آتش زبانه میکشد. شعلهها بیمحابا بالا میروند و گرما، فضا را خفه کرده است. هیچکس جرأت نزدیک شدن ندارد. نخستین فکری که به ذهن حاضران در محل حادثه میرسد، تماس با شماره ۱۲۵ است. تنها امید، صدای آژیر خودروهای آتشنشانی است.
آژیر مرکز فرماندهی با بالاترین درجه به صدا درمیآید. نیروهای آتشنشانی بیدرنگ از میلههای مخصوص پایین میآیند. برای این مردان فرقی نمیکند چه ساعتی از شبانهروز است؛ 8صبح باشد یا نیمهشب، آژیر که به صدا درآید، همه چیز را رها میکنند و با تمام قدرت و دلسپردگی راهی عملیات میشوند.
در محل حادثه، چشمها به در ورودی خانه دوخته شده است؛ مادری با چشمانی اشکبار نگران فرزند خردسالش است که در میان شعلهها گیر افتاده است. کمی آنسوتر، پدری در بُهت و ناامیدی، دست بر سر میکوبد. مردم محل، دلنگران جان کودک همسایهاند. همه منتظرند، ولی فقط یکی دل به آتش میزند. در میان این هیاهو، آتشنشان است که آرام، مصمم و بیتردید وارد میدان میشود. از پدر، نشانی کودک را میگیرد و بدون لحظهای مکث، خود را به دل آتش میسپارد. و چه لحظهای شیرینتر از آنکه دقایقی بعد، او در حالی که کودک را در آغوش گرفته، از میان دود و آتش بیرون میآید. خسته، رنجور، عرقریزان، اما لبریز از امید.
کودک را سالم به آغوش مادر میسپارد، اما کار او تمام نشده است. بدون وقفه، بار دیگر به سوی شعلهها میرود تا در کنار همکارانش عملیات اطفاء آتشسوزی را کامل کند. اما پشت این صلابت و آرامش، دلهرهای هم هست؛ دلهرهای سنگین و همیشگی. دلهره اینکه شاید کسی جا مانده باشد، شاید یک جان نجات نیابد. این نگرانی در هر مأموریت، در هر عملیات همیشه با آتشنشان است، با این حال، لبخند مردم پس از نجات، اشک شوق مادری، یا آغوش پُر از آرامش پدری که فرزندش را باز یافته، همان پاداشی است که با هیچ پاداش مادی قابل مقایسه نیست.
7مهرماه، روز آتشنشان، روز تجلیل از مردانی است که جان را کف دست میگیرند و با عشقی عمیق به این حرفه از میان آتش، دود، خطر و دلهره عبور میکنند تا زندگی را به دیگران بازگردانند.
مجید هاشمزاده و علیرضا اسدبیگی از جمله این مردان هستند؛ 2 آتشنشان همدانی با ۲۰ سال سابقه خدمت در سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی همدان هستند، مردانی که اگرچه فشار کاری و استرسهای این شغل را به خوبی درک کردهاند، اما هرگز از انتخاب خود پشیمان نشدهاند.
به گفته آنها، لحظهای که موفق به نجات جان یک هموطن میشوند، تمام خستگیها، ترسها و سختیها رنگ میبازد و تنها چیزی که باقی میماند، شیرینی خدمت و حس رضایت از انجام وظیفهای انسانی است.
هاشمزاده:
آتشنشانی سبب میشود فرد از نظر روحی و جسمی قویتر شود
با توجه به پیشرفتهای روزافزون، چالشهای آتشنشانیها امروز چیست؟
به طور کلی با پیشرفت تکنولوژی، چالشها بیشتر شدهاند. ساختمانهای بلند، تجهیزات خاص، خودروهای برقی، و حتی مواردی مانند پنلهای جدید خورشیدی میتوانند چالشبرانگیز باشند. به طور کلی، شرایط پیچیدهتر شده و به تکنیکهای ویژهتری نیاز داریم.
سختترین نوع عملیات آتشنشانی برای شما کدام بوده است؟
هر عملیاتی شرایط خاص خود را دارد. به طور مثال نجات از چاه، آتشسوزی در ساختمانهای مسکونی، تصادفات دلخراش یا برخورد با مواد شیمیایی، همه آنها چالشهای متفاوتی دارند. به طور کلی، هر عملیاتی که در آن اولویتبندی برای نجات افراد مختلف ضروری باشد، چالشبرانگیزتر است.
