ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
 
چهارشنبه - 1 مهر 1405 - شماره 5517
 


امروز : پنجشنبه ، 2 مهر 1405

Today : Thu, September 24, 2026

ارتباط با سرویس ها - پذیرش آگهی * آدرس ما درشبکه های اجتماعی hamedanpayam@
 
کد مطلب:  120428 تاریخ انتشار:  1400-08-13 - 10:49 تعداد بازدید:  510
ارسال به دوستان
نسخه چاپی

شورای فرهنگ عمومی و الزامات جهان امروز
اقدامات اثرگذار فرهنگی نیازمند شبکه‌سازی است

نویسنده : عطا شعبانی‌راد

فرهنگی


 چه بخواهیم چه نخواهیم باید قبول کنیم که عناصر فرهنگ‌ساز در دنیای امروز محدود به نهادهای رسمی نیست و نهادهای رسمی در بهترین حالت تنها می‌توانند بسترساز و تسهیل‌گر ایفای نقش بخشی از کنشگران فرهنگی باشند که عناصر مطلوب شناخته شده و قوام‌بخش میثاق اجتماعی‌اند.
14 آبان ماه در تقویم روز فرهنگ عمومی نامگذاری شده و این نامگذاری بهانه‌ای است که برخی عناصر و عوامل دخیل در اصلاح و ارتقای فرهنگ عمومی را عنوان کرده، پژوهش علمی و تحقیق و تتبع میدانی در این حوزه را به دانش‌پژوهان و اساتید این حوزه واگذار کنیم.
فارغ از اختلافات بر سر مصادیق و تعاریف، فرهنگ امروزی ایرانیان متشکل از مؤلفه‌های دینی، ملی و همین‌طور عناصری از فرهنگ جهانی است.
در عرصه فرهنگ عمومی، همان زمان که هجوم جمع کثیری از جوانان این کشور برای شرکت در کنسرت تتلو در ترکیه یا برگزاری مراسم ترحیم چند صد هزار نفره یکی از افراد شرور و لات‌های مشهور را شاهد هستیم، مشارکت و اهتمام عمومی ایرانیان در زمان سیل و زلزله یا فداکاری کادردرمان و فلان معلم و جهادگر گمنام در نقاط دورافتاده را نیز می‌بینیم و باید بپذیریم که به هرحال این هر دو وجه در فرهنگ ما وجود دارد و آنچه در فرهنگ عمومی قالب می‌شود مجموعه و میانگینی از همه این رفتارها و کنش- واکنش‌ها و گزینش‌های فرهنگی شهروندان است.
فرهنگ هر ملتی از عناصر قوام‌بخشی برخوردار است که استمرار گرد هم جمع بودن آن ملت را محقق می‌سازد یعنی ما همه اگرچه کت و شلواری را که در اصل غیر ایرانی است، می‌پوشیم و موبایلی در جیب داریم که در دیگر کشورها ساخته شده و سوار بر خودرویی می‌شویم که در اساس محصولی غیرایرانی است و همان زمان به رادیو گوش می‌دهیم که رسانه‌ای تولد یافته در سپهری غیر ایرانی است، اما انتخاب‌ها و گزینش‌ها و رفتارهایمان بر این بسترِ آمیخته با عناصر غیربومی، همچنان می‌تواند بومی و خودانگیخته باشد.
 سلبریتی‌سازی؛ صنعتی جهانی با درآمد میلیارد دلاری
در جهان امروز یکی از مواردی که در شکل‌دهی عناصر فرهنگ عمومی بسیار تأثیرگذار است، صنعت سلبریتی‌سازی است.
شبکه‌ای از افراد در حوزه‌های مختلف حضور دارند که «سلبریتی»‌هایی در عرصه‌های مختلف می‌سازند تا از آن ارتزاق کنند و تا زمانی که آن سلبریتی قابلیت پول‌سازی داشته باشد همچنان تلاش می‌کنند تا او را در اوج شهرت و محبوبیت نگه دارند و از این طریق بر الگوهای سبک زندگی مردم به شدت اثر می‌گذارند.
در واقع اگر بنا باشد هر نهاد فرهنگی ذیل وزارت ارشاد یا شورای‌عالی فرهنگ عمومی به سطح اثرگذاری مطلوب خود دست یابد، نباید تنها بر مسائل کلیشه‌ای و سطحی و آمار ازدواج و طلاق محدود شود، بلکه لازم است که آن نهاد با بودجه‌ای مناسب بتواند به مانند همان شبکه‌های «سلبریتی‌ساز» به اقدام متقابل پرداخته، الگوهای مناسب فکری و فرهنگی را از طریق تحقیقات دقیق در حوزه‌های میدانی و شناخت پرسونای جامعه هدف تولید کرده، از طریق ابزارهای روزآمد در عرصه‌های مختلف به میدان بیاورد.
