■ مراسم خاکسپاری «خسرو آواز» خالق « ربنا» امروز در آرامگاه فردوسی طوسی در شهر مشهد برگزار میشود.
«جان از تنِ آواز رفت». این جمله «کیهان کلهر»، درست ترین تعریف از اتفاقِ تلخِ درگذشت محمدرضا شجریان در عصر 17 مهرماه 99 بود. استاد آواز ایران بعد از سالها جدال با سرطان و چندین مرتبه بستر در یک سال گذشته، سرانجام تاب نیاورد و در بیمارستان جم تهران درگذشت. شجریان اما چه کرد و چه جایگاهی در هنر ایران داشت که درگذشتش شبکههای اجتماعی را به تسخیر خود درآورد، دولتیها را وادار به ارسال پیام تسلیت کرد و حتی صدا و سیما را مجبور کرد که سانسور 12 ساله شجریان را بشکند و دربارهاش مدیحه سرائی کند؟
دوران شاگردی و تقلید
زندگی شجریان سه بخش اصلی داشت. او سال 1319 در مشهد متولد شد. تا پانزده سالگی قرآن تلاوت میکرد و آواز را بدون موسیقی میخواند. مرحله نخست زندگی هنری شجریان زمانی آغاز میشود که در شانزده سالگی به دانشسرای مقدماتی میرود و با یک معلم موسیقی آشنا میشود. شجریان همان سال نواختن سنتور را هم یاد میگیرد. سال 1346 شجریان به تهران میرود. آشنایی با استاد احمد عبادی (نوازنده سه تار) و شاگردی اساتیدی مثل اسماعیل مهرتاش، لطف اله مجد و نورعلی خان برومند، از شجریان جوان یک شاگرد بزرگ میسازد. این دوره از زندگی هنری شجریان، دوره تقلید است. او سعی میکند کارِهنرمندان قدیمی را مو به مو اجرا کند و راهشان را برود. «مجید درخشانی» نوازنده معروف تار که در دهه هشتاد همکاریهای موفقی با شجریان داشت درباره دوره تقلید در مسیر هنری این استاد میگوید:«شجریان از سایر اساتید موسیقی گذشته الهام گرفت و بعد به مکتب خودش دست پیدا کرد.» این ویژگی او را از بسیاری از هم دورههایش متمایز کرد. شجریان از یادگرفتن نمیترسید.
به گفته«حسام الدین سراج» این ویژگی مهمترین بارزه شجریان و وجه تفاوت او با دیگران بود:«شجریان محقق بود. وقتی میخواست چیزی یاد بگیرد زمان زیادی روی آن میگذاشت. چیزهایی که ما از ایشان درس گرفتیم را استاد از نوارهای طاهرزاده، سیدرحیم و قُدما در آورده بود. او بسیار باهوش بود و ذهن دقیقی داشت.»
تشکیل گروه های برتر موسیقی ایرانی
دوره دوم زندگی هنری شجریان زمانی آغاز شد که به تدریج از مسیر تقلید خارج شد و به نوآوریهای خودش پرداخت. یعنی کارهایش ریشه در سنت داشت و همین موضوع باعث شد حرکتش در جهت نوآوری صحیح باشد. سال 1350 به تلویزیون ملی ایران رفت و آنجا با هوشنگ ابتهاج آشنا شد. یکی از مهمترین اتفاقات تاریخ معاصر موسیقی ایران در سال 1352 تأسیس مرکز حفظ و اشاعه موسیقی بود. شجریان آنجا با لطفی و علیزاده و ذوالفنون آشنا شد تا جرقههای ساخت مهمترین قطعات تاریخ موسیقی سنتی ایران زده شود. از همان سال تا یک سال قبل از انقلاب، شجریان با همکاری لطفی و علیزاده و ابتهاج آثار درخشان فراوان خلق کرد. این آثار همگی نتیجه نوآوریهای این چند نفر در موسیقی سنتی ایران بود. تغییر بزرگ اما، در سال پیروزی انقلاب رخ داد. همان سال شجریان، ابتهاج، شهرام ناظری، لطفی، علیزاده و چند نفر دیگر به علت نگاه مبتذل حاکم بر رادیو و تلویزیون رژیم پهلوی و بعد، کشتار 17 مرداد 57، از آنجا استعفاء دادند. از آن زمان تا یکسال بعد آثاری کهاین هنرمندان خلق کردند، رنگ و بویی سیاسی داشت. خود شجریان البته اصولاً آدمی سیاسی نبود اما جامعه او را به راه دیگری کشاند. خودش میگفت: «من رژیم شاه را قبول نداشتم. وقتی فضا را دیدم، با همراهی دوستانم بر آن شدیم که آثاری برای مردم ایران خلق کنیم.»
