| پنجشنبه - 15 مرداد 1405 - شماره 5479-D |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کد مطلب: 122776 |
تاریخ انتشار: 1400-12-23 - 12:30 |
تعداد بازدید: 398 |
|
|
|
|
 درسگفتاری با بیان دکتر عروتی در محضر شیخالرئیس
بررسی داستانهای رمزی در آثار ابنسینا
فرهنگی
پنجمین درسگفتار در محضر شیخالرئیس ابنسینا، با موضوع داستانهای رمزی ابنسینا، در بنیاد علمی و فرهنگی بوعلیسینا برگزار شد.
این درسگفتار را دکتر اکبر عروتیموفق استاد دانشگاه بوعلیسینا در روز دوشنبه 16 اسفندماه 1400 ارائه کرد.
به گزارش روابطعمومی و امور بینالملل بنیاد علمی و فرهنگی بوعلیسینا؛ عروتیموفق در اینباره گفت: گاهی ارائه یک سلسله حقایق علمی و واقعیتها از سوی اندیشمندان در قالب بیان داستانهای رمزگونه بیان شده است. ارائه حقایق بهصورت داستان سابقهای طولانی دارد و ما میتوانیم سابقه این موضوع را در یونان، هند و ایران باستان جستوجو کنیم.
نمونه بسیار ارزشمند داستانهای رمزی را در آثار باقی مانده از افلاطون یا اندیشههای فیثاغورس مشاهده میکنیم.
در هند باستان نیز همین گونه بوده و داستانهای رمزی به انحا و اشکال مختلف طرح شده که از جمله برای نمونه میتوانیم از «کلیله و دمنه» نام ببریم. در کلیله و دمنه مسائل فراوانی گاهاً به صورت رمز، ایما و اشاره مورد توجه قرار میگیرد.
داستانهای رمزی در قرآن
در قرآن کریم هم این 2 مقوله به خوبی مورد توجه قرار گرفته است. به عنوان مثال در بیانات قرآن کریم داریم که گاهی از زبان مورچه نقل میکند: «قَالَتْ نَمْلَةٌ» مورچه به بیان خاص خودش نکتهای را مطرح میکند که قرآن آن را نقل میکند.
در مورد هدهد نکاتی در قرآن مطرح شده که به عنوان خبررسان از وضعیت بلقیس، ملکه سبا برای حضرت سلیمان(ع) مطالبی را ارائه میدهد و اطلاعات و آگاهیهایی منتقل میکند.
نمونههای دیگری که در قرآن کریم به صورت رمزگونه مطرح شده داستان هابیل و قابیل است؛ وقتی که آن واقعه رخ میدهد و هابیل توسط قابیل به قتل میرسد، قابیل با صحنه ناگواری مواجه است و جنازه برادر روبهروی او قرار گرفته و نمیداند با این جنازه چه باید بکند. خدای تعالی 2 کلاغ را مأمور میکند که شیوه دفن کردن را به قابیل آموزش دهد.
تألیف رسالههای رمزی در زندان
در تاریخ هست که جناب ابنسینا 4 ماه در نزدیکی همدان در قلعه فردجان زندانی شد و در این ایام زندان، فرصتی برایش فراهم آمد که 4رساله بسیار مهم را به رشته تحریر بیاورد. 2 رساله رمزی «رسالةالطیر» و «رساله حی بن یقظان» و همچنین کتابهای «الهدایه» و «قولنج» در این زمان تألیف شدهاند.
بوعلیسینا فیلسوف بسیار بزرگی است و شاید بتوانیم بهطور قطع بگوییم که بزرگترین فیلسوف مشایی جهان اسلام است.
ابنسینا، منطقدان بزرگی است و در مجموعه کتاب شفا مباحث منطقی که مطرح کرده است چندین برابر آن چیزی است که در یونان باستان از اندیشمندان یونان و به خصوص ارسطو به عنوان تدوینکننده علم منطق در کتاب «ارغنون» مطرح کرده است.
ابنسینا، ریاضیدان برجستهای است. نگاهی به مجموعه ریاضیات یا تعلیمیات کتاب شفا و کتاب نجات ایشان، این مطلب را اثبات میکند. بوعلیسینا، پزشک ناموری است که کتاب قانون در برخی از قسمتها هنوز هم به عنوان مرجع مورد استفاده قرار میگیرد و چند صد سال این کتاب ارزشمند تنها منبع قابل اعتماد برای پزشکی بوده است.
در اینباره آیا شیخالرئیس ابنسینا عارف بوده است یا در طول زندگی خود، سیر و سلوک معنوی هم داشته و آشنایی او با عرفان چه اندازه بوده و چه ارتباطی با عارفان زمانه خود داشته است یا اندیشههای عرفانی را چگونه میدیده است و چه نسبتی بین ابنسینا و عرفان وجود دارد؟ دیدگاهها و نظرات مختلفی مطرح شده است.
