ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
 
پنجشنبه - 15 مرداد 1405 - شماره 5479-D
 


امروز : جمعه ، 16 مرداد 1405

Today : Fri, August 7, 2026

ارتباط با سرویس ها - پذیرش آگهی * آدرس ما درشبکه های اجتماعی hamedanpayam@
 
کد مطلب:  115849 تاریخ انتشار:  1399-11-26 - 09:32 تعداد بازدید:  397
ارسال به دوستان
نسخه چاپی

ابن‌سینا بزرگ‌ترین منطق‌دان در سنت ارسطویی است

نویسنده : آناهید خزیر

فرهنگی


 دومین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره بوعلی سینا با همکاری بنیاد علمی و فرهنگی بوعلی سینا با سخنرانی انشاءا... رحمتی با عنوان «ابن سینا و تمثیل عرفانی» به‌صورت مجازی برگزار شد.
رحمتی سخنانش را این‌چنین آغاز کرد و گفت: برای فهم اندیشه و فلسفه حقیقی ابن سینا، نیازمند این هستیم که توجه جدی‌تری به این بخش از آثار او داشته باشیم. فلسفه حقیقی ابن‌سینا چیست و ابن‌سینا به‌لحاظ طبقه‌بندی در میان حکما چه جایگاهی دارد؟ منظور از تمثیل‌های عرفانی ابن‌سینا 3 حکایتی است که در نوشته‌های او آمده است. نخست رساله‌الطیر که به زبان عربی نوشته شده است.
دوم رساله حی‌بن یقظان و سومی هم حکایت سلامان و ابسال است که خود این حکایت را ابن‌سینا نیاورده اما در کتاب اشارات، اشاره‌های معناداری به این حکایت می‌کند و به خواننده متذکر می‌شود که اگر می‌خواهی مرتبه خودت را در عرفان بدانی، بدان که سلامان رمز تو و ابسال رمز مرتبه تو در عرفان است و هر محققی در این کتاب تأمل کند به این فکر می‌رود که ماجرای سلامان و ابسال چیست؟ شارحی مانند خواجه نصیرالدین طوسی سعی کرده که این حکایت را بازیابی کند و 2 تقریر از این حکایت می‌آورد و به رمزگشایی اینها مبادرت می‌ورزد و نشان می‌دهد که مقصود ابن‌سینا از اشاره به این حکایت چیست؟