بدون تعارف باید بگوییم که اقدامات نمادین تنها در سطح اثرگذار است و این که تنها به نامگذاری برخی اماکن به نام شهدا یا بزرگان اکتفا کنیم یا کتاب‌هایی را در حوزه خاصی به چاپ برسانیم برای ترویج فرهنگ ایثار کافی نیست، بلکه در جهان امروز ما نیاز داریم که انسان‌هایی اهل فکر و دارای قدرت تمییز را پرورش دهیم که خود به دنبال مصرف و تولید محصول فرهنگی مناسب بروند.
در دنیای امروز رسانه‌های جهانی برای سود خود قهرمانانی می‌تراشند و افرادی را بدون این که کار خاصی کنند تا حد یک بت بالا می‌آورند تا حدی که مطابق برخی تحقیقات در دنیای هنر و سرگرمی تمام معیارهای ارزش گذاری مخدوش شده و ذائقه فرهنگی مردمان به سر حد ابتذال رسیده است.
این ابتذال البته تنها مختص کشور ما نیست و خوشبختانه ما از این بخت برخوردار هستیم که عناصری در مقابل این همسطح‌سازی فکری و فرهنگی مقاومت می‌کنند، اما به عنوان مثال می‌توان از شیفتگی تعداد بسیار زیادی از نوجوانان به گروه‌های موسیقی کره‌ای یاد کرد که اصطلاحات و زبان مخصوص به خود را دارند و حتی اگر از منظر التهابات نوجوانی هم به آن بنگریم از نظر زبانی و نشانگان فرهنگی هیچ سنخیتی با فرهنگ ایرانی ندارند، یا لشگر «تتلیتی»‌ها که جماعت طرفداران فلان خواننده هستند، انبوهی از دیگر افراد که به دنبال فلان موج فرهنگی طرفدار عرفان‌های نوپدید می‌شوند و بسیاری دیگر که به دنبال موج‌سازی‌های عجیب طرفدار خرافات مدرن از قبیل «ایلومناتی» شده‌اند و اینها همه نقاطی است که باید مراقب آن باشیم.
 علاج واقعه قبل از وقوع
نمونه‌هایی از اعوجاج فرهنگی بسیارند و متولیان فرهنگی برخی از این موارد را وقتی به سطح ظهور و بروز می‌رسد می‌بینند، فرهنگ تقدیس «لات‌ها» و افراد شرور با انبوه ترانه‌ها و اصطلاحات لفظی آن زمانی تبدیل به خطر می‌شود که یکی از این افراد بر روی طلبه‌ای بی گناه و بی خبر از همه جا اسلحه می کشد یا فلان فرد بیگناه که در پارک نشسته توسط اراذل و اوباش بدون هیچ دلیلی قطع عضو می‌گردد، فردی که آموزش «گنج یابی» و حفاری می‌دهد و دستگاه های فلزیاب می‌فروشد قراری مجازی می‌گذارد و هزاران نفر از علاقه‌مندان گنج‌یابی سر قرار حاضر می‌شوند، نوجوانانی معصوم با صحبت کردن از پیر شدن و احتمال فوت فلان سلبریتی شروع به اشک ریختن می‌کنند و در مثالی قدیمی‌تر دو نوجوان با لبخند و حرفهای ساده‌لوحانه در منظر عموم از پلی به پایین می‌پرند.
اینها نمونه‌هایی از مواردی است که کار از دست نهادهای فرهنگی خارج شده و این نهادها نتوانسته‌اند چنانکه باید نقش‌آفرینی کنند اما در مقابل تصویر ذهنی که جامعه از جوانی به نام شهید حججی به یاد دارد مصداقی از فرهنگ ایمانی و باوری محکم است آنچه که برخی جوانان در حوزه علوم به ثمر رسانده‌اند، راهپیمایی میلیونی اربعین و کاری که در حوزه گروه‌های جهادی انجام می‌شود مصادیقی از مولفه‌های فرهنگی امیدبخش فرهنگی هستند.
 لزوم شناخت روش‌های نوین کار فرهنگی
