جشنواره مطبوعات هگمتانه؛ فرصتی برای بازآفرینی تصویر گردشگری غرب کشور در نگاه ملی و جهانی
در گوشهای از این سرزمین کهن، جایی میان کوه و تاریخ، پهنهای گسترده از خاک و فرهنگ تنفس میکند؛ جایی که هر صخره و رود، نشانی از هزاران سال تمدن در خود دارد. اینجا غرب ایران است، سرزمینی که از شکوه باستانی هگمتانه جهانی تا عظمت بیستون و زمردیندرههای خرمآباد، روایتگر پیوستگی تاریخ، طبیعت و انسان ایرانی است.
اکنون، در آستانه برگزاری جشنواره مطبوعات و رسانههای هگمتانه، این منطقه دوباره در کانون توجه قرار گرفته است؛ اما نه تنها بهخاطر میراث و جاذبههایش، بلکه بهسبب نقشی که رسانهها در معرفی، حفظ و توسعهآن ایفا میکنند.
هگمتانه؛ نخستین پایتخت، نخستین واژه از کتاب گردشگری غرب ایران
در میان کوههای خاموش الوند، شهری خفته است که روزگاری نخستین پایتخت تاریخ ایران بوده است؛ هگمتانه، شهری که در خشت و سنگش، آوای تمدن مادها و پارسیان طنینانداز است.
ثبت جهانی هگمتانه، فقط یک رویداد فرهنگی نبود؛ بلکه بازگشت نگاه جهانی به قلب غرب ایران بود. با این ثبت، هگمتانه به نماد هویت ملی بدل شد؛ نشانی از آنکه غرب کشور، نه حاشیه جغرافیا، بلکه مرکز تاریخ است.
با این حال، هگمتانه تنها در حد تابلویی در فهرست میراث جهانی نباید بماند. این شهر، با خیابانهای باستانی و لایههای تاریخی خود، میتواند مقصدی برای گردشگری پژوهشی و فرهنگی باشد. اما معرفی و تبیین این ظرفیت، تنها با قلم و تصویر رسانهها ممکن است. هر گزارش، هر مستند، هر روایت تصویری از این شهر، دروازهای است به سوی گفتوگویی میان گذشته و امروز. رسانهها میتوانند با ساخت روایتهای زنده و مردمی، هگمتانه را از قاب موزهها بیرون آورده و در ذهن و قلب مردم زنده نگه دارند.
زاگرس؛ شانههای سبز ایران
از همدان که رو به جنوب بروی، رشتهکوه سترگ زاگرس تو را در آغوش میگیرد؛ دیواری سبز و خاکستری که همچون استخوانبندی فلات ایران، از شمالغرب تا جنوب امتداد یافته است. در زاگرس، طبیعت و انسان در گفتوگویی هزارسالهاند.
در دامنههای آن، بلوطهای ایلام سایهدارند، در درههای لرستان آبشارها میغلتند و در کوهپایههای کردستان، دهکدههای سنگی در آغوش مه فرو رفتهاند. زاگرس فقط یک جغرافیاست؟ نه، زاگرس یک روایت است؛ روایتی از زیست بومی زنده که فرهنگ، موسیقی، آئین و اقتصاد مردمانش با کوه معنا پیدا میکند.
رسانهها در این میان، میتوانند به مثابه صدای زاگرس عمل کنند. هر گزارش تصویری از کوچ عشایر، هر روایت از چوپانان لر و کرد، هر گفتوگو با زنان گلیمباف در ایلام، قطعهای از پازل هویت ملی ماست.
اگر غرب کشور به درستی روایت شود، زاگرس دیگر نه مرز، بلکه محور ارتباط فرهنگی و گردشگری ایران خواهد بود. جشنواره مطبوعات هگمتانه فرصتی است تا خبرنگاران و مستندسازان، روایت خود را از این شانههای سبز ایران به اشتراک بگذارند؛ روایتهایی که در آن امید، طبیعت و انسان کنار هم زندگی میکنند.
بیستون؛ صخرهای که تاریخ را روایت کرد
در میانه دشت کرمانشاه، کوهی ایستاده که هزاران سال پیش داریوش بزرگ بر سینه آن نوشت: «منم داریوش، شاه شاهان.»
این صخره، امروز با عنوان بیستون جهانی شناخته میشود و بهنوعی نخستین «رسانه تصویری» تاریخ ایران است؛ جایی که کتیبهها، روایت قدرت و حقیقت را برای آیندگان حک کردند.
در دنیای امروز، که تصویر و روایت ابزار قدرتاند، بیستون نماد جاودان ارتباط میان کلمه و سنگ است. رسانهها میتوانند با الهام از بیستون، نقش تازهای در ثبت و بازتاب واقعیت ایفا کنند همانگونه که داریوش حقیقت را بر سنگ نگاشت، خبرنگار امروز حقیقت را بر ذهنها حک میکند.
بیستون در کنار طاقبستان، غار شکارچیان و کوه پراو، مجموعهای از شگفتیهای تاریخی و طبیعی است که میتواند غرب کشور را به مقصد نخست گردشگری فرهنگی ایران بدل سازد. اما این مسیر، بدون همکاری رسانهها، بهویژه رسانههای محلی، ناتمام خواهد ماند.
