ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
 
پنجشنبه - 15 مرداد 1405 - شماره 5479-D
 


امروز : جمعه ، 16 مرداد 1405

Today : Fri, August 7, 2026

ارتباط با سرویس ها - پذیرش آگهی * آدرس ما درشبکه های اجتماعی hamedanpayam@
 
کد مطلب:  118371 تاریخ انتشار:  1400-04-06 - 08:36 تعداد بازدید:  339
ارسال به دوستان
نسخه چاپی

موجودپژوهی، اصلی‌ترین دغدغه‌ مابعدالطبیعه ابن‌سینا

فرهنگی

شانزدهمین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ بوعلی‌سینا در تاریخ ۲۶ خرداد ماه با عنوان «فراموشی پرسش از وجود در فلسفه‌ سینوی» به سخنرانی مجتبی اعتمادی‌نیا اختصاص داشت که به صورت مجازی پخش و برگزار شد.
وی در ابتدای سخنانش بیان کرد که کانونی‌ترین نقد هایدگر به هستی‌شناسی سنتی آن است که معنا و حقیقت وجود در اغلب منظومه‌های برآمده از آن مغفول‌العنه واقع شده است و در عوض التفات به موجودات و موجودپژوهی در اولویت نخست قرار داشته است. به‌زعم هایدگر در سنت‌های متافیزیکی فراموشی وجود مبتنی بر سازوکارهای مختلفی تحقق می‌یابد که یکی از آنها پیش‌داوری در باب معنای وجود است. این پیش‌داوری با مدنظر آوردن وجود به‌مثابه کلی‌ترین مفاهیم آن را تعریف‌ناپذیر و بدیهی می‌داند و از این رهگذر پرسش از وجود را به محاق می‌افکند و در عوض به پرسش از چیستی و نحوه وجود موجودات یا پرسش از کلیت آنها موضوعیت می‌بخشد.
وی در ادامه ذیل 6سرفصل رویکردهای هستی‌شناسانه‌ ابن‌سینا را در ارتباط با این نقد بنیادین هایدگر مدنظر آورد و نسبت نظرگاه انتقادی هایدگر را در مواجهه با منظومه‌ فکری ابن‌سینا محل تأمل قرار داد تا نشان دهد در فلسفه‌ ابن‌سینا سازوکار و محمل‌هایی وجود دارد که با تأمل در آنها درمی‌یابیم که چرا پرسش از وجود و تأمل در باب معنا و حقیقت وجود در دستور کار فلسفه‌سینوی قرار نگرفته است.

