کرونا اینک واژهای نامآشنا و مشترک در فرهنگ لغات و محاوره همه ساکنان کره زمین شده است. شاید کشورهای جهان هیچوقت همزمان با چنین هجمهای از بیماری مواجه نشده بودند. همهگیریهایی که ردی از آنها در کتب تاریخی بر جا ماندهاست، با چنین سرعتی از شرق تا غرب را به سیطره خویش درنیاورده بودند. نحوه مواجهه بشر و بهویژه ایرانیان با این بیماری در روزها و ماههای اولیه، توأم با رد و انکار و کوچکشماری بود. اما کمکم مشخص شد که سرعت و پنهانکاری کرونا اگر دستکم گرفته شود، بحران اجتماعی و سیاسی آن بیشتر از خود مرگ و میر بشر را به چالش خواهد کشید.
با تجمیع اطلاعاتی که به اشتراک گذاشته شد، رفتهرفته راه برای مقابله و مهار بیماری باز شد. کادر درمان استان ما نیز از این رهگذر به تجاربی جدید دست یافت. اما بیماری و واهمه از واگیری آن، چنان جامعه را در شوک فرو برده بود که نگاه به بیماران مبتلا به کووید-19 با ترس و لرز همراه شده بود. بهگونهای که در حین و پس از دوره نقاهت نیز با تردید و ترس ناشی از جهل نسبت به بیماری، وظایف انسانی و اجتماعی نیز در حال فراموشی بود.
هرچند با کند شدن موج نخست کرونا و تجربههای شناختی جدید درباره عوامل ایجاد، واگیری و گسترش کووید-19، آگاهی جمعی نسبت به آن قابل مقایسه با روزها و ماههای نخستین نیست، اما بنا به اظهار برخی از مبتلایانِ بهبودیافته، نگاه جامعه در حالت ترس و اتهام تا طرد و نپذیرفتنِ آنان، در نوسان است.
امری که ما را برآن داشت که تلفنی با چند تن از آنان در شهرستانهای استان، گفتوگو کنیم و مشکلاتشان را با خوانندگان و هماستانیها به اشتراک بگذاریم. با این امیدواری که طرح و ایضاح چنین مباحثی در آگاهیرسانی به جامعه و در مدیریت اجتماعی بحران کرونا مؤثر واقع شود.
شاید اسکناسهای آلوده
همه چیز از رفتن به بانک آغاز شد، پول زیادی بههمراه داشتم. طبق عادت وقت شمارش پولها دستم را به زبان میزدم. کاری که در روزهای اوج گرفتن بیماری ناشناخته جدید، سم مهلکی است برای ابتلای زودهنگام و ناگهانی. البته این را بعداً متوجه شدم که ویروس کار خودش را کرده بود و در بررسیها و پرسوجوهای پزشکی به این نتیجه رسیدند که اسکناسهای آلوده مرا قربانی ابتلا به کرونا کرده بود.
این جملات را مردی 35 ساله ساکن شهرستان اسدآباد در گفتوگویی تلفنی میگوید. تلفنش را با هماهنگی بهداشت پیدا کرده بودم. او که از بیتوجهی خود سخت پشیمان است، با کشیدن آهی از ته دل، ادامه میدهد: به 48 ساعت نکشید که همه چیز در درونم زیر و رو شد. دچار تب و لرز شدید و دل دردِ سختی شدم. در قفسه سینهام درد شدیدی را حس میکردم و بعدش سر درد هم چاشنی دردهایم شده بود.
به گفته او علایم اولیه بیماری در17 اسفندماه 98 برایش مشخص میشود و نخستین بار وقتی به بیمارستان مراجعه میکند که دیگر توانایی ایستادن بر روی دو پاهایش را نداشته است. با مراجعه به پزشک با این تشخیص که دچار سرماخوردگی معمولی شدهاست، راهی خانهاش میکنند، اما پس از گذشت 5 روز که درد امانش را بریده بود، بازهم به بیمارستان مراجعه میکند و گرفتن سی.تی.اسکن عفونت ریههایش را برملا میکند.
