| پنجشنبه - 15 مرداد 1405 - شماره 5479-D |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کد مطلب: 142677 |
تاریخ انتشار: 1404-02-01 - 08:35 |
تعداد بازدید: 252 |
|
|
|
|
 وداع همدان با «اعتماد»
پدر انرژی هستهای، در زادگاهش آرام گرفت
نویسنده : مریم مقدم
فرهنگی
در حال و هوایی آغشته به افسوس و اندوه، همدان امروز دوشنبه یکم اردیبهشت ۱۴۰۴، میزبان پیکر مردی است که اگرچه سالها دور از وطن زیست، اما هیچگاه از جغرافیای فکری این کشور جدا نشد.
دکتر اکبر اعتماد، بنیانگذار و نخستین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، دانشمند نخبه، مدیر آیندهنگر و یکی از برجستهترین چهرههای علمی معاصر، در زادگاهش همدان آرام میگیرد.
امروز وداعی تلخ زیر آسمان شهر رقم خواهد خورد، وداع با مردی که بیتردید یکی از ستونهای علمی ایران معاصر بود. دکتر اعتماد، بنیانگذار سازمان انرژی اتمی ایران و نخستین رئیس آن، از پیشگامان علوم هستهای کشور بود که نقش او در پایهگذاری زیرساختهای علمی، پژوهشی و فنی انرژی هستهای، جایگاهی بیبدیل در تاریخ معاصر ایران برای او رقم زده است.
در دورانی که بسیاری حتی در رؤیا نیز دستیابی به فناوری هستهای را برای ایران بعید میدانستند، اعتماد با بینشی ژرف و عزمی راسخ، مسیر را گشود و نسلی از دانشمندان ایرانی را تربیت کرد.
اما مرگ او، فراتر از یک فقدان علمی، بازتابیست از یک درد عمیقتر: غفلت ما از بزرگان در زمان حیاتشان.
از کوچههای همدان تا آزمایشگاههای اروپا
اکبر اعتماد در سال ۱۳۰۹ در خانوادهای اهل دانش و فرهنگ در همدان به دنیا آمد. او از همان کودکی استعداد خارقالعادهای در ریاضیات و فیزیک داشت. معلمانش گفتهاند که او همیشه یک گام جلوتر از کلاس بود. در دوران نوجوانی، گرچه کشور درگیر تحولات سیاسی و اجتماعی گسترده بود، اما ذهن او معطوف به یک مسیر روشن بود: علم. کودکیاش با کتاب، ریاضیات و طبیعت این شهر گذشت. استعداد درخشان او سبب شد خیلی زود مورد توجه معلمان و خانواده قرار بگیرد. پس از اتمام دبیرستان، برای ادامه تحصیل به اروپا رفت.
در دانشگاه فناوری لوزان (EPFL) در سوئیس، فیزیک خواند و بهسرعت به حوزه تخصصی راکتورهای هستهای علاقهمند شد و سپس دکترای تخصصی در فیزیک راکتور را دریافت کرد؛ دانشی نوین، کمیاب و راهبردی در آن دوران. در معتبرترین مراکز تحقیقات هستهای آن کشور، آموزشهای تکمیلی را گذراند. پس از آن، به فرانسه رفت و در مراکز تحقیقات اتمی، جزو معدود نخبگان غیراروپایی بود که اجازه کار در سطح عالی را یافت. اما چیزی او را از ماندن بازداشت و آن مهم عشق به وطن بود و اینگونه شد که دکتر اعتماد بازگشت.
بازگشت به وطن با اندیشهی استقلال علمی
دکتر اعتماد، برخلاف بسیاری از همنسلانش، پس از پایان تحصیلات به کشور بازگشت. او با این باور بازگشت که ایران، برای پیشرفت، نیازمند دانشمندان ایرانی است. به سازمان برنامه و بودجه رفت و در آنجا، نخستین دفتر انرژی اتمی ایران را بنیانگذاری کرد؛ هستهی نخستین برای سازمانی که بزودی به یکی از مهمترین نهادهای علمی کشور بدل شد.
در سال ۱۳۵۳، سازمان انرژی اتمی ایران تأسیس شد و دکتر اعتماد بهعنوان نخستین رئیس آن منصوب گردید. او در کمتر از ۵ سال، ساختاری طراحی کرد که ایران را بهطور رسمی وارد باشگاه کشورهای دارای فناوری هستهای کرد. بازگشت دکتر اعتماد به ایران در دهه ۴۰، آغاز یکی از حساسترین و راهبردیترین پروژههای علمی تاریخ کشور بود. او با تکیه بر دانش، تجربه بینالمللی و روحیهای کمنظیر، طرح تأسیس سازمان انرژی اتمی ایران را پایهریزی کرد و خود نخستین رئیس آن شد.
در مدت کوتاه مدیریت او:
پروژه نیروگاه بوشهر با همکاری آلمان آغاز شد.