 فلسفه‌ اولی
فلسفه‌ اولی نزد ابن‌سینا اصولاً موجودپژوهی است و اگر رسالت فلسفه اصولاً موجودپژوهی و تأمل در باب چیستی موجود و اقسام و مراتب و انواع و عوارض آن باشد، دیگر مجالی برای پرداختن به وجود نخواهد بود. مطابق آنچه ابن‌سینا در مقاله نخست الهیات «شفا» بیان می‌کند، در نوعی طبقه‌بندی‌ کلی، مسائل فلسفه‌ اولی در 3شاخه‌ اصلی قابل ‌رده‌بندی است:
 1-از علل موجود معلول ازآن‌رو که موجود معلول است، عوارض موجود، مبادی علوم جزئی. نزد ابن‌سینا فلسفه‌اولی ازآن‌رو که  به مبدأ نخستین موجودات می‌پردازد و نتایجی یقین‌آور با خود به همراه دارد افضل علم به افضل معلوم است. وی در مقاله‌ نخست الهیات«شفا» به‌ صراحت موضوع فلسفه‌ اولی را موجود به ماهوه موجود دانسته است و برای پاسخ به این اشکال مقدر که اثبات موضوع فلسفه اولی و تحقیق درباره‌ آن در همان علم محال است یادآور شده است که موضوع این علم بی‌نیاز از اثبات و یادگیری است.
ابن‌سینا بررسی احوال موجودِ مطلق را به‌مثابه موضوع فلسفه ذیل 3سرفصل کلی قابل ‌بحث می‌داند: مباحث ناظر به بحث موجود مطلق و بحث از امور عامه‌ مرتبط با همه‌ اقسام موجودات؛ بحث از اجسام عالی و نظام مقولات؛ اثبات ذات واجب‌الوجود و بحث از وی و معاد. پس، مقسم 2گانه‌ واجب‌الوجود و ممکن‌الوجود نزد ابن‌سینا و نیز غالب فیلسوفان پس از وی موجود است. در نمط چهارم «الاشارات‌وتنبیهات» ابن‌سینا به این بحث پرداخته است و تصریح می‌کند که هر موجودی چنانکه از حیث ذاتش و بدون التفات به غیرِ آن مدنظر آید یا چنان است که وجود برای وی واجب است یا چنین نیست. پس اگر وجود به آن واجب باشد به ذات خویش محقق است و در صورتی‌ که وجود بر وی واجب نباشد، پس ازآنکه موجود فرض شد درست نیست که ممتنع به ذات نامیده شود و از این‌رو ممکن‌الوجود است، بنابراین، هر موجودی یا واجب‌الوجود به ذات است یا ممکن‌الوجود به ذات. البته نباید از نظر دور داشت که اگرچه در این عبارات موجود مَقسَم رده‌بندی موجودات در 2رده‌ کلی واجب‌الوجود و ممکن‌الوجود است به ‌طورکلی معنای آن در مورد واجب‌الوجود و ممکن‌الوجود باید با یکدیگر تفاوت داشته باشد. اگرچه ابن‌سینا این تفاوت را در این موضع از «الاشارات‌وتنبیهات» مغفول‌العنه نهاده، ظاهراً به‌ کار بردن اصطلاح موجود درباره‌ واجب‌الوجود به معنای موجودی است که عین ‌وجود است. حال ‌آنکه این مفهوم درباره‌ ممکن‌الوجودها به معنای ذات دارای وجود است. بر این‌اساس، ابن‌سینا در آثار فلسفی خود به‌ دفعات یادآور می‌شود که مبدأ نخستین فاقد ماهیت است و 2گانه‌ وجود و ماهیت فقط ناظر به ممکن‌الوجودهاست. در واقع، ابن‌سینا متوجه تمایز میان موجودیت واجب و موجودیت ممکن بوده است.
بنابراین، بحث از معنا و حقیقت هستی در آثار ابن‌سینا به بحث از چیستی موجود و اقسام موجودات فروکاسته می‌شود. این وضعیت به نحوی است که گاهی حتی به‌رغم بهره‌گیری از لفظ وجود و هستی آنچنان موجود و هستنده مراد بوده است. در مباحث نمط چهارم «الاشارات‌وتنبیهات» ذیل عنوان «در باب وجود و علل آن» ظاهراً به بحث از علل وجود پرداخته است. اما دقت در محتوای مباحث این بخش نشان می‌دهد که مقصود وی از علل وجود علل موجودات ممکن یا به تعبیر خواجه‌‌طوسی علل موجودات خاصه بوده است. واژه‌ وجود را به‌ کاربرده است، اما موجود را مراد کرده است. این لغزش‌های لفظی کم‌کم محملی برای فراموشی پرسش و تأمل در باب وجود می‌شود. برای نمونه، ابن‌سینا در این بخش پس از آغاز بحث، بی‌درنگ به تقسیم‌بندی اقسام موجودات و سلسله‌ علت‌های ناظر به آنها، شامل علل وجودی، علل ماهوی خارجی، علل ماهوی ذهنی، می‌پردازد و آنگاه اثبات واجب‌الوجود و یکتایی آن را موضوع بررسی و تأمل قرار می‌دهد.

 بداهت، کلیت و تعریف‌ناپذیری وجود نزد ابن‌سینا
چگونه مفهوم بدیهی بودن، کلیت و تعریف ناپذیر وجود مانع تأمل عمیق فیلسوف ما در باب حقیقت موجود شده است؟
ابن‌سینا بر آن است که شرح و توصیف موجود جز از رهگذر شرح‌الاسم به نحو دیگری امکان‌پذیر نیست. چه آنکه در هر شرح و توصیفی برای موجود مفهوم موجودیت مفروض انگاشته می‌شود و صورت موجودیت بی‌واسطه بر مغز پدیدار می‌شود. از این‌رو، در هر تعریفی از موجود مفهوم موجودیت مفروض و مستتر است که این امر فراروی از مرز شرح‌الاسم را در تعریف موجود ناممکن می‌سازد. ابن‌سینا بر آن است که تصور مفاهیمی مثل موجود، شی و ضروری بی‌واسطه بر نفس آدمی آشکار می‌شود و برای تصور آنها نیازی به مفاهیمی شناخته‌ شده‌تر از آنها نیست.
این مفاهیم مبادی تصورات آدمی‌اند و از این‌رو تعاریفی که گاهی درباره‌ آنها ارائه می‌شود هم تعریف امری مجهول نیست، بلکه نوعی تنبه و یادآوری است تا نفس از طریق آن نسبت به آن تصور اولی التفات یابد. تعابیر ابن‌سینا در باب تعریف‌ناپذیری وجود و مفهوم موجودیت نشان می‌دهد که وجود از آن‌رو که حد ندارد بسیط‌ترین و آشکارترین اشیاست. از این‌رو، تعریف منطقی آن‌، ممکن نیست، زیرا نیازمند جنس و فصل است. بدین ترتیب، مفهوم وجود از منظر ابن‌سینا به دلیل برخورداری از 2ویژگی کلیت و بداهت به‌ مثابه تصوری پیشینی مفهومی همیشه‌حاضر نزد نفوس بشری است و ازاین‌رو بی‌نیاز از تعریف خواهد بود.

