| پنجشنبه - 15 مرداد 1405 - شماره 5479-D |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کد مطلب: 113469 |
تاریخ انتشار: 1399-08-27 - 10:12 |
تعداد بازدید: 276 |
|
|
|
|
 صفحه ویژه خبر گزاری ها امروز "خبرگزاری فارس همدان"
داستانکتابت قرآن در عالم رویا
فرهنگی
«هدیه خدا» برای «حاجقاسم»
در عالم رؤیا راه نشان داده شد پس نظرم برای به تحریر درآوردن عارفانهها تغییر کرد، تصمیم گرفتم دوباره قرآن کتابت و آن را به خانواده شهید سلیمانی هدیه کنم، تا شاید دین خودم را نسبت به این سردار بزرگ ادا کنم زیرا معتقدم مدافعان حرم از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم.
صحیفه زندگیاش سطربهسطر مرقومهای است از قلم و قلمتراش و قلمدان، لیقه و دوات با سرانگشتانی سحرآمیز که هر دم راز هستی را بر ورقی میلغزاند و صریر قلم بر کاغذ وجودش اوج میگیرد و لحظه پایان کلمات فرود میآید.
شیفته رسمالخط و آداب مشق است، چنان شوریده که از بند دنیا رها شده و دل در گرو این کِلک خیالانگیز دارد. از جنس معجزه قلم میزند، دم به دم معجزه الهی را کتابت میکند و کماکان بهدنبال رؤیای صادقهای میرود تا معجزه را در حق معجزه تمام کند.
مهمترین حادثه عمرش نگارش خط و رسم با رنگ و لعاب بیمثال است، نیاز هر روزش در کوچه پس کوچههای دل چرخش قلم بر کاغذ تحریر و عشقبازی و زر کردن خاک است. مرتضی شعبانی بیش از ۵۰ سال دستانی آغشته به دوات دارد و لحظهای انگشتانش بیقلم نمانده، گویی راز خلقتش مصور کردن بهترین کلمات دنیاست، آری! پا به جهان هستی گذاشته تا ورقها بینصیب از بیبدیلترین نقوش نمانند و به حرمت دستان رازآلودش صاحب عزت شوند.
او در یک خانواده مذهبی همدانی دیده بر جهان گشوده و از ۱۲ سالگی پای مشق خط و خطاطی بوده، تمام آمال و آرزویش کتابت مهمترین کتاب مسلمین است، استاد امروز به آرزویش رسیده و چهارمین قرآن را کتابت کرده و از باده توحید مدهوش شده است.
اما قصه کتابت آخرین کتابا... از جانب او جنس دیگری دارد و رازی است نهان در عالم رؤیا، خوابی مقارن با شهادت سردار قاسم سلیمانی و کتابت قرآن جدید حکایتی است از ادای دین به سردار، سرداری که از نفس افتاد تا ما از نفس نیفتیم.
پرده اول
خبر آمد خبری در راه است...! کتابت و اهدای قرآنی نفیس از سوی استاد توانمند خوشنویسی به خانواده معظم شهید حاج قاسم سلیمانی! سر از پا نمیشناختم و بدون معطلی راهی شدم تا نخستین خبرنگاری باشم که این خبر خجسته را مخابره میکند.
دَر به دَر به دنبال کارگاه خوشنویسی استاد شعبانی مردی از جنس آب و آئینه بودم کارگاهی که مملو از احساس است و جایجای آن اشعار و مضامین قرآنی خطاطی شده، جانی تازه به کالبد آدمی میدمد. پس از کندوکاو به کارگاه رسیدم اما به در بسته خوردم
زیرا ویروس منحوس کرونا کارگاه خطاطی استاد را به تعطیلی کشانده بود.
من ماندم و هزار و یک خیال که در سر پرورانده بودم؛ بهناچار با تماس تلفنی از استاد خواهش کردم در دفتر خبرگزاری ملاقات کنیم البته با تأکید بر اینکه قرآن را همراه خود بیاورد تا ما جزو نخستین افرادی باشیم که چشمانمان به این قرآن نفیس با خط نستعلیق روشن میشود.
روز موعود فرا رسید آقای شعبانی رأس ساعت مقرر در دفتر خبرگزاری حاضر شد و بدون وقفه گپوگفتی بین ما درگرفت.
