| پنجشنبه - 15 مرداد 1405 - شماره 5479-D |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کد مطلب: 121040 |
تاریخ انتشار: 1400-09-17 - 10:32 |
تعداد بازدید: 480 |
|
|
|
|

شهرت ابنسینا در قرون وسطی برای کتاب قانون و شفا
فرهنگی
36مین نشست از مجموعه درسگفتارهایی درباره بوعلیسینا به بررسی کتاب «پژوهشهایی در آثار علمی و فلسفی ابنسینا» اختصاص داشت که با حضور مهدی گلشنی، محمدجواد ناطق و جعفر آقایانیچاووشی چهارشنبه سوم آذرماه به صورت مجازی پخش شد.
■ مهدی گلشنی: کتاب «پژوهشهایی در آثار علمی و فلسفی ابنسینا»، ابعاد مختلف تخصصهای ابنسینا را نشان میدهد. ابنسینا در قرون وسطی به خاطر کتاب قانون و کتاب شفا شهرت بسیاری داشت. او در 2 حوزه تأثیر مهمی داشت، یکی فلسفه و دیگری پزشکی و در واقع مهمترین اثر را در قرون وسطای مسیحی در این 2 حوزه تخصصی به جای گذاشت.
ابنسینا کتاب قانون را در پزشکی نوشت که برای چند صد قرن در اروپا تدریس میشد و از این کتاب بسیار تأثیر پذیرفتند. به طوریکه ابنسینا را امیر پزشکان میخواندند.
قانون مطالب مختلفی را دربردارد. این کتاب هم تشریح اعضای بدن انسان، هم طبقهبندی و خواص و کیفیت داروها را و هم ترمیم جراحات پس از عمل جراحی را دربردارد. البته ابنسینا در پزشکی در مورد برخی بیماریها مشاهدات بالینی هم داشت. جالب است در حالی که طب سنتی الان از طرف انجمن جهانی پزشکی به رسمیت شناخته شده، عجیب است که برخیها در محیط ما برای طب سنتی ارزش قائل نیستند و حتی برخیها میگویند تمام طب سنتی و کتابهای سنتی ارزش یک آزمایش پاستور را ندارد، اینها از علم روز و تحولات جهانی بیخبرند که نادانسته اینگونه سخنها را به زبان میآورند.
ابنسینا در فلسفه، کتابهای بسیاری دارد، ولی 2 کتاب وی بسیار اثرگذار است. اول کتاب شفا است که برپایه فلسفه مشایی نوشته شده و بیشترین اثر را در قرون وسطی داشته است، اکویناس و دیگران از او متأثر بودند. در قرن اخیر هم برخی از فیلسوفان مشهور از شفای ابنسینا متأثر بودند. ابنسینا در کتاب شفا یک مشایی تمامعیار است.
در کتاب شفا چند بحث جدید را وارد میکند. مثلاً واجب و ممکن، حدوث و قدم، معاد و... را مطرح میکند که اینها در فلسفه ارسطو نبوده است. آنهایی که میگویند ابنسینا دنباله ارسطو و همان ارسطو است جاهل هستند و ظلم میکنند. متأسفانه در دوران ما مرتب از این قبیل حرفهای جاهلانه زده میشود درصورتیکه از اینگونه حرفها در مورد ابنسینا در غرب گفته نمیشود.
ابنسینا در 3 نمط آخر کتاب اشارات، عرفانی عمل میکند. بهخصوص در فصل مقاماتالعارفین، اینجا دیگر از مکتب مشائی پیروی نمیکند و مثل یک فیلسوف اشراقی عمل میکند.
بهطور خلاصه میتوان گفت که طبیعیات، ریاضیات و پزشکی ابنسینا با الهیاتش در هم تنیده شده است. ابنسینا یک فیلسوف تمامعیار است که متأسفانه پس از ملاصدرا تحتشعاع قرار گرفت. البته در قرن اخیر برخی از فلاسفه ما به ابنسینا پرداختند.
ابنسینا تا اندازه زیادی مورد بیمهری بود. ولی در غرب بهخصوص در این چند دهه اخیر مطالعه روی ابنسینا اوج گرفت و تعداد زیادی اثر راجع به آثار ابنسینا نوشته شد. در ایران هم برخی از فلاسفه تراز اول ابنسینا را ستودند. امامخمینی(ره) وقتی میخواهد از ابنسینا در کتاب مصباحالهدایه تعبیر کند، به صراحت میفرماید: «لم یکن له کفوا احد»، یعنی نظیری نداشته است.
