ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
 
پنجشنبه - 15 مرداد 1405 - شماره 5479-D
 


امروز : جمعه ، 16 مرداد 1405

Today : Fri, August 7, 2026

ارتباط با سرویس ها - پذیرش آگهی * آدرس ما درشبکه های اجتماعی hamedanpayam@
 
کد مطلب:  117604 تاریخ انتشار:  1400-02-25 - 11:03 تعداد بازدید:  515
ارسال به دوستان
نسخه چاپی

گریزی با استاد پورنامداریان به شعر وادبیات فارسی
سفر در مه با معلم ادبیات

نویسنده : مریم مقدم

فرهنگی

■ رستم و اشکبوس فردوسی و زیبایی ها مخفی در شعر فارسی

 ناخود آگاه برخی مناسبتها یادآور نام و یاد افرادی خاص در ذهن است .  25 اردیبهشت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی که از راه میرسد نام  استاد برجسته‌ی زبان و ادبیات فارسی که ریشه در پایتخت تاریخ و تمدن ایران زمین دارد ذهن را به سوی خود میبرد
دکتر تقی پورنامداریان معمولاً کمتر مصاحبه یا سخنرانی می‌کند و بیشتر با کار و تحقیق و نوشتن کتاب و تدریس دانشجویان، به انتقال اندوخته‌های ارزشمندش می‌پردازد.
استاد تقی پورنامداریان که نام وی در میان داشجویان ایرانی و برون مرزی در حوزه ادبیات فارسی شهیر است از سرمایه های استان همدان است که کمتر رسانه ها و متولیان امر در حوزه فرهنگ و ادبیات استان به جایگاه وی پرداخته اند .
وی شاعر و پژوهشگر برجسته همدانی  در زمینۀ زبان و ادبیات فارسی است و امروز به بهانه مناسبتی که با تخصص این استاد گره خورده است مشروحی از زندگینامه و اظهار نظرات وی را در ذیل میخوانید .
پورنامداریان در سال 1320 خورشیدی در همدان به دنیا آمد. پدر وی رضا پورنامداریان یکی از شاعران همدانی بود ، با آنکه از سواد خواندن و نوشتن بی‌بهره بود ، اما قریحۀ سرشار و استعداد ذاتی او او را در سرودن شعر یاری میکرد . تقی پورنامداریان در یک خانواده پرجمعیت بین خواهران و برادران خود به تحصیل ادامه داد و در رشتۀ ریاضی در زادگاهش دیپلم گرفت و مشغول به  معلمی  شد .   در همان سالها ، یکی از معلمان دبستان روستای الفوت وی را به ادمۀ تحصیل در دانشگاه ترغیب کرد. پورنامداریان در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در مقطع کارشناسی فارغ التحصیل شد و کارشناسی ارشد را در پژوهشکدۀ فرهنگ ایران ادامه داد.
وی اولین دانشجوی پژوهشکده بود که به تشویق محسن ابوالقاسمی درآزمون دکتری دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال 1358 خورشیدی با دفاع پایان نامۀ خود تحت عنوان «رمز و داستان های رمزی» به راهنمایی محمدرضا شفیعی کدکنی فارغ التحصیل شد.

