شاید در نگاه نخست کرونا تنها یک بیماری بود، بیماری که گمان میرفت تهدیدکننده سلامت و جان انسانها است و بس، اما از همان ابتدای شیوع خود ثابت کرد که آمده است تا همه ابعاد زندگیمان را برهم بریزد و سبکی جدید از زندگی را برایمان به ارمغان بیاورد.
روزهای قرنطینه خانگی و خانهنشینی اجباری اگرچه برای برخی اقشار جامعه به زمانی کسالتآور و توام با بطالت بدل گشته که هرچه زودتر در انتظار پایان آن هستند؛ برای برخی دیگر این زمان نه زمانی مرده که زمانی پربار و زنده برای رسیدگی به تمام کارهایی بوده که مدتها مترصد آن بودهاند.
بحران کرونا بهترین فرصت برای در کنار هم بودن و محبت بیشتر به یکدیگر در خانوادهها است و باید از این فرصت برای کاهش استرس و شناخت یکدیگر استفاده کرد.
امروز شرایط بحرانی است و ما اگر در خانه بمانیم کمک میکنیم به بهتر شدن اوضاع و احوال. به اینکه تعداد مبتلایان و بیماران کاهشیافته و این ویروس زودتر از بین برود؛ یعنی باید دید خودمان را به این سمت هدایت کنیم و بهتر میتوانیم.
یک روانشناس با اشاره به بحران کووید-۱۹ و افزایش اختلافات زوجین در منزل اظهار کرد: زوجین باید بحرانها را بخشی از زندگی مشترک محسوب کنند و آگاه باشند که در هنگام بحران استرس و ترس افزایش مییابد؛ بنابراین لازم است درباره ترسهایشان با یکدیگر صحبت کنند زیرا اگر ترسها مطرح و حل نشوند به بروز پرخاشگری منجر میشوند.
گوهر یسنا انزانی در گفتوگو با ایسنا، با تأکید بر اینکه ایجاد تغییر در رفتار زوجین نیازمند زمان و صبر است، اظهار کرد: زمانی که زندگی زناشویی روح خود را از دست میدهد و زوجین نمیتوانند با یکدیگر صادقانه صحبت کنند و خواستهها و انتظاراتشان را بیان کنند شاهد روی آوردن زوجین به روابط اعتیادی نظیر بیش از اندازه کار کردن، بیش از اندازه در فضای مجازی و اینترنت جستوجو کردن و... روی میآورند.
این روانشناس با اشاره به افزایش روابط اعتیادی در روزهای بحرانی نظیر بحران کووید-۱۹، ادامه داد: علت روی آوردن به روابط اعتیادی این است که افراد تصور میکنند شخصی نیست که بتوانند با او از احساسات و افکار خود سخن بگویند و از این راه تنش خود را کاهش میدهند. بنابراین هرچه مکانیسم خانواده ایمنتر باشد این بحرانها و این روابط اعتیادی کاهش پیدا میکند و از سوی دیگر اثر مثبتتری نیز بر فرزندان میگذارد.
انزانی با بیان اینکه همسر ما مسئول آرامش ما نیست و هر فرد باید خودش آرامش و شادی را به خود هدیه دهد، افزود: در گام نخست هر فردی باید تغییراتی را در خود ایجاد کند و خود را نسبت به آن تغییرات متعهد بداند، بدین معنا که از نقش خود بهعنوان همسر آگاه باشد و در پی بهتر انجام دادن این نقش برآید. همچنین زوجین باید بدانند که هر فردی دارای خواستهها و نیازهایی است که درصورت برآورده نشدن به افزایش پرخاشگری زوجین منجر میشود و این دقیقا ریشه اختلافات زوجین است.
انزانی نبود شناخت کافی زوجین از رفتار و افکار و انتظارات خود، نبود شناخت زوجین نسبت به یکدیگر، بیان نکردن خواستهها و انتظاراتشان از جمله دلایل اختلاف زوجین دانست و گفت: گاهای زوجین بیآنکه درباره خواستههایشان با یکدیگر سخن بگویند، توقع دارند همسرشان نسبت به آن خواستهها آگاه باشد و آنها را حدس بزند و همین امر به بروز اختلاف منجر میشود. از سوی دیگر زوجین باید اهداف فردی و اهداف مشترک با همسر داشته باشند و همدلانه به احساسات و افکار هم گوش دهند.
