با افزایش تنشها و وقوع حمله اخیر به خاک ایران، بار دیگر نخستین چیزی که تحت تأثیر قرار گرفت، اینترنت بود. در روزهای ابتدایی جنگ، بسیاری از شهروندان نگران، برای کسب اطلاعات دقیق از وضعیت، سلامتی عزیزانشان و جهتیابی رفتاری در شرایط بحرانی، به اینترنت پناه بردند. این در حالی است که سالها پیش، مردم تنها از طریق آژیر خطر، اخبار تلویزیونی و پیامهای رسمی، در جریان شرایط جنگی قرار میگرفتند. اما حالا گوشی هوشمند و اینترنت به همان جعبه جادویی معروف مردم (تلویزیون) تبدیل شده است؛ ابزاری برای اطلاع، بقا، تصمیمگیری و آرامش روانی.
با این حال، در حالی که در بسیاری از کشورهای درگیر جنگ، فناوریهای هشدار سریع، اپلیکیشنهای ارتباطی و دادههای ماهوارهای به نجات جان هزاران نفر کمک کردهاند، در ایران اینترنت به سرعت در مسیر کندی، فیلتر و قطع شدن قرار گرفته است. این تصمیمها در حالی گرفته شده که نه خبری از آژیر هشدار در شهرهاست، نه اطلاعیهای دقیق از نهادهای رسمی درباره مسیرهای امن یا وضعیت خطر؛ مردم در حالی به محدودترین سطح از اطلاعات دسترسی دارند که اضطراب و شایعه فضای عمومی را احاطه کرده است.
از سوی دیگر، فیلتر شدن برخی از پلتفرمهای ارتباطی و اجتماعی، مردم را به سمت استفاده از فیلترشکنهای متعدد سوق داده است. در این میان، کاربران برای دسترسی مجدد به پلتفرمهای مسدود شده، ناچار به نصب ابزارهایی شدند که اغلب از منابع ناشناس تأمین میشوند و امنیت سایبری کاربران را به شدت تهدید میکنند. این وضعیت نهتنها ارتباط شهروندان را پیچیدهتر کرده، بلکه خود میتواند به عاملی برای نفوذ و دسترسی عوامل بیگانه به اطلاعات کاربران تبدیل شود.
در همین راستا، احسان چیتساز، معاون وزیر ارتباطات، در واکنش به انتقادات درباره محدودسازی اینترنت، با انتشار پیامی در توئیتر نوشت: «ما هم دلمان میخواست اینترنت باز باشد تا فیلترشکنها نشوند گذرگاهی برای نفوذ و خیانت به وطن؛ اما میدانید که این تصمیم در اختیار وزارت ارتباطات نیست.»
این سخنان در حالی مطرح میشود که میان کارشناسان و افکار عمومی، همچنان اختلافنظر جدی درباره نقش اینترنت در شرایط بحرانی وجود دارد. برخی آن را تهدیدی امنیتی میدانند که ممکن است سبب نشت اطلاعات یا تشویش اذهان شود. اما در مقابل، بسیاری از متخصصان رسانه و مطالعات بحران، بر اهمیت دسترسی آزاد و پایدار به اینترنت در چنین شرایطی تأکید دارند و آن را یکی از مؤثرترین ابزارها برای مقابله با جنگ روانی، جلوگیری از گسترش شایعات و حفظ انسجام اجتماعی میدانند.
اما باید دید اینترنت سایر کشورها چگونه در زمان جنگ عمل کرده است. به طور مثال در جنگ بین لبنان و اسرائیل و در سالهای اخیر توجه جهانی را به خود جلب کرد، جنگ بین غزه و اسرائیل بوده است که با وجود اینکه در لبنان و غزه، هرچند سطح استفاده از تکنولوژی برای کنترل جنگ و کاهش خسارتها چندان چشمگیر نبوده، ولی دسترسی به شبکههای اجتماعی و اپلیکیشنهای پیامرسان مانند سیگنال، واتساپ و تلگرام در حکم خطوط اضطراری هشدار عمل کردهاند.
یک شهروند همدانی در گفتوگو با خبرنگار همدانپیام میگوید: در شرایطی که کشور با تهدیدات امنیتی مواجه است، ما مردم به دنبال خبر دقیق و قابلاعتماد هستیم. اما وقتی اینترنت محدود میشود، فقط شایعات میماند و اضطراب. این وضعیت بیشتر از هرچیز، مردم عادی را قربانی میکند.
یک دانشجو نیز در این باره میگوید: زمانی که درگیری و حمله رخ میدهد، ما تنها ابزارمان برای اطلاعرسانی سریع، همین اینترنت است. نه هشدار رسمی و نه اطلاعیه بهموقع داریم. وقتی اینترنت قطع میشود، فقط با حدس و شایعه زندگی میکنیم، نه با واقعیت.
بنابراین میتوان گفت کشورهای هوشمند، در دل بحران، دسترسی به اطلاعات را افزایش میدهند، نه کاهش. ابزارهای دیجیتال را در خدمت مردم میگذارند، نه برای کنترل آنها. ایران، با تمام ظرفیتهای انسانی و فنیاش، هنوز سازوکارهای مدرن حفاظت غیرنظامی ندارد. ایجاد اپلیکیشن هشدار، نقشه پناهگاهها، سامانه پیام اضطراری فعال و حفظ اینترنت در زمان جنگ، نه فقط ضروری، بلکه بدیهی است.