  تمایز هستی‌شناختی
آیا تمایز هستی‌شناختی چنانکه هایدگر در مورد آن بحث می‌کرد در فلسفه‌ ابن‌سینا محل توجه واقع شده است؟
یکی از عمده‌ترین استنادات هایدگر در توضیح فرایند نسیان وجود در تاریخ متافیزیک عدم‌التفات به تمایز هستی‌شناسانه از سوی متعاطیان متافیزیک است. به زعم هایدگر تمایز بنیادینی میان وجود و موجود، چنانکه باید، در تاریخ فلسفه مدنظر فیلسوفان قرار نگرفته است و از این رهگذر پرسش از معنا و حقیقت وجود به دست فراموشی سپرده شده است. هایدگر بر آن است که متعاطیان متافیزیک با فروکاستن وجود به موجودی خاص از مداقه در معنای وجود استنکاف ورزیده‌اند. اما یکی از دقت نظرهای هوشمندانه‌ فیلسوفان مسلمان در مواجهه با مبانی هستی‌شناسانه‌ فلسفه یونان التفات به تمایز میان هستی و چیستی موجودات،تمایز میان وجود و ماهیت است. التفات جدی به این تمایز که نخست در آرای فلسفی فارابی انعکاس یافته نزد ابن‌سینا یکی از مبادی اصلی هستی‌شناسی بدل شده است که بسیاری از دشواری‌های فلسفی و الهیاتی از رهگذر استناد به آن پاسخ‌های مقنع یافته است.

 الهیات به معنای اخص
آیا بحث الهیات به معنای اخص توانسته است سازوکاری فراهم بکند که فیلسوف ما به بحث وجود بپردازد یا مانعی برای آن شده است؟
به زعم هایدگر یکی از سازوکارهای به حاشیه راندن پرسش از معنا و حقیقت وجود در تاریخ متافیزیک ارجاع پرسش از وجود به پرسش از نحوه‌ موجودیت و روابط مبدأ نخستین موجودات در هرم هستی است. به‌ عبارت‌ دیگر، منطبق با ادبیات فیلسوفان مسلمان، گویی پرسش از وجود در حوزه‌ الهیات به معنای اعم به مباحث الهیات به معنای اخص ارجاع داده شده است که ناظر بر اثبات مبدأ نخستین و نحوه‌ ارتباط آن با موجودات در هرم هستی است. از منظر هایدگر این ارجاع که در طول تاریخ فلسفه و الهیات غربی از رهگذر واسطه‌های مختلفی نظیر محرک‌لا‌یتحرک، مُناد، روح، مثال مطلق و یا اراده‌ معطوف به قدرت تحقق یافته است هر بار به نحوی از مواجهه با مسأله‌ وجود استنکاف ورزیده است و آن را در چارچوب بحث از موجود برتر دنبال کرده است. حال‌ آنکه این نحوه‌ مواجهه با مسأله‌ وجود دسترس‌ناپذیری مفهومی وجود را در خودنمایی‌های گونا‌گون خویش چنانکه باید مدنظر نمی‌آورد و همچنان آن را در چارچوب وجودی یکی از موجودات و البته برترین آنها فرادید می‌آورد.

