ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
 
يكشنبه - 11 مرداد 1405 - شماره 5476
 


امروز : دوشنبه ، 12 مرداد 1405

Today : Mon, August 3, 2026

ارتباط با سرویس ها - پذیرش آگهی * آدرس ما درشبکه های اجتماعی hamedanpayam@
 
کد مطلب:  136719 تاریخ انتشار:  1402-11-25 - 11:01 تعداد بازدید:  470
ارسال به دوستان
نسخه چاپی

هنرمند آرامگاه‌نشین
روایت زندگی نقاش نابینای همدانی

نویسنده : مهدی ناصرنژاد

اجتماعی


 حبیب رضایی هنرمند گمنام و بی‌ادعای همدانی است که از کودکی با خلق تابلوهای زیبا و چهره‌نگاری‌های تحسین‌برانگیز از شخصیت‌های سرشناس دنیای فرهنگ و ادب، توانسته است نظر دوستداران هنر نقاشی را به‌ خود جلب کند.

بی‌تردید اغلب شهروندان همدانی که از حدود ۳۰ سال پیش تاکنون گذارشان به پیاده‌راه زیبا و سرسبز محوطه مقابل آرامگاه بوعلی سینا افتاده است، از نزدیک شاهد خلاقیت این هنرمند محجوب و سر به زیر بوده‌‎اند که چگونه با مشتی خاکه ذغال نرم و تکه‌ای دستمال کاغذی و درکوتاه‌ترین زمان ممکن، تابلوهای بی‌مانندی از چهره یا موضوع‌های سفارشی دوستداران نقاشی سیاه قلم بوجود آورده و تحسین هر بیننده‌ای را برمی‌انگیزد.

بسیاری از مشتریان این هنرمند چیره‌دست همدانی، مسافران و گردشگرانی هستند که برای بازدید از آرامگاه و موزه شیخ‌الرئیس وقت می‌گذارند و با مشاهده آثار خیره‌کننده او تابلو و یا عکس همراه خود را به حبیب رضایی سفارش می‌دهند و بدین‌گونه یادگار ماندگاری را با خود به شهرهایشان می‌برند. خود حبیب رضایی به خبرنگار روزنامه همدان‌پیام می‌گوید، از همان دوران کودکی دنیای خود را با نقاشی‌هایم از اشیاء و سایه روشن‌های زندگی کودکی تقسیم کردم و کمتر اشتیاقی به کارهای دیگر در وجود خویش احساس می‌کردم.

حبیب می‌گوید، اگرچه خیلی از ریزه‌کاری‌های هنر نقاشی را از روی دست اساتید برجسته فرا گرفته و توصیه بزرگان این هنر را آویزه گوش خود ساخته است، ولیکن حس شیرین و آشنایی سوای تمام هیاهو و مشکلات زندگی، او را به سمت و سوی دنیای هنر نقاشی به‌ویژه سیاه قلم سوق داده و خیلی زود به آدمی تبدیل کرده است که شاید بتواند با خلق آثار سیاه قلم، بخشی از حوائج خود را تأمین ساخته و کمک‌حال خانواده هم باشد.

 البته این تمام بود و نبود و علل و انگیزه حبیب به درون‌گرایی و خلوت با دنیای هنر نقاشی نیست!. حبیب می‌گوید، بیش از ۵ سال نداشتم که یک حادثه مسیر سرنوشت مرا تغییر داد و از دنیای دیگران جدا ساخت!.‌ گویا در این حادثه و هنگام بازیگوشی‌های کودکانه، سنگی که توسط یکی از هم‌بازی‌های حبیب به هوا پرتاب شده بود، بر ناحیه چشم چپ حبیب فرود می‌آید و بشدت به او آسیب می‌رساند.‌

سال ۱۳۵۶ که یکی از معدود چشم پزشکان همدانی معالجه چشم آسیب دیده این کودک ۵ ساله را بر عهده می‌گیرد، به‌ خوبی از عهده چنین جراحی حساسی بر نمی‌آید و قرنیه چشم حبیب برای همیشه کارایی خود را از دست می‌دهد. حبیب در تمام ۴۵ سال گذشته و بدون اینکه کمتر کسی متوجه ناراحتی چشم بی‌سوی او باشند، از چشم دیگر خود برای گذران عمر و فعالیت‌های روزمره بهره گرفته است، بدون اینکه مشکلات زندگی فرصتی برای او فراهم سازد تا بلکه به راه علاج و‌ چاره درمان یک‌چشم بی‌سو و چشم دیگری‌که به تدریج بینایی خود را بر اثر فشار بی‌امان و کار طاقت‌فرسای نقاشی سیاه قلم، از دست می‌دهد، دست یابد!.

