این روزها با آتشافروزیهای کینهورزانه دشمنان مادرزاد ملت بزرگ ایران، به سردمداری آمریکای جهانخوار و دستنشانده صهیونیست او، یکبار دیگر مشکل جنگ و ویرانی و شهادت بهترین فرزندان ایران و زنان و کودکان بیگناه بر کشورمان تحمیل شده است.
دشمنان عفریتصفت، بهواسطه رژیم غاصب صهیونیستی که تا چند هفته پیش با بمبارانهای بیرحمانه و سلاحهای مرگبار، دهها هزار تن از زنان و کودکان بیگناه فلسطینی را در نوار غزه به خاک و خون کشیدهاند، اینبار سرمست از جنایتهای بیشرمانه و گستاخانه خود، در این خیال خاماند که مردم سلحشور و سربلند ایران را که بیشترین صفحات کتاب تاریخ جهان را به افتخارات و پایمردیهای خود در مقابله با لشکرکشیهای حکومتهای خونآشام و ضدبشری در ادوار تاریخ اختصاص دادهاند بیازمایند.
دشمن بر این تصور باطل است که مردم ایران در این برهه تاریخی، برابر زور و سلاحهای ویرانگری که با کمک اربابان از خدا بیخبرش در اختیار دارد، تسلیم میشوند و افتخارات تاریخی خویش را لکهدار میسازند. غافل از اینکه این مردم سربلند، متشکل از اقوام ریشهدار و وطنپرست، همان فولاد آبدیدهای هستند که هرگز در برابر زور و ظلم خم نمیشوند و ایستادگی میکنند.
ملتهای زیادی در پهنه گیتی، با پیشینه تاریخی کهن، در مدار تحولات اجتماعی و دگرگونی حکومتهای سستبنیاد خود، نتوانستهاند دوام بیاورند و یکپارچگی تاریخی خود را حفظ کنند و سرانجام، تکهتکه شده و به چند کشور پراکنده تقسیم شدهاند.
ولی راز بقا و پایداری و اتحاد و یکدلی ملت بزرگ ایران، با زبانها و لباسهای متنوع، در همدلی و همخونی و عِرق ملی این مردمان با عزت و شرف است که بقا و سعادت و امیدواریهایشان را در گرو یکپارچگی و پشتیبانی از هم، در جنگها و دشواریها و قحطیها و اپیدمیهای مرگبار بیماریها میدانند و بر این عهد و پیمان، سر به مهر هستند و میمانند.
اینبار و در این مقطع تاریخی، دشمن تا دندان مسلح و حیلهگر، در رنگ و لباس و هیبت پوشالی صهیونیستی، دارد ایرانیان را امتحان میکند؛ و شاید نمیداند ملتی باغیرت و دشمنستیز را به بازی گرفته است که هرگز حاضر نیست زیر بار ظلم و زور و زیادهخواهی برود؛ و چون کارد به استخوانش برسد، استخوان دشمن را در هر قامت و امکان، خرد میکند.
اما جنگ، هرکجا و به هر علت، تلخ و گزنده و مصیبتبار است. بهقول خود ما ایرانیها، در جنگ و دعوا که حلوا پخش نمیکنند. این جنگ، سختیها و ناملایمات و بیم و هراس و خستگیهایی نیز دارد و بههرحال، یک نقطه پایانی هم دارد. مهم این است که چه کارنامهای در این کارزار از خود به یادگار بگذاریم.
لازمه و وظیفه انسانی و ملی همگان در چنین اوضاع و احوال ناگوار، درک شرایط و بهطور ملموس، حمایت و همدلی و خوشزبانی قشرهای مختلف مردم از یکدیگر و در کنار هم بودن است. اکنون، وقت تکروی و فرصتطلبی و بیاعتنایی به حال و روز دیگران نیست.
کمک به همنوعان و همشهریان، به اندازه توان و دانایی خود، در لحظات بحرانی، کوچکترین قدم و وظیفه انسانی و ملی برای فایق آمدن بر سختیهای جنگ است. آرامش و کمک به حفظ آرامش و ایجاد زمینههای روحی و روانی برای تسلای دیگران، همان نوشداروی بههنگام و مؤثری است که زمینهساز فضایی امیدوارکننده برای غلبه بر ترس و هراس از وقایع جنگ است.
مایحتاج عمومی در بحرانهای شدید اجتماعی، و بهویژه در تنگناهای ناشی از جنگ، چیزی است که کم یا زیاد، به دست و دهان هر انسانی میرسد. اما مهم این است و هر وجدان پاکی حکم میکندکه کسی به هر طریق، مانع و سد راه سهم دیگران از زندگی نباشد.
خدا را شکر که جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه مردم ما، به مرحله سخت و شکننده نرسیده است و سربازان و جانبرکفان این مرز و بوم، جانانه و مردانه در برابر دشمن ایستاده و بر او سیلی میزنند. ولی هر فرد باشرفی که نام ایرانی بر اوست، نیز برای افتخارآفرینی و اعتلای نام و نشان میهن خود، سهمی به عهده دارد.
سرباز و مدافع وطن با هر مقام و نشان، برای پس زدن دشمن، سلاح بر دست دارد؛ و کارگر و پزشک و کاسب و مهندس و اهل فن نیز، برای همراهی و پشتیبانی از پیشتازان مقاومت و مردم عادی در جایجای وطن، وظیفهای بر دوش دارند. اتفاقا خداوند و هر وجدان بیداری، در کشاکش بحرانها، با دقت و وسواس بیشتر، شاهد و ناظر اعمال بندگان هستند؛ و دفتر همدلیها و همزبانیها و خوشزبانیها را مینویسند و به حافظه تاریخ میسپارند؛ و خوشبخت آن کسی است که ضمیرش از کردار و گفتارش، راضی و روسفید باشد.