بیمار بهبودیافته اسدآبادی اضافه میکند: 10 روز در بیمارستان بستری بودم، سرفههایم شدیدتر و بدنم بیحس شدهبود. فکر و خیالم این بود که چرا منی که ظاهراً بهشدت بهداشت فردی را رعایت میکردم، اینگونه در دام بیماری کرونا افتادم. منی که حتی وقتی مادربزرگم مبتلا شد، تنها عضو خانواده بودم که احتیاط کردم و به دیدنش نرفتم؛ چرا با یک لحظه غفلت جان خود و خانواده را به خطر انداختم.
رفتار پرستار امیدوارم کرد
وقتی از او درباره دوران بستری در بیمارستان میپرسم از پرستاری صحبت میکند که با وجود اینکه خودش مبتلا بود و حال چندان خوبی نداشت اما روزانه بهطور مرتب به مریضان بخش کرونا رسیدگی میکرد. این پرستار و رفتارهایش بهطور عجیبی در دلم امید بهوجود آورد و گویی به ناجی من تبدیل شده بود. پس از بهبودی شرایط جسمی، بیش از 14 روز در یک اتاق مجزا در خانه قرنطینه بودم و همسرم هم تنها کسی بود که با رعایت فاصله و استفاده از ماسک با من در تماس بود.
بیمار بهبودیافته که شغل آزاد دارد، ادامه میدهد: دلم لک زده بود برای در آغوش کشیدن 2 فرزند یک و 6 سالهام. آنها بهدلیل سن پایین و درک نکردن عوارض و حواشی بیماری، سختشان بود که پدرشان را در چنین وضعی میدیدند. بارها و در طول روز دوست داشتند که به سمتم بیایند و مرا ببوسند ولی هرچند برایم سخت بود، مانعشان میشدیم و تنها دورادور حق نگاه کردن به یکدیگر را داشتیم.
وی در پایان با اشاره به بازگشتش به کار پس از گذشت 40 روز، از برخورد سرد و همراه با ترس همکارانش گلایه میکند و میگوید: پس از بازگشت بهکار اطرافیان و همکاران درحالی از من دوری میکردند که دوران نقاهت و واگیرداری را تمام کرده بودم. با اینحال، اما با گذشت 2 ماه از این بیماری، همچنان فاصله اجتماعی را بیشتر از گذشته، مسائل بهداشتی را رعایت میکنم.
بعد دو ماه همکارانم از من میترسند
کارمندی از شهرستان فامنین یکی دیگر از کسانی است که به درخواست مصاحبه تلفنی من پاسخ مثبت میدهد. او از یک سرما خوردگی قدیمی میگوید که به دلیل هشدارها نسبت به اینکه حدالامکان به بیمارستان نباید مراجعه کرد، سعی داشته که با درمان خانگی بیماریش بهبود پیدا کند.
وی میگوید: اوایل اسفند ماه با احساس درد در ناحیه شکم مواجه شدم. سعی کردم بدون رفتن به بیمارستان خودم را درمان کنم اما در اواخر همین ماه بدن درد و بیاشتهایی پای مرا چندین بار به بیمارستان باز کرد و هر بار هم با این جمله که مشکل خاصی نداری به خانه برمیگشتم. در نهایت آخرین روز سال و در آستانه نوروز در یکی از بیمارستانهای همدان آزمایش کرونای من مثبت اعلام شد. با شنیدن این خبر، فقط به خانواده و نزدیکانم فکر میکردم. هرچند از دنیای اطرافم و زمانی که در حال گذر بود چیزی متوجه نمیشدم و بدنم دیگر توان و رمقی نداشت. از طرفی این فکر و خیال که نکند اطرافیانم نیز مبتلا شده باشند، بیش از خود بیماری آزارم میداد. حتی از پوشش ظاهری پرستاران و آن لباسهای مخصوص و سرتاپایشان نیز ترسیده بودم. به نظر خودم عامل اصلی ابتلایم به کرونا را رفت و آمد زیاد به بیمارستان برای درمان میدانم.
