ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
 
سه شنبه - 31 شهريور 1405 - شماره 5516
 


امروز : چهارشنبه ، 1 مهر 1405

Today : Wed, September 23, 2026

ارتباط با سرویس ها - پذیرش آگهی * آدرس ما درشبکه های اجتماعی hamedanpayam@
 
کد مطلب:  117939 تاریخ انتشار:  1400-03-12 - 08:53 تعداد بازدید:  532
ارسال به دوستان
نسخه چاپی

«سیاوش» به دست نویسنده اسدآبادی ساخته شد

فرهنگی

■ دوست دارم فیلم‌هایم در زادگاهم ساخته شود

 اسدآباد-محمدجوادکوهی-خبرنگار همدان‌پیام:پویا سعیدی نویسنده، بازیگر و کارگردان اسدآبادی است. سعیدی فارغ‌التحصیل کارشناسی تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است و همچنین فارغ‌التحصیل فیلم‌سازی از انجمن سینمای جوانان ایران دفتر همدان می‌باشد. او کار خود را با بازیگری تئاتر و فیلم کوتاه و کارگردانی تئاتر شروع کرد. پویا سعیدی نویسنده و کارگردان تئاتر ایرانی است.
او سابقه نویسندگی و کارگردانی نمایش هایی همچون لانچر ۵، افعال بی‌قاعده، فانفار و روادید را در کارنامه هنری خود دارد. از دیگر سوابق هنری او می توان نگارش فیلمنامه سریال سیاوش اشاره کرد و در نمایش‌های متعددی از جمله لوتا پسر خوبی است، کریستال پالاس و روادید حضور داشته است.
سریال‌های سیاوش و می‌خواهم زنده بمانم وی دارای مخاطبان گسترده‌ای در ایران می‌باشد.

 از خودتان شروع کنیم؟
من متولد هشتم فروردین ۱۳۷۴ هستم از سال سوم متوسطه تغییر رشته دادم وبرای ادامه تحصیل وارد هنرستان همدان شدم و رشته تئاتر را برگزیدم.

 مخاطبان ما مشتاق هستند از شرح فعالیت‌های خود در این زمینه توضیحاتی بفرمایید؟
نویسندگی جزو آن دسته از علایق من بود که من از همان دوران کودکی احساس میکردم که در من ریشه داشته و حتی جرقه‌هایی از این رشته را از همان سال‌های اول مدرسه در زنگ‌ انشا در وجود خودم یافتم و بعدها به همراه دایی خود نادرحقی که یکی از نویسندگان معتبر استان همدان است نوشتن برایم جذاب‌تر و جدی‌تر شد.
 داستان از اینجا شروع شد که از سن دوازده، سیزده سالگی نویسندگی را آغاز کردم تا زمانی که وارد دانشگاه شدم و به تئاتر وفیلم‌نامه نویسی علاقمند شدم و از آن زمان تاکنون به عنوان شغل اصلی‌ام فعالیت می‌کنم.
 از سوابق کاری خود طی چندسالی که فعالیت داشته‌اید؛ برایمان بگویید؟
باتوجه به اینکه رشته تخصصی خودم تئاتر است پنج تئاتر را در تهران بر روی صحنه بردم که یکی از آنها جزو برترین تئاترها شد و رکورد اجرای پیوسته در ایران را شکست. دویست اجرا طی 9 ماه روی صحنه آمد که در تهران و شیراز جز سه تئاتر  پرفروش سال 98 شد و همچنین نیز در جشنواره فجر جوایزی از قبیل بازیگری و نور و متن را شامل شد که پس از آن دوتا سریال «سیاوش» ، «می‌خواهم زنده بمانم» را نوشتم که هم اکنون از شبکه  نمایش خانگی در حال پخش است.

