| پنجشنبه - 15 مرداد 1405 - شماره 5479-D |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کد مطلب: 122614 |
تاریخ انتشار: 1400-12-14 - 11:41 |
تعداد بازدید: 399 |
|
|
|
|
 ندریابیانه در دومین درسگفتار در محضر شیخالرئیس با موضوع حکمت عملی:
ابنسینا حکومت «اخیار» را بهترین گزینه میداند
فرهنگی
دومین درسگفتار در محضر شیخالرئیس، ابنسینا در بستر شبکه اجتماعی اینستاگرام در محل دفتر بنیاد بوعلیسینا واقع در آرامگاه این فیلسوف بزرگ در روز دوشنبه نهم اسفندماه 1400 برگزار شد.
این برنامه علمی تا 18 اسفندماه 1400، روزهای زوج از ساعت 16 بهصورت زنده پخش میشود و اساتید دانشگاه درباره مباحثی از فلسفه سینوی در زمینه سیاست، اخلاق، عرفان و علم صحبت میکنند.
به گزارش روابطعمومی و امور بینالملل بنیاد بوعلیسینا، فرشته ندریابیانه، استاد دانشگاه بوعلیسینا که با عنوان «حکمت عملی از منظر بوعلیسینا» صحبت میکرد در جلسه دوم و در ادامه بررسیهای علمی خویش درباره حکمت عملی، سیاست مدن از منظر شیخالرئیس، ابنسینا را بررسی کرد.
نگاهی به مطالب جلسه نخست درباره اخلاق و تدبیر منزل
ندریابیانه درباره مباحث مطرح شده درباره اخلاق و تدبیر منزل که در جلسه نخست آن را بررسی کرده بود، گفت: کار حکمت عملی، نظامسازی عقلانی دین است و کار دین بیان حقایق عقلی و زبان قابل فهم برای مردم است. حکمت عملی بررسی رفتار ارادی انسان در مسیر سعادت است. همانگونه که انبیای الهی آمدهاند تا انسان را به سعادت دنیوی و اخروی برسانند.
در بحث اخلاق گفتیم که غایت اخلاق تحصیل سعادت است و روش آن محاسبه و عادت است که بستگی به نگرش انسان دارد. انسان خود را در چارچوب دنیای مادی ببیند و به جسم خود توجه کند یا اینکه به روان خویش بپردازد و سعادت اخروی را طالب باشد.
سیاست مدن برای تدبیر امور مردم
استاد دانشگاه بوعلیسینا سپس به طرح مباحث مطرح شده در زمینه سیاست مدن از منظر ابنسینا پرداخت و گفت: برای سیاست معانی مختلفی بیان شده، اما اگر بخواهیم سیاست را به معنای مثبت آن تعریف کنیم؛ سیاست یعنی تدبیر امور دین و دنیای مردم برای رسیدن به سعادت است.
معنای منفی سیاست که شاید در ذهن برخی به معنای مکر، خدعه و فریب است به هیچ وجه در فلسفه سیاسی و حکمت عملی مطرح نمیشود. سیاست همان تدبیر امور مردم است برای نیل به سعادت دنیوی و اخروی. فارابی مدینه را به فاضله، جاهله و فاسقه تقسیم میکند و ارکان آن را بیان میکند.
ابنسینا نیز به بحث از انواع مدینه میپردازد و بوعلی معتقد است مدینه فاضله مدینهای است که مردم سعادت را در آن میشناسند و مطابق آن عمل میکنند. در مدینه جاهله مردم سعادت را نمیشناسند و طبق آن عمل نمیکنند. مردم مدینه فاسقه، سعادت را میشناسند، اما مطابق آن عمل نمیکنند.
فلسفه عبادت
از نظر حکیم نخستین وظیفه قانونگذار، شناساندن خدا به مردم است (اصل توحید)، به واسطه ارسال پیامبران، که آمدهاند زندگی مردم را اصلاح کنند. پیامبران این مهم را از طریق تذکر انجام میدهند. تذکر زبانی و فکری که نتیجه این تذکر را در عبادت مشاهده میکنیم.