اما این کارمند فامنینی، از رفتار و واکنش مردم به بیماریش دلچرکین است. جوری که این ناراحتی را در لحن صدایش میتوان احساس کرد. او حتی ترجیح میدهد با گذشت دو ماه از بیماری، هنوز در جمع حاضر نشود.
او اضافه میکند: نکتهای که از حرکات و رفتار مردم متوجه شدم این است که فکر میکنند فردی که بهبود یافته، مجدداً ناقل است. حتی با دیدن بازخوردهای مردم، برایم این موضوع ثابت شده که احساس میکنند هر قسمتی از بدنم حتی لباسم به میز، ماشین یا به اشیاء داخل مغازهای بخورد، آن را به ویروس آلوده میکند. حتی شاید باورش سخت باشد؛ اما بعضی از مردم بیماران کرونا را خلافکار تصور میکنند. در حالی که این بیماری هم مانند آنفولانزاست و در ابتلای آن کسی مقصر نیست و بعد از بهبودی و قرنطینه بدن فرد مبتلا پاک میشود. چرا که طی مراحل دو و شش هفتهای مجدداً از بیمار بهبود یافته سی.تی.اسکن گرفته میشود.
پرستاری که همکارانش با او سرسنگیناند
دیگر بیمار رهایافته از کووید-19 خود از کادر درمان و پرستار جوانی است ساکن یکی از شهرهای شمالی استان. پس از اطمینان از اینکه نام ونشان او محفوظ میماند و پس از چند بار پیگیری حاضر به مصاحبه میشود. او مسئو ل بخشی است که بیماران کرونایی در آنجا بستری میشوند.
این پرستار میگوید: اواسط اسفند ماه بود که با بستری شدن بیماران کرونایی بیشترین مواجهه را با آنها داشتم ورفتهرفته، علایم بیماری در من آشکار شد. باشروع اولین علایم برخلاف پیگیری، برای انجام تست کرونا، آنها همچنان معتقد بودند که سرما خوردگی مقطعی دارم و چون هزینه انجام تست بالاست، باید تا رفع بیماری تحمل کنم. با این حال، فقط چندین بار به من سرم تزریق شد تا به اصطلاح خوب شوم.
وی با وجودی که خودش یک آسیب دیده واقعی است اما خودرا مقصر استرسهای پدر ومادر مسنش میداند و میگوید: اگر آنها مبتلا میشدند، من حتی ممکن بود بلایی سر خودم بیاورم. من تمام مدتی که مریض بودم و علایمی از بیماری را داشتم، به سر کار میرفتم. سرانجام 11 روز از عید گذشته بود تست کرونایم مثبت اعلام شد.
(خودم را در یک طبقه از خانه قرنطینه کردم. حتی اجازه نمیدادم، مادرم تا دم در اتاق بیاید، چرا که از ابتلایشان ترس داشتم)
این پرستار جوان که انگار از رفتار قبل و بعد از بیماری همکارانش، گلایهمند است، ادامه میدهد: وقتی که برای سی.تی.اسکن به بیمارستان رفتم با رفتارها و سؤالات عجیبی از قبیل اینکه چرا برگشتی بیمارستان و خانه نماندهای مواجه شدم و برایم دردناک بود که مرا با مردم عادی که شاید اهل رعایت نبودند، یکسان قضاوت میکردند.
مردم عادی به خاطر عدم رعایت مبتلا شدند اما من صرفاً به خاطر فداکاری و خدمت به همان مردم به ویروس آلوده شده بودم. حتی از لحاظ روحی چنان اذیت شدم که یک هفته اول بازگشتم به کار، دایم گریه میکردم، جوری که هنوز هم علایم افسردگی در من وجود دارد. با اینحال تنها خواستهام از مسئولان و مردم، حمایت از کادر درمان است.
جامعهشناس چه میگوید؟
■ از آنجایی که جامعه جهانی بهصورت عام و کشور ما بهصورت خاص برای نخستین بار است که با چنین ویروس همهگیری مواجه شدهاست؛ بهطوریکه از آن با عنوان پاندمی یاد میشود، طبیعتاً تبعات دردناکی برای فرد مبتلا بههمراه دارد. همانطور که در متن گزارش هم به تبعات بیماری شامل افسردگی، طرد شدن از جامعه، منزوی شدن، افکار منفی و وسواسهای فکری و عملی است، بهگونهای که هر 3 بیمار بهبودیافته از اینکه نام و نشانشان ذکر شود، بیمناک بودند.