برخی بزرگان معاصر مثل علامه حسنزاده آملی از قول استاد خود الهی قمشهای نقل میکند که ابنسینا وقتی «مقاماتالعارفین» را مینوشتند در ریاضت بهسر میبردند. همچنین از علامه شعرانی نقل میکند: انسان وقتی بر عبارات شیخالرئیس ابنسینا در مقاماتالعارفین توجه، تعمق و تدبر میکند به نظر میرسد که کلمات قصار ائمه اطهار(ع) را مورد مطالعه قرار میدهد.
آنچه که مسلم است این است که جناب ابنسینا از قوه حدس که یک قوه قدسی است در یک درجه بالایی از آن برخوردار بوده که این مسأله حاکی از آن است که ایشان استعداد تام و تمامی برای رشد معنوی و سلوک عرفانی دارا است.
در مورد حالات عرفانی ابنسینا در منابع تاریخی نکات بسیار ارزشمندی مطرح شده است. از جمله قفطی در کتاب «تاریخالحکما» نکتهای را از بوعلی نقل میکند که بیان میکند، من در هر مسألهای که متحیر میشدم و به حد وسط آن ظفر نمییافتم به مسجد جامع شهر رفته و به نماز مشغول میشدم و به سوی مبدع کل ابتهال میکردم تا دشواری آن بر من آسان شود.
در بیان دیگری قفطی میگوید: ابنسینا بیان میکرد که من شبها چراغ را روشن کرده و مشغول قرائت و کتابت بودم، گاهی اوقات در حین کتابت و قرائت خوابم میبرد. با توجه به خستگی و مشغلهای که ابنسینا داشته و اینکه او در کنار امور فلسفی و علمی، سیاستمدار هم هست و روزها به امور دیوانی میپرداخته است در عالم رؤیا به عینه میدیدم که مشغول حل آن مسأله هستم و خیلی از مسائل در عالم رؤیا بر من منکشف میشد و وقتی بیدار میشدم، میدیدم آن مسألهای که قبل از خواب مشغول حل کردن آن بودم، جوابش در عالم رویا برای من حاصل شده است.
دیدگاهی دیگر ابنسینا را به عنوان شخصیتی عرفانی مطرح میکند. گرایشهای عرفانی که در شیخالرئیس وجود دارد طبیعتاً به معنای ویژه که ما به صورت برجسته در شخصیتهایی مثل جنید بغدادی، بایزید بسطامی و بعدها محیالدین عربی میبینیم، نیست و ما این انتظار را از ابنسینا نداریم.
اما از طرف دیگر بدون شک بوعلی با اصول نظری عرفان آشنا بوده و کما اینکه در مکاتباتی که بین ایشان و ابوسعید ابوالخیر بوده و دیداری که این 2 شخصیت بزرگ با هم داشتند و چند شبانهروز به گفتوگو پرداختند و بیانی که ابوسعید ابوالخیر دارد، در تأیید مقامات و جایگاهی است که ابنسینا دارد.
برای شاهد درباره این بُعد از شخصیت عرفانی ابنسینا؛ کلام امام فخر رازی به نظرم جالب توجه است. پس از اینکه بوعلی کتاب «الاشارات و تنبیهات» را به رشته تحریر درآورد، مورد توجه بسیاری قرار گرفت و این کتاب جزء آخرین آثار شیخالرئیس ابنسینا است. این کتاب بسیار زیبا، دقیق و عمیق به نگارش درآمده و بوعلی آخرین دیدگاهها و نظرات خود را بیان میکند.
البته این کتاب منتقدان جدی هم دارد، یکی از این منتقدان، امام فخر رازی است و فخر رازی به واسطه شخصیت نقادی که دارد در طول تاریخ به امامالمشککین مشهور شده است.
امام فخر رازی با یک حرص و ولع خاصی آغاز به نقد و بررسی کلمه به کلمه کتاب الاشارات و تنبیهات میکند. این نقد برخی وقتها آنقدر ناجوانمردانه یا با وسواس خاصی انجام میشود که خواجه نصیرالدین طوسی که به نقدها و اشکالات امام فخر رازی پاسخ میدهد، میگوید: به نظرم آنچه که امام فخر رازی در نقد کتاب الاشارات و تنبیهات مطرح کرده شرح نیست، بلکه جرح است.