حبیب با متانت ذاتی خود و با حسرتی که آشکارا از لحن و کلام او بر می‌آید ، نجوا می‌کند که این اواخر وقتی سوژه‌ای را برای نقاشی سیاه‌قلم بدست می‌گرفتم، دچار سردرد عجیبی شده و چشمم سیاهی می‌رفت تا اینکه به اصرار و توصیه دوستان و خانواده به یک چشم پزشک معروف همدانی مراجعه کردم. برای حبیب تلخ و غم انگیز است که بگوید، با توصیه چشم‌پزشک و سفارش مؤکد او، مجبور است با دنیای شیرین و ملموس خود که نقاشی است وداع کند و برای همیشه بی‌یار و یاور بماند.

حبیب می‌گوید، ‌در‌دنیای تنهایی‌های خویش، دلخوش‌به ابزار محدود و ساده نقاشی سیاه قلم و آثاری بود که با خلق آن با دنیای بیرون و شیرین دیگران وبه ویژه دوستداران هنر نقاشی ارتباط بر قرار می‌‌ساختم، اما چه زود از دلخوشی و دل‌مشغولی‌های خود جدا شدم.

حبیب یکی از آخرین تابلوی‌های سیاه‌قلم خود را که تصویر زیبا و بسیار خیره‌کننده‌ای از یک موتورسیکلت پیشرفته است به من می‌سپارد و می‌گوید، بعد از حدود ۴۰ سال نقاشی حرفه‌ای و خلق آثار گوناگونی که باعث رضایت و تحسین علاقمندان به نقاشی سیاه قلم، چه از بین خیل همشهریان و چه شمار فراوان گردشگران هموطن شده است، به این تابلوی موتور سیکلت خیلی دلبسته و علاقمند بودم. او می‌گوید، برای خلق این تابلو که تصویری سه بعدی از یک موتور سیکلت می‌باشد، بیش از ۱۰ ساعت زمان مفید گذاشته‌ام و ازتمام حس و توانم برای تکمیل این اثر استفاده کرده‌ام.

او در این‌باره با شور و شوق وصف‌ناپذیری حرف خود را تکمیل می‌کند که، چندین قطعه عکس از زوایای مختلف موتور سیکلتی که سوژه او بوده است تهیه شده است‌، اما به قضاوت بینندگان تابلوی نقاشی که او خلق کرده است‌، کامل تر و برجسته تر از عکس‌های موجود می‌باشد.حبیب غمگینانه زمزمه می‌کند که، پس از تکمیل تابلوی موتور سیکلت، احساس کردم چشمم چندان یار نیست و بینایی همیشگی را ندارد.
حبیب در حال حاضر قدم به ۵۱ سالگی خود گذاشته است و عقیده دارد خیلی زود و ناخودآگاه مجبور به ترک دنیای نقاشی شده است.

او اینک با کتاب‌فروشی در حاشیه پیاده راه و محوطه مقابل آرامگاه بوعلی سینا زندگی ساده خود را می‌گذراند و ادب و تواضع سرمایه همیشگی او است که با متانت و حوصله با مردم و مشتریان خود برخورد دارد و هیچگاه بر سر قیمت کتاب و چانه زنی‌ با دیگران کل کل ندارد.

او بر مشتریان خود و اهل کتاب حتی اگر از رهگذران و مسافران باشند، اعتماد کامل دارد و اگر پول نقدی برای خریداری کتاب همراهشان نباشد، شماره کارتی به آنان می‌سپارد و می‌خواهد تا هر وقت و سر فرصت بهای خرید خود را به آن شماره واریز نمایند.

 



بازگشت
نظرات بینندگان :
نظر شما :
   
نام*
ایمیل* ایمیل محفوظ می باشد
نظر*
کد امنیتی*
کد امنیتی

 
پاکی آوردی ای امید سپید
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
 
 
گزارش گزارش ویژه یادداشت تحلیل سرمقاله دانلود
صفحه نخست آخرین اخبار درباره ما ارتباط با ما  پیوندها  
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.

 
روزنامه همدان پیام ( اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول: نصرت ا... طاقتي احسن  -  سردبير: يدا... طاقتي احسن
نشاني: همدان، خيابان شريعتي، ابتداي خيابان مهديه، ساختمان پيام
تلفن: 8264433 (0811)  -  فکس: 8285048 (0811)  -  سازمان نیازمندی: 8264400 (0811)  - ايميل: info@hamedanpayam.com