یکی از مراکز تحقیقات غربی، کارهای نیم میلیون هنرمند را از صدها هزار نمایشگاه، گالری، موزه و سایر آثار تولیدی را بررسی و با شاخص‌گذاری دقیق اعلام کرده که در دنیای امروز به واقع در حوزه هنر تمام ارزش‌گذاری‌ها، قیمت‌گذاری‌ها و خوب یا بد دانستن‌ها مهمل و فاقد معنا شده‌اند چنانکه تابلوی «مردی با کلاه‌خود طلایی» رامبراند تا اواسط دهه 80 هزاران نفر را به موزه‌ها می‌کشاند و هزاران تفسیر و نقد مثبت در مورد آن ارائه می‌شد، اما پیشرفت تکنولوژی نسخه‌شناسی و تشخیص اصل و جعلی بودن آثار نشان داد که این تابلو اساسا متعلق به رامبراند نیست.
نمونه ساده‌تر این واژگونگی ارزش‌ها، ساز زدن یکی از بزرگترین نوازنده‌های جهان در مترو است که توجه هیچ کس را به خود جلب نمی‌کند، اما همین فرد به مدد شبکه‌های پنهان «سلبریتی‌سازی» گران‌ترین و پر سر و صداترین کنسرت‌های جهان را برگزار می‌کند.
چرا این مثالها را تکرار می‌کنیم برای آن که تأکید کنیم در جهان امروز بسیاری از جوایز، سایت‌های رتبه‌بندی، رده بندیهای مطبوعاتی، جشنواره‌ها، رویدادها، نقد و نظرها و موج‌سازی‌ها توسط صنعت «سلبریتی‌سازی» هدایت می‌شود و هدف نهایی آن به دست آوردن سودهای میلیارد دلاری از محصول‌های اصلی و فرعی و جانبی سلبریتی هاست و برای این که در این موج همسطح‌سازی و تغییر ذائقه مغلوب نشویم ما نیز باید به ابزار روز مجهز شده به جای ایستادن در برابر موج بر آن سوار شویم و به موازات آنچه در جریان است، شبکه‌سازی کنیم که البته شبکه‌سازی تنها با بودجه‌های کلان و تیم‌های بزرگ و تحقیقات مفصل ممکن است.
امروزه بُت‌های ذهنی در تمام عرصه‌ها حضور دارند و مردم بدون آن که بدانند از روش زیست، سخنان، پوشش و تمام سکنات آنها می‌آموزند، هزاران مربی انگیزشی و سخنران موفقیتی دست در کارند که به مردمان بگویند به دست آوردن ثروت و حد اعلای رفاه و هماهنگ شدن با الگوهایی که توسط سلبریتی‌ها ترویج می‌شود، حق آنان است.
در فیلم‌های سینمایی و سریال‌ها، برنامه‌های تلویزیونی، پلت‌فرم‌های اجتماعی و انیمیشن‌ها، قهرمانانی از جنس گیمرها، مدل‌ها، شرط‌بندان، رقاصان و خوانندگان به عنوان الگوهای موفقیت معرفی می‌شوند و فردیت در بالاترین سطح هر روز بیشتر و بیشتر ترویج می‌شود و انبوهی از آموزه‌ها وجود دارد که «زندگی فردی» آدم‌ها بر مبنای کسب بیشترین «دستاورد» و رسیدن به بیشترین «ثروت» و «رفاه» را مبنای خوشبختی و رستگاری معرفی می‌کند در حالی که آمارهای افسردگی و خودکشی و لشگر افراد کنارگذاشته شده نشان می‌دهد که بشر امروز به بالاترین میزان استیصال رسیده و با همه رفاهی که دارد و با همه دستاوردهایی که کسب می‌کند از زندگی خود لذت نمی برد و این همان نقطه‌ای است که هر نهاد فرهنگی باید به میدان بیاید و ریزش آبی که هنوز سیل نشده را از سرچشمه سد کند، یعنی تلاش برای ترویج سبک زندگی بومی و ارزش‌های جمعی.
 بزرگ‌زادگان و مشاهیری پرورش‌یافته در فرهنگ روستا
ما هنوز یادمان هست که در جمع‌های قدیم چگونه مشکل یک نفر مشکل همه بود، هنوز به یاد داریم که اضافه هر محصول کشاورزی یا دامپروری بین همسایگان و آشنایان توزیع می‌شد هنوز به یاد داریم که «جمع‌بودگی‌مان» به هر بهانه‌ای گرامی داشته می‌شد و مراسم، مناسک، جشنها و عزاداری‌هایمان همه در این راستا بود.
