| پنجشنبه - 15 مرداد 1405 - شماره 5479-D |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کد مطلب: 121881 |
تاریخ انتشار: 1400-11-02 - 09:46 |
تعداد بازدید: 382 |
|
|
|
|
 88 سال گذشت
عارف را در ورودی آرامگاه پورسینا زیارت کنید
نویسنده : مریم مقدم
فرهنگی
وارد محوطه آرامگاه پورسینا شوید. نرسیده به همان ورودی اصلی سنگ مزاری سفیدرنگ توجه شماره را به آن جلب میکند. اگر برایتان جالب است که بدانید اینجا چه کسی آرمیده است نوشتار زیر را بخوانید.
کمتر کسی است که تصنیف «از خون جوانان وطن لاله دمیده» را نشنیده باشد؛ هفتمین و پرآوازهترین تصنیف از مجموعه سرودههای عارف قزوینی که با نامهای «راز دل» و «هنگام می» نیز شناخته شده است.
درونمایه(مضمون) این تصنیف اشاره به داستانی استورهای دارد که از قطرات خون سیاوش (یکی از قهرمانان شاهنامه)، گلهای لاله روییده است. این سرود با گذشت 100سال، همچنان در نوشتارهای سیاسی دوران معاصر دیده میشود.
عارف قزوینی، شاعر و ترانهسرای نامدار روزگار مشروطیت، در سالهای پایانی زندگی، رنجور از آن چه میدید و آرزوهایی که بر باد رفته بود، از همه کنارهگیری میکرد و در شهر همدان روزگارش را با سختی بسیار میگذراند. گفتهاند که عارف در آن سالها، تندخو و رنجیدهخاطر شده بود، اما همچنان دلبسته میهنش ایران بود.
بانویی که در سالهای پایانی زندگی عارف قزوینی کارهای او را انجام میداد، در روایاتی گفته است: «در واپسین ساعتهایی که مرگ به عارف نزدیک شده بود، به من گفت: بیا زیر بغل من را بگیر و دَم پنجره ببر تا آسمان میهنم را ببینم». آن بانو عارف را کناره پنجره میبرد. عارف به آسمان نگاه میکند و ساعتی پس از آن چشم از جهان فرو میبندد.
عارف قزوینی ساعت 12نیمروز دوم بهمن ماه 1312 خورشیدی، در سن 54 سالگی درگذشت. دوستانش پیکر بیجان او را در تابوتی چوبی که یکی از دوستان عارف به نام اکبر وطنی ساخته بود، گذاشتند و بر روی آن دستههای گل ریختند، اما درباره جای خاکسپاری او و چگونگی برگزاری آیین آن، دودل بودند. بیم آن میرفت که دولت با انجام چنین آیینی مخالفت کند.
فرماندار آن زمان همدان برای انجام آیین خاکسپاری عارف از تهران دستور خواست. دولت پاسخ داد: «نه خیلی شلوغ باشد و نه خیلی ساده. متوسط باشد!». بدین گونه شمار اندکی از دوستان نزدیک عارف تصمیم گرفتند پیکر او را در جایی که آرامگاه کهن پورسینا بود، به امانت خاکسپاری کنند. در آن زمان هنوز آرامگاه کنونی پورسینا ساخته نشده بود.
عارف به آذربایجان دلبستگی بسیار داشت. در سالهای پایانی زندگی آرزو کرده بود که در آنجا به خاک سپرده شود. از اینرو دوستان عارف، پیکر او را در آرامگاه پورسینا به امانت گذاشتند، به این گمان که در آینده پیکر او را به آذربایجان ببرند. برخی هم میخواستند آرامگاه عارف در خود همدان بماند. در آن زمان شهرداری همدان درصدد بود خیابان و پارکی در کنار آرامگاه کهن پورسینا بسازد. دوستان عارف امیدوار بودند که کالبد عارف را پس از ساخته شدن پارک، در آنجا دفن کنند و بر مزار او آرامگاهی بسازند. به هر روی، مناسبترین جایی که برای خاکسپاری عارف به گمان میرسید، بقعه پورسینا بود.