قرارداد راکتور دارخوین با فرانسه امضا شد.
صدها نخبه ایرانی با بورسیه به اروپا اعزام شدند.
بذر استقلال علمی کاشته شد؛ نه فقط در دانش، بلکه در روح نخبگان.
مرکز تحقیقات هستهای تهران (امیرآباد) توسعه یافت.
برنامهی ملی بومیسازی فناوری تدوین شد.
علم را برای سلاح نمیخواست
در روزگاری که نگاهها به فناوری هستهای آلوده به قدرت و تهدید شده بود، دکتر اعتماد مسیر دیگری را پیشنهاد کرد.
او در گفتوگویی با رادیو فرانسه میگوید:برای من، فناوری هستهای قرار نبود سلاح باشد، بلکه باید پُل باشد؛ پُلی برای توسعه پزشکی، انرژی پاک و آموزش. ما میخواستیم ایران آیندهای علمی داشته باشد.
بزرگی در سکوت غربت و بازگشت به وطن
در آخرین سالهای دهه 50 و اوایل دهه 60 شرایط برای ادامه فعالیت او در ایران فراهم نشد. ناچار به خروج از کشور شد. سالها در فرانسه زندگی کرد، بدون آنکه وابسته به هیچ نهاد یا دولت خارجی شود. هرگونه پیشنهاد همکاری با پروژههای نظامی را رد کرد. در فرانسه، زندگی سادهای داشت؛ کتاب مینوشت، با دانشجویان ایرانی در تماس بود و هیچگاه وطن را فراموش نکرد.
پس از انقلاب ۱۳۵۷، او از ایران خارج شد و در فرانسه ساکن شد. او تا آخر عمر خود به فعالیتهای علمی و نوشتن مقالات و کتابهای تخصصی در زمینه انرژی هستهای ادامه داد. در سال ۱۳۹۱، مستندی با عنوان «من اکبر اعتماد، اتم میشکنم» به کارگردانی سید وحید حسینی و احمدرضا گنجهای درباره زندگی او ساخته شد. کتاب «در پرتگاه حوادث» نیز توسط محمد حسین یزدانی راد درباره زندگی وی بهصورت مصاحبه در قالب تاریخ شفاهی گردآوری و در سال ۱۳۹۶ منتشر شد.
در سال ۱۳۹۲ خبرگزاریها در باره او چنین نوشتند: ایرانی است و به ایرانی بودنش افتخار میکند و مردم کشورش را بهترین مردمان میداند. روحیه ضد آمریکاییاش غیر قابل انکار و ملموس است و اذعان دارد که در زمان مسوولیتش “از ابتدا 2کشور آمریکا و شوروی را در توافقها و قراردادها از مغزش بیرون کرده است” و البته این روحیه در سالهای پس از انقلاب هم استمرار داشته است.
اکبر اعتماد، نخستین مدیر اتمی ایران در گفتوگوهای رسانهای بارها عنوان کرده است که پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به خاطر اینکه نمیخواسته مورد پرسش یا انگشتنگاری قرار گیرد، به آمریکا نرفته است. وی معتقد است قبل از اینکه 5+1 در مذاکرات هستهای از ایران چیزی بخواهند، “مجلس شورای اسلامی نحوه و سطح غنیسازی را در چارچوب قانون مشخص کند”.
درباره او چه میگویند؟
دکتر محمدرضا نادری، یکی از نخستین دانشجویان بورسیه دکتر اعتماد: وقتی میفهمید یکی از ما حتی در یک واحد درسی ضعف دارد، به شخصه پیگیری میکرد. او فقط مدیر نبود، معلمی پنهان بود.
دکتر بهناز طاهری، استاد فیزیک دانشگاه تهران: اگر امروز دختران ایرانی در رشتههای هستهای تدریس میکنند، سهم بزرگی از آن، جسارت دکتر اعتماد در شکستن تابوها بود.
در یادنامهای که توسط شاگردانش در اروپا منتشر شده، آمده است: او اعتماد را معنا کرد؛ نه فقط بهعنوان نام، بلکه بهعنوان منش.
دکتر محمدجواد دهقانی، استاد فیزیک هستهای دانشگاه شریف درباره او گفت: اعتماد پیش از آنکه سازمان انرژی اتمی را بنا کند، پایههای فرهنگ استقلال علمی را گذاشت.
دکتر لیلا نوری، پژوهشگر ایرانی در فرانسه: من هر بار که به دانشگاه EPFL میروم، میدانم که روزی یکی از بزرگان این دانشگاه، به ایران برگشت تا وطنش را بسازد.
دکتر علی لاریجانی، چهره دانشگاهی و سیاسی نیز در مورد وی گفت: اعتماد به ما آموخت که فناوری هستهای، سمبل مقاومت نیست، بلکه سمبل بلوغ ملی است.