در این زمینه نظر 2 کارشناس در حوزه جامعهشناسی و روانشناسی را جویا شدیم تا از دریچه نگاهی علمی مشکلات اینگونه بیماران را بیشتر دریابیم و درک درستتری از پسا بیماریِ کرونا داشته باشیم.
تجربه ناقص علم و رفتار نامتعارف مردم
بهدلیل دهشتناک بودن نوع واگیری و سرعت انتقال این ویروس ، پذیرش این امر که کسی که بهبود یافته، نمیتواند به ما آسیب بزند برای جامعه سخت است. از این شرایط در مکاتب اجتماعی با عنوان برچسبزنی یا لیبلینگ یاد میشود. گروهی از جامعه که جزو اقلیت بهشمار میروند، از سمت اکثریت مردم برچسب میخورند. مردم هویت آنها را مستقل از هویت خود میدانند. گاهی این گروه از اقلیت هم این هویت را میپذیرند و به آن افتخار میکنند؛ مثل گروهی از اراذل و اوباش. این بدین معنی است که این دسته از افراد همیشه هم با سرخوردگی مواجه نیستند.
پساکرونایی در کار نیست، با بیماری کنار بیاییم
یک جامعهشناس در گفتوگو با همدان پیام و با بیان این مطلب میگوید: تناقض در اخبار منتشرشده و ادعاهایی مبنی بر ساخت واکسن از سوی بسیاری از کشورها که هیچکدام اثبات نشد، لرزان بودن علم و زانو زدن آن در برابر ویروس را اثبات کرد.
برچسب ناقل بودن بهبودیافتگان از کرونا، ماحصل پمپاژ خبرهای متناقض و درکنار آن تکثیر منابع خبری بود. در واقع یک واقعیت وارونه در اذهان عموم ایجاد کرد.
حسین رضایی با بیان اینکه محافظت از جان مقوله مهمی است که موجب میشود مردم در اینگونه موارد کمتر ریسک کنند، ادامه میدهد: البته پاک کردن این برچسب نیاز به گذشت زمان دارد که مردم به این باور برسند که فرد بهبودیافته خطرناک نیست و همانند گذشته میتوانند با امثال او همزیستی داشته باشند. اعتماد اجتماعی یک مؤلفه در کنار مشارکت اجتماعی است. مؤلفه دوم در این قشر از جامعه از بین میرود و انزواطلبی را پیشه میگیرند. علمناباوری در آنها ایجاد میشود و گاهی به سمت خرافهها میروند و افراد فرصتطلب نیز دست به شایعه میزنند و در نتیجه اعتماد اجتماعی کاهش مییابد.
رضایی با اشاره به اینکه کرونا با ما خواهد بود و ما جهان پساکرونا نخواهیم داشت، میگوید: البته این یک فرضیه است که قابلیت رد یا پذیرش دارد. اما شدت کشندگی کرونا کاهش پیدا میکند و در آن زمان مشارکت اجتماعی و اعتماد اجتماعی بهعنوان 2 بال سرمایه اجتماعی فرسایش پیدا میکنند که این فرسایش جامعه را با بسیاری از آسیبهای ریز و درشت مواجه میکند. همچنان فضای مجازی عرصه جولان تمام بشریت باقی خواهد ماند.
رسانهها برای پساکرونا آموزش دهند
■ کسانی که به بیماریهای خاص مانند کرونا مبتلا میشوند، در کنار بیماری بار هیجانی و عاطفی منفی سنگینی را تحمل میکنند. یکی از دلایل افکار منفی این است که هر روز شاهد آمارهایی هستیم که از جهان ارائه میشود. افرادی که در دوران نقاهت به سر میبرند خود را جزو این آمار میبینند. طبیعی است که به نخستین چیزی که فکر میکنند مرگ است. برجسته شدن هر روزِ موضوع کرونا، عامل اصلی استرس است اما الزامی نیست که با پیگیری آمار و ارقام شرایط را بحرانیتر کنیم. بهتر است با بروز خلاقیت استرس را در خود کاهش دهیم..