 شیوه کارتان به چه شکل است؟ یعنی هرروز می‌نویسید یا منتظر الهام می‌مانید؟
هیچ‌وقت نویسنده منظمی نبودم. از این نویسندگانی  که در روز چندین  ساعت را به نوشتن اختصاص دهم، البته ناگفته نماند که در تمام این سال‌ها در همه‌جا درحال پرورش دادن  ایده‌ و افکار درونی بوده‌ام
تا این که وارد عرصه نویسندگی  برای دیگران شدم و ننویسندگی را به عنوان یک شغل برگزیدمهرچند که پروژه‌های کاری هم وجود دارد که باید در یک زمان خاصی تحویل داد و به دلخواه تهیه کننده یا کارگردان اصلاحاتی اعمال کرد، در یک کلام، نویسندگی حرفه‌ای؛ لازمه‌اش نظم در نوشتن است. باید هر لحظه آماده نوشتن بود. من به خاطر تمام پرکاری و تمرینم در تمام سال‌های پیش از حرفه‌ای شدن، توانستم این را در خودم ایجاد کنم که منتظر الهام نمانم چون الهام، پروژه و معطل شدن گروه است ، آدم باید الهام را برای خودش شبیه‌سازی کندآن ‌هم تمرین مدام.
 نوشته‌هایتان را چه مقدار بازنویسی می‌کنید؟
در بسیاری از مواقع این جمله را همیشه در ذهنم هست که نمیدانم از چه کسی است: «نوشتن یعنی بازنویسی» و من این جمله را خیلی قبول دارم. در نوشتن ابتدایی آدم حالت نیمه آگاهی دارد. هر چه در ذهنش است بیرون می‌ریزد و در نهایی شدن کار به عقب برمیگردد و متوجه می‌شود که چه چیزی نوشته است کار اصلی اما از همان  بازنویسی آغاز می‌شود. ببینی کجا کم است اضافه کنی، ببینی چه چیزی حرف اصلی‌ات را کمرنگ یا منحرف دارد می‌کند،. امکان ندارد که چیزی را بازنویسی کرده باشم و بهتر نشده باشد. این رمز قضیه است که هربار با تمام سختی‌هاش دوباره می‌افتم به جانِ متن.

 آیا آثار خود را نقد می‌کنید؟
نه فقط نقد که اگر مدتی از نوشته‌ای بگذرد بابتش حتی خجالت هم می‌کشم. ضعف‌هایش را می‌بینم و یک آن رهایم نمی‌کنند. البته آدمی هستم که همیشه مشتاق  بوده‌ام نوشته‌هایم خوانده شوند. هرچه نوشته‌ام را سعی می‌کنم به دیگران منتقل کنم تا آنها هم بخوانند و از درون آن ضعف‌هایش را استخراج کنند که می‌تواند کمک بسیاری هم در این صریح بودن مطالب هم نیز بکند. به این صورت نیست  که بنویسم بعد بگویم بد شده و مچاله کنم بیاندازم دور، نه همیشه برای نقد شدن یا بهتر شدن نوشته‌هایم آماده‌ام و ازش استقبال می‌کنم.

 چه قدر از زندگی واقعی در نوشته‌هایتان الهام می‌گیرید؟
خیلی خیلی زیاد، به تجربه دریافته‌ام که تقریباً هرچیزی در زندگی دیده، خوانده، شنیده و زیسته‌ام در نوشتن به کارم آمده است. سال‌های کودکی من در اسدآباد گذشت، نوجوانی در همدان و جوانی در تهران همه عمر تا آمده‌ام عمیقاً اهل یک جایی باشم از آن کوچ کرده‌ام رفته‌ام جایی دیگر. این محل زندگی را عوض کردن و مسافر بودن در هر شهری که در آن زیسته‌ام، از من نوعی مسافر همیشگی ساخته  به قول والتر بنیامین فیلسوف، یک فِلانور به معنی پرسه‌زن خوبی توریست بودن این است که همواره آدم پدیده‌ها برایش تازگی دارند، تماشایی هستند و می‌توان وجوهی را در آنها دید که بقیه نمی‌بینند؛ فرمالیست‌ها به آن می‌گویند آشنایی‌زدایی کردن از فهمِ کاربردی شده. خب زندگی من را انبوه خاطره‌های متفاوت از شهرهای مختلفی که در آنها زیسته‌ام پر کرده و سه فرهنگِ متفاوتی که در عین اشتراک از نزدیک دیده‌‌ام. اسدآباد، که به طور دائم خیابان‌ها و کوچه‌هایش توی خاطره‌هایم شکل‌شان عوض می‌شود اما آدم‌هایش و خلق و خویشان تا همیشه با من است. از قدیم می‌گویند مهمترین دوره زندگی آدم همان کودکی است. حالا که دارم سریال می‌نویسم می‌بینم که آدم‌های کودکی و خاطره‌های کودکی‌ام در آن شهر چطور جلوی چشمم حاضر می‌شوند و به نوشته‌هایم  راه می‌یابند.