همدان و سهمی از یک تاریخ مغفول
همدان امروز، شهریست با پیشینهای درخشان در علم و اندیشه. از بوعلی و باباطاهر تا مردان بزرگ همچون اذکایی و ذکاوتی و پروفسور اعتماد. اما آیا ما به اندازه این تاریخ، نگاهمان نیز بلند هست؟
اکنون که دانشگاه بوعلیسینا اعلام کرده یکی از ساختمانهایش را به نام او خواهد نامید و تندیسش را در محوطه خواهد ساخت، این امید هست که نام اعتماد نهتنها بر سنگ قبر، که در ذهن دانشجویان آینده بدرخشد و چقدر نیاز داریم که دنیا بداند این مرد از دیار بوعلی سینا علم فناوری و هستهای را به جهان صادر کرد و اما جای این پرسش همچنان باقیست که چرا در زمان حیاتش، هیچ آئین رسمی بزرگداشت، هیچ نشان ملی و حتی یک روز هم برایش در تقویم شهر نبود؟ اینجاست که باید تنها آه کشید و گذاشت و گذشت و امیدوار بود اعتماد با رفتنش راه توجه به بزرگان در حیات را هموار نگاه دارد.
کارشناسان رسانه در روزنامه همدان پیام پیشنهادی برای آینده میدهند مبنی بر اینکه لازم است یک جایزه علمی به نام اعتماد در همدان پیشبینی و رویدادی به این نام برگزار شود. به راستی چه میشود اگر همدان، شهری که اعتماد در آن متولد شد، هر سال جایزهای علمی به نام او برگزار کند؟ چرا نباید در تقویم فرهنگی این شهر، روزی به نام «روز دانش و افتخار همدان» با محوریت مفاخر علمی چون دکتر اعتماد ثبت شود؟ در جهانی که بهسرعت وقایع و آدمها چه علمی و چه هنری در حال فراموشیست، ما باید حافظهسازی کنیم آن هم حافظهسازی ماندگار با تندیس، با نوشتار، با نامگذاری و با مرور خاطرات انسانهای بزرگ که ریشه در این دیار دارند.
آغاز برای بازنگری در نگاه به بزرگان
در تشییع پیکر او، حتما اشک خواهیم دید، دستهای گرهکرده به قلب و زمزمههایی از غرور و اندوه. اما کاش از این وداع، یک «آغاز» را رقم زنیم. یادمان باشد انسانهای بزرگ تا همیشه و تا ابد بزرگ میمانند.
به آنها که در زندگی سکوت کردند، اما برای ما آیندهای ساختند همواره بیاندیشیم و احترام بگذاریم و درباره آنها بنویسیم. اکبر اعتماد اکنون رفته است. اما باید بدانیم او هنوز میتواند دنیای فناوری را برای ما با دانشی که به ارث گذاشت، بسازد. امروز دوشنبه، مردم همدان نهفقط یک دانشمند را به خانه ابدی راهی میکنند، بلکه نامی را که با تاریخ علمی این سرزمین پیوند خورده، بدرقه میکنند. او رفت، اما آنچه ساخت، هنوز نفس میکشد. در راکتورها، در اندیشه نسل نو و در خاطره مردمانی که هنوز به «اعتماد» نیاز دارند.
دکتر اکبر اعتماد، شخصیت علمی ایرانی و بنیانگذار و نخستین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران بود که در ۲۲ فروردینماه ۱۴۰۴ و در سن ۹۵ سالگی از دنیا رفت.
اعتماد به «پدر فناوری هستهای ایران» شهرت داشت و همچنین دانشگاه بوعلیسینا را در همدان تأسیس کرد و نخستین رئیس این دانشگاه بود. پس از درگذشت او، همسر و فرزندانش از استاندار همدان درخواست کردند تا پیکر آن مرحوم در شهر همدان دفن شود.
پیکر دکتر اعتماد روز دوشنبه، یکم اردیبهشتماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۰ صبح، در محوطه دانشگاه بوعلیسینا همدان تشییع و سپس در آرامستان شهر به خاک سپرده میشود. دانشگاه بوعلی اعلام کرده است که یکی از ساختمانهای این دانشگاه به نام دکتر اعتماد نامگذاری خواهد شد و ساخت تندیس او نیز آغاز شده است تا همدان نهتنها در حافظهمردم، بلکه در کالبد دانشگاه، میزبان همیشگی این چهرهی درخشان باشد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
|
|
 |
|
|
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.
|
|
|
روزنامه همدان پیام (
اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي،
سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول:
نصرت ا... طاقتي احسن
-
سردبير: يدا... طاقتي
احسن
نشاني: همدان، خيابان
شريعتي، ابتداي خيابان مهديه،
ساختمان پيام
تلفن: 8264433
(0811)
- فکس: 8285048
(0811) - سازمان
نیازمندی: 8264400
(0811) - ايميل:
info@hamedanpayam.com |
|