ttttt1405-05-011405-05-11bool(false) 1405-05-011405-05-11bool(false) 1405-05-011405-05-11bool(false) 1405-05-011405-05-11bool(false)  پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
 
يكشنبه - 11 مرداد 1405 - شماره 5476
 


امروز : يكشنبه ، 11 مرداد 1405

Today : Sun, August 2, 2026

ارتباط با سرویس ها - پذیرش آگهی * آدرس ما درشبکه های اجتماعی hamedanpayam@
 
کد مطلب:  121792 تاریخ انتشار:  1400-10-27 - 10:10 تعداد بازدید:  517
ارسال به دوستان
نسخه چاپی

به یاد محبوبه عبدا...زاده مادر شهیدان امیر، جعفر و علی خوش‌لفظ
مادری که به ام‌البنین(س) اقتدا کرد

نویسنده : سمیه مظاهری

اجتماعی


 حضرت ام‌البنین(س) مظهر صبر و استواری است؛ بانویی بزرگوار که به ادب شهره بود و پس از ورود به خانه امیرالمؤمنین(ع)، گوهر وجودش از کوثر زلال ولایت سیراب شد.
او در روزگار غبارآلود که عقاید دینی در خطر انحراف بود با بصیرتی شایسته تأمل همچون اسوه و الگوی بزرگش حضرت فاطمه(س) به دفاع از امام‌زمان خود پرداخت و در این مسیر هرچه داشت ایثار کرد.
حضرت ام‌البنین(س) برای پشتیبانی از امام خود و پایداری اسلام هرچه داشت در طبق اخلاص گذاشت و تقدیم کرد؛ او الگوی زنانی شد که قرن‌ها بعد در حمایت از مکتبی که به نام سیدالشهدا(ع) آغاز شده بود؛ پسران خود را تقدیم کردند. زنانی که حالا بسیاریشان روی در نقاب خاک کشیده‌اند.
مادرانی به غایت صبور چون «محبوبه عبدا...زاده» که 3 سرو برومند خود را در دفاع از وطن تقدیم کرد و سال‌ها صبورانه ایستادگی کرد.
گویی تقدیر بود که گوهر وجود بانو عبدا...زاده در کوره امتحان آزموده شود که شهادت هر یک از پسرانش، قصه پر غصه‌ای دارد؛ یکی بی‌صدا و آرام بر اثر شیمیایی، دیگری اربا اربا و سومی پس از سی و چند سال تحمل رنج و درد.
محبوبه مادر شهیدان خوش‌لفظ است؛ امیر، جعفر و علی. علی‌آقا را بسیاری می‌شناسند؛ راوی کتاب «وقتی مهتاب گم شد» همان که به تقریظ رهبر معظم انقلاب مزین شد.
جانبازی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب «شهید زنده» تاریخ بود و داغ او پشت مادر را خم کرد. مادر چند ماه پس از شهادت آخرین پسرش 27 تیرماه 1397 به ایشان پیوست.
نیره خوش‌لفظ، خواهر شهیدان خوش‌لفظ از مادر می‌گوید: «مادرم زن صبوری بود و به دلیل اینکه پدرم راننده ماشین سنگین و مدام در سفر بود برای تربیت فرزندان زحمت بسیاری کشید.
تقوای بالا و اعتقادات دینی محکمی داشت تا جایی که سعی کرده بود همه بچه‌هایش را با وضو شیر دهد. مربی قرآن بود و چند سال جلسات قرآن ماه مبارک رمضان را در منزل برپا می‌کرد.
او سال‌ها رنج دوری فرزندان، اضطراب روزهای جنگ و شهادت یک یک آنها را تحمل کرد و هیچ نگفت، اما هر بار شکسته قامت‌تر‌ می‌شد با اینکه سن چندانی هم نداشت.
امیر و علی همزمان با هم در جبهه بودند و وقتی امیر شهید شد؛ جعفر هم با اصرار به جبهه رفت و زودتر از علی شهید شد.
پس از آن 2 همه امیدش به علی بود؛ جانبازی که 11بار به شدت مجروح شده و خوش‌زخم بود تا اینکه مجروحیت شیمیایی‌اش شدت گرفت و پس از تحمل یک دوره بیماری سخت به شهادت رسید.»