در غرب حتی بیشتر از داخل برخی ستایشها را از ابنسینا میبینیم. در سال ۱۳۷۴ که من برای گرفتن جایزه «علم و دین تمپلتون» به آمریکا رفته بودم، افراد مختلفی از جمله ویلیام کارول، فیلسوف آمریکایی که بعدها رئیس اکوئیناس آکسفورد شد، حاضر بودند. در این جلسه ایشان بیان بسیار جالبی درباره ابنسینا داشت. میگوید: «من دوست دارم که بخشی از بحث فعلی را ترسیم کنم تا پیشنهاد کنم که چگونه دنیای معاصر میتواند به میزان زیادی از تحلیل قرون وسطایی رابطه فیزیک، متافیزیک و الهیات بیاموزد.
من امیدوارم کشور ما که سرمایههای بزرگی نظیر ابنسینا دارد توجه بیشتری به ابنسینا کند. به خصوص با تحولی که در ۳۰ سال اخیر در غرب رخ داده است. در غرب بازگشتی به فلسفه میبینیم این بازگشت هم توسط فیزیکدانهای معمولی یا فلاسفه معمولی نیست، توسط سرآمدان علم است. یک فیزیکدان تراز اول در اینباره میگوید: «فیزیک به فلسفه نیاز دارد و فلسفه به فیزیک.
توجه به دستاوردهای ابنسینا، خواجهنصیر و فارابی
■ کامبیز خالقی (ناشر): بحث چرایی و ضرورت پرداختن و انتشار چنین کتابهایی و آثار پژوهشی مشابه این کتاب ضرورت دارد که به آن پرداخته شود.
کتاب پژوهشهایی در آثار علمی و فلسفی ابنسینا، نزدیک به ۲۰ مقاله از برترین اساتیدی است که در این حوزه کار پژوهشی انجام دادهاند و الزام و نگاه ما که چرا این محتوا نیاز به انتشار و پژوهش دارد و پژوهش آن هم زمینه متأخرتری دارد، بحث رویهشناسی است که ما در دانشگاهها باید خیلی جدی به آن بپردازیم. متأسفانه در سالهای اخیر، به واسطه ترجمه متون غربی و با توجه به ضعف ما، یعنی ضعف گروههای پژوهشی تاریخِ علم ما یا حتی شاید بتوان گفت از طرفی دیرتر آغاز کردند و ورود ما به فضای پژوهشی تخصصی در تاریخ علم، ما را با یک عقبماندگی در این فرایند مواجه کرده است، به این دلیل که بسیاری از پژوهشهای بزرگان و قدمای ما توسط مورخان فرانسوی، آلمانی و اروپایی بهطور کلی خیلی دقیق بررسی شده و متأسفانه ما نمیدانیم که خیلی از مبانی تئوریِ علمی بسیاری از مفاهیمی که نگاههای خیلی بهروز و آکادمیک به عنوان پژوهشها و دستاوردهای غربی شناخته میشود رگهها (که حتی در خیلی از موارد دیگر از جنس رگه نیست) و اصل ماجرا در پژوهشهای دانشمندان مسلمان مطرح شده است.
ارتباط کار ابنسینا با فیزیک معاصر و نیوتنی
■ محمدجواد ناطق: درباره کتاب «پژوهشهایی در آثار علمی و فلسفی ابنسینا» لازم است مقدمهای را عنوان کنم، اینکه ما ابنسینا را بشناسیم، نکته حایز اهمیتی است که به همین سادگی کلمه شناخت نیست. شناخت در دنیای معاصر است، شناختی که ما میخواهیم مطرح کنیم باید جاذب باشد، گوشههایی از کارهای ابنسینا را بیان کند، که در واقع تأثیرات کارهای این مرد بزرگ بر علوم معاصر چه بوده است وگرنه اینکه ما بخواهیم افکار ابنسینا را در علوم قدیمه تبیین کنیم، هرچند بسیار مفید و ارزشمند و کار ستُرگی است، ولی برای جوانان راهگشا نخواهد بود و جاذبهای ایجاد نمیکند. اینکه ما بدانیم کجای کار ابنسینا چه ارتباطی با فیزیک معاصر و نیوتنی دارد، افکار ابنسینا چه ویژگیهایی داشته است که راهگشا بوده است برای علوم امروز این مطلبی است که متأسفانه پژوهشگران داخلی کمتر به آن پرداختهاند و عمده پژوهشهایی که در این زمینه انجام شده در غرب بوده است. در نتیجه بسیار مهم است ما الگوهایی ارائه کنیم که نشان بدهیم افکار مردان بزرگی مانند ابنسینا چگونه باید مطالعه شود که اثرات آن روی علوم معاصر لحاظ شده باشد.
