| يكشنبه - 11 مرداد 1405 - شماره 5476 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کد مطلب: 114384 |
تاریخ انتشار: 1399-09-25 - 10:32 |
تعداد بازدید: 340 |
|
|
|
|

جشن شب چله یا مراسم چهلم!
اجتماعی
امسال نخستین سالی است که باید شب یلدا را بدون حضور تو سر کنیم، چقدر تلخ است که امسال کسی نیست انارهایمان را دانه کند و کاسه گل سرخ پر از کشمش و گردو را جلویمان بگذارد.
اینها حسرتهای «فاطمه» دختر ۲۵ سالهای است که مادربزرگش را همین چند وقت پیش بر اثر ابتلا به کرونا از دست داده و حالا بهجای استقبال از شب یلدا، در سوگ مادربزرگش نشسته است. شب یلدا برای او مساوی با کرسی گرم خانه مادربزرگ است که امسال سرد شده، سرمایی که با هیچ هیزمی گرم نخواهد شد.
فاطمه درحالیکه بغض کرده است، از دورهمیهایشان به ایسنا میگوید: از زمانی که به خاطر دارم، ما هر شب جمعه دورهم جمع میشدیم، پاتوقمان هم خانه مادربزرگ بود. از زمان شیوع ویروس کرونا، اوایل خیلی رعایت میکردیم و میهمانیهای آخر هفته را لغو کرده بودیم. 2 ماهی به همین روال گذشت اما خب راستش را بخواهید ما هم مانند خیلی از مردم از در خانه ماندن خسته و کلافه شده بودیم. به پیشنهاد یکی از خالههایم دوباره دورهمیهای خانوادگیمان از سر گرفته شد؛ البته خب اوایل که دور هم جمع میشدیم ماسک میزدیم.
او با بیان اینکه برخی خانوادهها برگزاری دورهمیها با رعایت پروتکلهای بهداشتی را یک شوخی تلخ میدانند، ادامه میدهد: به عقیده من هیچ دورهمی خانوادگی را نمیشود با رعایت پروتکلهای بهداشتی برگزار کرد. از طرفی بعضیها میگویند ما که هیچ کداممان بیمار نیستیم و حتی علائم سرماخوردگی هم نداریم پس مشکلی نیست اگر دور هم جمع شویم و پس از مدتها دوری از فامیل و دوستان، یک شب را در کنار هم بگذرانیم. همین تفکرات غلط کار دست ما داد. شاید ما بچهها و نوهها در ظاهر هیچ کداممان بیمار نبودیم و علائمی هم نداشتیم اما یکی از ما ناقل بیماری بود.
دورهمیهای خانوادگیمان قاتل مادربزرگم است
اشکهای فاطمه صورتش را تر کرده است، او ماسکش را که حالا خیس شده با دستانش کمی این طرف و آن طرف میبرد، آهی میکشد و اظهار میکند: مادربزرگم دلش نمیآمد به بچهها نه بگوید، خالهها و داییهایم که آنجا میرفتند نمیخواست دلشان را بشکند. وگرنه خودش خیلی رعایت میکرد، شاید از زمان شیوع کرونا یکیدو بار بیشتر بیرون نرفته بود، آن هم با رعایت کامل دستورالعملهای بهداشتی. من مطمئنم که همین دورهمیهای خانوادگیمان قاتل مادربزرگم است.
فاطمه که حالا بهجای نوازش چین و چروک دستهای مادربزرگش باید قاب عکس نوار مشکی روی دیوار را به نظاره بنشیند، از تکاپوی مردم برای جشن گرفتن یلدای امسال نگران است و میگوید: تا پیش از این اتفاق تلخ، اعلام مرگ و میر ناشی از ویروس کرونا از اخبار ساعت ۱۴، برایم عادی بود یعنی تنها اعدادی بود که مانند هزار و یک عددی که در عمرم شنیده بودم، از کنارم عبور میکرد اما حالا فهمیدم این اتفاق ممکن است برای هر کدام از ما یا عزیزانمان رخ دهد. به مردم التماس میکنم که امسال یلدا را در خانه جشن بگیرند و با رفتن به خانه مادربزرگها و پدربزرگهایشان، نظارهگر برگزاری مراسم چهلم عزیزانشان پس از جشن شب چله نباشند.
کسانی کارشان به بیمارستان میرسد که ...
«احمد» پدری ۵۲ ساله است که چند روزیست کارش شده طی کردن مسیر خانه به بیمارستان و بالعکس. او میگوید: پسرم از همان ابتدای همهگیر شدن این ویروس پروتکلهای بهداشتی را رعایت نمی کرد و میگفت «همه ایرانیها بالاخره باید کرونا بگیرند اما کسانی کارشان به بیمارستان میرسد یا فوت میشوند که بیماری زمینهای یا بالای ۶۰ سال سن داشته باشند.» او دورهمیهای دوستانهاش را در این مدت ترک نکرده بود و ما هم هرچه میگفتیم گوشش بدهکار نبود.