پیکر عارف قزوینی در همدان ماند و برای بردنش به آذربایجان کاری انجام نگرفت، اما با گذشت زمان، سنگ مزار او شکسته و خراب شد. از اینرو بسیاری از دوستداران عارف از این موضوع رنجیده بودند. در سال 1333 خورشیدی روحا... خالقی، موسیقیدان و آهنگساز نامدار، در نوشتهای از فراموشی مزار عارف قزوینی به سختی گِله کرد و نوشت: «ملت ایران باید به داشتن تصنیفسازی چون عارف افتخار کند؛ نه این که هنوز هم پس از سالها که از مرگش میگذرد، سنگی بر روی قبرش نباشد و کسی که به آرامگاه ابنسینا میرود، بیتوجه پا بر مزار او گذارد». آن نوشته یک نمونه از دل آزردگی دوستداران عارف از چگونگی مزار او بود.
مزار عارف به همانگونه ماند تا آن که هزارمین سال زادروز پورسینا نزدیک شد و دولت درصدد برآمد آرامگاهی شایسته بر روی سنگ مزار پورسینا بسازد. طراحی و ساخت آرامگاه به مهندس هوشنگ سیحون، معمار برجسته سپرده شد.
پس از ساخت آرامگاه باشکوه پورسینا، زمان آن رسیده بود که برای مزار عارف قزوینی تصمیم گرفته شود. گویا برخی، به دلایلی که نمیدانیم، میخواستند پیکر عارف را به جای دیگری ببرند، اما سیحون با این کار مخالفت کرد و با پافشاری بسیار، جایی را برای گور عارف در کنار آرامگاه در نظر گرفت. بیگمان اگر پافشاری سیحون نبود شاید گور عارف از یاد میرفت.
سیحون جایی را در بخش ورودی آرامگاه پورسینا طراحی کرد و مزار عارف را به آنجا بردند. مزار عارف بسیار ساده و بیآلایش است، اما در جایی درست و نمایان گذاشته شده است و با محفظهای شیشهای روی آن را پوشاندهاند. مزار عارف را حتی نمیتوان از بناهای یادمانی بزرگان ایران دانست تنها میتوان گفت؛ سادگی مزار عارف قزوینی، یادآور زندگی ساده، اما پُر شور اوست.
سنگ مزار عارف، سفیدرنگ است. بیتی از سرودههای عارف نیز بر روی آن نگاشتهاند و سال درگذشت او را نوشتهاند. تابلویی نیز برابر سنگ مزار دیده میشود که در آن نوشتهای درباره زندگی و شاعری او دیده میشود.
درون موزه آرامگاه، جایی که سنگ مزار عارف روبهروی آن جای دارد، سردیسی سفید رنگ از عارف بر روی پایهای سیمانی گذاشته شده است. تندیس درون محفظهای شیشهای جای دارد.
بانویی به نام «جیران»، همان که در سالهای پایانی زندگی عارف قزوینی، کارهای خانه او را انجام میداد، هنگام ساخته شدن آرامگاه پورسینا و سامان گرفتن مزار عارف، چند پیشکش کوچک بازمانده از عارف را به موزه سپرد تا در آنجا نگهداری شود. یکی از آن پیشکشها، لیوان مینیاتوری بود و دیگری انگشتری که عارف به انگشت میکرد.
سنگ مزار کنونی عارف قزوینی با همه سادگی، نگاه گذرندگان را به سوی خود میکشد و طراحی آن به گونهای است که نمایان و چشمگیر است.
عارف قزوینی در قزوین زاده شده بود. او از هواخواهان مشروطیت ایران بود. سرودههای عارف سرشار از میهنخواهی و دلبستگی به گذشته باستانی ایران است؛
به ملتی که از تاریخ خویش بیخبر است به جز حکایت محو و زوال نتوان گفت
عارف قزوینی صدایی دلنشین داشت و در کنار ترانهسرایی، کنسرتهایی نیز برگزار میکرد. اجراهای او همواره با استقبال پُرشور مردم روبهرو میشد.
آنچه درباره درگذشت عارف قزوینی و سرنوشت پیکر او آورده شد با بهرهگیری از کتاب «چرخ بیآیین؛ درباره عارف قزوینی» نوشته فرهود صفرزاده (نشر فنجان، 1394) است؛ و نیز کتاب «به روایت سعید نفیسی» به کوشش علیرضا اعتصام (نشر مرکز، 1381).
 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
|
|
 |
|
|
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.
|
|
|
روزنامه همدان پیام (
اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي،
سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول:
نصرت ا... طاقتي احسن
-
سردبير: يدا... طاقتي
احسن
نشاني: همدان، خيابان
شريعتي، ابتداي خيابان مهديه،
ساختمان پيام
تلفن: 8264433
(0811)
- فکس: 8285048
(0811) - سازمان
نیازمندی: 8264400
(0811) - ايميل:
info@hamedanpayam.com |
|