فلسفه عبادت چیست؟ خیلی از جوانان امروز میپرسند که ما چرا باید عبادت کنیم؟ مگر خداوند به عبادت ما نیازی دارد؟ چرا به شکل خاصی عبادت کنیم؟ چرا نماز را باید در 5 نوبت اقامه کنیم و به زبان عربی بخوانیم؟
ابنسینا در قرن چهارم به این پرسش پرداخته و فلسفه عبادت را بیان کرده؛ که عبارت است از رسوخ ذکر خداوند، بازگشت به خویشتن و تداوم دست یافتن به سنن الهی.
بوعلی، هم در «نمط العارفین» از کتاب «الاشارات والتنبیهات» و هم در آثار دیگر به این موضوعات پرداخته و مقدمات آن را مطرح میکند.
مقدمه نخست: انسان موجودی اجتماعی است، اگر انسان را به طبیعت اولیه و چه به طبیعت ثانویه بدانیم همانگونه که علامه طباطبایی در تفسیر المیزان مطرح میکند؛ موجودی اجتماعی است، زیرا انسان موجودی نیازمند است.
مقدمه دوم: در اجتماع خلاف است، چرا؟ زیرا نیازهای انسان زیاد بوده و بینهایت و متنوع است و امکانات نیز کم است. انسانها با همدیگر برای رسیدن به منافع درگیر میشوند.
مقدمه سوم: برای رفع اختلاف، نیاز به قانون است و برای قانون، نیازمند واضع قانون هستیم. اگر تکتک افراد وضع قانون کنند که با بیقانونی تفاوتی ندارد. اگر برگزیدگانی از انسانها بخواهند وضع قانون کنند نتیجه آن را در دنیای امروز دیدهایم که قانونهای بشری چگونه است. واضع قانون خداست که نیازی به موجودات دیگر ندارد و برطرفکننده نیاز موجودات دیگر است و خدواند عالم و قادر است بر رفع نیازها و حکیم است.
اسم قانونی که خدا برای بشر وضع میکند دین است. انسان برای ادامه زندگی اجتماعی به دین نیاز دارد. دین فقط سعادت اخروی نیست آنچنان که گروهی تصور میکنند، بلکه حتی برای زندگی بر روی زمین به دین نیاز داریم.
ابنسینا میگوید مگر میشود خدایی که گودی کف پا، ابرو، و مژه را قرار داده است از نیاز اساسی انسان که حفظ بقای نوع انسانی است غفلت کرده باشد و دین را برای انسان قرار نداده باشد؟ انسان برای اینکه بتواند زندگی کند به دین نیازمند است. نخستین انسان روی زمین، نخستین پیامبر الهی حضرت آدم است.
شاید جوانان سؤال کنند مگر جوامع غیردینی که زندگی میکنند، وجود ندارند؟ از جوانان میپرسیم آیا این جوامع از اول دین نداشتند؟ یا الان دین را کنار گذاشتند؟
اگر امروز دین خود را کنار گذاشتند آیا پایههای اول اجتماع یعنی اخلاق و خانواده در آنها در معرض خطر واقع نشده است؟ آیا سنگ زیربنای اجتماع دچار ویرانی نشده تا به ناگاه شاهد فروپاشی این تمدن نوین باشیم؟
ابنسینا پس از این مقدمات که دین حافظ بقای نوع انسان است، مطرح میکند که دین نیز نیاز به نگهداری دارد و نگهدار دین، تعالیم و آموزههای دینی است که باید برای هر عصر و نسلی بکر، دست نخورده و بدون تحریف باقی بماند. پیامبر اسلام به عنوان آخرین پیامبر مبعوث گشته و پس از او دین چگونه در قرن چهاردهم به دست ما رسیده است؟ بوعلیسینا عبادت را حافظ دین میداند. آموزههای دین از طریق عبادت به دست ما رسیده است و نه از طریق تاریخ و مورخان.
نمازی که امروز در قالب مشخص و با الفاظ مشخص میخوانیم همان نمازی است که مسلمانان صدر اسلام میخواندهاند. شاید خیلی از شرایط تغییر کرده باشد، اما عبادت چون در قالب خاص خودش و با تکرار حفظ شده به دست ما رسیده است.
