ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
 
پنجشنبه - 15 مرداد 1405 - شماره 5479-D
 


امروز : جمعه ، 16 مرداد 1405

Today : Fri, August 7, 2026

ارتباط با سرویس ها - پذیرش آگهی * آدرس ما درشبکه های اجتماعی hamedanpayam@
 
کد مطلب:  125652 تاریخ انتشار:  1401-05-22 - 09:09 تعداد بازدید:  262
ارسال به دوستان
نسخه چاپی

هوشنگ ابتهاج در «سایه»

فرهنگی

 
دلش نمی‌خواست شناخته شود ولی می‌گفت قسمت زیادی از آن‌چه را می‌خواهد بگوید بلد است بگوید، یعنی راه‌حلی برای گفتن آن پیداکرده‌ است؛ «سایه» اما به قول شفیعی کدکنی در چکاد بلندی ایستاده بود که به انکار دیگران نیازی نبود.
«من (امیرهوشنگ) تنها پسر «آقاخان» ابتهاج و «فاطمه رفعت» به‌شمار می‌رفتم. بعد از من سه تا دختر به‌دنیا آمدند و ضمناً یک پسر هم قبل از من، نیامده رفت. خیلی برای خانواده‌ام اهمیت داشتم و خیلی عزیزکرده، خودسر، خودرأی، لوس و از خودراضی بار آمده بودم! تا دوازده سیزده‌سالگی من، اگر کسی حال مرا از مادرم می‌پرسید، زارزار گریه می‌کرد و می‌گفت که یک پسر دارم که آن‌همه دیوانه است. هرچه می‌گفتند: خانم‌جان! پسربچه‌ها این‌طورند و بزرگ می‌شوند، خوب و عاقل می‌شوند، می‌گفت که دیگر کی می‌خواهد عاقل شود؟
خیلی اذیت‌کننده و آزارگر بودم. یک بچه کوچک‌تر از خود را با طناب می‌بستم و از درخت آویزان می‌کردم. تحصیلات ابتدایی را در مدرسۀ عنصری که در ضلع جنوبی باغ سبزه‌میدان بود، گذراندم؛ بعد مرا گذاشتند مدرسۀ قاآنی که پشت خانۀ ما در سبزه‌میدان و آن‌طرف در ته کوچه بود، بعد از آن‌جا برای کلاس هشتم به مدرسۀ شاپور که کلاس‌های چهارم و پنجم متوسطه را آن‌جا خواندم. در مورد من می‌گفتند که: او در پی آموختن و یادگرفتن است اما در درس و کار مدرسه چندان کوشا و ساعی نیست و زیاد به آن توجه نشان نمی‌دهد. آشپزی، گلدوزی، خیاطی، موسیقی، نقاشی، مجسمه‌سازی، ورزش (کشتی و وزنه‌برداری) هرکدام در دوره‌یی علاقۀ من را به خود جلب می‌کرد. یکی از آن چیزهایی که خیلی برایم جالب بود، آشپزی بود. در همان هشت - ده‌سالگی برای غذا پختن و یادگرفتن حرص می‌زدم و همواره از درس گریزان بودم. چنان‌که هنگامی‌که به تهران آمدیم و در مدرسۀ تمدن نام‌نویسی کردم، در آن‌جا کلاس پنج متوسطه را رد شدم، بعد هم دیگر به مدرسه نرفتم و درس خواندن را رها کردم». آن‌چه در بالا آمد، بخشی از زیست‌نامۀ خودنوشت «سایه» است که در سی‌وچهارمین شماره از نشریۀ «حافظ» (شهریور ۱۳۸۵) با یک شعر از او منتشر شد و ما به‌رسم الخط خودش منتشر کردیم.
امیرهوشنگ ابتهاج، متخلص به سایه، متولد ششم اسفند ۱۳۰۶ در شهر رشت بامداد چهارشنبه ۱۹ مردادماه ۱۴۰۱ پس از ۹۵ سال زندگی درگذشت. این شاعر نخستین اثرش به نام «نخستین نغمه‌ها» را در سال ۱۳۲۵ منتشر کرد. از دیگر آثار او به «سراب»، «سیاه‌مشق»، «شبگیر»، «زمین»، «چند برگ از یلدا»، «تا صبح شب یلدا»، «یادگار خون سرو» و... را می‌توان اشاره کرد. یکی از معروف‌ترین سروده‌های او «ارغوان» است که در قالب آثار موسیقایی هم عرضه‌شده است. او نخستین فرزند فاطمه رفعت و میرزا آقاخان ابتهاج و تنها پسر خانواده بود. می‌گفت تا نوزده‌سالگی در رشت زندگی کرده؛ در خانه‌ای ابتدای محله استادسرای رشت؛ جایی که قرار بود موزه و «بنیاد شعر و غزل سایه» شود، اما یک روز جمعه در فروردین‌ سال ۱۳۹۸ برای همیشه ویران شد. دختر امیرهوشنگ ابتهاج خوشحال بود که می‌خواهند خانه را به نام «سایه» برای شعر، فرهنگ و هنر نگه‌دارند، می‌گفت:‌ «دوخانه از «سایه»، یکی خانه مادری در رشت که «سایه» در آن به‌دنیا آمده و اولین شعرهایش را در آن سروده و دیگری «خانه ارغوان» در تهران به یادگار مانده است.» اما حالا یکی از آن دوخانه به‌طور کامل تخریب‌شده و دیگری هم در تملک و تصرف شرکت سیمان تهران است.
خانه رشت وقتی خراب شد که انتظار برای ثبت آن در فهرست آثار ملی می‌رفت. اواخر بهار سال ۱۳۹۶ بود که همشهری‌های هوشنگ ابتهاج از احتمال تخریب خانه کودکی او خبر دادند. آن‌هم زمانی که شورای شهر رشت برای خرید این خانه مصوبه داده و شهرداری رشت ملزم شده بود آن خانه را بخرد مشروط بر این‌که به لحاظ ثبتی خانه متعلق به استاد ابتهاج باشد. قرار بود خانه کودکی‌ ابتهاج «بنیاد شعر و غزل سایه» شود.
میراث فرهنگی گیلان وعده داده بود خانه را در فهرست آثار ملی ثبت می‌کند. حتی مدیر آن گفته بود: «ثبت خانه ابتهاج مراحل آخر را می‌گذراند. ما با مالک فعلی خانه صحبت کردیم تا به ما فرصتی بدهد این خانه خریداری شود. استاندار گیلان‌هم وارد این موضوع شده است و می‌خواهد به هر نحوی که شده خانه را حفظ، ثبت و نگهداری کنیم.»
اما در آبان‌ماه سال ۱۳۹۶ فرهاد نظری ـ مدیرکل وقت دفتر ثبت آثار تاریخی ـ اعلام کرد: پرونده خانه «ابتهاج» ناقص است. او گفته بود:‌ «در نامه‌ای به اداره کل میراث‌ فرهنگی استان گیلان درخواست کرده‌ایم تا اسناد و مدارک متعلق به این خانه تکمیل شود، دست‌کم به یک دست‌نوشته از آقای ابتهاج نیاز داریم تا تعلق این خانه به خانواده ابتهاج ثابت شود.»

