در صبحی دلنشین از روزهای تابستان همدان، جمعی از چهرههای فرهیخته و فرهنگی شهر با دلی سرشار از مهر و دغدغه ارتقای فرهنگ، بار دیگر گرد هم آمدند.
نشستی صمیمانه و پربار، از گپ و گفت و صبحانه تا تبادل تجربهها در فضای آرام و گرم باغی که میزبان آن محمدرضا عراقچیان بود. این همنشینی، نخستین بار نبود و بیتردید آخرین هم نخواهد بود؛ زیرا فرهنگ شهر با همین حلقههای همفکری و همدلی جان میگیرد.
اگر بخواهم این روز را توصیف کنم، میتوانم از آن به عنوان یک خاطره به یاد ماندنی در جوانیام یاد کنم؛ صبحانهای با نان تازه همراه بزرگان و آغاز گفتوگو درباره خاطرات قدیم همدان که چه بسا بهتر است این سخنان ارزشمند ماندگار شوند تا همه جوانان از آنها استفاده کنند و این ماندگاری نیاز به حمایت دارد.
صحبت از آلاسکا و یخچالهای قدیمی همدان، رودخانهها، تفریحات زمان کودکی و دهه ۳۰ که بسیار با زمان ما تفاوت داشته است. حضور در کنار پرویز ملکزاده، باغبان باغ جادو که خود را عاشق همدان نامید، کسی که همدان را شهر اطلسیها خواند و این شهر را برای من با ارزشتر از قبل جلوه داد.
میرهاشم میری، نویسنده نامآشنای همدانی که خود را متهم به شاعری نامید و در دادگاه عشق به هنر و شعر، خود را بیدفاع اعلام کرد. استاد جهانپور، نویسنده و پژوهشگر مطرح همدانی که از ۷ یخچال همدان و خاطرات خود از زمان قدیم گفت؛ سالهایی که یخ اناری همدان معروف بود و در کافه رستورانهای تهرانی به فروش میرفت.
در میان خاطرهگوییها و بحثهای پرمغز دربارهی گذشتهی همدان، یکی از لحظات خاص، معرفی استاد امیر برقزدگان بود؛ هنرمند برجسته گرهچینی و رکورددار ساخت منبرهای چوبی در همدان؛ با تواضعی تحسینبرانگیز، خود را نه استاد، بلکه “شاگرد نجار” معرفی کرد؛ جملهای که نشان از فروتنی و عشق بیپایان او به هنر داشت.
سخن از افراد گذشته شد، نامی در این میان نظرم را جلب کرد “اصغر آواره” مردی که 4 نعلبکی و دو لیوان را در دهان خود جای میداد و برای کودکان آن دوران جالب توجه بود؛ به طوری که موقع صحبت از این فرد، همه حاضرین علاقهمند به تعریف از او شدند.
همدان، شهری است که از نخست شهر بوده، شهر مانده و خواهد ماند، دیاری که امروزه آن را دارالعلم و دارالطب میخوانند.
حال میخواهم کمی درباره این نشستهای صمیمانه و اهداف آنها صحبت کنم؛ در همین راستا با محمدرضا عراقچیان، میزبان این جلسات گفتوگویی داشتم؛ او خود و محمد صیفی کار را میزبان این نشستها معرفی کرد و اسم این نشستها را به صورت دوستانه “گعده بزرگان تاریخ و فرهنگ همدان” نامید.
علت ایجاد این گعده خالی بودن فضایی برای همنشینی این بزرگان اعلام شد و نخستین جلسه آن ۱۷خرداد ماه سال گذشته برگزار شد که با همراهی اعضا اکنون به 4مین جلسه رسیده است.
محمدرضا عراقچیان درباره رویدادهای این جلسات بیان کرد: افرادی اعضای اصلی جلسات هستند و ما هر جلسه تعدادی مهمان ویژه نیز داریم. در دی ماه سال گذشته در سومین نشست، جرقه موضوع “زمستان در همدان” ایجاد شد و سخنانی حول این محور بیان شد که این موارد مطرح شده میتواند کتاب تاریخ شفاهی همدان باشد.
وی ادامه داد: در جلسه این هفته ما به موضوع تابستان در همدان و خاطرات آن پرداختیم.
عضو هیأت علمی دانشگاه بوعلیسینا و کارشناس برنامهریز توسعه شهری درباره هدف اصلی این جلسه گفت: در این جلسه تصمیم بر این شد که نقشه همدان با اسامی قدیمی تهیه شود و سرفصلها و مصاحبه شفاهی درباره تاریخ ۲۰۰ ساله همدان دستهبندی و بین اعضا برای مصاحبه تقسیم شود؛ همچنین ما به دنبال ادامه چاپ دانشنامه همدان هستیم که تاکنون ۲۶ جلد از آن چاپ شده و موضوعات برای ۱۵۰ جلد بعدی آماده شده است.
عراقچیان درباره حوزه کاری این گعده افزود: حوزه کاری ما در بحث هنر یا شعر نیست بلکه ما در حوزه تاریخ و فرهنگ همدان این جلسات را برگزار کرده و از حوزههای دیگر هم مهمانهایی دعوت میکنیم؛ همچنین تمام تلاش ما بر مبنای پذیرایی از مهمانها با خوراکیهای همدانی است تا فضای فرهنگ و تاریخ همدان را حفظ کنیم.
همچنین نامهای توسط این بزرگان برای مقامات استان و کشور تهیه شده که سرفصلهای این درخواست شامل: الحاق منظر تاریخی، فرهنگی، کالبدی و اقتصادی همدان به پرونده ثبت جهانی هگمتانه؛ ساماندهی جهادگونه محوطه جهانی هگمتانه و انعکاس طنین صدای دیاری که تا تاریخ، تاریخ بوده و هست محل تعامل و تضارب تمدنها، فرهنگها، ادیان، اقوام، تجارت، صنایع دستی و... بوده، میباشد.
در پایان، عراقچیان، میزبان این نشست صمیمانه با متنی ادبی از حضور این عزیزان تشکر کرده و از دلتنگی و انتظار ۶ ماهه برای این حضور صحبت کرد؛ به امید تدوام این همنشینیها که قلب تپنده فرهنگ شهر هستند.