 اطلاع از شهادت فرزند در حرم امام هشتم(ع)
خواهر سردار شهید علی خوش‌لفظ ادامه می‌دهد: «خبر شهادت علی را در حرم امام هشتم(ع) به مادرم دادند؛ روز آخر وقتی حال علی در بیمارستان رو به وخامت بود؛ همسرش مادرم را راهی مشهد کرد تا دعا کند و به این بهانه خواست او را دور کند تا رنج کشیدن فرزند را نبیند.
وقتی ساعت 11شب برادرم به شهادت رسید به دوستش که همراه با مادرم به مشهد رفته بود اطلاع دادیم، اما گفت که نمی‌تواند این خبر را به مادرم بدهد و از خادمان حرم مطهر کمک گرفته بود.
آنها مراسمی به بهانه دعا برای علی‌آقا ترتیب دادند و از مادرم برای حضور در مراسم دعوت کردند تا آهسته آهسته به او خبر دهند، اما او به قول خودش وقتی پا به مراسم گذاشته بود با حس مادرانه موضوع را فهمیده بود.
مادرم فردی محکم بود، اما داغ علی را تاب نیاورد و بعد از خاک‌سپاری علی گفت که «امروز قلبم را دفن کردم». چند سالی می‌شد که ناراحت قلبی داشت، اما بعد از چهلم علی طور دیگری شد و به گفته پزشکش دق کرد.
او پس از تحمل سی و چند سال فراغ همسرش، امیر و جعفر و 6 ماه پس از شهادت علی در 76 سالگی به دیدار آنها شتافت.
پدرم «اسدا... خوش‌لفظ» هم 14خرداد ماه 1366 چند ماه پیش از شهادت برادرم جعفر دعوت حق را لبیک گفت، او شغل سختی داشت و برای رفاه خانواده همیشه در سفر بود؛ البته چند سال آخر عمر شغل خود را تغییر داد و مغازه‌ای در همدان گرفت.

 شهادت خاموش امیر
خواهر شهیدان خوش‌لفظ بیان می‌کند: «برادرم امیر نخستین شهید خانواده است. او پسر بزرگ خانواده و متولد خردادماه 1341 بود. چند بار به عنوان رزمنده بسیجی به جبهه رفت و برای رزمندگان آذوقه می‌برد تا اینکه 1363در بمباران شیمیایی سردشت مجروح شد.
امیر پس از این واقعه بیماری خونی گرفت و 6 ماه بستری بود تا اینکه 21 شهریورماه 1343 به شهادت رسید، اما چون پرونده جانبازی برای او تشکیل نداده بودیم؛ شهادتش ثبت نشد و پرونده‌ای برای او در بنیاد شهید وجود ندارد.
او شغل آزاد داشت و برای دفاع از وطن به جبهه رفته بود و مظلومانه و بی‌صدا به شهادت رسید.»
 پیکر اربا اربا شده جعفر
خوش‌لفظ درباره برادرش جعفر هم می‌گوید: «یکم اسفندماه 1345 و شب میلاد امام هشتم(ع) متولد شد. آن زمان پدرم به دلیل شرایط شغلی در سفر بود و مادرم دست تنها بود. شب خواب می‌بیند که قنداقه‌ای را در حرم امام هشتم(ع) به دستش داده و می‌گویند: «نامش را به یاد جد ما جعفر بگذار» و وقت اذان صبح سومین پسر مادرم متولد شد.
جعفر فردی صبور و مظلوم بود و با اصرار پدر و مادرم را راضی کرد که به جبهه برود؛ آن هم در حالی‌ که امیر به شهادت رسیده و علی هم مدام در جبهه بود.
جعفر در جبهه تخریبچی بود و کار خنثی‌سازی و جمع‌آوری مین‌ها را انجام می‌داد. بارها پیش آمده بود که با پیکر مجروح او را به عقب برمی‌گرداندند، اما پس از اینکه اندکی خوب می‌شد؛ دوباره به جبهه برمی‌گشت.
حتی یکبار در یک عملیات او و علی زخمی شده و به‌طور تصادفی هر 2 را کنار هم بستری می‌کنند و پرستار هم روی تابلو بالای سرشان می‌نویسد «برادران خوش‌زخم.»
جعفر 26 دی ماه 1366 6 ماه پس از ازدواجش بر اثر برخورد گلوله به انبوه مین‌های جمع‌آوری شده به همراه 23 رزمنده دیگر به شهادت رسید و تکه تکه شد.
وقتی پیکرش را در «ماووت» عراق جمع کردند از آن قد رشید؛ بدنی به اندازه یک بچه خردسال باقی مانده بود.
جعفر پاسدار بود و از همان حقوق اندکی که زمان جنگ می‌گرفت به کمک علی، کتابخانه‌ای در مسجد کمال‌آباد همدان راه‌اندازی کرده بود.»