در کنار فرهنگ منفی «آقازادگی» و استفاده از رانت، ما انبوه بزرگ‌زادگان و مشاهیری را داریم که اکثرا «روستا زاده» هستند و اگر زمانی مجالی پیدا شود می‌توان فهرستی از مشاهیر روستایی را منتشر کرد، در فرهنگ روستایی ما انواع رسم‌های «همیارانه» وجود داشت، دیگران وقتی می دانستند خانواده‌ای در روستا مشکل دارد در اقدامی دستیارانه بخشی از محصولات خود را با آن خانواده تقسیم می‌کردند تا این چرخه همیاری در زمان گرفتاری به داد خود آنان برسد، گاه به روش‌هایی مبتنی بر حفظ عزت نفس افراد محصولاتی مانند شیر و پنیر یا کره و سرشیر در بین افراد ضعیف‌تر توزیع می‌شد و فرد چون می‌دانست این امر نوبتی است احساس خجالت و شرمی نداشت، احترام به بزرگتر و حفظ حریم و دغدغه دیگری داشتن از منظر حل مشکلات به صورت دسته‌جمعی مغتنم شمارده می‌شد و هزاران رسم زیبا برای خانم‌های باردار یا کودکان تازه متولد شده یا خانواده‌های عزیز از دست داده و گرفتار مصیبت وجود داشت که در این مجال امکان پرداختن به آن وجود ندارد.
غرض این نیست که فرهنگ ما یکسره مثبت و فرهنگ‌های دیگر سرتا پا بدیست، غرض این است که در روزی که به نام فرهنگ عمومی نامگذاری شده بر مواردی دست بگذاریم تا تلنگری باشد که از نهادهای دست‌اندر کار تقاضا کنیم اندکی از اقدامات سطحی و نمادین فراتر رفته و پروژه‌های فرهنگی بلندمدت‌تری را با اهدافی کلان‌تر تعریف کنند که مجهز به ابزار روز و روش‌های مدرن باشد.
رعایت‌ نشانه‌های‌ فرهنگ‌ ملی‌ و اسلامی‌ در بناها و کارهای‌ عمرانی‌ کشور که‌ نشان‌‌دهنده‌ هویت اسلامی و بومی ماست اهمیت بسیار دارد، اما مهمتر از آن تعظیم شعائر در اذهان از طریق پرورش معماران ذهنی است که خود مصداقی از اخلاق و فضیلت‌های انسانی، اسلامی و ایرانی باشند.
تحقق چنین اهدافی در جهان امروز با سخنرانی و کارهای بخشنامه‌ای ممکن نیست، «کُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ‌ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ»، یعنی ‌لازم است با به‌کارگیری تیم‌هایی از نخبگان و صاحبان اندیشه، گفتمان‌سازی در حوزه‌های دینی و ملی دنبال شود و تحقیقات دقیق و افکارسنجی، مقدمه شبکه‌سازی فرهنگی قرار گیرد تا مهندسی کلان فرهنگ کشور به معنای ترسیم راه‌های ضرورت و تکامل فرهنگ ملی، درک اشکالات و نواقص فرهنگ جامعه، تعیین راه‌حل‌های کلی رفع این نواقص و زمینه‌سازی و جهت‌دهی به حرکت صحیح و پرشتاب فرهنگی ذیل شوراهای فرهنگ عمومی به مثابه قرارگاه های فرهنگی کشور و استان، محقق شود.


بازگشت
نظرات بینندگان :
نظر شما :
   
نام*
ایمیل* ایمیل محفوظ می باشد
نظر*
کد امنیتی*
کد امنیتی

 
پاکی آوردی ای امید سپید
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
 
 
گزارش گزارش ویژه یادداشت تحلیل سرمقاله دانلود
صفحه نخست آخرین اخبار درباره ما ارتباط با ما  پیوندها  
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.

 
روزنامه همدان پیام ( اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول: نصرت ا... طاقتي احسن  -  سردبير: يدا... طاقتي احسن
نشاني: همدان، خيابان شريعتي، ابتداي خيابان مهديه، ساختمان پيام
تلفن: 8264433 (0811)  -  فکس: 8285048 (0811)  -  سازمان نیازمندی: 8264400 (0811)  - ايميل: info@hamedanpayam.com