روزبهروز به مشکلات و اختلافاتم افزوده میشد و حدود 30 سال من با موادمخدر همخانه بودم که در نهایت با این انجمن آشنا شدم و خدارو شکر میکنم که اکنون نزدیک3 سال است که به زندگی برگشتهام و به عنوان یکی از مددکاران اجتماعی در این انجمن مشغول به کار هستم، من معتقدم که یک معتاد بهبودیافته میتواند به معتاد دیگری کمک کند و از اینکه بااراده خود توانستم زندگی پاک دیگری را برای خودم از نو بسازم خدارو شکر میکنم.»
اکرم 35 ساله:
«من از سال 97 دچار بیماری قند شدم و همیشه از ناحیه پا احساس درد میکردم در آن سال همسرم در زندان بود و هر زمانی که برای مرخصی میآمد مصرف تریاک را به من پیشنهاد میداد و همین موضوع موجب شد که من در هفته حدود3 الی 4بار تریاک مصرف کنم تا اینکه دیگر تریاک جوابگویم نبود و رو به مصرف هروئین آوردم و در زمانی که همسرم در زندان بود به دلیل اینکه دسترسی کافی به مواد نداشتم دوباره همان پادرد و بدن درد به سراغم میآمد. در زندگی با مشکلات بسیاری دستوپنجه نرم کردم و سختیهای بسیاری کشیدم از طرفی دیدن فرزند معلولم زندگی را به کامم تلخ کرده بود و فکر میکردم تنها چیزی که میتوانست من را از این همه مشکلات نجات دهد همان مصرف هروئین بود.« نئشگی حالتی است که خوشی سراسر وجودت را فرامیگیرد و فراموش میکنی که رنجی در کره خاکی وجود دارد». تا زمانی که مورد آزار و اذیت همسر و اطرافیانم قرار گرفتم که عرصه زندگی به من تنگ شد و کمکم کارتنخواب شدم و آنقدر در دام اعتیاد گرفتار شده بودم که اجازه ندادند در تشییع جنازه فرزند معلولم شرکت کنم و این برای من درد بزرگی شد، اما اکنون خدا را شکر میکنم که حدود 13روز است که پاک هستم و دوباره به زندگی روی آوردهام و تصمیم گرفتهام دیگر هیچ وقت به سراغ اعتیاد نروم تا بتوانم طعم خوشبختی را بچشم.»
مریم27ساله:
«پدرم خودش ساقی بود و به دلیل اینکه به زاهدان سفر میکرد موادمخدر را هم از آنجا تهیه میکرد و همیشه مصرف تریاک در خانه ما حالت پذیرایی برای میهمانان را داشت.
در سن پایین ازدواج کردم و یک ماه پس از ازدواجم به دلیل فشار کاری زیادی که بر دوشم بود پدربزرگم برای رفع خستگیهایم من را به سمت مصرف موادمخدر سوق داد و شروع به مصرف کردم که ای کاش هیچ وقت قبول نمیکردم و اکنون در کنار همسر و فرزند 3سالهام بودم.
خوشبختانه همسرم پاک است و تاکنون هیچ موادمخدری را مصرف نکرده است و به دلیل اعتیادم از هم جدا شدیم و دیگر اجازه ملاقات با دخترم را نداد و این برایم حسرت بزرگی شده است.»
محبوبه 32ساله:
«من 12سال است که درگیر این بیماری اعتیاد هستم. در زندگی هیچوقت از لحاظ مالی دچار مشکل نشده بودم. چند باری مواد را کنار گذاشتم، اما دوباره لغزش داشتم و به هر بهانهای به سراغش رفتم و از نو شروع کردم و دلیل اصلی آن هم وسوسههای همسرم بود که سعی میکرد من را قانع کند که با 2، 3بار مواد کشیدن هیچ کسی معتاد نشده است. پس از گذشت 3سال همسرم اعتیادش را کنار گذاشت، ولی من همچنان درگیر بودم و در زمانهایی که او بود مواد نمیکشیدم و سعی میکردم تبولرز و بدن درد خود را با مصرف شربت آرام کنم، کارم به جایی رسیده بود که دیگر در میان خانواده و اهالی روستا هیچ آبرو و اعتباری نداشتم و به دلیل اینکه در محیط کوچکتری قرار داشتم از طرف خانوادم هیچگونه حمایتی نمیشدم و اکنون نزدیک 9روز است در این کمپ هستم و جا دارد از مشکلات و سختیهای این کمپ بگویم؛ «نبود فضای باز و هواخوری، وسیله بازی» که بتواند در مدتی که در این مکان بسر میبریم سرگرم باشیم. از مسئولان تقاضا دارم که توجه بیشتری به ما داشته باشند و محیط بهتر با امکانات بیشتری را برایمان فراهم کنند.
