در فضاهای امنیتی پس از اوجگیری اعتراضات و خشنشدن اتفاقات، این اینترنت بود که در ایران به عنوان متهم همیشگی قطع شد و به محاق رفت تا با قطع اقداماتی که در این فضا انجام میشد، آرامش به کشور برگردد.
این برای چندمین بار بود که در حوادث مشابه اینترنت قطع و دسترسی به آن سخت میشد؛ اما تجربه دیماه امسال در قطع اینترنت بسیار متفاوت بود و اجازه هیچگونه دسترسی به افراد مستقل داده نشد تا با قطع اینترنت این رسانههای مستقل باشند که آسیب جدی دیدهاند. با قطع اینترنت، روزنامهنگاری حرفهای ایران هم به محاق رفت و بنا بر آنچه یک رسانه نوشته است: «روزنامهنگاران حرفهای دستشان از نوشتن و خواندن گزارشهای میدانی کوتاه است. در نبود رسانههای اجتماعی و انسداد اینترنت و ناممکن بودن رفتن به میدان حوادث، روزنامهنگاری حرفهای نمیتواند به روایتهایی ورای روایتهای رسمی که از بالا به پایین منتشر میشوند، دست یابد.
بنابراین رسانههای حرفهای توان رفع نیاز مردم را ندارند و مخاطبان به تنها منبع خبری که روایتهایی غیر از روایتهای رسمی را منتشر میکنند، سوق داده میشوند. هر چه امکان کار برای روزنامهنگاری حرفهای دیرتر فراهم شود و انسداد ارتباطات دیرتر پایان یابد، این امکان وجود دارد که ناباوری به روزنامهنگاری رسمی و دولتی عمیقتر شود و مردم سراغ معدود رسانههای جمعی باقیمانده یا گروههای غیررسمی در دسترس خود بروند. وقت برای تصمیمگیران به سرعت میگذرد و هر روزی که ارتباطات قطع باشد شرایط برای کارآمدی نظام رسانهای ایران سختتر میشود.»
همچنین گفته شده: «کمبود رسانههای مستقل و حرفهای در ایران بهواسطه سیاستهای کلان رسانهای، باعث شده است که مردم تشنه اخبار و تحلیل در هر اعتراضی، با قطعشدن اینترنت، چشم و گوش خود را به شبکههای ماهوارهای بسپارند که برخی از آنها نهفقط در پروپاگاندا هیچ تفاوتی با صداوسیما ندارند، بلکه در قلب واقعیتها و سانسور بسیاری از نگرشهای متفاوت، رفتاری مشابه در پیش میگیرند.
بدینترتیب قطع اینترنت و نبود قوانینی شفاف در زمینه امکان حضور خبرنگاران رسانههای مستقل در اعتراضات، درواقع افکار عمومی جامعه ایران را خلعسلاح میکند و اجازه نمیدهد روایتهای متنوعی که در لایههای مختلف مردم در زمینه مسائل مورد اعتراض وجود دارد، جایی در رسانهها بیابد. بدینترتیب صحنه روایت به میدان نبرد خیر و شر بدل میشود؛ عرصهای که حقیقت در آن جایی ندارد.» درست است که امنیت اولویت مهم کشور است اما در قانون اساسی به آزادی هم بها داده شده و در اصل نهم تحدید آزادیها به بهانه تأمین امنیت یا برعکس آن رد شده است.
همچنین از دیدگاه امام(ره)، در جمع بین آزادیهای مشروع و امنیت هیچ تعارض و تضادی وجود ندارد؛ و در واقع بین آن دو یک رابطه تعاملی برقرار است. در نسبت میان آزادی و امنیت، توجه به این مسأله حائز اهمیت است که امنیت برای خدمت به جامعه و تأمین و تضمین آزادی است و برای نهادینه ساختن تعامل آزادی و امنیت لازم است مجموعه قوانینی وضع و به اجرا گذاشته شود تا با تأمین امنیت در همه سطوح، بر این مسأله نظارت و تأمین آزادی را به طور مداوم ضمانت نماید.
با این اوصاف انتظار میرود در فضاهای امنیتی با تجاربی که کسب شده بهویژه آسیب بزرگ از دست رفتن مرجع خبری از داخل به بیرون از کشور، مایعی برای فعالیت رسانههای مستقل ایجاد نشده و آزادی مشروع آنها با رعایت خطوط قرمز مرسوم تضمین شود و ابزار کار رسانههای نو که همان اینترنت است از آنها دریغ نشود، زیرا وجود رسانههای مستقل و آزادی فعالیت آنها در تضمین امنیت عمومی و منافع ملی کشور است، همچنانکه بارها این موضوع ثابت شده است.