اگر بخواهید خودتان را خارج از لباس آتشنشانی توصیف کنید، چگونه خود را میبینید؟
به نظر من آتشنشانی به ایثار و فداکاری نیاز دارد. ما افرادی هستیم که از جان خود میگذریم تا دیگران را نجات دهیم. این شغل افراد را از نظر روحی و جسمی تقویت میکند. چیزی که بیشتر از مادیات اهمیت دارد، رضایت خاطر و دعای مردم است.
اگر یک نوجوان بخواهد شغل آتشنشانی را انتخاب کند، چه چیزی به او میگویید؟
شغل آتشنشانی علیرغم تمام سختیها، یک شغل معنوی است. در این شغل، شما بدون توجه به شرایط اجتماعی یا اقتصادی افراد، به آنها کمک میکنید. دعای خیر مردم و رضایت معنوی، از همه مادیات بالاتر است. پیشنهاد میکنم این شغل را انتخاب کنند و به ارزشهای انسانی آن توجه کنند.
در عملیاتهایی که امکانات کافی نداشتید، چه تصمیماتی گرفتید؟
آتشنشانی نیاز به ابتکار عمل دارد. در شرایطی که تجهیزات کافی نداریم، از منابع موجود به بهترین شکل استفاده میکنیم، به طور مثال برای نجات مصدومان از نردبان یا سایر وسایل غیرمعمول بهره میبریم.
آیا از نظر تجهیزات و پشتیبانی در سطح استاندارد جهانی هستیم؟
در حال حاضر، در شهر همدان تجهیزات خوبی داریم. برای مثال، به تازگی یک نردبان ۳۲متری به مجموعه اضافه شده که برای ساختمانهای بلند استفاده میشود. البته هنوز فاصلههایی با استانداردهای جهانی داریم، اما به طور کلی وضعیت خوبی داریم.
آیا نگاه جامعه به آتشنشانی به اندازهای که این شغل برازنده است، هست؟
بله، به نظر من مردم همیشه احترام زیادی به آتشنشانی دارند. بارها پیش آمده که مردم از ما تشکر کردهاند و دعای خیرشان را برای ما فرستادهاند. این احترام و اعتبار بسیار ارزشمند است و ما همیشه مدیون این لطف مردم هستیم.
چه چیزی شما را در این شغل سرپا نگه میدارد؟
ورزش، روحیه قوی، و انگیزه برای کمک به دیگران از مهمترین عوامل هستند. آتشنشانی سبب میشود فرد از نظر روحی و جسمی قویتر شود و به سختیهای زندگی واکنشهای مثبت نشان دهد.
اسدبیگی:
آتشنشانها به برنامههای حمایتی روانی نیاز دارند
آیا در طول این ۲۰ سال پیش آمده که در یک عملیات، خودتان در معرض خطر جدی قرار بگیرید یا زخمی شوید؟ در آن لحظات چه احساسی داشتید؟
بله، متاسفانه چندین مرتبه این شرایط برای من پیش آمده است. یکی از آخرین موارد به عملیات آتشسوزی در خیابان جوادیه برمیگردد. در این حادثه، یک واحد مسکونی در طبقه چهارم دچار آتشسوزی شد و ما وارد ساختمان شدیم. در حین عملیات و جستوجو برای نجات افراد، ماسک تنفسی من دچار مشکل شد و در نهایت خودم دچار خفگی شدم. لحظاتی بود که احساس کردم ممکن است جانم را از دست بدهم. در آن لحظات، تمام زندگی از جلو چشمم گذشت و با خودم گفتم «خدایا، فقط کمک کن تا به پشت بام برسم». خوشبختانه با کمک همکارم توانستیم به هوای آزاد برسیم و جان سالم به در بردیم. این نوع اتفاقات هر از گاهی رخ میدهند، اما به نظرم خداوند در این مواقع کمک میکند و ما به لطف او از شرایط سخت جان سالم به در میبریم.
