وقتی هنرمند برای دلش کار میکند، نه درآمد
نقاشی، زبان ماندگار تمدن است اما در شهری چون همدان که داعیهدار تاریخ و فرهنگ غنی است، این زبان با مشقت حرف میزند. رقیه رزمی، هنرمند نقاش ساکن همدان پرده از شکافی جدی میان شعارهای فرهنگی و واقعیت تلخ معیشت هنرمندان در این دیار برمیدارد.
نقاشی یکی از کهنترین و تأثیرگذارترین اشکال بیان هنری بشر است که فراتر از یک سرگرمی، نقش حیاتی در غنای فرهنگی و سلامت روانی جامعه ایفا میکند. این هنر، پلی است میان دنیای درون هنرمند و واقعیت بیرونی، جایی که احساسات، تاریخ، نقدهای اجتماعی و آرزوها به شکلی بصری و ماندگار ثبت میشوند.
با وجود اهمیت انکارناپذیر، هنرمندان نقاش در ایران و بهخصوص در غیرکلانشهرها، با چالشهای معیشتی و اقتصادی زیادی دست و پنجه نرم میکنند. یکی از جدیترین موانع، افزایش سرسامآور هزینههای مواد اولیه است. اقلامی مانند رنگ روغن، بوم، قلممو و مدادرنگیهای باکیفیت، که ابزار کار اصلی هنرمند محسوب میشوند، تحت تأثیر نوسانات ارزی به قیمتهای نجومی رسیدهاند. این در حالی است که حقالزحمه و بهای تمامشده آثار هنری، متناسب با این رشد هزینهها افزایش نیافته است و در نتیجه، بسیاری از هنرمندان مجبورند برای دل خودشان کار کنند و هنر نقاشی از منظر اقتصاد حرفهای، به سختی میتواند تأمینکننده معاش باشد.
علاوه بر مشکلات اقتصادی، نبود یک سیستم حمایتی فعال و منسجم، انگیزه هنرمندان را تضعیف کرده است. تأخیرهای طولانی در پرداخت حقالزحمه قراردادهای شهری، اختصاص پروژههای هنری به حلقههای محدود و همچنین کمبود تسهیلات بانکی حمایتی و کارآمد، هنرمندان را در یک چرخه مالی معیوب قرار میدهد. ضعف نهادهای صنفی و انجمنهای مرتبط نیز مشکلی دیگر است. وقتی یک “انجمن نقاشی” صرفاً جنبه تشریفاتی دارد و جلسات فعال یا پیگیری مطالبات را در دستور کار قرار نمیدهد، هنرجویان و هنرمندان حرفهای احساس بیپناهی میکنند.
به گزارش ایرنا، این مشکلات، در شهری با ظرفیت بالای فرهنگی مانند همدان، نشان از بیمهری ساختاری مسئولان نسبت به هنر و هنرمند دارد و ضرورت بازنگری در سیاستهای فرهنگی و هنری را آشکار میسازد. رقیه رزمی در گفتوگویی با ایرنا که بیش از ۵ سال است بهطور حرفهای نقاشی را دنبال میکند و هماکنون ۲۰ شاگرد را زیر پر و بال خود گرفته است، به تشریح وضعیت دشوار اقتصادی و حمایتی هنرمندان این رشته در شهر همدان پرداخت.
او در ابتدای صحبتهایش تأکید کرد که با وجود ادعای دیرینه همدان مبنی بر داشتن پیشینه غنی فرهنگی و هنری، هنرمندان فعال این شهر با کمترین حمایتهای ساختاری و مالی روبهرو هستند. به گفته رزمی، شکاف بزرگی میان شعارها و واقعیت موجود در جامعه هنری همدان وجود دارد.
رزمی اشاره کرد که هنر نقاشی، علیرغم زیباییاش، در شرایط کنونی تبدیل به یک شغل پرریسک و کمبازده شده است که بقای در آن نیازمند انگیزههای درونی بسیار قوی است. رقیه رزمی هنرمند نقاش به بیان دغدغهها و مطالبات هنرمندان این رشته پرداخت که آن را در زیر میخوانید.