 رساله‌های تمثیلی ابن‌سینا بسیار اهمیت دارد
هانری کربن کتابی با عنوان ابن‌سینا و تمثیل عرفانی نوشته و هدفش بازیابی و بازخوانی حکمت مشرقی ابن‌سینا است. عمده توجه و اتکای وی بر همین رساله‌های تمثیلی ابن‌سینا است.
رساله‌های تمثیلی ابن‌سینا برای تقریر حکمت مشرقی او بسیار اهمیت دارد. وقتی بر رساله‌های تمثیلی ابن‌سینا و حکمت مشرقی او تأکید می‌شود هدف این نیست که از قدر فلسفه مشائی ابن‌سینا کاسته شود و اهمیت او در مقام یک منطق‌دان و فیلسوف بزرگ و متفکر ارسطویی نادیده گرفته شود. ابن‌سینا در عرصه منطق یکی از بزرگ‌ترین منطق‌دان‌ها در سنت ارسطویی است.
«نیکلاس رشر» متخصص در منطق ارسطو در عبارتی به جایگاه ابن‌سینا در میان شارحان منطق ارسطو اشاره می‌کند و می‌گوید: «ابن سینا در تاریخ منطق نخستین کسی است که در تحلیل خود از قضایای فصلی و شرطی کمیت و کیفیت این قضایا را به تفصیل شرح داده است.» ابن‌سینا کوشیده است که منطق استنتاج قیاس‌های اقترانی شرطی متصله و منفصله را تبیین کند.
ابن‌سینا هم در تبیین مباحث ارسطو و هم در توسعه آنها و نوآوری در این زمینه ید طولایی دارد، نه فقط در منطق ارسطویی بلکه در فلسفه ارسطویی هم بزرگ‌ترین فیلسوف ارسطویی در طول تاریخ بوده و فلسفه شرق و غرب مدیون ابن‌سینا است. در شرق و در جهان اسلام به وی لقب شیخ‌الرئیس داده‌اند که یک وجه به اعتبار همین ریاست او بر مشائیان است و در غرب هم ابن‌سینا به‌خوبی شناخته شده است.
وقتی فیلسوفان و الهی‌دانان قرون وسطی به‌دنبال تقریر و فهم عقلانی از مسیحیت بودند تفکر ابن‌سینا به آنها کمک کرد. نظریه عقول ابن‌سینا را می‌توان تقریر فرشته‌شناسی در سنت اسلامی و در ادیان ابراهیمی دانست زیرا نظریه فرشته‌شناسی ابن‌سینا می‌توانست رقیب جدی برای حاکمیت کلیسا باشد.
اگر شخصیت ابن‌سینا را به این محدود کنیم که او فیلسوفی است که در قامت فلسفه مشائی می‌توان اندیشه وی را خلاصه کرد در حق او جفا کرده‌ایم.
راهی که ابن‌سینا آغاز کرده و آنچه پس از ابن‌سینا ما در عرصه تاریخ فلسفه شاهد آن هستیم، چیزی است که خود ارسطو تصوری از آن نداشته است و می‌توان گفت حتی به اندیشه ارسطو خطور نکرده است و ابن‌سینا در جاهایی به این موضوع اشاره می‌کند.
ابن‌سینا کتابی با نام «کتاب‌الانصاف» داشته که از میان رفته است. بخشی از کتاب‌الانصاف با عنوان منطق‌المشرقیین تبیین شده و بخش‌هایی از منطق‌المشرقیین ابن‌سینا باقی مانده است.
ابن‌سینا در مقدمه توضیح می‌دهد که من اگر به شیوه مشائیان سلوک کرده‌ام و بخشی از آثارم را به این شیوه نوشته‌ام بدین معنا نیست که فلسفه حقیقی من این است، بلکه در میان اندیشه‌های موجود در زمانه خودم هیچ‌کدام را عاری از نقص نمی‌دانم و نسبت به همه آنها اشکالاتی دارم اما کم‌اشکال‌ترین این مکاتب مکتب مشائی و پیروان ارسطو است و من با این دید کتاب‌های فلسفی خودم را تألیف کرده‌ام.
ابن‌سینا به‌نوعی راهبرد خود به فلسفه را توضیح می‌دهد و صحبت از 2 حکم می‌کند. آن چیزی که می‌توانست بیانگر حکم دوم ابن‌سینا باشد طبق آنچه به دست ما رسیده این است که ابن‌سینا این حکم را در قالب کتاب‌الانصاف انجام داده است، این کتاب مشتمل بر 20 هزار مقاله در ۲۰ جلد بوده است، ادعای ابن‌سینا این بوده که من در این کتاب مشکلات و آثار فیلسوفان مختلف را به عیار فلسفه خودم سنجیده‌ام و از آن به حکمت مشرقیین تعبیر می‌کنند.
مشرق می‌تواند معنای جغرافیایی و معنای حقیقی هم داشته باشد که ما از آن مراد می‌کنیم و هم معنای رمزی و تمثیلی داشته باشد که منظور از مشرق، مشرق جان و وجود و هستی است که به این معنا خوانش آن با لفظ مشرقیین هیچ اشکالی ندارد. مشرق ابن‌سینا در نزد سهروردی دیده می‌شود و معنای رمزی دارد.