چگونگی انتخاب پیامبر اسلام
وظیفه رسول، رساندن است؛ انسان بپذیرد یا نپذیرد، دارای اختیار است. ابنسینا پس از اینکه بحث نبوت را پایه فلسفه سیاسی خود مطرح میکند به موضوع دوم میرسد. اختلاف اولیه مسلمین درباره مسأله خلافت و امامت بود.
امامت یعنی تعیین جانشین پیامبر از طریق خدا و پیامبر با اسامی مشخص نص گفته میشود. در مقابل نص، اجتهاد یا انتخاب مردم است مانند آنچه که در سقیفه پس از رحلت پیامبر(ص) رخ داد. بوعلیسینا درباره امامت و خلافت داوری کرده است.
در صفحات 451 و 452 بخش الهیات از کتاب شفا در باب فیالخلیفة و الامام و وجوب طاعتهما؛ برتری نص بر اجماع در انتخاب جانشین پیامبر(ص) را اعلام میکند. اینکه جانشین پیامبر(ص) را خدا انتخاب کند و به زبان پیامبر(ص) بگوید بهتر است.
بوعلی میگوید ارسال رسل، انزال کتب و آمدن جانشین برای اجرای فرامین پیامبر(ص) برای رفع اختلاف است. انتخاب خلیفه از جانب مردم تازه اول اختلاف است. برای اینکه اختلاف برداشته شود باید امامت همان مسیری را طی کند که اصل رسالت و نبوت طی کرده است و آن انتخاب الهی است.
وظایف امام در حکومت
ابنسینا وظایف امامت را مطرح کرده است که ازجمله انجام وظایف عبادی، وضع قوانینی برای بهبود نظام خانواده و اجتماع و ایجاد تعادل در اخلاق و عادات که امروزه با آن فعالیتهای فرهنگی میگوییم. شرکت و نظارت بر امور اقتصادی، حفظ امنیت برای جامعه و وضع قوانینی برای مقابله با دشمن خارجی و تعیین حدود برای بازدارندگی و مبارزه با جرم.
وظایف قانونگذار و حاکم
وظیفه قانونگذار تعیین مجازات برای مجرمان یعنی افرادی هستند که سهوی یا عمدی مرتکب جرم میشوند؛ آن هم برای بازداری از جرم. زیرا اگر نظام کیفر و پاداش نباشد بسیاری از مردم به آنچه که باید، عمل نخواهند کرد، بنابراین باید به این نظام مجازات آگاه باشند. همچنین لزوم اجتهاد در معاملات و در نظر گرفتن مقتضیات زمانه، حفظ جامعه از بعد نظامی. به تعبیر ابنسینا، حاکم یا خلیفه باید به چند گروه از جمله سیاستمداران، صنعتگران و سپاهیان توجه ویژه داشته باشد و برای همه آنها برنامهریزی شود.
بوعلیسینا تأکید میکند که حاکم باید برای منع بیکاری برنامهریزی کند و مردم را به کار کردن وادارد چراکه ایجاد اشتغال از وظایف حکومت است. بیکاری و اشتغال نداشتن هم فقر میآورد و هم معایب دیگری مانند ایجاد مشاغل کاذب و زیانآور در پی دارد که کار نیست، بلکه عار است و برای اینکه اشتغال درست شود حکومت باید مالیات وضع کند.
ابنسینا اضافه میکند حکومت موظف است که اخذ جریمه و مصادره اموال کسانی که به قانون پشت کردند را عملی کند.
نگاه شیعه و معتزله به حکومت
در مباحث کلامی بین شیعه و معتزله، اختلاف وجود دارد. شیعه و معتزله قائل به حسن و قبح عقلی امور است که خداوند میفرماید؛ خداوند هرچه خوب است، بر شما حلال کرده و هرچه بد است، حرام کردیم.
چرا در شریعت طلاق سخت است؟ بوعلیسینا میگوید نتیجه ازدواج مصلحت است اما این مصلحت نتیجه ایجاد الفت بوده و الفت نیز نتیجه عادت و عادت نتیجه همنشینی است. 2 نفر وقتی ازدواج میکنند تفاوتهای زیادی دارند که در نتیجه محبت، عادت و همنشینی نقاط اختلاف کم شده و نقاط اشتراک افزایش مییابد.
