با فرارسیدن مهرماه و آغاز سال تحصیلی، یک بار دیگر چهره شهرها تغییر میکند، خیابانهایی که تا پیش از این، در ساعات اولیه صبح اندکی آرامتر بودند، ناگهان مملو از خودروهای شخصی، سرویسهای مدارس، تاکسیها و موتورسوارانی میشوند که هرکدام برای رساندن مسافر یا دانشآموزی به مقصد، با شتاب در حرکتاند. این تغییر ناگهانی اما تکراری، دیگر موضوعی جدید یا غیرمنتظره نیست، بلکه به یکی از بحرانهای مزمن و همیشگی شهرنشینی بدل شده است.
هر سال با آغاز مدرسهها، همان نسخههای همیشگی روی میز شوراهای ترافیک گذاشته میشود؛ راهکاری چون شناور کردن ساعت ادارات که در ظاهر تصمیمی کاربردی بهنظر میرسد، اما در عمل، نه تنها کمکی به کاهش بار ترافیکی نمیکند، بلکه سبب درهمریختگی بیشتر نظم رفتوآمدها شده و حتی میتواند تعارضهای زمانی میان والدین شاغل و برنامه درسی فرزندان ایجاد کند.
ریشه این مشکل اما بسیار عمیقتر از چند خودروی شخصی یا سرویس مدرسهای است که در معابر شهری صف کشیدهاند. نبود توازن در توزیع جغرافیایی مدارس، تمرکز مدارس با کیفیت در مناطق برخوردار، نبود برنامهریزی مبتنی بر عدالت آموزشی، جانمایی نادرست مدارس، ضعف فرهنگسازی حملونقل عمومی و پیادهمحور، و همزمانی فعالیت نهادهای مختلف شهری، همگی بهعنوان عوامل ساختاری و فرهنگی در بروز این بحران نقش دارند.
در این میان، خودروهای تکسرنشین که توسط والدین برای رساندن فرزندان به مدارس مورد استفاده قرار میگیرند، یکی از مهمترین نمادهای ضعف سیستماتیک حملونقل دانشآموزی هستند. این رفتار که از ترکیبی از ناامنی، نبود سیستم حملونقل عمومی ایمن و کمبود اعتماد به امکانات شهری نشأت میگیرد، نه تنها ترافیک را تشدید میکند، بلکه نشان از نبود راهبردهای اجتماعی بلندمدت در مدیریت شهر هوشمند و انسانمحور دارد.
نگاه برخی والدین که اصرار دارند فرزندشان در مقابل در مدرسه پیاده یا سوار شود، بیانگر ضعف نهادهای فرهنگی در آموزش شهروندی است. این در حالی است که در بسیاری از کشورها، پیادهروی چند دقیقهای بخشی از عادت روزانه کودکان محسوب میشود و همزمان با رشد فردی، به روانسازی ترافیک و تقویت ارتباط اجتماعی نیز کمک میکند.
در سوی دیگر ماجرا، سیاستگذاریهای ناقص در حوزه آموزش و شهرسازی نیز به وضوح نقش پررنگی ایفا میکنند. تمرکز مدارس غیردولتی و با کیفیت در مناطق خاص و حاشیهنشینی آموزشی در مناطق کمتر برخوردار، سبب شده است که بسیاری از خانوادهها مجبور به انجام سفرهای روزانه طولانی در سطح شهر شوند. این مسأله فقط یک چالش ترافیکی نیست؛ بلکه نشانهای از نبود عدالت فضایی و آموزشی در بطن سیستم مدیریت شهری است.
بنابراین اگرچه ترافیک در ساعات خاص صبحگاهی و ظهرگاهی در ظاهر یک معضل حملونقلی بهنظر میرسد، اما در واقع باید آن را نمونهای از ناکارآمدی ساختارهای عمیقتری در جامعه دانست؛ ساختارهایی که اگر اصلاح نشوند، هیچ راهکار موقتی یا دستورالعمل مقطعی نمیتواند گرهای از کار باز کند.
در همین راستا، کارشناس برنامهریزی شهری در ارزیابی ابتدایی خود از وضعیت ترافیک شهری همزمان با آغاز سال تحصیلی و بازگشایی مدارس، اظهار داشت: همانطور که قابل مشاهده است، همزمان با آغاز فعالیت مدارس، شهر در ساعات صبحگاهی و ظهرگاهی با ترافیک قابل توجهی مواجه شده است. این ترافیک در برخی مناطق حتی تا ساعات بعدازظهر نیز ادامه مییابد که بیشتر با زمان تعطیلی مدارس مقارن است. باید توجه داشت که بروز ترافیک به خودی خود پدیدهای منفی تلقی نمیشود.