در طول دوره خدمت شما، آیا به سلامت روان آتشنشانها توجه ویژهای شده است؟ به خصوص پس از حوادث و عملیاتهای سخت، آیا حمایت یا مشاوره روانی به شما ارائه میشود؟
متاسفانه در این زمینه، در سازمان آتشنشانی همدان تنها یک دوره مشاوره روانشناسی وجود داشته که حدود 2 سال پیش با یک روانشناس قرارداد بسته شد. اما در کل، توجه زیادی به این مسأله نشده است. شغل ما بسیار خاص است و هر حادثهای که با آن روبهرو میشویم، منحصربهفرد است و هر عملیات شرایط خاص خود را دارد. نخستین اشتباه میتواند آخرین اشتباه برای ما و افرادی باشد که در حال نجات آنها هستیم. به همین دلیل، لازم است که از همان ابتدا برای کسانی که وارد سازمان میشوند و همچنین افرادی که سالها در این حرفه فعالیت میکنند، یک مشاور روانشناس در نظر گرفته شود تا مشکلات روحی و روانیشان مورد توجه قرار گیرد و حمایت شوند.
با توجه به استرسها و شرایط خاص شغل آتشنشانی، به نظر شما آیا آتشنشانها نیاز به مشاوره و حمایت روانی مستمر دارند؟
قطعا، شغل آتشنشانی یک شغل پرخطر و استرسزا است. ما در طول روز و شب تحت فشار قرار داریم و همیشه آماده باش هستیم. بهویژه زمانی که در حالت آمادهباش هستیم و منتظر وقوع حادثهای هستیم، این استرس میتواند تأثیر زیادی بر روان آتشنشانها بگذارد. خیلی وقتها این استرسها به اندازهای است که حتی یک خبر خوشحالکننده هم میتواند برای ما استرسآور باشد. بنابراین، داشتن مشاوره روانی برای آتشنشانها ضروری است تا بتوانند این فشارها را مدیریت کنند و روحیه خود را حفظ کنند.
اگر بخواهید پیشنهادی برای بهبود وضعیت روانی آتشنشانها بدهید، چه پیشنهادی دارید؟
به نظر من، باید در تمام سازمانهای آتشنشانی به خصوص در همدان، برنامههای حمایتی روانی برای آتشنشانها گنجانده شود. این حمایت میتواند به صورت مشاورههای دورهای یا تیمهای روانشناسی باشد که به صورت منظم با آتشنشانها صحبت کنند و مشکلات روحی و روانیشان را بررسی کنند. همچنین، دورههای آموزشی برای مدیریت استرس و اضطراب میتواند بسیار مؤثر باشد. در نهایت، این امر سبب میشود که آتشنشانها هم از لحاظ روحی و هم جسمی آمادگی بهتری برای مواجهه با حوادث داشته باشند
در شرایط بحرانی، تا چه میزان میتوانید اولویتبندی نجات افراد را انجام دهید؟
در عملیاتهای آتشنشانی، هیچ تفاوتی بین افراد از نظر موقعیت اجتماعی، جنسیت یا محل سکونت وجود ندارد. برای ما هر شخصی که دچار حادثه شده باشد، عزیزترین فرد به حساب میآید. چه فردی از طبقات بالای شهر باشد، چه از طبقات پایین، چه خانم باشد یا آقا، در هر شرایطی و تحت هر حادثهای، تمام تلاش ما این است که به آن شخص کمک کنیم و او را نجات دهیم. برای ما، نجات یک انسان، مانند نجات عزیزترین فرد خودمان است. زندگی و اموال هر کسی که درگیر حادثه است، برای ما اهمیت زیادی دارد.اما در شرایط بحرانی و هنگام ورود به عملیات، اولویتبندیها بهطور طبیعی بر اساس نیاز فوری افراد انجام میشود.
چگونه این اولویتبندی را در هنگام عملیاتهای مختلف انجام میدهید؟
وقتی در آتشسوزیها، تصادفات، یا حوادثی مثل سقوط در چاه یا گیر کردن در آسانسور وارد عملیات میشویم، اولویتمان این است که ابتدا به کسانی که نیاز فوری به کمک دارند، رسیدگی کنیم. به عنوان مثال، اگر فردی در معرض خطر جانی جدی باشد، او را در اولویت نخست قرار میدهیم. سپس، افرادی که وضعیتشان کمی بهتر است و نیاز به مداخله فوری ندارند، در اولویتهای بعدی قرار میگیرند. این نوع اولویتبندی به ما کمک میکند تا با سرعت و دقت بیشتری، جان افراد را نجات دهیم و اثرات حادثه را به حداقل برسانیم.