لرستان؛ نگین زمردین زاگرس
در ادامه مسیر زاگرس، به سرزمین آب و سنگ میرسی؛ لرستان، جایی که درههایش به رنگ زمردند و آبشارهایش موسیقی طبیعت را مینوازند. درهی خرمآباد، جهانی، دژ باستانی فلکالافلاک، آبشار بیشه، دره کهمان، غار کنجی و دشتهای سپیددشت، تنها گوشهای از زیباییهاییاند که چشم هر مسافری را خیره میکنند. لرستان موزهای طبیعی از تنوع زمینشناسی و فرهنگی است و یکی از پرظرفیتترین مقاصد گردشگری غرب کشور به شمار میآید.
اما این گنج، همچنان ناشناخته مانده است. آنچه میتواند لرستان را از گوشهگوشه نقشه به قلب گردشگری ایران بیاورد، روایت مؤثر رسانههاست. خبرنگاران و مستندسازان با تولید روایتهای بومی، گفتوگو با مردم محلی، نمایش آئینها و ثبت طبیعت ناب منطقه، میتوانند لرستان را از حاشیه خبر به صدر توجه ملی و جهانی بیاورند.
کردستان و ایلام؛ مرزهای فرهنگی زنده
غرب ایران بدون ذکر نام کردستان و ایلام کامل نمیشود. در کردستان، شهرهایی چون سنندج و مریوان، با کوچههای سنگی و موسیقی هزارسالهشان، روح فرهنگ ایرانی را در قالبی کردی به نمایش میگذارند. دریاچه زریوار، بازار سنندج و طبیعت مریوان، مقصدهاییاند که گردشگر را به آرامش و اصالت فرا میخوانند. در ایلام نیز، جنگلهای بلوط، کوههای مانشت و کبیرکوه، و آئینهای کهن مردمان لر و کرد، گنجینهای از میراث فرهنگی زاگرس میسازند. رسانهها میتوانند با روایت چهره انسانی این مناطق، تصویری درست و امیدبخش از زندگی در غرب کشور ارائه دهند؛ تصویری که فراتر از کلیشهها، بر اصالت، صمیمیت و پویایی مردمان این خطه تأکید دارد.
رسانه؛ روایتگر تمدن و تسهیلگر توسعه
در روزگاری که تصویر و داده، ذهن مردم را شکل میدهد، نقش رسانه در گردشگری دیگر فقط اطلاعرسانی نیست؛ رسانه، معمار نگاه جامعه به سرزمین خود است.
هر خبر درباره مسیرهای تازه گردشگری، هر گزارش دربارهی ثبت جهانی یک اثر، هر یادداشت درباره اهمیت میراث فرهنگی، میتواند ذهن مردم را از روزمرگی جدا کرده و به شناختی تازه از هویت خودشان برساند.
جشنواره مطبوعات و رسانههای هگمتانه، فرصتی است برای بازنگری در این نقش. رسانههای غرب کشور اگر همافزا و هدفمند عمل کنند، میتوانند نهتنها تصویر منطقه را در افکار عمومی ارتقا دهند، بلکه نقشه گردشگری کشور را نیز بازتعریف کنند.
از کلمه تا تصویر؛ رسانه بهعنوان مسیر گردشگری ذهنی
هر گردشگر پیش از سفر، با «تصویر» مقصد خود سفر میکند؛ و این تصویر را رسانه میسازد. از عکس یک آبشار تا تیتر یک گزارش، از مستند کوتاه تا پست شبکههای اجتماعی، همه و همه نقشه ذهنی سفر را ترسیم میکنند.
بنابراین، اگر رسانههای غرب کشور بتوانند با زبان تصویر و روایت، زیباییها و اصالت منطقه را بازتاب دهند، در حقیقت، نخستین گام در توسعه گردشگری را برداشتهاند.
امروز گردشگری تنها صنعت درآمدزا نیست؛ ابزاری برای تبادل فرهنگی و تقویت همبستگی ملی است. رسانههایی که با عشق و مسئولیت از غرب ایران مینویسند، در واقع پلی میان تاریخ، مردم و آینده میسازند.
غرب ایران؛ مقصدی فراتر از جغرافیا
غرب کشور مجموعهای از روایتهای انسانی، فرهنگی و طبیعی است؛ از کوچههای سنگی هگمتانه تا صخرههای بیستون، از نغمههای کردی تا صدای آبشار بیشه. این پهنه، تابلویی زنده از تاریخ و تمدن ایرانی است که هر گوشهاش میتواند مقصدی برای گردشگران داخلی و خارجی باشد.
جشنواره مطبوعات هگمتانه در آبان ماه 1404 به میزبانی همدان، فرصت دوبارهای است برای بازتعریف نقش رسانه در این مسیر؛ زیرا رسانههای غرب کشور خواهند توانست همچون نگهبانان میراث و روایتگران امید، با قلم و تصویر خود، زیباییهای خاموش این سرزمین را به گوش ایران و جهان برسانند.
اگر هگمتانه روزگاری نخستین پایتخت ایران بود، امروز میتواند نخستین پایتخت روایتگری نوین ایران باشد به شرطی که رسانهها باور کنند هر خبر، هر قاب و هر جمله، میتواند آیندهای تازه برای غرب ایران بسازد.