 اثولوجیای ارسطو مورد توجه ابن‌سینا قرار گرفت
آنچه را که در کتاب‌الانصاف، ابن‌سینا تألیف کرده بود و این ترجمان تعبیر حکمت مشرقی او می‌توانست باشد در اثر حمله سلطان مسعود غزنوی به اصفهان که خانه ابن‌سینا نیز به یغما رفت نابود شد و فقط بخش‌هایی از آن باقی ماند. بخش‌هایی از تعلیقات ابن‌سینا و اثولوجیای منسوب به ارسطو باقی مانده و بخشی از شرح کتاب مابعدالطبیعه ارسطو و تعلیقاتی بر کتاب نفس ارسطو و همچنین دفترهایی که به نام حکمت مشرقیین شناخته می‌شوند. اثولوجیا مورد توجه ابن‌سینا قرار گرفته است و شرحی که بر این اثر نوشته مهم است. اثولوجیا را نمی‌توان حکمت ارسطویی دانست. اثولوجیا ترجمه عربی آزادی از تاسوعات افلوطین است و میان ارسطو و افلوطین فاصله زیادی وجود دارد. افلوطین یک متفکر افلاطونی است و نگرش او نوافلاطونی است و در مقابل اندیشه ارسطو قرار می‌گیرد.
در عالم اسلام گمان می‌شد که این کتاب نوشته ارسطو است و با آثار دیگر ارسطو همخوانی ندارد. این کتاب در میان فیلسوفان ما از ابن‌سینا تا فیلسوفان بعدی اثولوجیای منسوب به ارسطو کتاب بالینی فیلسوفان ما بوده و تأثیر آن را در اندیشه شخصیت‌های مختلفی مثل سهروردی، میرداماد و ملاصدرا می‌بینیم. توجه ابن‌سینا به اثولوجیای افلوطین و آوردن این مبحث در ذیل کتاب‌الانصاف گویای نگرش اشراقی و مشرقی در اندیشه ابن‌سینا است. اما منبع اصلی ابن‌سینا امروز در اختیار ما نیست و کار اظهارنظر بر فلسفه او را برای ما دشوار می‌کند. کتاب‌الانصاف ابن‌سینا ساختاری شبیه حکمت‌الاشراق سهروردی داشته است.

 تمثیل‌های عرفانی ابن‌سینا جایگاه خاصی دارند
برای اینکه بتوانیم درباره حکمت مشرقی ابن‌سینا اظهارنظر کنیم باید متن‌های موجود او را درنظر بگیریم و به همین دلیل است که تمثیل‌های عرفانی ابن‌سینا جایگاه خاصی دارند و مقایسه ابن‌سینا با سهروردی به این معنا که سهروردی به‌نوعی تکرار ابن‌سینا است به ما می‌تواند کمک کند. با آثار موجود ابن‌سینا چگونه باید برخورد کرد؟ چه نسبتی بین نوشته‌های موجود ابن‌سینا و نوشته‌های مفقود او وجود دارد؟ 3 فرضیه می‌توان مطرح کرد. نخست قائل به گسست شویم که بین این 2 هیچ نسبتی وجود نداشته و هیچ سرنخی برای فهم آثار او نداریم و در حد ادعا است و هیچ مستند و مبنایی نخواهد داشت.
فرضیه دیگر این است که بگوییم نوعی اتصال میان اینها وجود داشته است و این اتصال را می‌توان به 2 معنا فهمید یک معنا این است که آنچه ابن‌سینا در کتاب‌الانصاف نوشته چیزی متفاوت از آثار موجود نبوده و ادامه همین مباحث است و آثار موجود او در قالب فلسفه مشائی قابل فهم است. اگر این آثار از دست رفتند امکان داشت ابن‌سینا تقریر بهتری از مباحث خود ارائه می‌داد و حالت دیگر این است که اگر اتصال را بپذیریم ولی معتقد باشیم آنچه در اینجا بیان شده فلسفه از گونه متفاوت است و ابن‌سینا یک نوع حکمت خاص ایرانی را مطرح می‌کند که با حکمت یونانی متفاوت است.
اگر فرضیه سوم را بپذیریم که بین او و آثار موجود ابن‌سینا اتصال برقرار است، طبق این فرضیه باید آثار موجود ابن‌سینا را به‌گونه‌ای دیگر خواند و آثار موجود ابن‌سینا آثاری است که مشهورند و خوانده می‌شوند مثل متن‌های شفا و اشارات و نجات و... .
و هم رساله‌هایی که کمتر به آنها توجه شده و در همه اینها می‌توان سرنخ‌های جدی پیدا کرد. آثاری که ما از ابن‌سینا در اختیار داریم آثار فلسفی و آثار غیرفلسفی و تمثیلی است.