همین امام فخر رازی که مخالفتهای بسیار سنگینی با ابنسینا دارد اما وقتی به نمط نهم کتاب الاشارات و تنبیهات میرسد یعنی مقاماتالعارفین، آنجا صریحاً بیان میکند که این باب عالیترین بخش این کتاب ابنسینا است و شیخالرئیس بوعلی دانشهای صوفیان را به گونهای مرتب کرده که نه در متقدمان و نه در متأخران سابقه نداشته است.
قبل و پس از ابنسینا تا زمان امام فخر رازی کسی به زیبایی بوعلی نتوانسته بحثهای عرفانی را تبیین علمی کند. الاشارات و التنبیهات 2 بخش دارد، یک بخش منطقیات است که تحت عنوان نهج در 10نهج و بخش دیگر طبیعیات و الهیات که 10 نمط است. در نمط هشتم «البهجه و السعاده»، نهم «مقاماتالعارفین» و دهم «اسرارالآیات» مباحث عرفانی را مطرح میکند. درباره نمط نهم امام فخر رازی گفت: مقاماتالعارفین زیباترین تصویری است که از دانش عرفان و صوفیان به نگارش درآمده و بینظیر است.
نگاه به عرفان از دریچه فلسفه
آنچه که اندیشمندان مسلمان مانند فارابی و ابنسینا در نظر داشتند یک قرائت تازهای از فلسفه ارسطویی بود و همین قرائت جدید زمینهای را فراهم کرد که حکمت مشرقی از دل حکمت ارسطویی بیرون بیاید و بنابراین بوعلی در اواخر عمر گرایشات اشراقی پیدا میکند. وی درصدد میآید که کتاب «حکمت المشرقین» را به رشته تحریر بیاورد. بخش اول که منطقالمشرقین است را به رشته تحریر درآورد، اما متأسفانه قبل از اینکه به بحث حکمت و فلسفه اشراقی بپردازد، فرصت برای او فراهم نشد و امروز صرفاً همان بخش منطقالمشرقین در دسترس ماست که خیلی تفاوتی با حکمت ارسطویی ندارد.
برای قضاوت ما در مورد اشراقی بودن شخصیت بوعلی و اینکه به هر حال نگرشهای اشراقی هم در ایشان وجود داشته به همین آثار نمیتوان بسنده کرد و با بررسی سایر آثار ایشان، به خصوص داستانهای رمزی که ابنسینا بیان میکند مثل قصه حیبن یقظان، رسالهالطیر، سلامان و ابسال، رساله عشق و 3 نمط آخر الاشارات و تنبیهات و برخی رسالههای دیگر که از شیخالرئیس بوعلی باقی مانده، شاید بتواند قضاوت بهتر، دقیقتر و عمیقتری از ابنسینا و نگرش اشراقی برای ما ایجاد کند.
سلامان و ابسال
ابنسینا این نکته را در مقاماتالعارفین آنجایی که بحث داستان سلامان و ابسال را بیان میکند، متعرض میشود و میگوید: اگر حکایاتی از سلامان و ابسال شنیدید، این داستان هم در آثار یونانی وجود دارد، هم در سایر اقوام و ملل به اشکال و انحای مختلف بر سر زبانها بوده است. ابنسینا بیان میکند که اگر شما در جمعی قرار گرفتید و حکایتهایی را نقل کردند و اگر در میان آن داستانها، قصه سلامان و ابسال به گوش شما رسید بدانید که سلامان و ابسال، رمز، کنایه و مثلی است که برای شما آورده شده است. سلامان مثلی است که برای شما زده میشود و ابسال برای درجه و موقعیتی که شما در عرفان دارید آورده میشود. به شرطی که شما اهل آن باشید و بتوانید کلید حل این رمز را پیدا کنید.
داستانهای رمزی در رساله ابنسینا و یا دیگر اندیشمندان چون شیخ شهابالدین سهروردی بیان شده است. احمد غزالی و امام محمد غزالی نیز داستانهای رمزی فراوانی را مطرح کردهاند.
یکی از بزرگترین مجموعه داستانهای رمزی، «منطقالطیر» شیخ عطار است که این اثر نیز به گونهای رسالهالطیر محسوب میشود. ابنسینا بحث سلامان و ابسال را در رساله قضا و قدر هم مورد اشاره قرار داده و آنجا هم حقایقی را از قصه سلامان و ابسال بیان میکنند.
در مورد رسالههای سهگانه شیخالرئیس بوعلی، نکتهای که باید توجه شود و «هانری کربن» به خوبی این مسأله را مورد توجه قرار داده، این است که این 3 رساله، سیر منطقی و عقلانی دارند و هر رسالهای دنباله منطقی رساله دیگر است. توجه به این مسأله موجب میشود که بین این 3 داستان رمزی بوعلی جدایی و افتراقی نمیبینیم.
