ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
 
پنجشنبه - 26 شهريور 1405 - شماره 5512
 


امروز : جمعه ، 27 شهريور 1405

Today : Fri, September 18, 2026

ارتباط با سرویس ها - پذیرش آگهی * آدرس ما درشبکه های اجتماعی hamedanpayam@
 
کد مطلب:  113211 تاریخ انتشار:  1399-08-20 - 09:50 تعداد بازدید:  757
ارسال به دوستان
نسخه چاپی

صفحه ویژه خبر گزاری ها امروز "خبرگزاری فارس همدان"
دنیای قهوه‌خانه‌ها از پاتوق شعرا تا گلریزان برای فقرا

اجتماعی

بخشی از فرهنگ بومی این مرز و بوم به استقرار قهوه‌خانه‌ها برمی‌گردد، چایخانه‌هایی که امروز کافه شده‌اند و یا دیگر اثری از آنها نیست، یا اگر هست دیگر آن کارکرد اجتماعی گذشته خود را از دست داده‌اند، آنجا که مکانی برای جمع شدن ادبا و شعرا بود و یا جایی برای کمک به فقرا.
 «قهوه‌خانه‌ها» یکی از نهادهای سنتی سال‌های گذشته بود که نیاز مردم آن زمان برای دور هم جمع شدن، موجب پیدایش آن شد، «قهوه‌خانه‌ها» همان چایخانه‌هایی بود که در گذشته محلی برای تجمع افراد صاحب منصب و مردمی بود که تفریحی نداشتند و علاوه‌بر گذران اوقات خود در آن از کارهای عام‌المنفعه نیز بهره‌مند می‌شدند.
با تدوین دانشنامه استان همدان بخشی از آن به قهوه‌خانه و تاریخ این مکان سنتی پرداخته شده که با توجه به اینکه قهوه‌خانه جزوی از فرهنگ اصیل ایرانی است، سعی کردیم در گفت‌وگویی با نویسنده این کتاب، با قهوه‌خانه‌ها و کارکردهای آن بیشتر آشنا شویم.
کتاب «قهوه‌خانه در همدان» بخشی از مجموعه دانشنامه استان همدان است که منتشر شده و به تاریخ پیدایش و کارکرد قهوه‌خانه‌ها پرداخته است‌.
علی‌اصغر حمدیه پژوهشگر و نگارنده این کتاب با پژوهش میدانی در 7 فصل و ۳۳۶ صفحه نوزدهمین اثر مکتوب دانشنامه استان همدان را چاپ کرده و همین کتاب موجب شد خبرگزاری فارس گفت‌وگویی با این پژوهشگر همدانی داشته باشد که در زیر می‌خوانید.

  ابتدا خود را معرفی کنید.
علی‌اصغر حمدیه هستم، بازنشسته نیروی انتظامی، ۷۵ سال دارم و متولد همدان که نوشتن یار چندین ساله زندگی من بوده است.
  چگونه وارد عرصه نویسندگی و شعر و شاعری شدید؟
از دوران جوانی با خواندن و نوشتن مأنوس بودم و از کارهایم دلنوشته‌ها و اشعار زیادی هست که برخی چاپ شده و برخی هنوز به مرحله انتشار نرسیده است.
  از آثار چاپ شده خود بیشتر توضیح دهید
دو مجموعه دفتر شعر چاپ شده دارم؛ یکی مجموعه غزلیاتم با عنوان «بخوان از خط پیشانی» است که در سال ۱۳۹۲ چاپ شده و دیگری مجموعه شعر «اشعار آئینی» و «چهل حکمت» از فرمایشات امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه است که به صورت ترجمه فارسی تنظیم شده و اشعاری از دفاع مقدس و شهدا به نام «چشمه خورشید» ضمیمه آن است.
مجموعه‌ اشعار طنز، فکاهی و مرتبط با مسائل اجتماعی به لهجه همدانی هم دارم که هنوز چاپ نشده و اگر فرصتی باشد، چاپ خواهم کرد.
کتاب دیگری در دست تدوین دارم به مضمون مراسم عزاداری در استان همدان که به آئین‌های عزاداری در محرم و صفر و جلسات و هیأت‌ها پرداخته است.