 سهروردی به دِین خود به ابن‌سینا اشاره می‌کند
آثار تمثیلی ابن‌سینا سبک فلسفی متعارف نیست. اگر می‌خواهیم ابن‌سینا را بشناسیم باید ابن‌سینا را براساس متن‌های فلسفی محض او بشناسیم. پس از خوانش دقیق آثار تمثیلی که رمزاندیشانه نوشته شده‌اند و خود آن نیازمند صرف وقت بسیاری است و برای فهمیدن به روش‌های هرمنوتیکی نیازمند است، نمی‌توانیم هیچ سطحی از نوشته‌های ابن‌سینا را برای درک مقاصد فلسفی او نادیده بگیریم. ما وقتی به متون فلسفه اسلامی مراجعه می‌کنیم فیلسوفان پس از ابن‌سینا چنین تصوری از رساله‌های تمثیلی او نداشتند و برای سهروردی و ملاصدرا این رساله‌ها آثار جدی ابن‌سینا به‌شمار می‌آمدند و اینها را معرف اندیشه او می‌دانستند.
یکی از بخش‌های اصلی کار سهروردی رساله‌های تمثیلی زیبایی است که به زبان فارسی نوشته است. سهروردی به‌نوعی به دِین خود به ابن‌سینا اشاره می‌کند و می‌گوید پیش از اینکه به این شیوه نوشتن تمثیلی روی بیاورم ابن‌سینا این کار را انجام داده است و فاصله انتقادی خود را نسبت به ابن‌سینا حفظ می‌کند و کار ابن‌سینا را ناتمام می‌داند.

 میان مجموع آثار ابن‌سینا پیوند مستحکمی وجود دارد
ابن سینا در آثار فلسفی مثل کتاب شفا معتقد به حدوث نفس است ولی برای کسی مثل ملاصدرا ایجاد سؤال می‌کند که چطور ممکن است کسی مثل ابن‌سینا که معتقد به حدوث نفس است در رساله‌های تمثیلی خود نظریه قدم نفس را مبنا قرار داده باشد. این قضیه یکی از نوشته‌های اصلی ابن‌سینا است که در آن می‌توان حکمت مشرقی ابن‌سینا را تشخیص داد. بنیاد فلسفی قصه غربت غربی سهروردی و حی‌بن یقظان نظریه قدم نفس و هبوط نفس است که هم در قصیده عینیه ابن‌سینا و هم در تمثیل‌های عرفانی وی و هم اینکه ملاصدرا به آن اشاره می‌کند آمده و مبنای بحث اوست.
می‌توانیم میان مجموع آثار ابن‌سینا پیوند مستحکمی تشخیص دهیم؛ زیرا همه آثار سهروردی موجود است و برخلاف ابن‌سینا در آثارش حلقه مفقوده وجود ندارد اما کتاب‌الانصاف در دست ما نیست تا بتوانیم درباره او داوری کنیم اما می‌توان چیزی شبیه حکمت اشراقی سهروردی را در ابن‌سینا نیز تشخیص داد. این مسأله بدین معنا نیست که سهروردی تکرار ابن‌سینا است. چون یک وجه فردانی در حکمت مشرقی وجود دارد که می‌توان گفت وقتی در سهروردی این حکمت مشرقی شکل می‌گیرد تفرد و تشخص سهروردی در او نمایان است و در ابن‌سینا هم همین‌طور.