وی ادامه داد: به گفته دکتر جان گاتمن، زوجین زمانی رابطه لذتبخشی را تجربه نمیکنند که تعاملات منفی خاصی نظیر انتقاد، سرزنش، تدافع و دیوار کشیدن که به چالش زندگی مشترک منجر میشود را با یکدیگر داشته باشند، بنابراین لازم است زوجین در روز زمانهای مناسبی را برای گفتوگو با یکدیگر اختصاص دهند. همچنین این گفتوگو باید در زمان و مکان مناسبی به دور از عوامل مزاحم انجام شود.
وی گفت: زوجین هنگام بروز اختلافات میتوانند با پرسش از خود نظیر افکار من چیست؟، درحال تجربه چه احساسی هستم؟ علائم جسمانی من را به بروز چه رفتاری سوق میدهند؟ و انتظار من از همسرم چیست؟ از افزایش عصبانیت، پرخاشگری و اختلافات جلوگیری کنند.
به گفته انزانی اگر زوجین در روز بتوانند به ویژگیهای مثبت همسر خود اشاره کنند، درباره احساست و افکار و منظور واقعی خود از خواسته با همسر خود صحبت کنند، احترام یکدیگر را حفظ کنند، زندگی را به سوی اهداف مشترکشان هدایت کنند، فنون هندلی را بیاموزند و ساعاتی برای انجام کارهای لذتبخش با یکدیگر اختصاص دهند، اختلافات خود را میتوانند به حداقل برسانند.
وی در ادامه با اشاره به 4 سبک ارتباطی ویرجینیا ستیر خانواده درمانگر ادامه داد: 4 سبک ارتباطی که از نظر ویرجینیا ستیر بر روی روابط اثر منفی میگذارد عبارتند از سبک ارتباطی آرامکننده، سرزنشکننده، عقل کل و بیملاحظه است.
به گفته وی، افراد دارای سبک ارتباطی آرامکننده بهدنبال خشنودی دیگرانند و دائم دیگران را برحق و خود را ناحق میپندارند، افراد دارای سبک ارتباطی سرزنشکننده نیز به دیگران حمله میکنند و معتقدند دیگران برحق نیستند، از سوی دیگر افراد دارای سبک ارتباطی عقل کل خود را از نظر عقلی برتر از دیگران میدانند. همچنین افراد دارای سبک ارتباطی بیملاحظه بهدنبال جلب توجه دیگران در هر موقعیتی هستند. بنابراین دانستن نوع سبک ارتباطی با همسر و تلاش در جهت برگزیدن بهترین سبک ارتباطی از اهمیت بالایی برخوردار است.
این روانشناس معتقد است که زوحین بجای استفاده از واژه «چرا؟» در هنگام بروز اختلافات باید سعی کنند در جهت چگونگی حل اختلاف اقدام کنند، هنگام عصبانیت صحبت نکنند و بهدنبال برحق بودن و یافتن مقصر نگردند، از توهین و قضاوت و نصیحت یکدیگر بپرهیزند. از سوی دیگر نباید بیآنکه درباره دغدغههای خود صحبت کنند از همسر خود توقع درک شرایط و میزان خستگی آنها را داشته باشند. همچنین نباید از یکدیگر انتظارات غیرواقعبینانه داشته باشند و یکدیگر را با تمام محدودیتها و ضعفها بپذیرند.
وی با تأکید بر اینکه اگر زوجین در حل اختلافات موفق نشدند لازم است از متخصصان کمک بگیرند، افزود: هنگام بروز مشکل در زندگی مشترک این نکته قابل اهمیت است که زوجین از خانوادهها کمک نگیرند، زیرا همین اقدام به بروز اختلافات بعدی و دامن زدن بر مشکلات منجر میشود. همچنین بهرهگیری از متخصصین و مشاوران پیش از ازدواج و پس از ازدواج جهت زوج درمانی جهت آموختن مهارتهای زندگی اهمیت دارد.