 چگونه نگارش «تاریخ قهوه‌خانه در همدان» را عهده‌دار شدید؟
با توجه به اینکه دانشنامه فرهنگ همدان در ۲۰۰ جلد درحال تدوین است، این دانشنامه آرا، آداب و رسوم و افکار مختلف برگرفته از فرهنگ دیار هگمتانه که میراث قدیم ماست را جمع‌آوری می‌کند که یکی از آنها قهوه‌خانه‌نشینی است که به بنده سپرده شد؛ بنابراین در سال ۹۶ به پیشنهاد حوزه هنری همدان قرار شد کتابی در مورد قهوه‌خانه پژوهش کنم و بنویسم چون من در گذشته و دوران جوانی به قهوه‌خانه رفت و آمد داشتم و از این بابت اطلاعات و آشنایی لازم را داشتم.
بنده با تحقیقات میدانی و با کسانی که با قهوه‌خانه‌های سابق در ارتباط بودند، صحبت کردم و از چندین کتاب از جمله کتاب‌هایی در زمینه قدمت و تاریخچه قهوه‌خانه قدیم نیز استفاده کردم.

 کتاب در چند فصل نگاشته شده و چه مواردی را تشریح کرده است؟
این کتاب ۷ فصل است؛ فصل یک تاریخچه قهوه‌خانه در ایران است که نخستین قهوه‌خانه دوران شاه طهماسب صفوی حدود سال ۹۳۰ هجری شمسی در قزوین بوده اما بعدها در اصفهان و سایر شهرستان‌ها همه‌گیر می‌شود.
کم کم قهوه‌خانه تبدیل به پایگاه اجتماعی و ادبی مردم می‌شود، به‌طوری‌که خیلی از کارهایی که امروز در بنگاه‌ها، مؤسسات خیریه‌ و انجمن‌های ادبی انجام می‌شود در قهوه‌خانه انجام می‌شد.
فصل دوم این کتاب به تاریخچه قهوه‌خانه و انواع آن در همدان می‌پردازد، به‌طوری‌که در همدان قهوه‌خانه‌های برون‌شهری، درون‌شهری، صنفی و... داشتیم که هر یک کارکرد خود را داشتند.
قهوه‌خانه محل دورهمی موسیقی‌دان‌ها، مطرب‌ها، نانواها، معماران و... هم بود اما نه اینکه فقط باید این اصناف در آن جمع می‌شدند بلکه هرکسی با این اصناف کار داشت می‌توانست با مراجعه به آن قهوه‌خانه به این اصناف دسترسی داشته باشد، به‌طور مثال اگر کسی نیاز به کاری همچون بنایی و معماری و ... داشت به قهوه‌خانه آن صنف می‌رفت و اوستاکار خود را پیدا می‌کرد و قرارداد کار خود را می‌بست.
 چند نفر در قهوه‌خانه‌ها کار می‌کردند و شامل چه کسانی بود؟
 قهوه‌چی‌ها و کارکنان قهوه‌خانه سلسه مراتبی داشتند، به‌طوری‌که یکی به‌عنوان «دستگاه‌دار» بود؛ یعنی کسی که پای دستگاه می‌ایستاد؛ دستگاه همان پیشخوان بود که منقل داشت و قهوه‌چی اصلی بود و می‌دانست که چطور چای را دم کند.
یکی «دخل‌بگیر» بود که صاحب قهوه‌خانه بود. روی میزش می‌نشست و دخل‌گیر و گاوصندوق داشت و جلوی در می‌نشست.
«چای بده» یکی دیگر از کارکنان قهوه‌خانه بود که 2 نفر بودند یکی بیرون‌بر بود و دیگری داخل قهوه‌خانه را چای می‌داد، آنکه بیرون‌بر بود برای سفارش‌های مغازه‌های بازار چای می‌برد.
«سرچاق‌کن قلیان» متصدی قلیان بود و می‌دانست برای چه کسی از چه تنباکویی استفاده کند و آتش و آب قلیان مراجعه‌کنندگان را تنظیم می‌کرد.
«استکان جمع‌کن» و «جارچی» هم در قهوه‌خانه فعال بود و یک نفر هم «پادو» بود که این فرد وظیفه داشت برای کسی که سفارشی از بیرون دارد را تهیه کند، مثلا اگر کسی جز چای خوراکی چون «ارده و نان»، «انگور و نان»، «دیزی»، «نان و کباب» و... نیاز داشت را از بیرون تهیه کرده و بیاورد.
در قهوه‌خانه‌ها چیزی برای خوردن جز چای نبود، اگر کسی چیزی می‌خواست پادو از بیرون تهیه می‌کرد
ولی این اواخر دیزی و سیرماست بادمجان به‌عنوان ناهار در قهوه‌خانه یافت می‌شد. در مجموع حدود 7 تا 8 نفر در قهوه‌خانه کار می‌کردند.