این پدر که حالا مجبور است به جای در آغوش کشیدن فرزندش و پرستاری از او، از پشت شیشههای ICU به شماره افتادن نفسهای فرزندش را نظارهگر باشد، درحالیکه بغضی سنگین در گلویش منتظر آزاد شدن است اما حق آزاد شدن ندارد زیرا همه اهالی خانواده چشم امیدشان پس از خدا به اوست که استوار ایستاده و آنها را دلگرمی میدهد، بیان میکند: «حسین» هیچ وقت فکرش را هم نمیکرد که پس از ابتلا به کرونا روی تخت بیمارستان، نفسهایش را از کپسول اکسیژنی طلب کند که تا پیش از این تصور میکرد فقط مورد استفاده سالمندان و افرادی با بیماری زمینهای است.
پس از شرکت در مراسم جشن شب یلدا برای عروس عمویم کرونا گرفت
«شیما» نیز مادرش را ۴۸ روز پیش بر اثر ابتلا به کرونا از دست داده است. به گفته او، مادرش چند روز پس از اینکه بههمراه خانواده عمویش برای نوعروسشان جشن شب یلدا برگزار کردند، به کرونا مبتلا شده است.
او که هنوز هم رفتن مادر را باور نکرده، میگوید: همان موقع چندبار از مادرم خواهش کردم که بهدلیل شیوع کرونا در مراسم شرکت نکند اما او فقط بهخاطر رودربایستی با زن عمویم و اینکه خانواده عروس فکر نکنند ما بیکس و کاریم و برای حفظ آبرو، در مراسمشان شرکت کرد! چند روز پس از همان مراسم مادرم مبتلا شد و کارش به بیمارستان کشید.
حالا تمام حسرت این دختر ۳۲ ساله این است که کاش میتوانست در آخرین لحظات زندگی مادرش او را در آغوش بکشد. کاش میتوانست خاطرات کودکانهاش را برای او داستان کند و مادرش با همان لبخند همیشگی بازیگوش بودن او را به رخش بکشد و از همان قرمهسبزیهای همیشگی برایش بپزد که گویی سبزیهایش بوی بهشت میدهد و همتراز با غذای هیچ رستورانی در دنیا نبود.
چه حسرتها که کرونا بر دلهایمان گذاشت، گاهی ما مقصر بودیم و گاهی چوب ندانمکاری دیگری را خوردیم. شاید هیچکس فکرش را هم نمیکرد که روزی زندگیاش وابسته به مرد غریبهای باشد که برای دقایقی در اتوبوس کنارش نشسته و یا زنی که در صف نانوایی ایستاده است. شاید کرونا میخواست یادآوری کند که ما مانند دانههای یک تسبیح به یکدیگر وابستهایم پس با کوچکترین اشتباه ممکن است خانوادهای را داغدار کنیم که دیگر هیچ جبرانی برایش نخواهیم داشت.
در خیابان قدم میزنم، پس از تمام شدن این محدودیتها شاید تعداد افرادی که در پیادهروها تردد میکنند 3 برابر شده باشد. طلافروشیها شلوغ است، بیشتر از ده نفر آمدهاند برای خرید هدیهای برای عروسشان بهمنابست شب یلدا.
پارچههای رنگارنگی که روی پیشخوان یک بزازی پهن است و فروشنده با آب و تاب از جنس اعلای پارچه برای دختر جوانی میگوید که با 7 زن دیگر برای خرید عروسی آمده است. در دلم خداخدا میکنم که کاش فقط هدیهها را برای عروسشان ببرند و برگردند و یلدا را در خانه با اعضای خانواده خود جشن بگیرند، کاش امسال برگزاری این جشن کهن با سالهای گذشته تفاوت داشته باشد، کاش همان غیرت و همتی که برای عید نوروز و لغو کردن دید و بازدیدها داشتیم را دوباره خرج کنیم تا مبادا زندگی کسی را ندانسته به خطر بیندازیم.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
|
|
 |
|
|
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.
|
|
|
روزنامه همدان پیام (
اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي،
سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول:
نصرت ا... طاقتي احسن
-
سردبير: يدا... طاقتي
احسن
نشاني: همدان، خيابان
شريعتي، ابتداي خيابان مهديه،
ساختمان پيام
تلفن: 8264433
(0811)
- فکس: 8285048
(0811) - سازمان
نیازمندی: 8264400
(0811) - ايميل:
info@hamedanpayam.com |
|