کار نقاشی را از چه زمانی آغاز کردید و چه شد که به فعالیت حرفهای در این هنر روی آوردید؟
از کودکی به نقاشی علاقه خاصی داشتم و اوقات فراغت خودم را با نقاشی کشیدن پر میکردم اما در دوران کرونا این فرصت پیش آمد که به شکل حرفهای به آن بپردازم.
در حال حاضر به جز نقاشی، فعالیت آموزشی هم در این رشته دارید؟
بله، در حال حاضر نزدیک به ۲۰ شاگرد دارم و در مواردی هم به شکل خصوصی به آموزش نقاشی برای علاقهمندان به این هنر میپردازم.
موفق به برگزاری نمایشگاه برای معرفی آثارتان شدهاید؟
بله، تاکنون در ۴ نمایشگاه به نمایش آثارم پرداختهام و در کارگاههای زنده هنری زیادی نیز که به ورکشاپ معروف است، حضور داشتهام.
چالشهای پیش روی این هنر را بیان بفرمایید؟
چالشها برای اهالی هنر زیاد و متنوع است، البته خیلی از آنها مشترک است. هزینهها بالا رفته و حقالزحمهها همچنان پایین است. به طور مثال تهیه یک بوم خالی در ابعاد ۱۰۰ در ۱۰۰ بین ۲ تا ۳ میلیون تومان هزینه دارد. قیمت مداد رنگی و رنگ روغنی هم به کرات افزایش پیدا کرده است. به طور مثال قیمت یک بسته مداد با کیفیت به حدود یک میلیون تومان رسیده اما به نسبت حقالزحمه هنرمندان تقریباً ثابت باقی مانده است.
از سویی دیگر تسهیلات و حمایت خاصی از سوی دستگاههای متولی را شاهد نیستیم و مسئولان اغلب نسبت به این هنر و هنرمندان آن بیمهری دارند. برای دریافت یک وام ۱۰۰ میلیونی چندسال ثبتنام و دوندگی کردیم و در نهایت پس از مدتی و در حالی که هزینهها افزایش زیادی پیدا کرده بود، موفق به دریافت آن شدیم.
یکی دیگر از مشکلات ما در همدان این است که انجمن فعال و پویایی نیز در این هنر نداریم و باید با حمایت متولیان این نقیصه برطرف شود تا نقاشان برای ادامه فعالیت حرفهای دلگرم شوند. باید اعتبار و بودجه خاصی به این مجموعه اختصاص پیدا کند تا بتواند جامعه هنری مورد نظر را تحت پوشش خود قرار بدهد.
برخی نهادها مانند شهرداریها میتوانند با سفارش کار به نقاشان هم به زیباسازی شهر کمک کرده و هم اقتصاد هنر را حمایت کرده و حامی هنرمندان نقاش باشند. در این خصوص نظر شما چیست؟ آیا شهرداری در این خصوص کمککار بوده است؟
به شکل موردی با شهرداری همدان همکاری داشتهایم اما برنامه سازماندهی شده در این خصوص تاکنون وجود نداشته است.
در کلانشهرهایی نظیر تهران، مشهد، اصفهان و تبریز همکاری خوبی در این خصوص با اهالی هنر بهویژه هنرمندان بومی وجود دارد اما این اتفاق در همدان هنوز جا نیفتاده و از ظرفیت هنرمندان، از جمله نقاشان برای زیباسازی شهر کمتر استفاده شده که جا دارد در این خصوص توجه بیشتری صورت بگیرد.
همکاری با سایر نهادها چطور؟
بله، در کنگره ۸ هزار شهید کارگاه زنده نقاشی داشتیم که شامل نقاشی تمثال ۴۰ شهید بود که بازتاب خوبی داشت. در مراسمهای مختلف و مناسبتی نیز حضور فعالی داریم که با استقبال خوب مردم همراه است. با این حال در خیلی از مواقع نهادها و ادارات پس از سفارش کار به تعهدات خود عمل نمیکنند و نقاش و تیمش با وجود هزینههای انجام شده دچار مشکل میشود.