کلام استاد از به پایان رساندن قرآنی که با خط نسخ ایرانی به سبک استاد «احمد نیریزی» بهمنظور اهدا به خانواده معظم شهدا و ایثارگران استان همدان کتابت کرده بود، آغاز شد؛ او ادامه میدهد: از اوایل سال ۹۸ این قرآن را به دست گرفتم و در نهایت در تاریخ ۱۱ دیماه ۹۸ در تالار همایشهای قرآنی همدان رونمایی شد.
پس از به پایان رسیدن این قرآن تصمیم گرفتم کتابی با عنوان «عارفانهها» بنویسم که تابهحال نوشته نشده باشد، در این کتاب بنا بود شعر مفتون همدانی، باباطاهر همدانی، عینالقضات همدانی و ابوسعید ابوالخیر درج شود. حتی یکی از اساتید دانشگاه مقدمه کتاب را نوشت و تمام مقدمات کار چیده شد از همینرو تصمیم داشتم صبح روز ۱۳ دیماه خطاطی این کتاب را آغاز کنم.
داستان یک خواب
شعبانی میافزاید: پیش از اذان صبح روز جمعه دقیقا همان تاریخ ۱۳ دی ماه «خواب دیدم دوباره قرآن کتابت میکنم» با خودم گفتم «خدایا چه حکمتی در این خواب است؟» این خواب فکرم را مشغول کرد تا اینکه متوجه شهادت سردار سلیمانی شدم.
در عالم رؤیا راه نشان داده شد پس نظرم برای به تحریر درآوردن «عارفانهها» تغییر کرد، تصمیم گرفتم دوباره قرآن کتابت و آن را به خانواده شهید سردار سلیمانی هدیه کنم، شاید با این اقدام یک کار فرهنگی انجام شود. ضمن اینکه بتوانم دین خودم را نسبت به این سردار بزرگ ادا کنم زیرا معتقدم مدافعان حرم از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم.
اگر دفاع در سوریه و عراق نبود ممکن بود این جنگ در جایجای ایران رخ دهد؛ بنابراین جانفشانیهای سردارانی چون شهید حاج حسین همدانی، شهید حاج قاسم سلیمانی و سایر شهدا قابل تقدیر است.
با توکل و توسل به خداوند متعال کتابت قرآن را با خط نستعلیق آغاز کردم، اگرچه ۴ سال پیش هم با خط نسخ بهصورت گروهی همراه با هنرجویان، قرآنی کتابت و به کربلای معلی هدیه کردیم، همچنین ۳ سال پیش هم قرآنی به وزن ۲۰ کیلو در ورق A 3 تحریر و به نجف اشرف هدیه شد.
اما کتابت قرآن با خط نستعلیق بهعنوان عروس خطوط، کار بسیار ثقیلی است، بهطوریکه حدود ۶۰ سال پیش استاد بنده مرحوم سیدحسین میرخانی قرآنی با خط نستعلیق نوشتند و به چاپ رساندند.
«اشک» دوات قلم شد
او ادامه میدهد: کتابت این قرآن کار خیلی بزرگی بود و لطف خدا شامل حالم شد زیرا من کارهای نبودم. خود به خود قلم در دستم چرخید و کتابت کردم، عاشقانه به این کار دل سپرده بودم، بهطوریکه دستکم ۳ سال زمان نیاز بود برای کتابت این قرآن درحالیکه بنده در طول ۶ ماه قرآن را بدون هیچ غلط و ایرادی به پایان رساندم، روزانه بیش از ۱۸ تا ۲۰ ساعت لحظهبهلحظه به عشق حاج قاسم اشک ریختم و نوشتم.
معجزه کتابت قرآن سردار سلیمانی را تنها کرامت خداوند نسبت به خودم میدانم و این کار را برای رضای خدا و نیتی که در دل داشتم انجام دادم، البته یک نسخه هم برای خانوادهام به یادگار گذاشتهام.
کتابت قرآن سردار حس و حال دیگری داشت تمام ثانیهها و سطر به سطر به یاد حاج قاسم و اقدامات شایسته این سردار بزرگ بودم؛ بنابراین این کوچکترین کاری بود که توانستم انجام دهم، اگرچه برخی قدر فداکاریهای ایشان را نمیدانند.
روزی هزاران بار خداوند را سجده میکنم که قلم را با دستانم به چرخش درآورد.
پرده دوم
هرم نفساش بوی جنگ و جراحت میدهد و کلامش آمیخته با نام سرداران دفاع مقدس است، از سال ۵۸ و غائله کردستان پا در رکاب دفاع از میهن نهاده و تا پایان عملیات مرصاد در دوران جنگ تحمیلی جانانه جنگیده و جراحت جنگ در آشیانه تن با او مأنوس مانده است.