 وسایل پرکاربرد قهو‌ه‌خانه چه بود؟
قهوه‌خانه‌ها هم ملزوماتی داشتند که از جمله آنها می‌توان به سماور، لگن، منقل، بوق سماور، بشکه آب، جام، حوله، کتری و قوری چینی بزرگ و کوچک اشاره کرد. همچنین تصاویر و اشیای تزئینی که بر در و دیوار قهوه‌خانه می‌چسباندند.
 این اماکن از چه ساعتی کار خود را آغاز می‌کردند؟
از اذان صبح باز بودند که البته به مکان آن نیز مربوط بود. آنهایی که در بازار بودند، زودتر تعطیل می‌شد ولی خیابان‌ها و چمن‌های محله تا پایان شب باز بودند و قهوه‌خانه‌چی‌ها در شب‌های زمستان گپ می‌زدند.

 چه بازی‌هایی در قهوه‌خانه رایج بود؟
بازی‌های قهوه‌خانه‌ای شامل بند بازی بود و پرده‌خوانی و شمایل‌گردانی، برخی بازی پهلوانی و شعبده‌بازی داشتند که پس از پایان کارشان مردم به آنها پولی می‌دادند.
نقالی هم خیلی طرفدار داشت، نقال‌ها از صبح در قهوه‌خانه می‌چرخیدند و از شاهنامه می‌خواندند، نقل حماسی از فردوسی می‌‌خواندند و جنگ رستم و سهراب و رستم و اشکبوس را نقل می‌کردند.
فروشندگان قهوه‌خانه‌ای یا هم دست‍فروشان امروزی نیز فعال بودند هم داشتند، آنها جبعه آینه‌ای بر گردن می‌انداختند که ویترین سیار بود و انگشتر، تسبیح، قلم و چاقوی عتیقه می‌فروختند.
برخی از دست‌فروشان نیز کت و شلوار نیم‌دار یا به قولی تاناکورا که آن زمان از بیروت می‌آمد را می‌فروختند که امروز دیگر باب نیست.

 قهوه‌خانه مطرب‌ها چگونه بود؟
قهوه‌خانه مطرب‌ها نیز مکانی برای جمع شدن مطربان بود به‌طوری‌که اگر کسی برای عروسی، مراسم جشن و ختنه‌سوران به مطرب نیاز داشت از آنها دعوت می‌کرد.
مطرب‌ها 3 دسته بودند، آنکه خیلی کلاس بالا بود دسته عزیزخوان بود که ویالن، تار و تشکیلات خاصی داشت و از آنها برای عروسی‌های مهم دعوت می‌شد.
دسته‌ای بود که برای عروسی‌های متوسط دعوت می‌شد آنها 3-2 نفر بودند. یک عده نیز بود که دایره و تنبک دست آنها بود و با ساز و دهُل به کوچه و خیابان می‌رفتند.