 خانه هوشنگ ابتهاج در تهران که در تملک شرکت سیمان تهران است
به گزارش ایسنا، خانه ارغوان» منزل شخصی هوشنگ ابتهاج در تهران است که تا سال ۱۳۶۴ و پیش از مهاجرت به آلمان در آن زندگی می‌کرد. روایت‌های این خانه متعدد است، در مفصل‌ترین شرح درباره آن نوشته‌شده که «زمین خانه بخشی از املاک سیروس فرمانفرمائیان بود که پس از مدتی آن را به منوچهر هرمز قراگوزلو فروخت و توسط او بعدها به رهن بانک پارس درآمد. بانک در جریان واگذاری املاک وثیقه‌ای خود این خانه را در سال ۱۳۴۳ به احمدعلی ابتهاج واگذار کرد. او نیز دفتر مرکزی کارخانه سیمان تهران را در آن ساخت. هوشنگ ابتهاج به دعوت عموی خود مدتی در شرکت سیمان تهران مسئول حسابداری بود، برای مدتی نیز سمت مدیرکل شرکت را بر عهده داشت. در همین زمان بود که در بخشی از محوطه شرکت، خانه‌ای بنا کرد تا به همراه همسر و فرزندانش در آن زندگی کند. خانه براساس طرحی از مهندس ابتکار ساخته شد. او شوهر عمه ابتهاج بود و به همین سبب شاعر این امکان را پیدا کرد تا در تمام مراحل ساخت خانه نظارت مستقیم داشته باشد. به‌ویژه که همزمان با ساخت ابتهاج خانواده خود را به آنجا منتقل کرد و به همراه آن‌ها در همان خانه نیمه‌ساز سکونت کرد.» (مرتضی رحیم نواز، نویسنده و کارشناس ارشد ادبیات فارسی)
خانه ارغوان در محدوده خیابان فردوسی، هرچند سال ۱۳۸۷ ثبت ملی شده، اما روی دیوارهای آجری قرمزرنگ آن نه از نام و نشان هوشنگ ابتهاج خبری است و نه موزه و بنیاد شعری همنام سایه در آن بناشده است. خانه دوطبقه خیابان انوشیروانی فردوسی به همراه درخت ارغوان، سال‌هاست در تملک شرکت سیمان تهران قرار دارد.
اگرچه ستون شعر ابتهاج مستحکم است و شعر او از «ارغوان» تا «سپیده» در این سرزمین جاری و خاطره‌انگیز است، اما اکنون در جغرافیای ایران، نشان و ردپای «سایه» را سخت می‌توان پیدا کرد؛ برخلاف ارزشی که در دنیا برای نام‌آوران ادبیات و هنر قائل می‌شوند و دست‌کم از خانه، کافه، ‌کوچه و یا گوشه‌ای از شهر زادگاهشان سهمی به نام آن‌ها باقی‌مانده‌ است.

 


بازگشت
نظرات بینندگان :
نظر شما :
   
نام*
ایمیل* ایمیل محفوظ می باشد
نظر*
کد امنیتی*
کد امنیتی

 
پاکی آوردی ای امید سپید
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
 
 
گزارش گزارش ویژه یادداشت تحلیل سرمقاله دانلود
صفحه نخست آخرین اخبار درباره ما ارتباط با ما  پیوندها  
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.

 
روزنامه همدان پیام ( اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول: نصرت ا... طاقتي احسن  -  سردبير: يدا... طاقتي احسن
نشاني: همدان، خيابان شريعتي، ابتداي خيابان مهديه، ساختمان پيام
تلفن: 8264433 (0811)  -  فکس: 8285048 (0811)  -  سازمان نیازمندی: 8264400 (0811)  - ايميل: info@hamedanpayam.com