  پدر و زندگی با شعر
وی درباره پدرش میگوید : من شاعر نیستم البته شاید بعدها شاعر شوم. پدرم سواد نداشت و پدرش در بچگی فوت شده و نتوانسته بود به مدرسه برود اما پیش خودش خواندن را یاد گرفته بود.
نوشتن را جور عجیبی که تنها به درد خودش می خورد می دانست مثلا «است» را «عصط» می نوشت و تنها فایدۀ این موضوع این بود که وقتی شعر می گوید با این کلمات اشعارش را حفظ کند. پدرم به شعر علاقه داشت و معلوم نبود که در حاشیۀ شعر زندگی می کند یا در حاشیۀ زندگی شعر می گوید! به نظرم در حاشیۀ شعر زندگی می کرد و به همین جهت ما را بدبخت کرد (می خندد) چنان شعر او رامشغول کرده بود که از دخل و خرج ما که دست عموی من بود، بی خبر ماند. علاقه مند بودن او به شعر باعث شد من نیز به شعر علاقه داشته باشم. در سال های اخیرا تعدادی از این ها چاپ شده است و باید شخصی مثل آقای دکتر شفیعی کدکنی در موردش نظر بدهند. من اداعای شاعری ندارم.
  از استادی ادبیات تا سفر در مه
پورنامداریان در کارنامه فعالیتی خود سالها عنوان استاد ادبیات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی را به خود اختصاص داده است . پژوهش های وی بیشتر در حوزۀ نقد و تفسیر شعر هستند. از کتاب های منتشر شدۀ او می توان به موارد زیر اشاره کرد:
«سفر در مه: تأملی در شعر احمد شاملو»، «خانه ام ابری است: شعر نیما از سنت تا تجدد»، «رمز و داستان های رمزی در ادب فارسی»، «دیدار با سیمرغ (تحلیل اندیشه و و هنر عطار)»، «درس فارسی برای دانشجویان خارجی»، «داستان پیامبران در کلیات شمس»، «در سایۀ آفتاب (ساختارشکنی رد شعر مولوی)»، «گمشدۀ لب دریا (صورت و معنی در شعر)»، «تصحیح منطق الطیر»، «فرهنگ تاریخی زبان فارسی»، «عقل سرخ (دربارۀ سهروردی)».
 روزگار تحصیل در رشته فارسی و تاثیرپذیری از استاد شفیعی کدکنی
سال آخر دانشگاه، به تهران رفتم و از جمله اساتیدم شفیعی کدکنی بود ، در دانشگاه از یک طرف به ما عرفان و تصوف به زبان عربی تدریس می کردند و از طرفی شعر شاملو و اخوان و فروغ و من فکر می کنم از میان اساتید بیشترین تأثیری که گرفتم از استاد شفیعی بود.
کتاب تأملی در مورد شعر احمد شاملو که بعدها سفر در مه نام گرفت، یادگار تکلیفی است که آقای دکتر شیفی به من دادند. زمانی که شاگرد ایشان بودم خیلی ها شاملو و نیما را شاعر نمی دانستند ولی از خوبی دهات این بود که فرصت زیادی داشتم که اشعار این شاعران معاصر را مطالعه کنم.
در این کلاس ها بود که با مقدمات نقد ادبی و بلاغت آشنا شدم و خود ادامه دادم. هیچگاه در نوشته هایم تحت تأثیر یک نظریه مطلبی را نمی نویسم. اول سعی دارم که آن نظریه را جذب کنم و بفهمم و بعد خود فکرم را پیاده می کنم و آثاری را که خواندم تنها به عنوان شاهد برای صحت سخنانم می آورم.
 کتاب رمز و داستان های رمزی یک کنجکاوی بود که من نوشتم. استادی داشتیم که وقتی آثار سهروردی را می خواند و ما می پرسیدیم معنای این کلمات چیست؟!
پاسخ می گفتند که رمز است و توضیح بیشتری نمی دادند. برای من این رمزها در بسته ای بود. به همین جهت رسالۀ دکتری خود را با این موضوع مطرح کردم. در آن زمان منابعی برای مطالعاتم نداشتم. یادم هست که از سال 1353 تا 1357 که دکتر خانلری راهنمای من بودند هیچ ننوشته بودم، نزد ایشان رفتم و گفتم که این مقدمۀ هفتاد – هشتاد صفحه ای برای پایان نامۀ من است.
وی میگوید : به یاد دارم در زمانی که در دهات معلم بودم شعر شاملو و اخوان و نیما و فروغ را می خواندم و وقتی می خواندم لذت می بردم اما نمی فهمیدم این شعرها چه می گویند و چرا لذتبخش هستند. در زمان دانشجویی به دنبال شخصی بودم که معانی آن را درک کنم. خیلی ها شعر شاملو را از حفظ بودند و بسیاری در باره اش کتاب و مقاله ای نوشته بودند اما نمی توانستند به سوالات من پاسخ بگویند.
  رستم و اشکبوس فردوسی
و زیبایی ها مخفی در شعر فارسی
در این زمان حضور در کلاس های دکتر شفیعی کمک بسیاری به من کرد که خیلی چیزها را بفهمم. افتخار من شاگردی ایشان است و تحقیقات من از نظرات ایشان بوده است.
خواندن کتاب های «دلایل اعجاز قرآن» جورجانی یا «تفسیر کشاف» زمخشری که شامل نکته های ظریفی است که در حافظ پیدا کرده است، همگی کمک می کند که در برخی مسائل دقت بیشتری داشته باشیم. این دقت بیشتر ناشی از تأمل است. مثالی از شاهنامه می گویم:
در داستان رستم و اشکبوس فردوسی، وقتی اشکبوس از رستم نامش را می پرسد، رستم پاسخ می دهد:
مرا مادرم نام مرگ تو کرد
زمانه مرا پتک ترک تو کرد
در این بیت فردوسی آواهای انسدادی را مطرح کرده است. یعنی برای تلفظ آن ها زبان پشت لب گیر می کند تا شما باقی را بگویید مثل «ت» و «د»، وقتی می گویید «د» از پشت دندان زبان درنمی آید تا این حرف به طور کامل بیان شود. این ها باعث می شود این مصرع مقطع خوانده شود و وقتی مقطع خوانده می شود صدای خوردن پتک را می شنویم. از این زیبایی ها که بسیاری مخفی هستند در شعر فارسی بسیار است.


