ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
 
پنجشنبه - 15 مرداد 1405 - شماره 5479-D
 


امروز : شنبه ، 17 مرداد 1405

Today : Sat, August 8, 2026

ارتباط با سرویس ها - پذیرش آگهی * آدرس ما درشبکه های اجتماعی hamedanpayam@
 
کد مطلب:  122808 تاریخ انتشار:  1400-12-25 - 10:07 تعداد بازدید:  387
ارسال به دوستان
نسخه چاپی

ششمین درس‌گفتار در محضر بوعلی‌سینا
نگاهی به مسأله علم در آثار ابن‌سینا

فرهنگی

 ششمین درس‌گفتار در محضر شیخ‌الرئیس با بیان دکتر حائری با عنوان «نگاهی گذرا به مسأله علم در آثار ابن‌سینا»، روز چهارشنبه هیجدهم اسفندماه 1400 در بنیاد بوعلی برگزار شد.
دکتر علی‌اکبر حائری‌موحد، استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان در این‌باره گفت: همانطور که می‌دانید ابن‌سینا، در علوم مختلف آثاری از خود به جای گذاشته است، اما می‌توان مشهورترین و مهمترین آثارش را در 3رشته منطق، روانشناسی(علم‌النفس) و مابعدالطبیعه خلاصه کرد.
مسأله علم در آثار ابن‌سینا آنقدر مهم است که در هر 3حوزه منطق، روانشناسی و مابعدالطبیعه از آن بحث شده است. بوعلی‌سینا نظم خاصی در بیان مطالب دارد که در این مبحث سعی می‌کنم آن قاعده را حفظ کنم.
در کتاب «الاشارات والتنبیهات» که آخرین اثر از این حکیم بزرگ است، در 3 بخش بحث شده است.
 جلد نخست درباره منطق، جلد دوم درباره علم‌النفس و جلد سوم در باب علم واجب‌تعالی به مخلوقات بحث شده است.
 تقسیم علم به تصوری و تصدیقی از دید ابن‌سینا
ابتدا از جلد اول الاشارات‌والتنبیهات مطالب را ارائه می‌دهم، در این کتاب ابتدا در باب ضرورت علم منطق و تعریف علم منطق از کلمه فکر استفاده می‌کند.
ابن‌سینا در تعریق علم منطق می‌گوید: علم منطق برای تصحیح فکر است. برای تعریف فکر نیز عنوان می‌کند که فکر یعنی حرکت از مبادی به سمت مطلوب و کشف مجهول. باید مبادی داشته باشیم که این مبادی کجا باشند تا آنها را کنار هم بچینیم و به کشف مجهول برسیم.
 مبادی به‌طور قطع در ذهن ما وجود دارند و مخزن این مبادی ذهن انسان است. هم باید از مبادی و هم از مخزن بحث کنیم یا به عبارت دیگر درباره قوه‌ای که انسان دارد و می‌تواند ادراک صورت گیرد، نیز بحث شود و در نهایت انتقادهایی که خود ابن‌سینا دارد و نقص‌هایی که در کار وجود دارد و برای رفع نقص ایشان راه‌حل مطرح می‌کند.
برگردیم به بحث مبادی که گفته شد در علم منطق از فکر استفاده می‌شود و در تعریف فکر عنوان شد که فکر به معنای حرکت از مبادی برای کشف مجهول به مبادی مطلوب است. مبادی که در ذهن انسان وجود دارد، گاهی مبادی تصوری و گاهی نیز تصدیقی هستند.
مبادی تصوری همان تصورات، مفاهیم، ماهیت و معانی ذهنی هستند که در نزد ما حضور می‌یابند که یا به واسطه تجربیات یا به واسطه وجدانیات که در این‌جا علم دارد شکل می‌گیرد. یک‌سری از علوم از طریق تجربیات کشف می‌شوند و برخی نیز از طریق وجدانیات.
در مبادی تصدیقی ابن‌سینا می‌گوید که تصدیقات علمی، ظنی، وضعی و تسلیمی است که ایشان 4 نوع تصدیق را بیان می‌کند و تصدیق علمی را برهان، ذمی را جدل، وضعی را خطابه و تسلیمی را که نزد خود فرد مسلم است را سفسطه یا مغالطه می‌داند.