رسالةالطیر
در رسالةالطیر ابنسینا وقتی از زبان مرغان صحبت میشود، ایشان ابداع خاصی در بیان آن دارد. برخی این بحث را مطرح کردند که ابنسینا در رابطه با رسالةالطیر سخت تحتتأثیر کلیله و دمنه بوده است.
آنچه که در کلیله و دمنه مطرح میشود و بحث کبوتران در دام افتاده را مطرح میکند، آنجا عمدتاً هدف نویسنده بحث تعاون، همکاری، همفکری و همافزایی کبوتران است. اما آنچه که ابنسینا پیگیری میکند بحث پرواز و سیر و سلوک روح است.
البته نمیتوانیم انکار کنیم که ابنسینا از جایی تأثیر نپذیرفته و طبیعی است که اندیشمندی برای هر مسألهای الهام بگیرد و دست به تألیف بزند و اثری را خلق کند چنانچه ابنسینا در بسیاری جاها نیز از آیات قران الهام میگیرد.
اما اینکه رسالةالطیر ابنسینا دنباله «بابالحمامه» کلیله و دمنه باشد، یقیناً اینگونه نیست بلکه شیخالرئیس دست به یک آفرینش جدیدی میزند که در نوع خود کم نظیر بوده و بعداً هم توسط اندیشمندان بزرگ دیگری دنبال شده است.
مضمون رساله حیبنیقظان دیدار سالک با عقل فعال فلسفه مشاء یا همان جبرئیل است. میدانیم که در فلسفه مشاء وقتی بحث عقل فعال مطرح میشود، عقل فعال را با جناب جبرئیل یا فرشته وحی تطبیق میدهند که این فرشته در چهره یک پیر نورانی ظاهر میشود و دست سالک را میگیرد و او را به مسیر اصلی بر میگرداند و به گونهای مراتب مختلف عالم کبیر و عالم صغیر، موانع راه سلوکِ سالک و چگونگی راهیابی سالک به وطنِ آسمانی خود را برای او شرح میدهد.
در نگاه عرفانی، ما متعلق به عالم بالا هستیم و ابنسینا هم بر این باور هست و کما اینکه در قصیده عینیه هم به این مسأله اشاره میکند که از یک مکان رفیع آمدهایم. به تعبیر حافظ؛ مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک/ چند روزی قفسی ساختهاند از بدنم.
ابنسینا در رساله حیبنیقظان، میخواهد سیر آفاقی و سیر انفسی را بیان کند. در این بیان از مصطلحات و واژگان مشایی هم وام میگیرد. از جمله وامگیری عقل فعال. بحث اقالیم نهگانه آسمانی. هیأت بطلمیوسی و آنچه که افلاک نهگانه مطرح میشود، به گونهای سایه خود را در اندیشه سینوی دارد و ابنسینا در همین بیان رمزی خودش از اقالیم نهگانه آسمانی که هر کدام یک پادشاهی دارند، سخن میگوید و همه اینها کمک میکند تا به واجبالوجود یا ملک نزدیک شود و بتواند از نزدیک او را مشاهده کند.
در رسالةالطیر و سلامان و ابسال هم دقیقاً همین سیر دنبال میشود. در رسالةالطیر همانطور که گفته شد، وقتی کبوتران در دام میافتند و احساس میکنند که راه نجات ندارند؛ باهم آغاز به پرواز میکنند و با هم به خدمت ملک میرسند. تفاوتی که در رسالةالطیر ابنسینا با جناب عطار میبینیم این است که در مجموعه عطار، سیمرغ توانستند در نهایت به سیمرغ برسند، اما در رساله ابنسینا، همه پرندگان با همکاری و همیاری همدیگر و با راهنمایی که به آنها میشود، اینها به خدمت حضرت ملک میرسند در آنجا بیانی مطرح میشود که میگوید: «بند از پای شما کس گشاید که بسته است و من رسولی به شما فرستم تا ایشان را الزام کند تا بندها از پای شما بردارد و صاحبان بانگ برآوردند که باید برگشت و از پیش ملک بازگشتیم و اکنون در راهیم». یعنی باید به عالم خاکی برگردند و اینجا آن بند را باز کنند تا بتوانند آن پرواز را داشته باشند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
|
|
 |
|
|
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.
|
|
|
روزنامه همدان پیام (
اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي،
سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول:
نصرت ا... طاقتي احسن
-
سردبير: يدا... طاقتي
احسن
نشاني: همدان، خيابان
شريعتي، ابتداي خيابان مهديه،
ساختمان پيام
تلفن: 8264433
(0811)
- فکس: 8285048
(0811) - سازمان
نیازمندی: 8264400
(0811) - ايميل:
info@hamedanpayam.com |
|