 تصویری از خشونت جنگ در شعر فردوسی
یا مثلا وقتی فردوسی می خواهد خشونتی را در میدان جنگ در شعر حماسی به تصویر بکشد و رستم می خواهد به اشکبوس تیری بزند، می گوید:
ستون کرد چپ را و خم کرد راست
خروش از خم چرخ چاچی بخواست
چرا این «خ» و «چ» ها را در پی هم آورده است؟ آیا نمی توانست کلمات دیگری به کار گیرد؟ ولی ترکیب این «خ» و «چ» ها مثل صدای زنجیری است که بر سنگ بکشند و خشونت میدان جنگ را نشان می دهد. این تأملات باعث می شود دانشجویان از لذت زیبایی شناسی بهرۀ بیشتری ببرند. تمام این ها را با دقت زیاد کشف کردم.

 شعر معاصر و گزاره های بی مصداق
وی در زمینه نوع نگاهش به شعر فارسی میگوید : با این اشعاری که امروزه پیدا شده هر چه دوست دارند می گویند. در جایی تدریس می کردم گفتند که خانمی در مورد شعرهای دهۀ هفتاد نظراتی داده اند. گفتم که خودش برای دیدار من بیاید. جلسه ای داشتیم و هر چه از او می پرسیدم و حتی دلیل جمله ای که به کار برده بود را نمی دانست. می گفت پنجاه سال بعد اشعار ما را می فهمند. می گفتم جمله ای که از نظر دستوری به کار بردی غلط است و می گفت که شاعر باید بر دستور حاکم باشد نه دستور حاکم بر شاعر! اگر اینگونه باشد پس چه کسی شاعر نیست. دادائیست ها همین کارها را می کردند و کلمات روزنامه را می بریدند و کنار هم می گذاشتند و می گفتند ما شاعریم. اگر قرار باشد هر شخص هر کلامی را بدون هیچ منطق دستوری ترکیب کند و بگوید این شعر است پس همه شاعرند! شما هیچوقت گزارۀ بی معنی نمی توانید بسازید. گزارۀ بی معنی در زبان وجود ندارد، گزارۀ بی مصداق وجود دارد. به عنوان مثال شخصی می گوید:” حسن در دریا غرق شد!” خب این یک گزارۀ عادی است و معنی دار ولی اگر بگویند “دریا در حسن غرق شد” مصداق ندارد که می گوییم بی معنی است. بسیاری از این شعرها گزاره های بی مصداق هستند. “گنجشک درختی را بر پشت نهاد و به آسمان رفت!” خب این مصداق ندارد. این بی مصداقی گاهی ممکن است در نظریه ای پیدا شود و بتوانید در کل شعر بر این بی مصداقی، مصداق پیدا کنید. وقتی مولوی می گوید:

 شعر فارسی و ساخت‌شکنی در شعر مولوی
پورنامداریان نویسنده کتاب شعر فارسی و ساخت‌شکنی در شعر مولوی در کتاب خود  کوشیده است منشا عادت ستیزی‌ها را در زبان و بیان شعر مولوی بشناساند .وی به همین منظور بحثی از "عشق و غزل "مطرح ساخته تا امکان مقایسه شعر مولوی با میراث شعری قبل از او و تجدد و تحولی که او در این سنت به وجود آورده فراهم آید .بخش بعدی کتاب به بررسی زبان قرآن اختصاص دارد به ویژه به آن بخش از شیوه بیانی خاص قرآن توجه گردیده که بیشتر بر ذهن مولوی تاثیر گذارده است .نویسنده در بخش دیگر کتاب، تاثیر جهان‌بینی عرفانی و تجربه‌های خاص متاثر از این جهان‌بینی را به منظور مقایسه آن با بافت وحی، و تاثیر آن را بر ساختار زبان مولوی پی می‌گیرد .در بخش بعدی، تاثیر این جهان‌بینی بر زبان، و تحولی که مولوی در نتیجه تاثر از بافت ناشی از آن جهان‌بینی و تجارب عرفانی در غزل پدید آورده است تحلیل می‌شود.
مبحث دیگر کتاب درباره اسباب ساخت شکنی در غزل مولوی است به ویژه ساخت شکنی‌هایی که به ابهام‌های گوناگون در غزل او منجر شده است .بخش آخر کتاب مربوط به شیوه بدیع داستان‌پردازی مولوی در مثنوی، همچنین ساخت شکنی‌های دیگری است که مثنوی مولوی را از دیگر مثنوی‌های عرفانی متمایز می‌سازد .



بازگشت
نظرات بینندگان :
نظر شما :
   
نام*
ایمیل* ایمیل محفوظ می باشد
نظر*
کد امنیتی*
کد امنیتی

 
پاکی آوردی ای امید سپید
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
 
 
گزارش گزارش ویژه یادداشت تحلیل سرمقاله دانلود
صفحه نخست آخرین اخبار درباره ما ارتباط با ما  پیوندها  
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.

 
روزنامه همدان پیام ( اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول: نصرت ا... طاقتي احسن  -  سردبير: يدا... طاقتي احسن
نشاني: همدان، خيابان شريعتي، ابتداي خيابان مهديه، ساختمان پيام
تلفن: 8264433 (0811)  -  فکس: 8285048 (0811)  -  سازمان نیازمندی: 8264400 (0811)  - ايميل: info@hamedanpayam.com