 شیوه شما برای تبدیل یک شخصیت واقعی به یک شخصیت داستانی چگونه است؟
در زندگی واقعی بی‌شمار آدم جالب وجود دارد منتهی اصل شخصیت‌پردازی می‌گوید یک شخصیت تا در بزنگاهِ حساسی قرار نگرفته و تا بحران برایش ایجاد نشده خود واقعی‌اش را نشان نمی‌دهد. برای من اینطوری است که آدم‌های جالبی که در زندگی‌ام دیده‌ام را به یاد می‌آورم و در یک دو راهی تصمیم‌گیری بحرانی آن‌ها را قرار می‌دهم؛ تصمیم ویژه‌ای که آن آدم جالب می‌گیرد آن شخصیت را پرداخت می‌کند. یعنی انگار یک آدم را از واقعیت دستش را گرفته‌ای آورده‌ای در دروغ و تخیل و از جانب خودت هم حدس زده‌ای آن آدم چکار می‌کند در این بزنگاه و همان را نوشته‌ای. هوشنگ گلشیری می‌گوید هرگز دوست و همسر و فامیل یک نویسنده نشوید چون تمام رازهای شخصیتان را یکهو در یک داستان می‌بینید.

هرچند ممکن است همین اتفاق در واقعیت نیز رخ دهد برای آینده چه برنامه‌هایی دارید؟
یک سال دیگر هم خواهم نوشت. و تصمیم دارم از سال 1401 سریال و فیلم‌هایی که نوسندگی میکنم را نیز کارگردانی کنم
یک فیلم سینمایی و بعد یک سریال و بعدش دیگر ببینیم چه می‌شود. خیلی دلم می‌خواهد فیلمم را در همدان و اسدآباد بسازم. چندتا دوست دیگر دارم که از نوجوانی با هم هستیم و هریک از آن‌ها در یک حرفه‌ایموفق شده‌اند به طورمثال؛ یکی در مستندسازیو دیگری در فیلم کوتاه....
در حال حاضر به فکر  ایجاد یک حلقه هستیم، همانند آن چه در سینمای دانمارک اتفاق افتاد که اسمش را دوگما 95 گذاشتند فکر می‌کنیم ویژگی فیلم‌های ما این باشد که قصه‌هاش در همدان می‌گذرد. این همه امکانات طبیعی و تاریخِ غنی و قصه که در این خطه خوابیده و بقیه کشور هیچی درباره‌اش نمی‌دانند. ما چند نفر که حرف همدیگر را خوب می‌فهمیم و همگی همدانی هستیم و هرکدام اهل یکی از شهرهای همدان و هرکدام هم جهان ذهنی‌مان در آثارمان باهم فرق دارد ، اگر تحتِ یک مانیفست مشترک یک دفعه چند فیلم را باهم بسازیم خودش می‌تواند جریانی درست کند. مدتی است که روی این موضوع فکر میکنم و احتمال میدهم که درآینده  در آینده نزدیک اتفاق خواهد افتاد.



بازگشت
نظرات بینندگان :
نظر شما :
   
نام*
ایمیل* ایمیل محفوظ می باشد
نظر*
کد امنیتی*
کد امنیتی

 
پاکی آوردی ای امید سپید
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
 
 
گزارش گزارش ویژه یادداشت تحلیل سرمقاله دانلود
صفحه نخست آخرین اخبار درباره ما ارتباط با ما  پیوندها  
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.

 
روزنامه همدان پیام ( اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول: نصرت ا... طاقتي احسن  -  سردبير: يدا... طاقتي احسن
نشاني: همدان، خيابان شريعتي، ابتداي خيابان مهديه، ساختمان پيام
تلفن: 8264433 (0811)  -  فکس: 8285048 (0811)  -  سازمان نیازمندی: 8264400 (0811)  - ايميل: info@hamedanpayam.com