 ابن سینا و اثبات وجود خداوند از طریق برهان صدیقین
آثار ابن‌سینا و سهروردی را می‌توان در قالب چند مفهوم سامان داد. در حکمت و عرفان وقتی سخن از علم به میان می‌آید علم مترادف با یقین است و یقین به‌معنای باور قطعی به وجود واقعی اشیا است و به تعبیری می‌توان گفت باور صادق موجه مطابق با واقع است که این باور درجات و مراتبی دارد، تاجایی‌که با 3 مفهوم متمایز علم‌الیقین، عین‌الیقین و حق‌الیقین آشناییم. آنچه در آثار حکمای ما (سهروردی و ابن سینا) دنبال شده و می‌توان در قالب این 3 مفهوم فهمید آنجا که به شیوه استدلال بحثی و عقلی پیش می‌روند و آثار خود را در قالب براهین فلسفی آنگونه که نزد مشائیان مشهور است، می‌نگارند و از آن‌ها دفاع می‌کنند باید از نوع علم‌الیقین دانست.
وقتی سهروردی و ابن‌سینا به شیوه مشائیان محض و استدلالی محض بحث کردند می‌توان آن را از نوع علم‌الیقین دانست. اما در کسی مثل سهروردی آثاری که می‌تواند نماینده مرحله‌ عین‌الیقین باشند، حکمت‌الاشراق است که سهروردی معتقد است حکمتی که بیان می‌کند در مکاشفات و اشراقات خود برای او وجود داشته، یافته است. در این مکاشفات برای او نه‌تنها مدعیات آشکار شده بلکه براهین مدعیات نیز آشکار شده است.

 اوج حکمت و دانایی فیلسوفان حق‌الیقین است
مرتبه سوم حق‌الیقین است و اوج حکمت و دانایی این فیلسوفان است که در رساله‌های تمثیلی آنها بیان شده است، زیرا در رساله‌های تمثیلی شخصی‌ترین اندیشه‌های خود را بیان می‌کنند. حکمت به این معناست که آدمی تبدیل به عالم عقلی شود همانند عالم عینی.
به تعبیری دیگر حکمت به این معناست که جهان در جان فیلسوف محقق شود و خود فیلسوف به یک جهان تبدیل شود. «هر آن کس به دانش برد توشه‌ای / جهانی است بنشسته در گوشه‌ای» حکمت برای حکیم به شیوه حق‌الیقین حاصل شده و این حکمت از درون او می‌جوشد، وقتی حکمت جوشید این حکمت حکایت اوست. این همان چیزی است که در قالب رساله‌های تمثیلی منعکس می‌شود و این بخش سوم که معرف حق‌الیقین فیلسوف است هم در سهروردی و هم در ابن‌سینا وجود دارد.
آنچه می‌تواند بیانگر حکمت شرقی ابن‌سینا در کلیت باشد آن‌گونه نیست که به تمامی مفقود شده باشد ،بخشی از این حکمت مفقود شده است و اگر بخواهیم آن را بازیابی کنیم امکانات لازم را در اختیار داریم. یک نمونه سهروردی است و حکیمانی که پس از سهروردی هستند و دیگر آثار موجود ابن سینا.
اگر بخواهیم قطعات مختلفی از پازل حکمت مشرقی ابن‌سینا را درنظر بگیریم این‌گونه نیست که تمامی این قطعات مفقود شده باشد و با کمک قطعات موجود و تجربه حکیمانی مثل سهروردی و آنچه بر جای مانده است، می‌توان کلیت حکمت مشرقی ابن‌سینا را درک کرد و از دستاوردهای سازنده‌ای که هم در طول تاریخ و هم روزگار کنونی داشته، برخوردار شد.


بازگشت
نظرات بینندگان :
نظر شما :
   
نام*
ایمیل* ایمیل محفوظ می باشد
نظر*
کد امنیتی*
کد امنیتی

 
پاکی آوردی ای امید سپید
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
 
 
گزارش گزارش ویژه یادداشت تحلیل سرمقاله دانلود
صفحه نخست آخرین اخبار درباره ما ارتباط با ما  پیوندها  
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.

 
روزنامه همدان پیام ( اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول: نصرت ا... طاقتي احسن  -  سردبير: يدا... طاقتي احسن
نشاني: همدان، خيابان شريعتي، ابتداي خيابان مهديه، ساختمان پيام
تلفن: 8264433 (0811)  -  فکس: 8285048 (0811)  -  سازمان نیازمندی: 8264400 (0811)  - ايميل: info@hamedanpayam.com