برای یک محقق امروزی و پژوهشگر عمیق و کنجکاو اینکه خودش را به یک دوره منحصر کند، واقعاً خشنودکننده نیست. پژوهشگر به ریشهها باید بپردازد. هر سخنی که میشنود باید ببیند که این سخن از چه کسی بوده و ریشههایش به کجا برمیگردد و اصالت این سخن در کجا نهفته است. در نتیجه میبینیم در قرن شانزدهم و هفدهم گالیله و نیوتون هجوم آوردند و فیزیک حرکت ارسطو را واژگون و فیزیک نوین را پایهگذاری کردند، که در نهایت نیوتن 3 اصل ساده مکانیکی را جمعبندی و بیان کرد (البته با روشهای خاص خودش که از دیفرانسیل هندسی استفاده کرد)، ولی درنهایت به 3 اصل ساده که 350 سال است بر جهان حکومت میکند منجر شده است.
آیا برای محقق امروزی کافی است به او بگویم یک نابغهای مانند نیوتن از خواب بلند شده و این 3 اصل به او الهام شده است؟ یا مثلاً آن زمان یک بیماری طاعون اتفاق افتاده بود؛ شبیه دوران کرونای امروز و نیوتن یک سال به حالت تعطیلی در خانه پژوهش میکرد. آیا در همان یک سال همه اینها به او الهام شده است؟
یک پژوهشگر محقق عمیق به این اکتفا نمیکند و دنبال ریشهها میرود. یا وقتی که گالیله فرضیه حرکت ارسطو یعنی۲هزار سال بساط فیزیک او را با یک آزمایش ذهنی بههم میریزد و بعد آن آزمایش سطح شیبدار و مسائل دیگر پشتوانهاش قرار میگیرد، آیا بدون مقدمه بوده است؟ ما میدانیم همه کتابهای ابنسینا که به عربی بوده، از دوره پیش از رنسانس تا دوره انقلاب علمی و حتی عصر روشنگری بارها به لاتین ترجمه شده است. بهطور قطع ابنسینا در کتابهای مختلف خود مفصل به مسائل فیزیک حرکت و مکانیک حرکت پرداخته است.
ابنسینا جرم را میدانسته و تشخیص میداده است و در کتاب شفا تفاوت جرم را با سنگینی یا وزن بیان کرده است. از یک طرف جرم داریم، از یک طرف سنگینی داریم، ارتباط این دو چه میشود؟
همان میلی است که ابنسینا با عنوان میل طبیعی بیان کرده است که میتوان گفت تمام المانهای فیزیک نیوتنی را دارا است. جمعبندی، تبیین و روشنگری و کمک ریاضیات برای تبیین ریاضی است. در نتیجه ما به ابنسینا بسنده نمیکنیم و ریشههای تاریخیاش را که دنبال میکنیم، میبینیم که مثلاً یحیی نحوی، میل را مطرح کرده است. ابتکار و استعداد ابنسینا این بوده است که صحیحترین المانها را در علم انتخاب میکرده و بر آن پافشاری و تبیین و بررسی میکرده و گسترش میداده، یا خودش نظریات درستی را ارائه میداده که عمده نظراتش درست و راهگشا بوده است.
■ جعفر آقایانیچاووشی: به باور من ما باید جوانان و دانشجویانمان را با هویت ملیمان آشنا کنیم. متأسفانه بسیاری از این دانشجویان حتی دانشجویان مقاطع بالا با ابنسینا و خواجهنصیر آشنا نیستند در حالیکه روی گالیله و نیوتن ... خیلی کار میکنند و این موجب میشود که این دانشجویان وقتی استاد دانشگاه میشوند از دانشمندانشان چیزی نمیدانند که به دانشجویان خود انتقال دهند.
یکی از کارهای ابنسینا درباره ماهیان برقزا است که در فیزیوتراپی نقش چشمگیری داشته است. ابنسینا مبتکر بسیاری از اکتشافات از جمله فیزیوتراپی است، اگرچه فیزیوتراپی نخستینبار به وسیله ابنسینا کشف نشده است، ولی ابنسینا در این زمینه نقش مهمی داشته است.