این استاد سرشناس خوشنویسی کشور میگوید: نظامی بودم و در جنگ تحمیلی در تمام مناطق حضور داشتم، بهترین لحظات زندگیام با بزرگان دفاع مقدس از جمله شهید صیاد شیرازی و شهید چمران طی شد. امروز هم پس از ۱۶ سال که بازنشسته شدم هنوز احساس میکنم دین خودم را به شهدای گرانقدر و هنرمند ادا نکردم.
البته پدرم هم بازنشسته ارتش بود و بهشدت میهنپرست؛ بنابراین هر ۷ فرزند پسر خود را به جبهههای حق علیه باطل هدایت کرد و برادرانم مانند پدر در جبهه جنگ حضور داشتند.
پدرم در سال ۶۴ در گیلانغرب به شهادت رسید و یکی از برادرانم سال ۶۵ در جزیره مجنون بهعنوان بیسیمچی «شهید علی چیتسازیان» شهید شد، بنده هم از اوایل سال ۵۸ و آغاز غائله کردستان وارد جنگ شدم و تا پایان جنگ تحمیلی در تمامی سالها حضور داشتم.
«مشق خط» زیر آتشبار دشمن
او میافزاید: در زمان جنگ و در خط مقدم اگر موقعیتی پیش میآمد به تمرین قلمی میپرداختم و اگر فرصتی ایجاد نمیشد با کپیهای بسیار پیش پا افتاده مشق نظری انجام میدادم تا اینکه پس از گذشت ۲ یا ۳ ماه مجال مرخصی پیش آید.
در منطقه مهران و دهلران بودم و بهخوبی میدانستم چهارشنبهها ساعت ۳ کلاس «استاد فرادی» در تهران برگزار میشود از همینرو زمان سوار شدن اتوبوس را طوری تنظیم میکردم تا به کلاس ساعت ۳ استاد برسم و از آن بهرهمند شوم. اتوبوس که از چراغ قرمز عبور میکرد دلم برای دیدار خانواده لک میزد اما ترجیح میدادم با تمام دلتنگیام راهی تهران شوم و سرمشق جدید بگیرم.
پس از ورود به کلاس «استاد فرادی» جلو دَر انجمن میایستادم. به قدری سر استاد شلوغ بود که از ساعت ۳ تا ده شب یکسره مشغولیت داشت، تا زمانی که استاد اجازه نمیداد همانجا میماندم تا اینکه ازدحام هنرجویان کم شود و استاد مرا صدا بزند و سطری که ۲ ماه پیش سرمشق داده بود را ببیند و سرمشق جدید بدهد.
آن زمان آموزشم در همین حد بود اما با چه عشق و علاقهای بماند، با سختی دوران جنگ و کمبود امکانات خوشنویسی را رها نکردم بهویژه اینکه در بحبوحه جنگ در سالهای ۶۰ تا ۶۲ در همدان خبری از کلاس و آموزش نبود.
«آموزش خط» در خط مقدم
این استاد چیرهدست یادآور میشود: بهمرور زمان از سال ۶۲ به بعد کلاسهای انجمن خوشنویسی همدان فعال و استاد تیموری و مرحوم جواد رحیمیان سرمشق میدادند، از آن پس در هر دوره مرخصی نظر اساتید همدان را در مورد تمرینهایی که داخل سنگر انجام داده بودم جویا میشدم و درست همان زمان به سربازان و کادریها در جبهه آموزش خطاطی میدادم.
آموزش خوشنویسی را با مشقت سپری کردم و امروز هیچ ادعایی ندارم و خودم را کماکان شاگرد میدانم، بهیقین اگر خطی هم هست از لطف بیکران و نظر خداوند است.
شعبانی در دوران دفاع مقدس صد درصد اعصاب گوش سمت چپ و ۸۵ درصد اعصاب گوش سمت راست خود را از دست داده، اما تمایلی ندارد در اینباره سخنی به میان آورد، او معتقد است مجروحیت جنگی اتفاقی است بین خدا و بنده خدا.
پرده سوم
شعبانی روزبهروز بیشتر شیفته خط و خطاطی میشد بهویژه خط نستعلیق ایرانی، او از روزهای آغازین آشنایی با این هنر میگوید: از ۱۲ سالگی آموزش خط را آغاز کردم درست زمانی که تنها خطاط و تابلوساز همدان، تابلوسازی «زرینکار» بود. بهعنوان شاگرد و بدون دستمزد در اوقات فراغت در این محل کار میکردم و به این کار عشق میورزیدم به طوری که حتی کارهای خدماتی مغازه را هم انجام میدادم تا اجازه حضور پیدا کنم و با نگاه کردن به خطوط خطاطی شده آموزش بگیرم.
