| شنبه - 10 مرداد 1405 - شماره 5475 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کد مطلب: 112696 |
تاریخ انتشار: 1399-07-29 - 11:23 |
تعداد بازدید: 238 |
|
|
|
|

چرا هنگام رانندگی خودمان نیستیم
نویسنده : مهدی ناصرنژاد
اجتماعی
وجداناً از دوران بچگی ما تا دوران بچگی این روز و روزگار فاصله زیاد دور و درازی اتفاق نیفتاده؛ اما تفاوتهای زیادی بهوجود آمده و خیلی ظواهر زندگی تغییر کرده است.
در جاده خاکی و پردستانداز روستای ما که فاصله چندان زیادی هم با شهر همدان نداشت، این فقط جیپ از جنگ برگشته آقا رضای شوفر بود که قادر به یک نوبت تردد و حملونقل روزانه همولایتیها برای کارهای خیلی ضرور بین شهر و روستا بود.
یکی از نکات جالب توجه مسافرکشی آقا رضای شوفر این بود که کرایه مسافر در هر قسمت جیپ روباز او، نرخ جداگانه و مشخصی داشت و از سواری روی صندلیهای جلو و عقب که معمولاً هم پر از بار و بنه بود تا قسمتهای روی گلگیر و سپرهای جلو و عقب بغل چپ شوفر و حالت آویزان بر کنارههای جیپ از 3 عدد یک تومانی تا یک تومان متفاوت بود و قاعدتاً هم این زنان بودند که برای نشستن بر صندلیها در اولویت بودند و چنانچه کدخدای روستا هم همزمان مسافر شهر بود، بغل چپ آقای شوفر قرار میگرفت و یک پایش را هم روی رکاب حایل میکرد تا راحت باشد.
ماشاءا... یکی از نوادگان همان کدخدا از چهرههای سرشناس جامعه ورزشی شهرمان است و از خودروهای مدلبالای روز هم بینصیب نیست.
قصه آقا رضای شوفر است که اصالتاً از بومیهای روستا نبود، اما هم خلق و خوی خوبی داشت و هم بهخاطر اینکه خدمت شایان حملونقل روستاییان را به عهده داشت، از قرب و منزلت بالایی در روستا برخوردار بود و یکی از اهالی هم با مصلحت مردم بالاخانه خود را در اختیار خانواده آقا رضا گذاشته بود و هرکسی هم از دیگر اهالی روستا به فراخور توانایی خود که الحمدا... وضع همگی هم خوب بود و از آتش تنورهای روشن روستا همیشه بوی نان تازه در فضای باغها و بیشهزارها میپیچید، سوروسات دایمی شوفر روستا را فراهم میساختند.
با اینحال آقارضا و جیپ جادوییاش که در هر رفتوآمد به شهر بهرغم اینکه در حالت نرمال و معمول بیشتر از 4 نفر ظرفیت نداشت اما یکجا ده یا 12 نفر زن و مرد را جابهجا میکرد، بیشتر از همه در کانون توجه جوانها و کودکان روستا قرار داشت که یک شوفر را فردی فرازمینی میانگاشتند و ماشین هم برایشان مصنوعی دستنیافتنی مینمود! یکی از دلمشغولیهای کودکان روستا در هنگامههایی که جیپ آقارضا با طمطراق هوشربایی در کناره دیوار پارک بود، جمع شدن و دوره زدن و تماشای مکرر آن بود و بچههای پر دل و جرأت هم این اجازه را به خود میدادند که از سروکول بیدروپیگر جیپ آقارضا بالا و پایین بروند!
ولیکن شاید چیزی که در مخیله بچههای آن زمان خطور نمیکرد و یا به شکل آرزویی محال در ذهن آنان جرقه میزد، این بود که روزی صاحب چنین موجود عجیبالخلقه شوند و یا بتوانند مانند آقارضای شوفر پشت رول بنشینند و دسته دنده و پدالهای زیرپا را که اصلاً نمیدانستند چیست و چه عملی انجام میدهد، به چپ و راست و پایین و بالا بچرخانند!