 از دیگر کارکردهای اجتماعی قهوه‌خانه برایمان بگویید
 در آن زمان اگر کسی بیکار بود، مشکل مالی داشت و یا بیمار بود، اهالی قهوه‌خانه جمع می‌شدند و به احوالپرسی و عیادت آن فرد می‌رفتند و پولی را برای کمک یا عیادت به فرد می‌دادند که کمک‌حال باشد.
یا مثلا در زمستان کسانی بودند که به کارهای فصلی چون بنایی و گچکاری مشغول بودند و زمستان کار آنها تعطیل بود، در قهوه‌خانه می‌نشستند، اسفندماه که پول‌ها ته می‌کشید، کسانی بودند که برای بهار و تابستان از آنها وقت بنایی و گچ‌کاری می‌گرفتند اما پولش را زودتر پرداخت می‌کردند و این‌گونه آبرومندانه به افراد کمک می‌کردند.
همچنین در قهوه‌خانه کارهای خیری چون تهیه جهیزیه برای دختران نیازمند، حل اختلافات ملکی و خانوادگی نیز انجام می‌شد.
برای عید نیز قهوه‌خانه‌چی‌ها مستمندان محل را که می‌شناختند لوازم عیدی و لباس و کت و شلوار می‌خریدند و گاهی آن را تحویل مدرسه می‌دادند تا کسی از اینکه چه کسی آنها را تهیه کرده، مطلع نشود.همچنین یکی دیگر اینکه عده‌ای از شهرستان‌ها و روستاها برای کار به همدان می‌آمدند که یا پول مسافرخانه نداشتند و یا اهل همدان بودند ولی خانه و کاشانه‌ای نداشتند، به قهوه‌خانه می‌آمدند و در آنجا می‌خوابیدند.
برخی هم بیکار بودند که ظهر به قهوه‌خانه می‌آمدند و در آنجا ناهار را میل می‌کردند و می‌رفتند و برخی هم که جایی برای خواب نداشتند شب‌ها به قهوه‌خانه می‌آمدند آنجا می‌ماندند به آنها «سرداش خواب» می‌گفتند یعنی کسانی که در قسمت گرم‌خانه تنور نام می‌خوابیدند.

 اطلاعات این کتاب را چگونه جمع‌آوری کرده‌اید؟
من از جوانی به‌نوعی با قهوه‌خانه در ارتباط بودم و آشنا هستم و اطلاعاتی داشتم، چون من اهل شعر بودم زیاد به قهوه‌خانه می‌رفتم، مثلا تابستان‌ها در قهوه‌خانه مرشد پایین باغ ایرانی می‌رفتم و همه اهلی شعر و ادب آنجا جمع بودند.
 اکنون از قهوه‌خانه‌های قدیم در همدان و یا کشور آثاری باقی مانده؟
حدود ۳۰۰ قهوه‌خانه در همدان داشتیم اما اکنون هیچ یک دیگر سر پا نیست چون قهوه‌خانه‌ها به کافه‌نشینی تبدیل شده و فرم قهوه‌خانه مدرن شده ولی اکنون ۲۰ تا ۳۰ قهوه‌خانه سنتی در شهر همدان داریم.
قهوه‌خانه‌ها به‌دلیل اینکه معتاد، مالخر و دزد در آن رفت‌وآمد داشتند، کمی به بدنامی مشهور شدند اما در اصل اینگونه نبود و آنجا جای هنرمندان و شاعران بود ولی همین اتفاق رفت‌وآمد را کاهش داد.
در خیابان بوعلی قهوه‌خانه‌ای به نام «بهارستان» برای شاعران و اهل قلم بود که در آنجا جمع می‌شدند و هنر خود را ارائه می‌کردند و غلط آنها را اساتید می‌گرفتند؛ بنابراین صاحب‌نام‌ها در قهوه‌خانه پاتوق داشتند و فقط جای بیکاران نبود.

 زنان نیز در قهوه‌خانه رفت‌وآمد داشتند؟
خیر اصلا؛ برای زنان قهوه‌خانه‌ای وجود نداشت، حتی زنان از در قهوه‌خانه نیز رد نمی‌شدند چه بماند که در آنجا رفت وآمد هم داشته باشند اما در چندین سال اخیر زنان هم در کافه‌ها حضور می‌یابند.