 تفاوت اقلیم فکری ابن‌سینا و ملاصدرا
ابن‌سینا هم در مورد انسان و هم در مورد خداوند متعال یا در هر جایی که مسأله علم را مطرح می‌کند، قاعده را حفظ می‌کند و حفظ قاعده مهم است. در آثار متأخر ایشان، مبنا را عوض کرد. اقلیم فکری که ابن‌سینا در آن نزج یافته و رشد کرده بسیار متفاوت از فضای فکری و منظومه فکری ملاصدرا است.
در مورد علم حصولی و علم حضوری، ابن‌سینا قائل شدند که ما وقتی به چیزی واقف می‌شویم به‌طور قطع علم ما درباره چیزی حاصل می‌شود. علم حصولی به معنای اینکه «صورتاً حاصلةً من‌الشیء عند‌الذهن یا عندالعقل.»
در بحث علم تصوری یا علم تصدیقی می‌خواهد از آن صورتی حاصل شود که در فرهنگ ابن‌سینا، «صور مرتسمه» نامیده می‌شود.
نحوه درک را ابن‌سینا این‌گونه مطرح می‌کند که ما با خارج در ارتباط هستیم و از عالم خارج صورت‌هایی نزد ذهن ما حاضر می‌شود، که آن صورت‌ها ماده ندارند، رنگ و ویژگی‌های کیفی آنها باید حاضر شود و ماده هم باید حاضر باشد. حضور ماده را می‌خواهیم، اما ابعاد یا جسمیت آن شیء خارجی دیگر نیست؛ به این ادراک، ادراک حسی می‌گویند. برای مثال ما روی یک میز دست می‌کشیم و زبر است، ما زبری میز را درک می‌کنیم که توسط قوای لامسه است و حس مشترک است.
ادراک حسی در ذهن هست و من از ادراک حسی یک تصور دیگری دارم که به آن ادراک خیالی می‌گویند. مانند اینکه من تصویر آرامگاه بوعلی‌سینا نزدم حاضر نیست، اما می‌توانم آن را تخیل کنم. یا قله الوند نزد من حاضر نیست، اما می‌توانم آن را تصور کنم، این ادراک را خیالی می‌گویند. در ادراک خیالی ما ابعاد و ماده را نداریم، اما جزئی بودن و ویژگی‌های شخصی آن شیء خارجی را داریم.
 قوای انسانی در روان‌شناسی ابن‌سینا
مسأله علم در منطق، روان‌شناسی و مابعدالطبیعه بحث می‌شود. در مسأله علم‌النفس یا روان‌شناسی، ابن‌سینا برای انسان قوای متعددی را قائل هستند. یکی از آن قوا، قوه مدرکه است. این قوا در فرهنگ فل سفی ملاصدرا و انتقادی که ملاصدرا وارد می‌کند و مسأله منتفی و موضوعی دیگر جایگزین می‌شود، که تطبیق علم‌النفس ابن‌سینا و ملاصدرا است که در فرصتی دیگر باید به آن پرداخت.
ابن‌سینا می‌گوید قوای مدرکه انسان دارای مراتب ادراک حسی، خیالی، وهمی و عقلی است. ایشان ادراک حسی را به 2 بخش ظاهری و باطنی تقسیم می‌کند. ادراک حسی ظاهری، حواس پنجگانه ظاهری است. ادراک حسی باطنی، ایشان قائل به 5 قوه یا مرتبه است که حس مشترک، خیال، متخیله، وهم و حافظه هستند. در تقدم و تأخر این ادراکات حسی باطنی بین حکما اختلاف است.
حس مشترک که خیلی مهم است به معنای حوضچه‌ای است که داده‌هایی که از حواس ظاهری گرفته می‌شود همه در حوضچه ریخته می‌شود.
 ابن‌سینا مثال می‌زند که پروانه توسط شعله شمع کشیده می‌شود و دوست دارد که به سمت شعله شمع بیاید، همین شعله شمع پر او را می‌سوزاند و او به زمین می‌افتد، آنقدر حرکت می‌کند تا مقداری التیام می‌یابد. دوباره کنار می‌رود و شعله را می‌بیند و به سمت شعله حرکت می‌کند، چون پروانه نمی‌داند که شعله همان بود که او را سوزاند. پس اینکه شعله را می‌بیند و نمی‌تواند از این دیدن، به همان سوختن و درد تداعی معانی می‌کند.
چون پروانه، حس مشترک ندارد که این داده حس بینایی در یک‌جا ریخته شود و آن داده حس لامسه هم در آنجا ریخته شود. همان موردی که می‌بینی همان موردی است که تو را قبلاً سوزاند.