سالها از آن دوران آقارضایی گذشته بود و خانواده آقارضا هم مجبور شده بودند برای تحصیل بچهها روستا را ترک کنند تا اینکه یکی از جوانهای روستا در دوره سربازی چیزهایی از رول و دسته دنده و نقش پدالهای کلاچ و ترمز یاد گرفته بود و در مراجعت به روستا با خریداری یک دستگاه خودروی پیکاب از جنگ برگشته (خودروهای قراضه نظامی که آن سالها در مزایده به حراج گذاشته میشد، در نزد عوام به از جنگ برگشته معروف بود) کار آقارضا را برعهده گرفت و چند سالی هم امورات حملونقل روستای آباد آن روزگار ما به چنین منوال گذشت!
ای کاش میشد به طریقی جیپ آقارضا میبود و میماند و اینک در ورودی مصفای روستا به یادگار روی سکویی قرار میگرفت تا بیشتر نوجوانهای امروز روستا که با خودروهای بهاصطلاح شاسیبلند و لاکچری به باغها و بیشهزارهای آبا و اجدادی خویش سرکشی میکنند، بدانند چه بوده و چه شده و از کجا به کجا رسیده است!!!
امروزه کمتر خانوادهای در ایران عزیز و پهناورمان هست که حداقل چند دستگاه از انواع خودروهای ساخت داخل و خارج در پارگینگ و فضای مسقف حیاط خانه خود نداشته باشد و کمتر نوجوان و نونهال ایرانی است که کمتر از بزرگترهای خود از کار رانندگی بداند، کارخانجات بزرگ خودروسازی کشورمان پاسخگوی نیاز خریداران صفکشیده و ماهها در نوبتمانده خود نیستند. محموله بیشتر کشتیهای غولپیکری که از کشورهای دیگر و سراسر جهان به سمت سواحل جنوبی ایران در حرکت هستند، خودروهای لوکس و گرانقیمتی است که خریداران مشکلپسند ایرانی پیشخرید کردهاند. در هیچ شهر بزرگ و کوچک کشورمان، هیچ نقطه مرکزی و قدیمی شهر نیست که حجم سنگین ترافیک را تحمل کند و نقاط جدید و توسعهیافته شهرهایمان نیز زیربار ترافیک سنگین خود روهای شخصی و عمومی کمر خم کرده و بهنظر میآید، تعداد خودروها در هر شهری بیشتر از جمعیت انسانی است و شلوغی سرسامآور ترافیکهای درونشهری عذابآور شده است، اما با وجود این کثرت وسایط نقلیه شخصی و عمومی نیست که راه را برمردم میبندد، زیرا اگر نظم عبور و مرور برقرار باشد و فرهنگ درست رانندگی توسط اغلب رانندگان بدخلق و بیملاحظه و بهظاهر زرنگ و خوشدست و فرمان رعایت شود، همه بهراحتی و سر نوبت ایست و حرکت و پیچیدنهای به راست و به چپ، عبور خواهند کرد و برای هیچکس هم دیر نمیشود.
اما حیف که وقتی پشت فرمان مینشینیم و رانندگی میکنیم، انگار هیچ حقی برای دیگران نیست و همه اشتباه و خطا میکنند غیر از خودمان و هرکجا و در حریم هر کسی فقط این ما هستیم که حق عبور و توقف و حرکتهای مزاحمتآمیز داریم و هزاران رفتار نامتعارف و قانونشکنانه که لذت رانندگی و استفاده صحیح از وسیله نقلیه را برای بسیاری زهرمار میکند!!!
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
|
|
 |
|
|
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.
|
|
|
روزنامه همدان پیام (
اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي،
سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول:
نصرت ا... طاقتي احسن
-
سردبير: يدا... طاقتي
احسن
نشاني: همدان، خيابان
شريعتي، ابتداي خيابان مهديه،
ساختمان پيام
تلفن: 8264433
(0811)
- فکس: 8285048
(0811) - سازمان
نیازمندی: 8264400
(0811) - ايميل:
info@hamedanpayam.com |
|