| پنجشنبه - 2 مهر 1405 - شماره 5518 D |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کد مطلب: 143277 |
تاریخ انتشار: 1404-03-12 - 08:19 |
تعداد بازدید: 358 |
|
|
|
|
 آخرین بازمانده بازار حلبیسازها درگذشت
وداع ضرابیان با ضرب وچکش
نویسنده : مریم مقدم
فرهنگی
با کمال اندوه، همدان یکی از گنجینههای زنده و ماندگار خود در عرصه هنر و صنایع دستی را روز گذشته از دست داد؛ استاد محمدباقر ضرابیان، آخرین بازمانده هنر کهن حلبیسازی در این دیار، در روز دهم خرداد ۱۴۰۴، در ۹۱ سالگی چشم از جهان فروبست و به دیدار یاران رفت.
وی که از دل کوچههای قدیمی هگمتانه برخاست، از 7سالگی پتک در دست گرفت و برحلب کوبید. صدای چکشهایش نه فقط نوای کار که ضرباهنگ زندگی بود. نام استاد ضرابیان با صنعت حلبیسازی ایران گره خورده و هنر او به شماره ۳۶ در فهرست ملی نادرهکاران کشور، بهعنوان گنجینه زنده بشری به ثبت رسید؛ افتخاری که کمتر کسی در تاریخ صنایعدستی ایران به آن نائل آمده است.
استاد ضرابیان فقط یک استادکار نبود، او سازنده روح صنعت بود. با تکیه بر دانش بومی و دستانی خستگیناپذیر، چراغ این صنعت دیرینه را روشن نگه داشت، صدها فرصت شغلی خلق کرد و کیفیت تولیدات داخلی را به سطحی رساند که در قامت رقیب محصولات جهانی ظاهر شوند. او پدری بود برای کارگران، معلمی برای صنعتگران، و الگویی برای جوانانی که میخواهند از دل خاک، طلا بسازند. یادگار او تنها ابزارهای فلزی نیست، بلکه نسلی است که با عشق، کار و اصالت پرورش یافتهاند.
کتاب ارزشمند «دستهای هگمتانه» بخشی از میراث مکتوب اوست؛ اما آنچه در قلب مردم ماندگار خواهد شد، یاد، راه و نگاه او به زندگی و کار است.
در کوچههای قدیمی همدان، مغازهای کوچک اما پر از خاطره، هنر و عشق، سالها مأمن دستان پرتوان مردی بود که صدای ضرب چکشهایش بر حلب، نه تنها یادآور گذشتهای اصیل، بلکه نوای زندهی فرهنگی در حال فراموشی بود.
استاد سید محمدباقر ضرابیان، آخرین بازمانده نسل طلایی حلبیسازان، پس از دههها تلاش، آموزش و عاشقی با فلز، از میان ما رفت؛ اما یاد، نام و سازههایش تا همیشه ماندگار خواهند بود.
با درگذشت استاد سید محمدباقر ضرابیان، واپسین استادکار شناختهشدهی حلبیسازی سنتی همدان، یکی از آخرین حلقههای زنده از زنجیرهی هنرهای کاربردی و صنعتی سنتی ایران گسسته شد. حال پس از رفتن استاد، با مرور زندگی شخصی و حرفهای او، به بررسی جایگاه او در احیای صنایع دستی فراموششده میپردازیم، زیرا ضرورت مستندسازی و حمایت از هنرمندانِ صاحبسبک در آستانهی گذار کامل به صنایع مدرن یک تلنگر لازم هم برای ما رسانهایها است و هم برای متولیان امور در حوزههای مدیریتی همدان.
در شهری با پیشینهای چون همدان که هر کوچهاش تاریخ را زمزمه میکند، خاموشی چکش حلبیسازی در مغازهای کوچک ممکن است در نگاه نخست تنها توقف یک صدا باشد. اما مرگ استاد سید محمدباقر ضرابیان، چهرهای خوشنام و پرمایه در عرصه هنرهای سنتی، فراتر از این است. او تنها یک صنعتگر نبود؛ روایتگری بود که با فلز حرف میزد، با ابزار معنا میساخت و با دستهای پینهبستهاش، گذشته را به اکنون دوخته بود.
خاستگاه و تبار صنعتی یک هنرمند
سید محمدباقر ضرابیان متولد همدان، از خانوادهای برخاسته بود که در دل مناسبات فنی-هنری ایران قاجاری و پهلوی ریشه داشت. پدربزرگش، نورعلی ضرابی، از کارکنان ضرابخانه ناصرالدین شاه بود که پس از تعطیلی رسمی آن نهاد، بهجای انزوا، به روسیه و آلمان سفر کرد تا ابزارهای صنعتی نوین را برای تلفیق با شیوههای سنتی، با خود به ایران بیاورد. در بازگشت، چرخی برای فرمدهی به ورق فلز به همدان آورد که نسلاندرنسل، در همین خانواده به گردش درآمد چرخی که هنوز هم در کارگاه استاد با همان دقت و صدا کار میکرد.