 ابن‌سینا می‌گوید جهان هستی هم قدیم است و هم حادث
در حوزه مابعدالطبیعه،  ابن‌سینا نسبت به حکیم ارسطو یا معلم اول چه کاری کرد، همان کارهاست. اما خوب فهمید مسأله فلسفه را و از طرفی دیگر اسلام را هم خوب فهمید و توانست نواقصی را که در آثار ارسطو مشهود است، با آموزه‌های دینی پر کند. این موضوع قانون و قاعده دارد.
در باب خلقت، ابن‌سینا قائل است که جهان هستی هم قدیم است و هم حادث؛ قدیم زمانی و حادث ذاتی است. اینکه می‌گوید قدیم زمانی است، دعوی ارسطو است، یعنی دارد با رئیس مشایی هم‌نوا می‌شود در اینکه جهان هستی قدیم است. در مقابلِ متکلمین و بسیاری از اندیشمندان که جهان هستی را حادث زمانی می‌دانند، ابن‌سینا در اینجا از ارسطو پیروی می‌کند. اما آنجا که جهان هستی را حادث ذاتی می‌داند برگرفته از آیه قرآن است که «ما آسمان‌ها و زمین را در 6 روز خلق کردیم. ما آنچه که بین آسمان‌ها و زمین هست را به لهو و لعب نیافریدیم، بلکه اینها را به حق آفریدیم».
ابن‌سینا هم از آیات قرآن متأثر شده و هم از حکمت ارسطویی متأثر شده است. اما توانسته بین اینها تلفیق خوب و منطقی ایجاد کند. نمی‌توانیم در آثار بوعلی‌سینا خط‌کش بگذاریم و بگوییم که اینجا ارسطو و یا اینجا قرآن است، آنقدر به خوبی این 2 را در هم تنیده و بافته است که نمی‌توان تشخیص داد، مگر کسی که آثار ارسطو را خوب مطالعه کرده و به آیات قرآن تبحر داشته باشد، بتواند بین اینها مرزبندی در ذهن خود ایجاد کند.

