
منطبق کردن زندگی با بیماری MS
نویسنده : کبری هنری لطیف پور
اجتماعی
«ام اس» یکی از بیماریهای التهابی عصر کنونی است که بسیاری از جوانان را درگیر کرده به گونهای که در دنیا این بیماری گریبان اقشار مختلف بویژه نسل جوان را گرفته و تنها راه نجات از این بیماری که سیستم ایمنی بدن را هدف قرار میدهد، دوری از استرس و هیجانهای کاذب و افراطی است.
در قرن گذشته با توسعه و بهبود عمده ای که در شاخص های سلامتی ایجاد شده است.
شاهد ارتقاوضعیت سلامتی جوامع بوده ایم.بسیاری از بیماری های عفونی کنترل شده اند و امید به زندگی بالا رفته است.در مقابل شاهد گسترش روزافزون ابتلا به بیماری های مزمن هستیم به طوری که در طول سال های اخیر شاهد این هستیم که شمار افراد دارای بیماری های مزمن و ناتوان کننده در حال افزایش است.
ناکارآمد بودن نگاه های زیستی و پزشکی از یک سو و تبعات اجتماعی و فرهنگی بیماریهای مزمن از سوی دیگر سبب شکل گیری رویکردهای جامعه شناختی به این بیماری ها شده است.
در طول دهه های اخیر این رویکردها سعی کرده اند به شکل اختصاصی به بررسی جامعه شناختی ابعاد مختلف این بیماری ها بپردازند؛از جمله این بیماری ها که توجه زیادی را هم از سوی محققان به خود جلب کرده است؛ بیماری ام اس است که تلاش های بسیاری از سوی محققان در حوزه جامعه شناسی برای شناخت آن صورت گرفته است.افراد مبتلا به این بیماری بسته به اینکه در متن چه نوع اجتماعی قرار گرفته باشند و چه درکی از تجربه ی این بیماری و علل ابتلای آن داشته باشند،رویه های خاصی را در مدیریت فردی این بیماری و وجوه اجتماعی آن در پیش میگیرند و بر همین اساس است که پیامدهای عدیده ی این بیماری در سلامت جسمی،روحی و اجتماعی همه مبتلایان یکسان نیست،که بیشتر ناشی از تاثیراتی است که بر روی هویت فرد و سبک زندگی او می گذارد.
از منظر علم پزشکی ام اس یک نقص سیستم عصبی است اما تعریف این بیماری،علل بروز،شیوه مواجهه و مدیریت آن،تجربه های افراد مبتلا به این بیماری از چیستی این بیماری و نشانه ها وعلل آن به مانند تعریف پزشکی آن،یکسان و واحد نیست.
تفاوت علائم این بیماری در افراد مختلف و تشابه آن با برخی بیماری های دیگر سیستم عصبی،بروز بیشتر آن در بین زنان و افراد بین ۲۰تا ۴۰ سال و همچنین بروز دوره ای آن،ویژگی هایی به این بیماری می بخشد که تحلیل اجتماعی آن را امری ضروری می کند.در زمینه مطالعه و بررسی بیماری ام اس تلاش های بسیاری صورت گرفته است،به نحوی که حجم زیادی از مطالعات در زمینه بیماری ها به بررسی این بیماری اختصاص دارد.
لازم است توجه شود که بیشتر این مطالعات به ابعاد جسمانی و پزشکی بیماری توجه میکنند و کمتر به جوانب اجتماعی و روانی بیماری می پردازند.نکته ظریفی که در خصوص ام اس وجود دارد منحصربه فرد بودن شرایط هر بیمار است و این موضوع اهمیت توجه به ادراکات و تجارب خود بیماران از بیماری را نشان می دهد.
اگر بتوانیم به درک درستی از تجارب و معانی خود بیماران از علت بیماریشان و شیوه برخورد و زندگی با آن دست یابیم بسیاری از مشکلات بیماران و خانواده های آنها مرتفع خواهد شد.تجربه متفاوت بیماران از بیماری،توجه و مدیریت پزشکی آن را مشکل می سازد و به نوعی تبدیل به یک مساله مهم می کند.
زمانیکه افراد مختلف بر مبنای زمینه و بافت اجتماعی ای که دارند با بیماری ام اس مواجه می شوند،این بیماری را متفاوت تجربه می کنند که همین سبب پیچیدگی مراقبت های پزشکی شده به نحوی که کمک به این بیماران جهت زندگی بهتر تنها به رعایت فاکتورهای زیستی خلاصه نشود و نیازمند کنکاش و بررسی عمیقی هم در تجارب و ادراکات خاص آنها باشد.
|