فرار از مدرسه
او اضافه میکند: برخی از روزها در فواصل کلاسها از مدرسه فرار میکردم و تمرین خط انجام میدادم، از همان زمان عشق به خطاطی در من شکل گرفت و روزبهروز عاشقتر شدم.
به نظرم خوشنویسی مقدسترین هنر است و هنوز هم خودم را مدیون اساتید خوشنویسی از جمله استاد «احمد تیموری»، مرحوم «سیدحسین میرخانی»، مرحوم «عبدا... فرادی» و «یدا... کابلی» میدانم.
تاکنون بهطور کلی ۳۰۰ نمایشگاه گروهی و ۲۲ نمایشگاه انفرادی با بیش از ۳ هزار تابلو در همدان برگزار کردم ناگفته نماند در هر کدام از این آثار دنیایی نهفته است. ۵۰ تابلو با مضامین قرآنی را هم گلچین و به موزه قرآنی تالار همایشهای قرآنی اهدا کردم که افتخاری بزرگ برایم محسوب میشود.
اگرچه در تمام نمایشگاهها تابلوها قیمتگذاری و شمارهگذاری شده اما درنهایت در حمایت از بیماران کلیوی، بیماران خاص، کودکان سرطانی و کمیته امداد به فروش رفته است، تمام آثارم همچون فرزندانم هستند اما وابسته آنها نیستم و در کمال رضایت آنها را به افرادی که علاقهمندند، میبخشم.
به اعتقاد شعبانی «باید هنر برای هنر باشد» و معنویت آن حفظ شود اگرچه درآمدزایی از هنر هیچ ایرادی ندارد؛ او آرامشی که از خطاطی و این هنر بینظیر بهدست میآورد را با مادیات عوض نمیکند.
او ادامه میدهد: از سال ۶۵ در انجمن خوشنویسان آموزش را آغاز کردم شمار هنرجویانی که آموزش دادهام از دستم خارج شده، البته آموزش رسالتی است بر گردنم که بدون هیچ چشمداشت و دستمزدی انجام میدهم.
مسلماً هر هنرمندی یک شیوه و سبکی در کار را پیش میگیرد و بهطور کلی از رنگآمیزی کاغذ، تهذیب و پرس کردن و همه کارهای نمایشگاهی را خودم انجام میدهم و معتقدم در هنر باید اصالتها و سنتها حفظ و از تکرار پرهیز شود.
سعی کردم ابزاری که به کار میبرم و نوع تراش قلمم متفاوت باشد، گاهی از لولههای پلاستیکی و یا چوب دسته تی قلم ساختم، البته به خط سنتی بسنده نکرده و گرایشهای نوین خط را تجربه کردم؛ بنابراین تابلوهایم از نظر سبک، رنگ و نوع اجرا متفاوت هستند. در تلاشم مواردی جدید و نو در خط ابداع کنم زیرا هنرمندان باید در هنر دخل و تصرف داشته باشند.
کتابتی ماندگار
شعبانی در پایان سخنانش بیان میکند: در برههای از زمان احساس کردم نوشتهای که ماندگار است و بهعنوان یک میراث برای آیندگان باقی خواهد ماند کتابت بالاترین کتاب عرفانی و معنوی ما مسلمانان است از همینرو کتابت قرآن را آغاز و تاکنون ۴ قرآن کتابت کردم و درحالحاضر کتابت پنجمین کتاب الهی را با خط ریحان دست گرفتم. در حقیقت کاتب قرآن بودن تنها با نظر خداوند صورت میگیرد و این توفیق قسمت هر فردی نمیشود بلکه عنایت ویژه پروردگار را میطلبد که من برای این توفیق سراپا شاکرم.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
|
|
 |
|
|
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.
|
|
|
روزنامه همدان پیام (
اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي،
سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول:
نصرت ا... طاقتي احسن
-
سردبير: يدا... طاقتي
احسن
نشاني: همدان، خيابان
شريعتي، ابتداي خيابان مهديه،
ساختمان پيام
تلفن: 8264433
(0811)
- فکس: 8285048
(0811) - سازمان
نیازمندی: 8264400
(0811) - ايميل:
info@hamedanpayam.com |
|