 عقل اول، نخستین مخلوق خدا
در مابعدالطبیعه، بحثی که ابن‌سینا مطرح می‌کند متأثر از ارسطوست و قائل بر این است از خداوند متعال که واحد است، جز واحد صادر نمی‌‌شود، «الواحد لا یصدر عنه الا ‌الواحد».
ابن‌سینا قائل بر این است که نخستین مخلوق خدا، عقل اول است که این عقل اول به لحاظ اینکه مخلوق است 2 جهت دارد. اما خداوند متعال از آن جهت خالق مطلق است فقط یک جهت دارد.
ابن‌سینا در کتاب «النجات» نخستین بحثی که انجام می‌دهد وجود و وحدت است. می‌خواهد بگوید آن وجودی که مدنظر ماست، آن وجود عین وحدت است. عقل اول آفریده شد، اما به لحاظ اینکه مخلوق است 2جهت یا 2 جنبه دارد. یک جنبه می‌تواند به خود نظر کند و یک جنبه نیز می‌تواند به خالق نظر کند. از درک عقل اول از خدا، عقل دوم پدید می‌آید.
 ابن‌سینا این‌گونه می‌گوید: «از تعقل عقل اول خالق را عقل دوم پدید می‌آید و از تعقل عقل اول ذاتش را نفس یا فلک پدید می‌آید». جهان شناسی ابن‌سینا ادامه دارد تا به عقل دهم می‌رسد که به عقل دهم «واهب‌الصور» هم گفته می‌شود. عقل دهم آن عقلی است که معقولات را به نفس اعطا می‌کند.
معقولاتی داریم، معقولات منطقی و معقولات فلسفی، که این معقولات در تفکر ابن‌سینا از ناحیه عقل دهم به نفس انسان اعطا و افاضه می‌شود. نفس ما با تجرید کردن اشیا و آماده کردن خود، زمینه افاضه را پدید می‌آورد. این نوع مباحث در آثار ملاصدرا منتفی است و مورد انتقاد قرار می‌گیرد و در آثار او همین نفس است که جلو می‌آید و ایجادگری می‌کند. قیام اشیا به نفس، قیام صدوری است نه قیام حلولی.