ماهیان برقزا نزد ارسطو
ماهیان برقزا نزد دانشمندان اسلامی، در یونان باستان و در جهان اسلام جانورشناسی شکل علمی کنونی را نداشت. به عنوان مثال ما یک دستهبندی منطقی از ماهیان نداشتیم و شکل و یا ویژگی هر یک وجهتمایز آنها بود. در این میان مؤلفان مسلمان همانگونه که پیش از این اشاره کردیم تمام ماهیان برقزا را تنها با نام رعاده میشناختند و ما نمیدانیم این مؤلفان ذیل این نام، کدام ماهی را مراد میکردند، اما از آنجایی که آنان در آفریقای شمالی، هند و ایران زندگی میکردند، میتوان چنین استنباط کرد که ماهیان موردنظر آنان گربهماهی و سفرهماهی بوده که به ترتیب در رودخانه نیل و اقیانوس هند زندگی میکردند.
ماهی رعاده نزد ابوریحان بیرونی: «بیرونی در کتاب آثارالباقیه خود درباره این ماهیان چنین نوشته است: ماهی معروف به رعاده هنگامی که در تور ماهیگیری افتد دست ماهیگیر را بیحس میکند. چنانکه گویند هرکس اگر یک سر نی بلندی را روی ماهی مذکور بنهد و سر دیگر آن را خود به دست گیرد سست و بیحال گردیده و نی از دستش بیفتد. این درحالی است که ماهی رعاده زنده است.»
ماهی برقزا نزد ابنسینا: ابنسینا در بخش جانورشناسی کتاب شفا مشابه مطالب بیرونی را بیان کرده است. او میگوید: «سفرهماهی از ماهیان رعاده است و هرگاه توسط شخصی لمس شود، دستان او را بیحس میکند. همینطور هنگامی که ماهیگیری دام خود را بر او بگستراند، دستانش توسط این ماهی بیحس میشود. ممکن است حدود ۸۰ تخم در شکم این ماهی باشد. این ماهی در پاییز تولیدمثل میکند.»
■ نتیجهگیری: همانگونه که دیدیم در میان دانشمندان مورد بحث در این مقاله آنچه بیشتر اهمیت داشت توصیف ارسطو از گربهماهی و تولیدمثل و نگهداری از نوزادش بود. مطالبی که ابوریحان بیرونی درباره ماهی رعاده گفته، بیشتر تکرار مطالب گذشتگان است و حرف تازهای دربرندارد. در این میان تنها ابنسینا است که نهتنها به نیروی مرموز ماهیان برقزا اشاره میکند، بلکه طریقه معالجه با آن را هم برای بیماریهای خاص بهویژه سردرد تشریح میکند.
ابنسینا این طریق معالجه را که از منابع یونانی و رومی گرفته بود در کتاب قانون خود آورده است. کتاب قانون همانگونه که میدانیم در قرون وسطا به زبان لاتین ترجمه و در دانشگاههای اروپا تدریس شد. احتمالاً منشأ گسترش درمان با ماهیان برقزا در اروپا همین ترجمه کتاب قانون ابنسینا بوده است. روشی که امروزه تکاملیافته و نام الکتروتراپی را گرفته است.
امیدوارم وزارت علوم تنها به دنبال مقالات ASA نباشد و کمی هم به هویت ملی و نقش دانشمندان اسلامی در علوم جدید بپردازد، چون خیلی از این دانشجویان متأسفانه نمیدانند که مثلاً علمهایی مانند جبر، مثلثات و... همه برگرفته از دانشمندان اسلامی هستند. خوارزمی مبتکر علم جبر است؛ ابوریحان بیرونی و ابوالوفا مثلثات را ابداع کردند و اینرسی را ابنسینا کشف کرد. سپس بوریدان آمد و همین اینرسی را که در آثار ابنسینا با عنوان «میل» آمده است با عنوان ایمپتوس (نیروی جنبش) مطرح کرد. بعد همین ترجمه لاتینی بوریدان منشأ تحولی در قرون وسطی و رنسانس شد، تا اینکه گالیله اینرسی را مطرح کرد. بنابراین منشأا اینرسی همان ابنسینا است. همچنین منطق موجهات را میبینیم که اگرچه مبتکر منطق ارسطو بوده، ولی کسی که فراتر از ارسطو بحث کرده، ابنسینا است که منطق موجهات در کارهای منطقی ارسطو نیست.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
|
|
 |
|
|
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.
|
|
|
روزنامه همدان پیام (
اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي،
سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول:
نصرت ا... طاقتي احسن
-
سردبير: يدا... طاقتي
احسن
نشاني: همدان، خيابان
شريعتي، ابتداي خيابان مهديه،
ساختمان پيام
تلفن: 8264433
(0811)
- فکس: 8285048
(0811) - سازمان
نیازمندی: 8264400
(0811) - ايميل:
info@hamedanpayam.com |
|