اسلام طلاق را سخت گرفته، اما مانند برخی مذاهب و ادیان دیگر طلاق را منع نکرده، بلکه در مواردی که امکان ادامه زندگی مشترک وجود ندارد و ممکن است جنایت و خشونت خانوادگی منجر شود طلاق را جایز میداند.
طلاق در اسلام حرام نیست و ممکن است الفت و محبت بین زوجین ایجاد نشود و یا آنها نتوانند فرزند بیاورند که اگر از هم طلاق بگیرند، در ازدواج دیگری توانایی فرزندآوری داشته باشند. ابنسینا به بحث اینکه چرا مرد طلاق میدهد و طلاق ایقاعی و یکطرفه است در حالی که ازدواج دوطرفه است، نیز پرداخته است.
ابنسینا غیر از کتابهای فلسفی مثل شفا و الاشارات، در مباحث منطقی نیز به بحث سیاست میپردازد و در بخش منطق از کتاب شفا، در آنجایی که از خطابه سخن میگوید، سیاست را مطرح میکند. صناعات خمس از دیدگاه منطقیون، برهان، جدل، خطابه، شعر و مغالطه است. بخش خطابه بیشترین نسبت علمی با بحث سیاست دارد. ابنسینا بیشترین مطالب را در بخش خطابه در باب سیاست مطرح میکند.
مشاورت
همانگونه که امروزه شاهد هستیم سیاستمدار، حاکم و قانونگذار به مشاوره نیاز دارد. امروزه میشنویم مشاور رئیسجمهوری، مشاوران رئیس مجلس و مشاوران رهبر. مشاورین چه وظایفی دارند و چه کاری باید بکنند؟
ابنسینا به بحث مشاورت بهطور مفصل پرداخته است. کار مشاور در اموری است که جزئیات آن در شرع مقدس وارد نشده است. اموری که جزء ضروریات دین است در شرع آمده و نمیتوان آن را عوض کرد؛ اما بسیاری از امور به مقتضای زمان و شرایط، قابل قانونگذاری و وضع قوانین اجرایی است.
کار مشاور این است که جزئیاتی که حکم شرعی مشخصی درباره آن وارد نشده را مشخص و استخراج میکند. درباره فقه نیز همین موضوع مطرح است و اینگونه تعریف میکنیم که استنباط احکام شرعی فرعی با ادله است. فقیه روی احکام شرعی مانند نماز خواندن نظر نمیدهد؛ بلکه روی فرعیات مانند شکیات نظر میدهد.
اصناف سیاست
نکته بعدی که ابنسینا در کتاب «الحکمة العروضیة» مطرح میکند اصناف سیاست است که فارابی نیز به تفصیل آن را مطرح کرده است و تفاوت این 2 دانشمند در اینباره مربوط به نوع تقسیمبندی است. تقسیمبندی ابنسینا استقرایی نیست، بلکه تقسیمبندی منطقی انجام میدهد.
1- سیاست وحدانی: ممکن است سیاست وحدانی باشد یعنی یک نفر حاکم باشد. این حکومت یک نفره یا شکل منفی دارد که به آن حکومت تغلبی میگوید و استبدادی است و حکم فرمانرواست و مردم رعیت. منافع، منافع حاکم است و مردم نقشی در آن ندارند اما همین حکومت یک نفره میتواند حکومت کرامت باشد. چه عیبی دارد به نفع مردم یک نفر حکومت کند که میتواند نبی، امام، حکیم و... باشد.
به نفع مردم حکومت کند و در واقع خدمتگذار مردم باشد. چیزی که مردم نسبت به او ارائه میدهند محبت است و او را دوست دارند و مورد احترام قرار میدهند.
2- حکومت هدف: حکومت وحدانی نیست و به تعداد حاکمان کاری ندارد، بلکه هدف فقط کسب ثروت است. جوامعی هستند که فقط دنبال کسب ثروت هستند، که فارابی این نوع حکومت را قلت مینامد.