همکاری با تلویزیون بعد از انقلاب
نتیجه فعالیت شجریان تا یکسال بعد از انقلاب ساخت قطعات ماندگاری از جمله سپیده (ایران ای سرای امید) و شب نورد (برادر بی قراره، برادر شعله واره) بود.
وقتی انقلاب پیروز شد، مسئولان وقت صدا و سیما از شجریان خواستند که در ضبط چند برنامه مذهبی به آنها کمک کند. در دوران انقلاب آن روزها، او از معدود خوانندگانی بود که به علت سابقه مذهبیاش، همچنان مورد احترام بود.
شجریان قبول میکند که به گروهی از شاگردان یاد بدهد چطور چند قطعه مذهبی برای تلویزیون بخواند. خودش قطعه بسیار استثنائی «ربنا» را میخواند و به شاگردانش میدهد که مثل او اجرا کنند. صدا و سیما اما در نهایت همان قطعه را سی سال (تا سال 88) پخش میکند. شجریان ظاهراً از این اتفاق راضی نبود اما تا سالها اعتراض علنی هم نکرد.
نامزدی جایزه گرمی
دهه 60 و 70 همچنان دوران اوج شجریان بود. مهمترین آلبومهای شجریان در این سالها با پرویز مشکاتیان ساخته میشود. بیداد، آستان جانان، سرعشق، گنبد مینا، جان عشاق و قاصدک از جمله آثار درخشانی در تاریخ موسیقی ایران هستند کهاین سالها ساخته شدند. دو اتفاق مهم در دهه هشتاد، به نوعی تأثیرات مهمی در زندگی هنری شجریان گذاشت. او در سال 1381 با همکاری حسین علیزاده و کیهان کلهر دو آلبوم «بی تو به سر نمی شود» و «فریاد» را ساخت که برای آنها نامزد دریافت جایزه «گری» شد. یکسال بعد کنسرت بزرگ هم نوا با بم را برای کمک به زلزله زدگان برگزار کرد.
بزنگاه تاریخی در زندگی شجریان
اما اتفاق اصلی که شجریان را از یک خواننده موسیقی سنتی تبدیل به یک فعال اجتماعی و سیاسی کرد، حوادث خردادماه سال 88 بود. در آن سال شجریان علناً وارد سیاست شد و درباره اتفاقات کشور اظهار نظر کرد. از آن سال به بعد، نظرات درباره او به دو بخش تقسیم شد: عدهای از اینکه به صراحت حرف زده بود استقبال کردند و به او لقب صدای مردم دادند و گروه دیگر او را به مخالفت با دولت متهم کردند. نتیجه آن شد که از همان روزها تا روز درگذشتش، ممنوع الصدا و تصویر و کنسرت شد و جز چند اجرا در خارج کشور، دیگر اجازه پیدا کرد در ایران بخواند.
آغاز نشانه های بیماری
هیچکس آنچه سال 1395 منتشر شد را باور نمیکرد. شجریان با موهائی کوتاه و حالتی بیمارگونه در پیامی به مناسبت سال نو گفت که سالها درگیر بیماری است و به همین دلیل فعلاً قادر نخواهد بود کنسرتی در خارج برگزارکند. از آن روز تا چهار سال بعد، اخبار شجریان دیگر فقط به بیماری اش مربوط بود که روز به روز بدتر میشد. نتیجه آن شد کهاین استاد بزرگ موسیقی ایران 17 مهر 99 به دیدار معشوق اش بشتابد.
چالش محل دفن پیکر
وقتی خبر آمد که شجریان فوت کرده است، خیلی ها باور نکردند. چه آنکه چند روز قبل هم صدا و سیما گفته بود که استاد درگذشته است اما پزشکان خبر را تکذیب کرده بودند. زمانی موضوع قطعی شد که همایون شجریان در صفحهاینستاگرامش آن را تأیید کرد. از همان لحظه تا روز بعد (صبح جمعه 18 مهر)، چالش اصلی محل دفن استاد بود. خانواده اش میخواستند استاد در کنار مقبره فردوسی در طوس دفن شود و مردم انتظار داشتند که هنرمند محبوبشان در بهشت زهرای تهران خاک شود، در نهایت اما، محمدرضا شجریان بعد از قرائت نماز بر پیکرش به طوس منتقل شد.