یک متخصص در حوزه روانشناسی بالینی با بیان مطالب فوق ادامه میدهد: بسیاری از افراد پس از بهبود یافتن، علائم افسردگی و دلتنگی را بروز میدهند. راهحل این است که با کمک از مشاوران، مطالعه و استفاده از تکنولوژی روز، افکار مثبت را در ذهن خود مرور کنند. بهطور مثال تا پیش از کرونا علاقه به انجام هر کاری داشتند، همان را پیاده کنند. ذهن ما گذرگاه افکار است، مهم این است که اجازه ندهیم افکار منفی در آن توقف کند.
امیرحسین یاوری با تأکید بر اینکه مهمترین عامل طرد شدن این افراد از سمت جامعه که یک بخش فرافرهنگی است، مکانیسم حفظ سلامتی در انسان است؛ میگوید: افرادی که به بیماری دچار شدند و یا اینکه بهبود یافتند، باید این واقعیت را بپذیرند که مردم جامعه با خودِ وجودی این افراد مشکلی ندارند؛ بلکه نگران بروز اتفاقاتی هستند که بد اطلاعرسانی شده است.
آموزشهای منسجم رسانهها و بهویژه صدا و سیما و کانالهای مجازی مهمترین عامل در تعدیل این موضوع هستند؛ منوط به اینکه صرفاً اطلاعات درست را منتشر کنند نه اخبار با حجم زیاد و متفاوت؛ که بیشتر عامل سردرگمی مردم شود.
آزمایش کرونا باید هوشمند باشد
■ طبق پروتکل، بیماری که مراجعه میکند نشانههایی(اندیکاسیون) دارد که با توجه به میزان حاد بودن آنها، برای انجام آزمایشات اولیه خونی، گرافی ساده و درنهایت سی.تی.اسکن اقدام میشود. اگر نتیجه آزمایش غیرطبیعی باشد یا شک بالینی وجود داشته باشد، به مراکز تشخیص و تست کرونا ارجاع داده میشوند. این موضوع که هرکس با علامت سرماخوردگی مراجعه کند و بلافاصله تست کرونا دهد اولاً هزینهبر است، دوماً هوشمندانه و نتیجهبخش نیست.
ریاست دانشکده علوم پزشکی اسدآباد با اشاره به موارد فوق و در پاسخ به بهبودیافتگانی که از نزدیکان آنها تست گرفته نشد، اظهار کرد: افرادی که براساس اصول جداسازی شدند و انجام تست برای آنها ضروری بود؛ فورا تحت آزمایش و تست کرونا قرار گرفتند. در 2 مرحله غربالگری بیماران جداسازی شدند و خانوادههای افراد مبتلا نیز بهصورت پایش مجدد و مکرر از طرف نیروی بهداشت صبح و بعداز ظهر بررسی و تبسنجی میشوند. با کمترین علایم و درصورت لزوم به مراکز 16 ساعته برای انجام تست ارجاع داده میشوند.
بهنام رضا مخصوصی با بیان اینکه 18تا21 درصد از افراد کرونا مثبت در کل کشور، خانوادههایشان نیز مبتلا بودند، تشریح کرد: دانشگاه علوم پزشکی اسدآباد نزدیک به 5/99 درصد در هر 2 مرحله بیماریابی با رتبه 4 کشوری و همچنین درزمینه پیگیری رتبه دوم کشوری را کسب کرده است. از روزهای نخست، بیماریابی فعال در شهرستان انجام شد بهطوریکه بیماران را پیش از اینکه در شرایط حاد مراجعه کنند از دل خانهها بیرون کشیدیم. برخلاف اینکه 3 سناریو برای مراکز درمان بیماران کرونایی درنظر گرفته بودیم اما هرگز این تختها پر نشد و با رعایت حفاظت اصول فردی، هیچ بیماری در بیمارستان مبتلا نشد.