یکی از نکات مهم و قابل توجه این است که نوجوانان اوتیسم خودشان را سانسور نمیکنند. فقط باید به آنها محیط امن بدهیم. وقتی روی صحنه بیواسطه حضور دارند، صداقت در بیان آنها دیده میشود.
در دنیای تئاتر، جایی که احساسات، بیان و تجربههای انسانی به صحنه کشیده میشوند، حضور نوجوانان مبتلا به اوتیسم نه تنها بهعنوان یک تجربه متفاوت بلکه بهعنوان یک فرصت ناب برای مشاهده صداقت بیپرده انسانی اهمیت فراوان دارد.
آنچه این نوجوانان در اجرای تئاتر ارائه میدهند، گاه بیش از آنکه یک نمایشنامه یا نقشآفرینی صرف باشد، جلوهای از اصالت، بیپیرایگی و بیان بیواسطه است.
یکی از ویژگیهای قابل توجه آنها، نداشتن سانسور درونی و بیپروایی در بیان احساسات است؛ امری که بسیاری از بازیگران حرفهای نیز برای رسیدن به آن تلاش میکنند.
نوجوانان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم در رمزگشایی هنجارهای اجتماعی و قواعد نانوشته ارتباطی چالش دارند. این ویژگی، که در تعاملات روزمره میتواند بهعنوان محدودیت دیده شود، در صحنه تئاتر گاهی به یک امتیاز بدل میشود. آنها اغلب بدون توجه به ترس از قضاوت یا نگاه بیرونی، احساسات خود را با شدت و صداقت ابراز میکنند. این ویژگی سبب میشود که بازی آنها نه تصنعی، بلکه بسیار واقعی، خام و اثرگذار به نظر برسد.
در جامعه، بسیاری از نوجوانان یاد میگیرند که چگونه رفتار، گفتار و حتی احساسات خود را با شرایط وفق دهند یا سانسور کنند. اما نوجوانان مبتلا به اوتیسم، به دلیل ساختار متفاوت شناختی و هیجانی خود، اغلب از این فیلترها عبور میکنند. این سبب میشود که آنها در اجرای نقشها، حتی نقشهای پیچیده و احساسی، با شفافیت و صداقت بینظیری عمل کنند. در واقع، آنها آنچه هستند را به صحنه میآورند، نه آنچه که جامعه میخواهد باشند.
تئاتر برای نوجوانان اوتیستیک صرفا یک فعالیت هنری نیست؛ بلکه میتواند یک فضای امن و ساختارمند برای ابراز وجود، ارتباط و تجربهی جمعی باشد. در این فضا، آنها نه تنها خود را ابراز میکنند بلکه دیده و شنیده میشوند؛ تجربهای که ممکن است در سایر بسترهای اجتماعی برای آنها کمتر فراهم شود. همچنین، تئاتر میتواند به افزایش اعتماد به نفس، توانایی شناخت احساسات و حتی مهارتهای کلامی آنها کمک کند.
آنچه نوجوانان اوتیستیک در صحنه ارائه میدهند، نوعی از بازیگری است که فاصله میان نقش و بازیگر را کاهش میدهد. برخلاف بازیگران آموزشدیدهای که تلاش میکنند نقش را «بسازند»، نوجوانان اوتیستیک اغلب نقش را زندگی میکنند. این شیوه، اگرچه ممکن است با معیارهای سنتی تئاتر تفاوت داشته باشد، اما بیننده را به تجربهای عمیق و متفاوت از هنر نمایشی دعوت میکند.
کارگردان «بازیگر سایهها» درباره مواجهه نوجوانان طیف اوتیسم با تئاتر گفت: «فکر ابتدایی این نمایش از یک پرسش ساده آغاز شد اینکه اگر بچههایی که ما معمولا نمیگذاریم از سایه بیرون بیایند، خودشان بازیگر شوند چه اتفاقی میافتد؟ ایده از دل تجربههای شخصیام، مطالعاتم روی نظریه «سایه» کارل یونگ و سالها مواجههام با نوجوانان طیف اوتیسم شکل گرفت. این نمایش یک جور مواجهه مستقیم با ناخودآگاه جمعی و آن چیزهایی است که جامعه از آن چشمپوشی کرده است. حالا قرار است بازیگران مبتلا به اوتیسم وسط صحنه و زیر نور بیایند.»