بوسه حافظ بر گونه شجریان
در وصف کارنامه پنجاه ساله درخشان شجریان همین بس که هوشنگ ابتهاج بعد از شنیدن یک آواز ابوعطای شجریان گفت: «اگر حافظ زنده بود و میشنید که شجریان چطور میخواند مفلسانیم و هوایِ میو مطرب داریم/ وای اگر خرقه پشمین به گرو نستانند، بلند میشد و شجریان را غرق بوسه میکرد.»
واکنش ها به درگذشت استاد شجریان
صدا و تصویر شجریان، بعد از مرگ، مجاز شد!
از لحظه نخست اعلام درگذشت استاد شجریان، یک امیدواری خوشبینانه بین جامعه ایران به وجود آمد که این خبر نیز مثل اخبار اینچنینیِ روزهای قبل، شایعه ای بیشتر نباشد و تکذیب شود. اما وقتی همایون و مژگان در صفحه اینستاگرام شان خبر را تایید کردند، اندوهی بزرگ سراسر شبکه های اجتماعی را در برگرفت. از اولین لحظات تایید این خبر، کاربران توییتر، اینستاگرام و فیس بوک به شکل بی سابقه به انتشار صدا و تصویر استاد پرداختند. کاربران به شدت از صدا و سیما انتقاد می کردند که بعد از این همه سال حالا بعد از درگذشت شجریان، پخش صدا و تصویر او را آزاد کرده اند. شعارهای تند طرفداران شجریان جلوی بیمارستان جم، نشاندهنده عصابنیت آن ها از عملکرد صدا و سیما بود.
■ تسلیت دولتی ها
اولین مقام دولتی که به درگذشت شجریان واکنش نشان داد، محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران بود. او در صفحه شخصی اش نوشت: «برای آن ها که با صدای روحانی این شجره هنر ناب، افطار کردند، محمد رضا شجریان یک نام همواره مانا است.» تا چند ساعت بعد، حسن روحانی رییس جمهور ایران، علی لاریجانی رییس سابق مجلس، وزیر ارشاد و تعدادی از نمایندگان مجلس هم درگذشت شجریان را تسلیت گفتند. حسن روحانی در پیام خود اینچنین نوشت: «یقینا ملت قدرشناس ایران نام و یاد و آثار این هنرمند محبوب را همواره در خاطره ها زنده نگاه خواهد داشت.» تا پایان همان شب،تقریبا همه هنرمندان داخل و خارج کشور نیز از قافله جا نماندند و با انتشار عکس شجریان ناراحتی شان را از این حادثه نشان دادند. از مهمترین شان می توان به محمود دولت آبادی، حسین علیزاده، کیهان کلهر و داریوش اقبالی اشاره کرد.
■ جهان تسلیت گفت
این اتفاق تلخ اما، واکنش های بین المللی فراوانی هم داشت. اولین واکنش مربوط به سفارت فرانسه در ایران بود که درگذشت شجریان را ضایعهای بین المللی خواند. شامگاه پنج شنبه روزنامه نیویورک تایمز هم نوشت: «محبوبیت شجریان از مرز نسل ها و دسته بندی های سیاسی گذشته و درگذشت او ایرانیان را در سراسر جهان داغدار کرده است.» گاردین هم در مقاله ای شجریان را اینطور توصیف کرد: «این هنرمند با سبک خوانندگی خود، موسیقی سنتی ایران را زنده کرد.»
■ طوس یا تهران؟
بزرگترین حاشیه درگذشت شجریان اما بر سر محل دفن پیگرش اتفاق افتاد. پنج شنبه عصر وقتی همایون اعلام کرد که استاد در آرامگاه فردوسی به خاک سپرده می شود، گروهی این حرکت را ناشی از فشارهای پشت پرده دانستند که مانع از تجمع مردم تهران در روز خاکسپاری اش شود. در مقابله، عده دیگر اعتقاد داشتند شان و بزرگی شجریان، به خاک سپرده شدن در طوس و در جوار مقبره فردوسی است و این موضوع به سیاست مربوط نیست. موضوع تا آنجایی پیش رفت که همایون مجبور شد دلیل عدم دعوت از مردم برای خاکسپاری استاد را دستور ستاد ملی کرونا و نه موضوعات دیگر بداند. با این حال طرفداران این استاد موسیقی ایرانی همچنان از این تصمیم همایون دلخور هستند و آن را دستور از نهادهای قدرت می دانند که همایون مجبور به اجرایش بوده است. موضوعی که نزدیکان شجریان به هیچ وجه آن را درست نمی دانند.