ستاره 29 ساله:
«7 سال است که معتاد هستم و از همان ابتدا در کنار همسرم هروئین و شیشه مصرف کردیم. از دلایل اصلی معتاد شدنم این بود که همسرم از سر عشق و علاقهای که به من داشت دوست داشت حالت خوش خماری و نئشگی را تجربه کنم و اما به واسطه همین نئشگی و موادمخدر تمام زندگیم را از دست دادم، اما به کمک خانواده همسرم و برای اینکه زندگیام از هم پاشیده نشود وسایل موردنیاز زندگی را برایمان فراهم کردند، اما باز هم به سراغ موادمخدر رفتیم زندگیمان بدتر از دوره گذشته شد. زمانی که شیشه مصرف میکردم دچار توهم میشدم به طوری که که تمام پتوها را از هم میشکافتم و در خانه میریختم. به خاطر مواد گدایی و از زبالههای شهری ضایعات جمع کردم و اما خوشحالم که هیچ وقت روی به کارهای غیرشرعی نیاوردم. اگر به گذشته برگردم به خاطر مادرم هم که شده دیگر سمت هیچگونه موادمخدری نمیروم، البته این نکته را هم بگویم که هیچ وقت معتادی نمیتواند بگوید که 100درصد به سراغ مواد نمیرود.»
فعالیت یک مرکز ترک اعتیاد زنان در همدان
هماکنون یک مرکز و کمپ ترک اعتیاد زنان در همدان وجود دارد که به درمان زنان و دختران معتاد میپردازد.
مدیر مرکز ترک اعتیاد بانوان در گفتوگو با همدان پیام گفت: نزدیک 10سال است که در زمینه مددکاری فعالیت دارم، اما حدود 3سال است این مرکز را به همراه سایر کارکنان خود راهاندازی کردهایم. دورههای این مرکز 21روزه است که هزینه این مرکز در سال گذشته طبق تعرفه 750 هزار تومان بود در حالی که امسال نسبت به سال گذشته افزایش داشته و حدود یک میلیون و450هزارتومان است.
زهرا نصیرپور به عمده مشکلات اساسی این مرکز پرداخت و افزود: یکی از اساسیترین مشکلات این کمپ قدیمی بودن ساختمان آن است که بیش از چند بار سقف آن ریزش کرده است دیگری نبود فضای باز و هواخوری برای بیماران است و اینکه هیچگونه وسیله بازی و تفریحی برای این افراد وجود ندارد، نبود فضای کافی به طوری که تمامی کارکنان اعم از روانشناس، پزشک و مددکار همگی در یک اتاق هستیم و این شرایط برایمان دشوار است. وی در ادامه بیان کرد: اینجا تحت حمایت هیچ ارگانی نیست و در بسیاری مواقع هم شده که بیشتر مخارج این کمپ توسط هزینه شخصی خود و هزینهای که توسط والدین برای درمان بیماران صورت میگیرد انجام میشود.
نصیرپور در پایان گفت: در همدان زنان و دختران معتاد بیشتر موادمخدر هروئین و شیشه مصرف میکنند، زیرا زنانی که در مرکز ترک اعتیاد اقدام به ترک میکنند مواد مورد مصرف خود را " هروئین و شیشه" ذکر میکنند و اغلب آنها ساکن استانهای همجوار هستند که در رده سنی 18 تا 60 ساله قرار دارند.