نحوه واگذاری پروژهها به شکلی است که خیلی از هنرمندان فرصت همکاری را با مجموعههایی نظیر شهرداری پیدا نمیکنند. به طور مثال کارهای هنری شهری، بهویژه پروژههای بزرگتر، اغلب به افراد یا شرکتهای خاصی واگذار میشود که لزوماً هنرمندان بومی و فعال در سطح شهر نیستند. در حالی که ما بهعنوان هنرمندانی که در بطن شهر زندگی میکنیم و دغدغه زیبایی شهر را داریم، آمادهایم تا پروژههای زیباسازی شهری را با کیفیت بالا و سرعت عملیاتی بسیار بیشتری انجام دهیم.
بهطور مثال، اگر یک پروژه نقاشی دیواری استاندارد (با ابعاد مشخص) در دستور کار باشد، میتوانیم بخش زیادی از کار را ظرف کمتر از یک هفته به اتمام برسانیم، اما به دلیل بروکراسی و رابطهها، این فرصتها از دست هنرمندان واقعی و فعال گرفته میشود. این مسأله نهتنها انگیزه را کم میکند، بلکه باعث میشود منابع مالی بهجای گردش در اکوسیستم هنر محلی، صرف جای دیگری شود.
با توجه به این حجم از مشکلات ساختاری، مالی و حمایتی، هنرمند نقاش در همدان باید چگونه مسیر خود را ادامه دهد و چه انتظاراتی از نهادهای شهری دارید؟
صادقانه بگویم در شرایط فعلی، هنرمندان باید بیشتر برای دل خودشان کار کنند، زیرا نقاشی امروز به دلایل مختلف هنر درآمدزایی بالایی نیست. بنابراین باید با عشق خالص به هنر به حیات ادامه داد.
اما برای بقای اقتصادی، راهکار کوتاهمدت و میانمدت ما استفاده حداکثری از ظرفیت فضای مجازی است. فروش آنلاین آثار، آموزش مجازی (که البته به دلیل ماهیت هنرهای تجسمی محدودیت دارد) و ارتباط مستقیم با خریداران خارج از ساختارهای سنتی، تنها مسیرهایی هستند که میتوانند کمی از فشار مالی را کاهش دهند.
اما برای یک تحول اساسی نیازمند کمکهای هدفمند و ساختاری جدی از سوی شهرداریها و ادارات فرهنگی هستیم. این کمکها باید در چند محور تعریف شود که شامل تأمین زیرساخت است. به طور مثال اختصاص فضاهای ارزان قیمت یا رایگان برای کارگاههای هنری و نمایشگاههای گروهی دائمی جزو انتظارات است و خرید خدمات هنری از سوی شهرداریها و ادارات هم میتواند بسیار کمکحال باشد.
و حرف پایانی؟
نقاشی هنری است که میتواند حاوی پیامها از نسلی به نسل دیگر باشد، میتواند فرهنگ و تاریخ و تمدن یک سرزمین را حفظ و ماندگار کند. در همین جنگ ۱۲ روزه شاهد تولیدات زیادی بودیم که روایت حماسههای نیروهای مسلح و مردم غیور ایران در برابر دشمنان تجاوزگر بود که بعدها برای نسلهای آینده به یادگار باقی خواهد ماند. جامعه هنری، بهویژه نقاشان، نیازمند دیده شدن و حمایت شدن از سوی مسئولان و متولیان هستند.
در شهری که داعیهدار فرهنگ و هنر و داشتن تاریخ و تمدن است، یعنی همدان، انتظار میرود مسئولان بهجای شعار، به شکلی عملی و ملموس به هنرمندان توجه کنند، چرا که اگر وضعیت به همین روال پیش برود، بسیاری از استعدادهای جوان یا باید مسیر هنر را ترک کنند یا مجبور به مهاجرت برای کسب درآمد خواهند شد.