اگرچه استاد ضرابیان در دوران میانسالی به شغل فروش لوازم خانگی روی آورد، بازنشستگی برای او بهمنزلهآغازی دوباره بود، نه پایان. در دهه شصت زندگی، با عزمی درونی و ایمانی ساکت اما استوار، به سراغ چرخی رفت که سالها خاک خورده بود. او تصمیم گرفت هنر نیاکانش را زنده کند تصمیمی که نه با مشاورههای اقتصادی، بلکه با تکیه به ایمان قلبی و باور به «خواستن» شکل گرفت.
او در مصاحبهای گفته بود: “دل اگر بخواهد، توانش را هم میدهد. خدا با دل کار دارد.” در این بازگشت، نه سرمایهگذاریای در کار بود، نه حمایت نهادی جدی. تنها استاد بود، چکش، چرخی ۱۸۰ ساله و خاطرهای که باید زنده میماند.
روال روزانه زیستن در مرز کار و آیین
زندگی روزمره استاد از آن دست روایتهایی است که از دل زیستن درونی یک صنعتگر سنتی برمیخیزد. هر صبح، با ذکری آرام، مغازهی بیتابلوی خود را باز میکرد، لباس کار به تن میکرد و به ساخت ابزارهایی مشغول میشد که نسل جدید اغلب حتی نامشان را نشنیده است: جاباروتی، آبپاش بیضی، آپولو، بخاری نفتی چراغی، یخدان مسی، ترازو و...
کار برای او فقط امر معاش نبود. نوعی آیین روزانه بود که با تأمل، ذکر، مشاهده خوابهای نمادین و احترام به ماده و ابزار همراه بود. در روایتی نقل شده که یک شب خواب ساخت ابزاری خاص را دید و فردا آن را با دقت ساخت، گویی که هنر برایش ادامهای از وحی بود یک تجربهی زیستهی شهودی و بیواسطه.
در کمتر از 2دهه فعالیت متمرکز دوباره، استاد ضرابیان موفق به احیای بیش از ۱۳۰ قلم ابزار سنتی شد. این آثار، از نظر فنی بازسازیهای دقیقی از مدلهای تاریخی بودند و از نظر فرهنگی، حامل نشانههای زیست اجتماعی ایرانیان در دورههایی از تاریخ بودند که فناوری در خدمت معنا بود، نه مصرف.
بخشی از این آثار امروزه توسط مجموعهداران خصوصی، موزههای محلی و فعالان میراث فرهنگی ثبت و مستندسازی شدهاند، اما بسیاری نیز همچنان در معرض فراموشی یا پراکندگی قرار دارند. این نکته ضرورت تدوین یک فهرست کامل از آثار استاد، همراه با ثبت شفاهی روایتهای پیرامونی آنها را دوچندان میسازد.
آموزش و انتقال دانش آخرین مجاهدت
در واپسین سالهای حیات، استاد تلاشهایی نیز برای انتقال دانش خود انجام داد. در همکاری با اداره میراث فرهنگی، اقدام به برگزاری دورههایی محدود کرد و 12 زن علاقهمند را در شیوههای اولیه حلبیسازی آموزش داد. این تجربه اگرچه کوتاه بود، اما از این منظر اهمیت دارد که استاد با وجود شرایط سنی و فقدان حمایت گسترده، آموزش را وظیفهای اخلاقی میدانست.
با درگذشت استاد ضرابیان، نه تنها صدایی خاموش شد، بلکه یک زنجیره دانشی، یک سبک زندگی و یک نظام ارزشی در آستانه فراموشی کامل قرار گرفت. این اتفاق، بازتابی از بحران گستردهتری است که شامل فرسایش و محوشدگی تدریجی میراث صنایع دستی ایران در سایه بیتوجهی نهادها و چرخش سریع جامعه به سمت مصرفگرایی بیریشه است.
برای صیانت از آنچه استاد ضرابیان نمایندهاش بود، گامهایی عاجل لازم است، گامهایی که شامل ثبت آثار، تولید فیلم مستند، مصاحبه با خانواده و شاگردان، تأسیس موزهای کوچک و مهمتر از همه، سیاستگذاری فعال در حوزه آموزش و احیای صنایع دستی در مدارس فنی، دانشگاهها و شبکههای اجتماعی باشد. باید هنر استاد را در موزهها، در کتابها، در خاطرهها نگه داشت. باید برای نسل بعد، چرخی که از آلمان آمده، دستسازههایی که با عشق ساخته شده و روحی که به فلز دمیده شده را زنده نگه داشت.
یادش گرامی، راهش پر رهرو، و نامش روشن همچون نور فانوسهایش.
 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
رژه اقتدار نیروهای مسلح در همدان
|
|
 |
|
|
رژه اقتدار نیروهای مسلح در همدان
|
|
 |
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.
|
|
|
روزنامه همدان پیام (
اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي،
سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول:
نصرت ا... طاقتي احسن
-
سردبير: يدا... طاقتي
احسن
نشاني: همدان، خيابان
شريعتي، ابتداي خيابان مهديه،
ساختمان پيام
تلفن: 8264433
(0811)
- فکس: 8285048
(0811) - سازمان
نیازمندی: 8264400
(0811) - ايميل:
info@hamedanpayam.com |
|