  هستی‌شناسی مبتنی بر نظام مقولات
آیا هستی‌شناسی مبتنی بر نظام مقولات مجالی برای طرح پرسش از هستی فراهم می‌کند یا به ‌عکس باید مانعی در این راه تلقی شود؟
یکی دیگر از سازوکارهای متافیزیک سنتی در فرایند نسیان وجود بررسی احوال و خواص موجودات در چهارچوب مقولاتی است که میراث فربه‌ سنت ارسطویی برای همه‌ تاریخ فلسفه‌ غرب و خویشاوندان فکری آن نظیر فلسفه اسلامی به شمار می‌رود. به زعم هایدگر این شیوه‌ مواجهه با موجودات که یکی از سازوکارهای شکل‌گیری هرم هستی در اغلب سنت‌های فلسفی کلامی به‌ویژه نزد ادیان غرب آسیا بوده است، خودبودگی موجودات را از رهگذر طبقه‌بندی مفهومی آنها ذیل اقسام جوهر و عرض به فراموشی می‌سپارد و فقط یک شیوه آشکارگی وجود را به‌ مثابه یگانه شیوه‌ ممکن به رسمیت می‌شناسد و بدین‌ترتیب بر سایر افق‌های گشایش وجود سرپوش می‌نهد. در این شیوه‌ رویارویی با موجودات، آنها صرفاً به‌مثابه متعلق به نوعی خاص از آگاهی بشری از نمایاندن هسته‌ اصیل خود باز می‌مانند و اینچنین وجود به‌مثابه امر نامستور و نحوه‌ مواجهه‌ با موجودات به‌مثابه کشف‌المحجوب به فراموشی سپرده می‌شود.
بررسی رهیافت‌های منطقی فلسفی ابن‌سینا در فلسفه‌ مشهور وی نشان می‌دهد که پس از انصراف از تأمل عمیق و فراگیر در باب معنا و حقیقت وجود این شیوه‌ مواجهه با موجودات کمابیش در اغلب مباحث منطقی فلسفی ابن‌سینا رسوخ یافته و هستی‌شناسی و به عبارت دقیق‌تر هست‌شناسی وی را قوام بخشیده است.
بر این اساس، در منظومه‌ فکری ابن‌سینا هر موجود بلافاصله پس‌ از آنکه در طول بررسی‌های فلسفی فیلسوف قرار می‌گیرد موجودیت او در قالب نظام مقولات و ذیل یکی از اجناس عالی ممکنات طبقه‌بندی می‌شود و آنگاه مطالعه و بررسی می‌شود. اینجا هم بر سر راه حقیقت وجود مانعی ایجاد می‌شود، زیرا از منظر ابن‌سینا درک ماهیت یک شی که در تعریف آن شی انعکاس می‌یابد، مستلزم مدنظر آوردن اجزای مقوّم آن شی است و احصای هر چند اجمالی این اجزا در مقام تصور نیازمند جایابی آن در نظام مقولات است، درک ماهیت یک شی موقوف در نظر آوردن آن در نظام مقولات خواهد بود.

 بحث معرفت‌شناسی بازنمودی
آیا معرفت‌شناسی بازنمودی هم می‌تواند به‌عنوان سازوکاری در جهت استنکاف از پرداختن به بحث وجود قلمداد شود؟
حصول معرفت و یقین در فلسفه‌ مشهور ابن‌سینا مبتنی بر معرفت‌شناسی بازنمودی متکی بر مطابقت قوام یافته است. ابن‌سینا در تمامی مباحث منطقی خود این مبنای معرفت‌شناسانه را مفروض انگاشته و براساس آن به شرح و بسط منطق ارسطویی پرداخته است. بدین ترتیب، از منظر ابن‌سینا ملاک علم یقینی منطق‌پذیری و مطابقت آن با اصول و مبانی منطقی است. بدین ترتیب، مبتنی بر کاربرد گزاره‌ای مفهوم حقیقت این مفهوم حکایت‌گر مطابقت و بازنمود اشیا و پدیده‌های خارجی با اصل آنها در عالم خارج است.
 جمع‌بندی
رسالت موجودپژوهانه‌ فلسفه‌ اولی که باید آن را میراث متافیزیک ارسطویی به شمار آورد، همچنان در منظومه‌ فکری ابن‌سینا به‌مثابه کانونی‌ترین بخش فلسفه‌ وی محل توجه و اهتمام واقع شده است. البته در این میان نباید از بسط، توسعه، حک، اصلاحات قابل‌تأمل ابن‌سینا در متافیزیک ارسطویی، به‌ویژه در بخش‌های مرتبط با وجودشناسی، غفلت ورزید، اما این حک و اصلاحات به‌ویژه در بحث تمایز وجود و ماهیت و مسائل مرتبط با آن اگرچه التفات به موضوع وجود را با قوت و اهتمام بیشتری دنبال می‌کند، بداهت، کلیت و تعریف‌پذیری مفهوم وجود همچنان پرسش از حقیقت وجود را در فلسفه‌ ابن‌سینا به حاشیه رانده است و مدنظر آوردن وجود به‌مثابه افق گشایش را از کانون توجهات بنیادین فیلسوف خارج کرده است.


بازگشت
نظرات بینندگان :
نظر شما :
   
نام*
ایمیل* ایمیل محفوظ می باشد
نظر*
کد امنیتی*
کد امنیتی

 
پاکی آوردی ای امید سپید
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
 
 
گزارش گزارش ویژه یادداشت تحلیل سرمقاله دانلود
صفحه نخست آخرین اخبار درباره ما ارتباط با ما  پیوندها  
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.

 
روزنامه همدان پیام ( اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول: نصرت ا... طاقتي احسن  -  سردبير: يدا... طاقتي احسن
نشاني: همدان، خيابان شريعتي، ابتداي خيابان مهديه، ساختمان پيام
تلفن: 8264433 (0811)  -  فکس: 8285048 (0811)  -  سازمان نیازمندی: 8264400 (0811)  - ايميل: info@hamedanpayam.com