شهری که عاری از ترافیک باشد، شهری فاقد فعالیت است
محمدرضا عراقچیان در گفتوگو با خبرنگار همدانپیام با اشاره به اینکه ترافیک، نشانهای از حیات شهری، پویایی اقتصادی، فعالیتهای اجتماعی، و بهطور کلی حرکت در بطن جامعه است، افزود: شهری که عاری از ترافیک باشد، در واقع شهری فاقد فعالیت است، بخشی از این معضل، ریشه در تحقق نیافتن عدالت آموزشی و نبود توازن در توزیع جغرافیایی مدارس دارد. متأسفانه در دهههای اخیر، تمرکز مدارس غیرانتفاعی، نمونه دولتی و هیأتامنایی بیشتر در مناطق شمالی شهر بوده و در مناطق جنوبی یا کمبرخوردار، این دسترسی وجود ندارد.
وی در ادامه با اشاره به عوامل ریشهایتر ترافیک صبحگاهی افزود: در نتیجه، خانوادههایی که در مناطق پایینتر شهر سکونت دارند ولی تمکن مالی برای ثبتنام در این مدارس را دارند، ناگزیرند فرزندان خود را با خودرو شخصی یا سرویس به مناطق دیگر منتقل کنند که این خود به افزایش سفرهای درونشهری و ترافیک صبحگاهی دامن میزند.
این کارشناس در بخش دیگری از سخنان خود به جانمایی نادرست مدارس اشاره کرده و خاطرنشان کرد: بسیاری از مدارس بهجای استقرار در بافتهای درونمحلهای و قابل دسترسی، در حاشیه بلوارها و معابر اصلی واقع شدهاند. این موضوع سبب میشود والدین یا رانندگان سرویس، برای پیاده یا سوار کردن دانشآموزان، خودروهای خود را در حاشیه خیابانهای شلوغ و گاه به صورت دوبله یا حتی سوبله پارک کنند، که نتیجهای جز انسداد بیشتر معابر ندارد.
عراقچیان با تأکید بر بُعد اجتماعی این مسأله گفت: در میان برخی خانوادهها، این فرهنگ هنوز جا نیفتاده که کودک میتواند ۵۰ یا ۱۰۰ متر پیادهروی کند. همه والدین ترجیح میدهند فرزندشان دقیقا مقابل در مدرسه پیاده یا سوار شود، حال آنکه اگر این پیادهروی کوتاه توسط کودک انجام شود، هم در روانسازی ترافیک مؤثر است و هم فرصتی برای تعامل اجتماعی والدین فراهم میشود. در گذشته، دانشآموزان با پای پیاده و در فاصلهای معقول از منزل تا مدرسه تردد میکردند و مشکلی نیز وجود نداشت.
وی افزود: امروزه حتی خانوادههایی که فاصله مدرسه تا خانهشان 3 دقیقه پیادهروی است، برای فرزندشان سرویس مدرسه میگیرند. این مسائل اگرچه ریشههایی در نگرانیهای امنیتی دارد، اما نیازمند بازنگری در نگاه اجتماعی و فرهنگی ما به موضوع حملونقل دانشآموزی است.
شبکه حملونقل شهری پاسخگوی این حجم از تردد نیست
در ادامه، عراقچیان به مسأله همزمانی ساعات آغاز فعالیتهای شهری نیز اشاره کرد و گفت: بخشی از ترافیک صبحگاهی، ناشی از همزمان بودن آغاز فعالیت مدارس، ادارات، مراکز تجاری و آموزشی است. وقتی همه این نهادها در بازه ۷ تا ۸ صبح آغاز به کار میکنند، طبیعی است که شبکه حملونقل شهری پاسخگوی این حجم از تردد نباشد. برای مدیریت این وضعیت، پیشنهاد میکنم شورای ترافیک شهرستان و استان، با حضور مدیران حوزههای مختلف اجتماعی، اقتصادی، آموزشی، خدماتی، و... تشکیل جلسه دهند و ساعت فعالیتها را بازتنظیم کنند.
وی تصریح کرد: ضروری است برخی نهادها و اداراتی که ضرورت آغاز بهکار در ساعت ۷ یا ۷:۳۰ را ندارند، فعالیت خود را در ساعت ۸ یا ۸:۳۰ آغاز کنند و در مقابل، با سیاستهایی همچون دورکاری جزئی یا تعطیلی شناور، تا حدودی زمان پیک ترافیک را مدیریت نمایند. حتی در خصوص مدارس نیز میتوان ساعت آغاز به کار پایههای مختلف، یا مدارس دخترانه و پسرانه را با ۱۵ تا ۳۰ دقیقه فاصله زمانی تنظیم کرد.
عراقچیان در پایان تأکید کرد: تا زمانی که عدالت جغرافیایی در توزیع مراکز آموزشی برقرار نشود و اصلاحات اساسی در نحوه جانمایی و مدیریت مدارس انجام نگیرد، ترافیک صبحگاهی هر ساله با آغاز مدارس بهعنوان یک چالش تکرارشونده باقی خواهد ماند.