3- حکومت اجماعیه: نوع سوم حکومتی که معرفی میکند حکومت اجماعیه یا جامعه احرار است که قصد آن به دست آوردن حریت و آزادی است و دنبال چیزی جز آزادیهای فردی و اجتماعی نیست. در دنیا جوامعی هستند که این آزادیها را برای فرد تأمین میکنند. مثل آزادی اقتصادی، فرهنگی، مذهب، نوع تعامل جنسی و... که این حق و آزادی را برای خودشان قائل هستند.
4- جامعه اخیار: اما جامعهای که ابنسینا معرفی میکند هیچ کدام از 3 مورد بالا نبوده بلکه جامعه اخیار است. جامعهای که قصد آن رسیدن به سعادت در دنیا و آخرت است که رئیس چنین جامعهای فردی است حکیم که با حکمت این جامعه را اداره میکند.
نتیجه
خلاصه مطالبی که در سیری در حکمت عملی از دیدگاه بوعلیسینا مطرح کردیم این است که ابنسینا با توجه به مباحث سیاسی مطرح شده پیش از خود، مثل مباحثی که ارسطو در کتاب سیاست به آن پرداخته، این است که باید هدف هر حکومتی زندگی خوب باشد و شیوه حکومت و چگونگی تنظیم زندگی مشترک مردم است. همچنین تربیت افراد باید تابع قوانین مدنی باشد که حکومت عهدهدار آن است.
با توجه به تعالیمی که بوعلی از فارابی گرفته و اقسام مدینه فاضله و غیر فاضلهای که فارابی آنها را بیان میکند؛ بوعلیسینا مدینه واقعی را ترسیم میکند که رئیس مدینه او همان نبی است و به دنبال رسالت، بحث امامت و تعیین به واسطه نص و تصریح و اختیارات حاکم در قانونگذاری و قضاوت را بیان میکند.
وی مقدماتی مثل زندگی اجتماعی انسان، نیاز به قانون و اینکه واضع قانون خداوند است و وظیفه قانونگذار الهی تحصیل نظام احسن است را ذکر میکند. ابنسینا با همه این مباحث، تفرقه در امر انتخاب جانشین پیامبر(ص) را بد میداند و حتی در حد کفر قلمداد میکند و علت آن را تبعیت از هوای نفس میداند و وظایف قانونگذار را به شرحی که بیان شد مطرح میکند. سیاست اخیار را به عنوان نوع بهتر حکومت معرفی میکند. البته در عالم واقع ممکن است ترکیبی هم از این سیاستها باشد و اینگونه نباشد که اینها هر کدام غیر قابل ترکیب با نوع دیگر باشد. مثلاً حکومت اخیار میتواند آزادیهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و فکری را برای انسان فراهم کند. میتواند انسان را به ثروت هم برساند. میتواند کرامت را هم در بر بگیرد. حکومت اخیار میتواند اهداف حکومتهای دیگری را در بربگیرد.
میتوانیم از مجموعه آثار ابنسینا از رسالههایی که نوشته شده از کتاب شفا، کتاب نجات، کتاب تعلیقات، دانشنامه علایی و از رسالههای مختلفی که بوعلیسینا چه در فلسفه و چه در منطق نوشته، بهطور مفصل آرای سیاسی او را به دست بیاوریم و این آرا را معاصرسازی کنیم و برای نسل امروز بیان کنیم. با تعاون و تعاملی که میان عقل و دین در این زمینه فراهم میشود و تجربه بشری در داشتن سیاستهای مختلف، میتوانیم به راهکارهای راهبردی و عملی در تنظیم بهترین نوع سیاست دست یابیم.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
|
|
 |
|
|
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.
|
|
|
روزنامه همدان پیام (
اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي،
سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول:
نصرت ا... طاقتي احسن
-
سردبير: يدا... طاقتي
احسن
نشاني: همدان، خيابان
شريعتي، ابتداي خيابان مهديه،
ساختمان پيام
تلفن: 8264433
(0811)
- فکس: 8285048
(0811) - سازمان
نیازمندی: 8264400
(0811) - ايميل:
info@hamedanpayam.com |
|