 علم خداوند و انسان از نظر ابن‌سینا
چرا ابن‌سینا در علمی که برای واجب‌تعالی به کار می‌برد با علمی که برای انسان به کار می‌برد، قاعده را حفظ می‌کند. تفاوت علم حصولی با علم حضوری در چیست؟ در علم حصولی ما قاعده و خط‌کشی به اسم منطق داریم. منطق علمی است که میزان دانستنی‌های ما را بررسی کند. اما در علم حضوری این خط‌کش را نداریم. این صحبت مربوط به زمان ابن‌سیناست، امروزه با بیان و تبیین‌هایی که از طرف حکما شده برای علم حضوری هم ملاک‌هایی در عرفان، حکمت‌متعالیه ایجاد شده است. زمان ابن‌سینا اوج تفکر متکلمین و او براساس میزان و ملاکی صحبت می‌کند که بتواند آن منظومه فکری و دایرة‌المعارف فلسفی خود را بر یک بنای مستحکمی بگذارد که خدشه‌دار نباشد و مورد مناقشه قرار نگیرد.
برای علم حصولی در منطق به ما ملاک و میزان می‌دهد و در تعریف منطق نیز عنوان می‌کند که ابزار قانونی است که ذهن را از خطا کردن در استدلال‌ها و نوع تصورات و ادراکات حفظ کند. آیا برای علم حضوری هم این را داریم؟ بعداً کسی مثل «ابن‌تُرکه» یا ملاصدرا، فلسفه را ابزار و آلت قانونی برای علم حضوری می‌کنند. غایت ابن‌سینا این است که بتواند یک فلسفه مدون، قابل فهم و دقیقی را ارائه دهد مبتنی بر ملاک، که ملاک منطق است. باید این ملاک واحد باشد و این دلیل اولی است که برای شیخ‌الرئیس بوعلی قابل طرح است.
ابن‌سینا درحالی که فیلسوف است، متأثر از چارچوب‌های دینی هم هست. برخی از متکلمین عنوان می‌کنند که صفاتی که برای خداوند به کار می‌رود غیر از صفاتی است که برای انسان به کار می‌رود. در مورد علم انسان نیز غیر از علمی است که برای خدا به کار می‌رود.
این گروه مثل «احمد‌بن‌حنبل»، «احمدبن‌تیمیه» و «ابن‌قیم جوزی» که مبانی فکری امروز وهابیت هستند، قائل به این هستند که علمی که در مورد خدا به کار می‌رود غیر از آن معنی علم است که برای ما به کار می‌رود.
معتزله عنوان می‌کنند که صفاتی که انسان دارد، این صفات برای خداوند نیست، بلکه ما این صفات را نمی‌فهمیم. از طرفی دیگر مشبه یا مجسمه می‌گفتند که خداوند متعال همان علمی که انسان دارد، خدا هم شبیه همین خصوصیات را دارد. اما کلام امامیه بر این است که ما علمی که برای انسان به کار می‌رود، همان علمی است که برای خداوند هم به کار می‌رود، اما در یک مرتبه بالاتر و مکانیسمی متفاوت‌تر. ابن‌سینا علمی که برای انسان به کار می‌برد، همان علم را برای خداوند به کار می‌برد. علم خداوند به اشیا دارای اقوال مختلفی است. در جلد ششم اسفار از ملاصدرا چیزی در حدود 150 تا 200 صفحه از کتاب به علم اختصاص دارد.
علم را وقتی در مورد واجب به کار می‌برد، گفته می‌شود که علم حق و اشیا، صورت‌های مرتسمه اشیا در ذات حق است. صور مرتسمه که نزد ذهن ما هست، گاهی انفعالی و گاهی فعلی. صور مرتسمه انفعالی کجاست، آنجاست که من همدان نرفتم، آرامگاه بوعلی را ندیدم و برای نخستین بار است که به همدان می‌روم و آرامگاه بوعلی را می‌بینم، صورتی برای من حاصل می‌شود که همان صور مرتسمه است که جزء ذات من شده، به این خاطر که انفعالی و من از خارج پذیرفتم. این علم حصولی من است. «صورة‌الحاصلة من شیء.»
  جمع‌بندی
مبحث علم در 3 حوزه منطق، علم‌النفس یا روان‌شناسی و مابعدالطبیعه بررسی شد. در حوزه مابعدالطبیعه که مباحث فلسفی است، بحثی تحت عنوان وجود ذهنی و وجود خارجی داریم.
 یکی از نکاتی که بسیار مهم است اتحاد عاقل و معقول است که ابن‌سینا آن را قبول ندارد. این اتحاد را در مورد واجب‌تعالی قبول دارد، چون واجب‌تعالی، عقل کل است و تعقل می‌کند خود را. چون تعقل می‌کند خود را، معلول را هم تعقل می‌کند. پس معلول او معقول بالذات است و خود عاقل بالذات است. اتحاد عاقل و معقول در آن مرتبه است. در صفحه 6 کتاب «مبدأ و معاد»، بحث اتحاد عاقل و معقول در مورد واجب‌تعالی مطرح است.
ابن‌سینا قائل به علم حضوری است، اما خیلی برای ایشان علم حضوری مهم نیست و دامنه علم حضوری برای ابن‌سینا بسیار محدود است. علم علت به معلول خود را عطف می‌کند به واجب‌تعالی، یا آن بنّا و بنا. علم حضوری را به اعیان خارجی اصلاً قبول ندارد. در آن مرتبه‌ای که علم حضوری در انسان جایگاه دارد، اتحاد عاقل و معقول در انسان را هم قبول دارد. اما اینکه آیا منِ شناسنده به آن موضوع شناخت، می‌توانم تعقل کنم و می‌توانم اتحاد بین من و آن را ایجاد کنم؛ ابن‌سینا این را قبول ندارد.

عكس: ایسنا


بازگشت
نظرات بینندگان :
نظر شما :
   
نام*
ایمیل* ایمیل محفوظ می باشد
نظر*
کد امنیتی*
کد امنیتی

 
پاکی آوردی ای امید سپید
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
 
 
گزارش گزارش ویژه یادداشت تحلیل سرمقاله دانلود
صفحه نخست آخرین اخبار درباره ما ارتباط با ما  پیوندها  
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.

 
روزنامه همدان پیام ( اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول: نصرت ا... طاقتي احسن  -  سردبير: يدا... طاقتي احسن
نشاني: همدان، خيابان شريعتي، ابتداي خيابان مهديه، ساختمان پيام
تلفن: 8264433 (0811)  -  فکس: 8285048 (0811)  -  سازمان نیازمندی: 8264400 (0811)  - ايميل: info@hamedanpayam.com