امیرفرزام دهنوی در گفتوگو با ایرنا با اشاره به نظریه «سایه» یونگ ادامه داد: سایه بخشی از روان ماست که نمیخواهیم آن را ببینیم؛ اما اگر با آن مواجه نشویم، آن سایه کنترلمان میکند. برای من، این سایه فقط درون فرد نیست؛ گاهی کل جامعه یک چیزی را در سایه نگه میدارد.
دهنوی بیان کرد: به اعتقاد من بچههایی که برچسب «اختلال» خوردند، خیلی وقتها نماینده همین سایه هستند. نمایش ما سعی دارد آنها را نیروی خلاق و نه ناتوان نشان بدهد. اگر به سایه نور بدهیم، هنر خالصی بیرون میزند که حتی حرفهایترین بازیگرها هم از آن حیرت میکنند.
دهنوی درباره مواجهه بچههای طیف اوتیسم با تئاتر و اعتماد به آنها گفت: یکی از نکات مهم و قابل توجه این است که آنها خودشان را سانسور نمیکنند. فقط باید به آنها محیط امن بدهیم. وقتی روی صحنه بیواسطه حضور دارند، صداقت در بیان آنها دیده میشود. این چیزی است که ما به عنوان بازیگر سالها دنبالش میگردیم.
وی ادامه داد: تئاتر برای آنها مثل یک رودخانه است؛ اگر مسیر را باز بگذاری، جاری میشوند. من در طول این پروژه بارها دیدم که چطور یک نوجوان با اوتیسم میتواند احساساتی را برساند که هیچ تکنیکی قادر به خلقش نیست. چون این احساسات از دلش بیرون میآید و از فرمول نیست.
دهنوی درباره سختیها و مشکلات این کار نیز بیان کرد: مشکلات زیاد بود و شامل نبود حمایت مالی، بیاعتمادی برخی افراد به توانایی بچهها، فضای فیزیکی نامناسب، فشارهای روانی تیم، تا حتی نگرانیهای خانوادهها میشد. ولی بزرگترین چالش، شکستن کلیشهها بود. اینکه به جامعه نشان بدهیم این افراد ترحمبرانگیز نیستند. اینها هنرمند و نابغه هستند و گاهی باید از جلوی راهشان کنار برویم تا بتوانند بدرخشند.
کارگردان «بازیگر سایهها» درباره روش بازیگری برای کار با طیف اوتیسم گفت: من از تلفیقی از متد اکتینگ (درونگرایی و تجربه احساسات واقعی)، بازیگری روانتنانه و حرکتدرمانی نمایشی استفاده کردم. ولی مهمتر از تکنیک، گوش دادن بود. باید یاد بگیریم به ریتم درونی هر کودک گوش بدهیم. در متد اکتینگ ما دنبال این هستیم که بازیگر تجربه زیسته خودش را وسط بیاورد. حالا تصور کنید کسی که از کودکی با تفاوت، انزوا یا درک متفاوت از جهان رشد کرده، آن تجربه را وسط صحنه بیاورد. به نظرم معجزه است.
دهنوی درباره نامگذاری نمایش نیز گفت: آنها همیشه در سایه بودند؛ اما حالا هم در تئاتر و هم در زندگی بازیگر هستند.
وی تأکید کرد: این نمایش یک دعوتنامه برای دیدن چیزی است که همیشه بوده ولی ما ندیدیمش. نمایش ما یک سفر به اعماق ناخودآگاه است. ما به صداهایی که خاموش شدند میپردازیم و شاید پس از دیدن این نمایش، دیگر هیچوقت با همان نگاه قبلی به «دیگری» نگاه نکنیم.
نمایش «بازیگر سایهها» به کارگردانی و نویسندگی امیرفرزام دهنوی و تهیهکنندگی سجاد افشاریان به روی صحنه رفته است. این نمایش با رویکردی نو در حوزههای تئاتر درمانی، موسیقیدرمانی و هنردرمانی و با همراهی جمعی از هنرمندان بااستعداد از میان فرشتگان اوتیسم، سندروم داون و سایر توانیابان با ویژگیهای خاص تولید شده است.