ملایر - زهرا امیری: شهره قیاسوند، متولد ۱۳۷۰، زندگی خود را با ریتم ورزش عجین کرده است. او که از ۶ سالگی قدم به دنیای حرفهای ورزش گذاشته، امروز نه تنها یک بازیکن و مربی باسابقه بدمینتون، که الگویی برای استقامت و بلند شدن پس از هر شکست است. به مناسبت هفته تربیت بدنی،گفتوگویی با او انجام دادهایم که در ادامه میخوانید:
ورزش از کجا آغاز شد؟
از6،5 سالگی همراه پدرم به طبیعتگردی و کوهنوردی میرفتیم. ایشان بودند که مرا با ورزش آشتی دادند. بهطور جدی از 6سالگی ورزش را آغاز کردم و از دهسالگی در مسابقات کشوری شرکت کردم و عضو ثابت تیم بدمینتون استان بودم.
تخصص اصلی شما بدمینتون است؟
بله، این رشته را بهصورت کاملا حرفهای در همه ابعاد بازیکنی، مربیگری و داوری دنبال کردم. کسب مقامهای نخست، دوم و سوم کشوری در بخشهای انفرادی و تیمی، با توجه به رقابت سنگین این ورزش در آسیا، برایم افتخار بزرگی بود.
از فعالیتهای دیگرتان بگویید؟
در کنار بدمینتون، رشتههای زیادی را بهصورت تفریحی و مسابقهای تجربه کردم؛ اسکیت، فریزبی، کراس فیت، کوهنوردی، اسلک لاین، درهنوردی و سنگنوردی. حتی در رشتههای کمترشناختهشدهای مثل هاکی و راگبی نیز فعالیت داشتم. یکی دیگر از رشتههای تخصصی من «آلتیمیت فریزبی» است که با تیم استان همدان در آن همکاری دارم و در سال ۱۴۰۰ توانستیم قهرمان لیگ طلایی کشوری شویم. در حال حاضر سرپرست انجمن بدمینتون دانشگاههای پیام نور استان و رئیس کمیته داوران بدمینتون استان همدان را برعهده دارم و همچنین 4سال نایب رئیس هیأت بدمینتون شهرستان ملایر و 2سال نایب رئیسی هیأت سوارکاری از دیگر فعالیتهای من بوده است.
در 3سال اخیر چه کردید؟
اگرچه به دلایلی از عرصه قهرمانی کمی فاصله گرفتم، اما این به معنای دوری از ورزش نبود. در سال گذشته، موقعیت شغلی بسیار خوبی برایم پیش آمد و مشغول به کار شدم. این نقش به نظر من با روحیاتم سازگاری کامل داشت و حالا سعی میکنم در سیستم اماکن ورزشی بهطور فعال حضور داشته باشم. این تجربه، پلهای است برای رسیدن به آرزوی بزرگترم.
بزرگترین چالشهای شما به عنوان یک ورزشکار زن چه بوده است؟
متأسفانه برای ما بانوان در ایران، چالشهای زیادی وجود دارد. نبود اسپانسر و حمایت مالی، نبود موقعیت مناسب برای تمرین و نبود امکانات کافی از موانع اصلی بودهاند. از دوران کودکی نیز به ما میگفتند شما بچههای شهرستانی هستید و برای رسیدن به جایگاه یک ورزشکار پایتختنشین، باید بسیار بیشتر تلاش کنید. حتی در مسابقات کشوری، گاهی احساس میکردم حمایتهای بیشتری از بازیکنان تیمهای دیگر میشود.
منبع الهامبخش شما چیست؟
در خانواده، پدرم بزرگترین مشوق من بودند. اما در نهایت، خود مسیر ورزشی برایم الهامبخش بوده است؛ حتی زمینخوردنها و آن حس «دوباره آغاز کن»، انگیزهای قوی برای ادامه راه به من میداد.
تعریف شما از یک «قهرمان» چیست؟
از نظر من، قهرمان کسی نیست که فقط میبرد؛ قهرمان کسی است که وقتی شکست میخورد، میتواند بلند شود و ادامه دهد. شکست برای من یک تلنگر است، نه پایان راه. تا زمین نخوری، نمیتوانی بلند شوی.
توصیه شما به دختران جوانی که رویاهای ورزشی دارند چیست؟
اگر به چیزی علاقه دارید، دنبالش بروید. حتی اگر در آن مسیر تنها بمانید، ارزشش را دارد. یک روز تمام آن تلاشها به شما لبخند خواهد زد. ورزش شما را قوی میکند، باعث میشود بهتر تصمیم بگیرید، خودتان را باور داشته باشید و استقلال پیدا کنید. این یعنی قدرت.
اهداف و آرزوهایتان برای آینده چیست؟
مدت کوتاهی است که به دنبال دریافت مدرک نجاتغریق هستم تا در حوزه ورزشهای آبی فعالیت کنم. در بلندمدت، با توجه به تحصیلاتم در مدیریت ورزشی و تجربهای که اکنون در شغلی که دارم به دست آوردهام، بهطور جدی رویای مدیریت یک مجموعه ورزشی بزرگ را دنبال میکنم و حتی علاقهمندم روزی در سطوح بالاتر، مانند وزارت ورزش، بتوانم نقشآفرینی کنم. رویای بزرگم برای ورزش کشور این است که ورزش جدیتر گرفته شود. برای برخی رشتهها هنوز تیم ملی نداریم. امیدوارم روزی برسد که همه بانوان در این رشتهها بدرخشند. برای این تغییر، نیاز به امکانات واقعی و فضای امنی داریم که زنان بتوانند بدون ترس اهدافشان را دنبال کنند.
سخن پایانی؟
گاهی زندگی تو را مجبور میکند متوقف شوی. این توقف اشکالی ندارد؛ گاهی به زمان نیاز داری تا استراحت کنی. اما این به معنای بلند نشدن و آغاز نکردن دوباره نیست. هر کاری را که میخواهی آغاز کنی، باید با دلیل و عشق باشد. هیچ چیزی با اجبار پیش نمیرود.