 برای ورود به قهوه‌خانه باید پول پرداخت می‌شد؟
چای ۳۰ شاهی بود؛ یعنی یک ریال و نیم بود عده‌ای پول چای خود را می‌دادند اما عده‌ای حساب دفتری داشتند و سر ماه حساب می‌کردند.
در آن زمان هرکس وارد قهوه‌خانه می‌شد «چای بده» ‌می‌دانست که او چای پررنگ، کمرنگ یا چای شیرین و یا چه نوع قلیانی استفاده می‌کند و به‌نوعی مشتری را می‌شناخت؛ بنابراین سریع چای را جلوی فرد می‌گذاشت، نیم ساعت بعد چای دوم را که می‌آورد فرد حساب می‌کرد برخی که صاحب منصب بودند وقتی وارد می‌شدند در قهوه‌خانه زنگ می‌زدند که فلان کس وارد شد و او نیز همه را چای میهمان می‌کرد.

 در آن زمان قهوه‌خانه‌ها مکان ارج و قرب‌داری چون زروخانه بود. در این‌باره بیشتر می‌گویید؟
در آن زمان 4 مکان مقدس در محلات وجود داشت، مسجد، قهوه‌خانه، زورخانه و حمام که اینها کنار هم ساخته می‌شد. همه این مکان‌ها برای تطهیر بدن و روح و پرورش اندام بود.
قهوه‌خانه‌ها طاق‌نما طاق‌نما بود و هر طاق پاتوق یک عده مثلا نویسندگان، معماران و... بود در هر طاق صنف‌های مختلف حضور داشتند و بحث و تبادل نظر می‌کردند اما وقتی نقالی یا برنامه دیگری بود دیگر فرصت حرف زدن نبود و باید گوش می‌کردند. در این هنگام هرکسی به اندازه توانش مبلغی پول در کاسه نقال می‌انداخت.

 به نظر شما بیان این مطالب و توجه به گذشته‌ها چقدر برای نوجوانان و جوانان امروز مهم است؟
 یادآوری این مطالب خیلی مهم است، این مطالب فرهنگ ما و میراث آبا و اجدادی ماست و باید بدانیم در گذشته چه کارهایی انجام می‌شد؛ زیرا این کارها از جوانمردی‌ها، فتوت و غیرت نشأت می‌گیرد، گلریزانی که قهوه‌خانه‌ها انجام می‌شد اکنون در زورخانه‌ها وجود دارد و این فرهنگ از آن زمان مانده است.
اصلا وقتی آداب و رسوم خود را مرور می‌کنیم انسان به گذشته‌ها پرواز می‌کند و بال و پر می‌گیرد و * اکنون قهوه‌خانه‌ها جای خود به چه نهاد یا مکانی داده‌اند؟
همه قهوه‌خانه‌ها از بین رفته و کار قهوه‌خانه را تلویزیون و سایر امکانات کساد کرده اما فعالیت آنها را در سنندج و اصفهان دیده‌ام. اکنون سفره‌خانه سنتی داریم که یکی از آنها در خیابان شهدای همدان است که تصاویر شاهنامه‌ای را نیز به تصویر کشیده است و برخی از حمام‌های قدیم نیز به سفره‌خانه تبدیل شده است.
 از مصاحبت با شما لذت بردم اگر صحبت پایانی هست بفرمایید.
من هم سپاسگزارم، امیدوارم در قلم‌فرسایی برای فرهنگ این مرز و بوم و آشنایی مردم در این زندگی ماشینی با فرهنگ بومی موفق باشید.



بازگشت
نظرات بینندگان :
نظر شما :
   
نام*
ایمیل* ایمیل محفوظ می باشد
نظر*
کد امنیتی*
کد امنیتی

 
پاکی آوردی ای امید سپید
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
 
 
گزارش گزارش ویژه یادداشت تحلیل سرمقاله دانلود
صفحه نخست آخرین اخبار درباره ما ارتباط با ما  پیوندها  
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.

 
روزنامه همدان پیام ( اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول: نصرت ا... طاقتي احسن  -  سردبير: يدا... طاقتي احسن
نشاني: همدان، خيابان شريعتي، ابتداي خيابان مهديه، ساختمان پيام
تلفن: 8264433 (0811)  -  فکس: 8285048 (0811)  -  سازمان نیازمندی: 8264400 (0811)  - ايميل: info@hamedanpayam.com