 علی شهادت را در آغوش کشید
خوش‌لفظ ادامه می‌دهد: «برادرم علی هم متولد 8 آبان ماه 1343 بود و روحیه‌ای شوخ‌طبع و شلوغ‌کار داشت. حتی در جبهه هم به گفته همرزمانش همین‌طور بود.
او از 15سالگی به عنوان داوطلب بسیجی به جبهه رفت و چند سال بعد به واحد اطلاعات، عملیات لشگر 32 انصار پیوست و پاسدار شد.
بارها مجروح شد، اما تا اواخر جنگ در جبهه ماند در حالی‌ که گلوله نزدیک نخاعش جا خوش کرده، عصب پایش آسیب دیده و ریه‌اش بر اثر شیمیایی آسیب دیده بود.
پس از جنگ هم سال‌ها با رنج ناشی از مصدومیت و مجروحیت زندگی کرد تا اینکه او هم 28 آذرماه 1396 پس از یک دوره بیماری سخت در بیمارستان تهران به شهادت رسید.
شهادت آرزوی دیرینه علی بود و سال‌ها فراغ 2 برادر، همرزمان و دوستانش به ویژه طلبه شهید «محمدعلی محمدی» همان مهتاب گم شده‌اش را تحمل کرد.»
 تقارن جالب سالروز شهادت جعفر و دیدار علی با رهبر معظم انقلاب
جانباز علی خوش‌لفظ پیش از شهادت، خاطراتش را برای نویسنده دفاع‌مقدس، حمید حسام روایت کرد و او زندگی و خاطرات علی از روزهای کودکی تا روزهای سخت جنگ را در کتاب «وقتی مهتاب گم شد» با قلمی شیوا به تصویر کشید.
صداقت علی در بیان وقایع زندگی و جنگ و شیوایی قلم نویسنده رزمنده سبب شد تا این اثر مورد توجه مقام معظم رهبری قرار گرفته و بر آن تقریظ نوشتند و همین بهانه دیدار علی خوش‌لفظ و حمید حسام به همراه جمعی از نویسندگان با رهبر معظم انقلاب شد.
این دیدار 16دی ماه 1395 انجام شد و رهبر معظم انقلاب از علی خواستند تا دفعه بعد خانواده‌اش را به همراه آورد. دیدار دوم علی به همراه همسر و فرزندان، مادر و 2خواهرش 10روز بعد یعنی 26 دی ماه انجام شد.
این تاریخ مقارن با 30مین سالروز شهادت برادرش جعفر خوش‌لفظ بود و امسال هم این 2 مناسبت با سالروز وفات بانوی صبر و ایثار حضرت ام‌البنین(س) مقارن شده است.


بازگشت
نظرات بینندگان :
نظر شما :
   
نام*
ایمیل* ایمیل محفوظ می باشد
نظر*
کد امنیتی*
کد امنیتی

 
پاکی آوردی ای امید سپید
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
 
 
گزارش گزارش ویژه یادداشت تحلیل سرمقاله دانلود
صفحه نخست آخرین اخبار درباره ما ارتباط با ما  پیوندها  
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.

 
روزنامه همدان پیام ( اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول: نصرت ا... طاقتي احسن  -  سردبير: يدا... طاقتي احسن
نشاني: همدان، خيابان شريعتي، ابتداي خيابان مهديه، ساختمان پيام
تلفن: 8264433 (0811)  -  فکس: 8285048 (0811)  -  سازمان نیازمندی: 8264400 (0811)  - ايميل: info@hamedanpayam.com