تقریبا تمام کسانی که دارای شغل و بالطبع درآمد هستند و یا اینکه برای نقل و انتقال منزل مسکونی و یا خودروی خود راهشان به اداره مالیات افتاده است نسبت به مفهوم آن آشنایی دارند. در واقع مالیات تامین هزینه عمومی توسط دولت و از جیب مالیات دهندگان است. پر واضح است دولت ناچار است برای تحقق درآمد خود و به منظور تأمین هزینههای مربوط، اقدام به تعریف منابعی نماید تا بتواند با تحقق آنها، مصارف خود را پوشش داده و از عهده انتظارات مردم در ارائه خدمات مربوط بربیاید .لذا برای تحقق بخشی از این مهم تشکیلاتی را تحت عنوان سازمان مالیاتی تعریف کرده تا از طریق آن بتواند میزان مالیات برنامهریزی شده بر اساس بودجه ی مصوب را جمع آوری و هزینه نماید که البته روشن است بدون وجود چنین سیستمی برآمدن از عهده ی هزینه های جاری و حتی عمرانی که ممکن است از همین محل تأمین شود ناممکن است که البته در ارتباط با مسائل اجتماعی نیز موضوع کاملا صادق است.
در ارتباط با این حوزه و به بیان دیگر تامین هزینه های اجتماعی که دارای دامنه ای گسترده هستند نیز نیازمند تعریف تشکیلاتی هستیم. در مسائل اجتماعی که به لحاظ موضوعی دارای تنوع قابل توجهی هستند نیز، نیازمند آن هستیم تا برای افراد مسئولیت اجتماعی مشخصی تعریف کر ده و طلب کنیم.
تمامی افراد جامعه دانسته یا نادانسته، کم یا بیش، از خدمات اجتماعی که جامعه، فارغ از آنچه دولت به آنها ارائه میدهد، استفاده میکنند و در واقع پای سفره پیدا و پنهانی که دیگران چیدهاند نشسته اند.بسیاری از آنچه امروز به عنوان عامل کنترل و هدایت ما با محیطمان جاری است نتیجه عملکرد افراد و نهادهایی است که جدای از خدمات نهادهای دولتی و شبه دولتی همچون صدا و سیما و بر اساس احساس مسئولیت اجتماعی متولیان آنها شکل گرفته و خدماتی را ارائه کرده است.هستند بسیاری از تشکلها که در نتیجه احساس مسئولیت متولیانشان که برخاسته از دانش و آگاهی آنها نسبت به موضوع شکل گرفته و در حال ارائه خدمت هستند.
موسسات بسیاری وجود دارند که بدون هیچ فشار محیطی و باهدف افزایش کیفیت مشخصات جامعه شکل گرفته و خدمات قابل توجه و البته بی سر و صدایی را به جامعه ی خود ارائه کردهاند. عمق و وسعت شاخص های اجتماعی بقدری وسیع هستند که حتی ما نمی توانیم اندازه مشخصی برای خدمات اجتماعی تعریف نماییم و البته این موضوع خود ریشه در انسان با تمام پیچیدگیهایش دارد .بسیاری از آنچه امروز به عنوان یک ناهنجاری در جامعه رخ می نماید، می توانست با تعریف مسئولیت اجتماعی و همچنین تعریف راهکارهای مشخص جهت پیاده کردن آنها، وجود نداشته باشند. همانطوریکه امروز نیز بسیاری از ناهنجاریها که می توانست در جامعه رخ دهد، در نتیجه مسئولیتپذیری اجتماعی برخی، اتفاق نیافتاده است. ضمن اینکه باید این موضوع در جامعه جا بیافتد که هزینه مسئولیت اجتماعی بسیار کمتر از هزینه ی خلأ آن است. درطرف دیگر باید یادآور شد در واقع توجه به جامعه و پذیرش مسئولیت آن در واقع توجه به خود است. بسیار روشن است هر ناهنجاری و مسألهای که در جامعه رخ می دهد ، کم و بیش و دیر یا زود اثراتش متوجه تمام افراد خواهد بود و در واقع همه افراد باید هزینه ی آن را پرداخت کنند. و لذا فرهنگ سازی در این خصوص باید به عنوان اولین گام جهت تحقق مسئولیت اجتماعی و به تعبیر دیگر مالیات اجتماعی مد نظر متولیان امر قرار گیرد. همانطوریکه امروز شاهد هستیم روز به روز موضوع مسئولیت اجتماعی در غرب در حال پر رنگ تر شدن است. حتی در برخی موارد کار تاجایی پیش رفته است که افراد به صورت داوطلبانه می توانند خدماتی را به افراد نیازمند ارائه داده و دولت نیز متعهد میشود در صورت نیاز فرد داوطلب به خدمت مشابه در آینده آن خدمت را به او ارائه دهد و در حقیقت بدین ترتیب و به نوعی بستر را برای پسانداز اجتماعی او فراهم میکند. البته این صرفا یکی از صورتهای موضوع می باشد و بهره مندی کامل از ظرفیتهای اجتماعی به منظور استفاده از آن در تمامی بخش ها و ابعاد گوناگون اولا نیازمند باور آن وثانیا نیازمند برنامهریزی جامع و عملیاتی است. درعین حال امروز شاهد هستیم در بسیاری از مواقع مسائل اجتماعی در جامعه ی ما بدون توجه افراد آگاه و البته بیتفاوت رخ میدهد، غافل از اینکه همه درون یک کشتی نشسته ایم و لذا به نظر میرسد دولت باید با بهرهمندی از نظر اهل فن موضوع را با برنامه و البته چارچوب مشخص پیش برده و همگان را از ظرفیتهای مغفول اجتماعی بهرهمند سازد.
و لذا متقابلا و براساس چنین مقدماتی به نظر می رسد همه ی افراد جامعه همانگونه خدماتی را دریافت نموده اند متقابلا خود نیز باید دارای رسالت اجتماعی مشخص و قابل دریافتی باشند . بسیار روشن است احصاء کامل میزان خدماتی که افراد دریافت می نمایند و همچنین میزان خدماتی که می توانند ارائه دهند ممکن نیست.لکن قدم اول پذیرش حقیقت موضوع و تعریف مسئولیت اجتماعی برای افراد است و اینکه ما باید بپذیریم بدون کمک تک تک افراد ، تحقق جامعه ی ایده آل ناممکن است و اینکه دولت به تنهایی قادر نیست نسبت به تحقق کامل نیازهای اجتماعی پاسخ دهد.
پر واضح است هم افزایی در این حوزه با بهره مندی از قدرت خلاقیت ، دانش و ورود نقدینگی به آن شتاب خواهد گرفت و میزان اختلاف بین آنچه که دولت به تنهایی می تواند انجام دهد با نتیجه همکاری و هماهنگی بین هر دو بخش بسیار قابل توجه خواهد بود.
کوتاه سخن آنکه، برای تحقق جامعه ی آرمانی نیاز داریم از تمامی ظرفیتهای ممکن جهت تعریف وظایف مرتبط برای تک تک افراد متناسب با تواناییهای آنها، در قالب تعریف "مالیات اجتماعی" بهره ببریم که تا هزینه ندهیم به توسعه نمیرسیم.