شهر پر از بنر و پوستر است. مدیران در برنامههای «روز همدان» فعالاند و عکاسان و خبرنگاران هم سوژههای خوبی پیدا کردهاند. اما کمی آنطرفتر، خبری از «روز همدان» نیست. برای مردم عادی - حتی اگر بدانند یکم شهریور به نام همدان ثبت شده - این روز تفاوتی با روزهای دیگر ندارد. درگیر کار و زندگیاند و جشن و مراسم برایشان خیلی اهمیتی ندارد.
واقعیت این است که «روز همدان» هیچوقت به یک جشن عمومی و مردمی تبدیل نشده. چرا؟
یکم: برنامههای «روز همدان» به طور عمومی در 2سطح برگزار میشوند. سطح نخست مخصوص نخبگان است؛ به بهانه تولد بوعلی سینا. اساتید و بزرگان جمع میشوند و درباره او سخنرانی میکنند. طبیعی است که مردم عادی جایی در این جمع ندارند و جذابیت خاصی هم برایشان نخواهد داشت.
سطح دوم هم جشنهایی است که قرار بوده برای مردم باشد؛ اما محتوای تکراری و خستهکننده باعث میشود کسی ذوقی برای ماندن نداشته باشد. موسیقی هم اگر هست، یا سنتی است (که خیلی به فضای پاپیولار جشن نمیخورد) یا از خوانندگان درجهدو کشوری دعوت میشود. هنرمندان همدانی هم "به حق" گلایه دارند که چرا خودشان در این روز دیده نمیشوند.
دوم: مخاطب اصلی این برنامهها چه کسانی هستند؟ بیشتر مدیران و افراد میانسال. جوانترها کمتر جذب میشوند. چرا؟ چون برای نسل Z، این برنامهها «دمده»، «بیکلاس» و «بیمزه» به نظر میرسند. جوانی که وقتش را در اینستاگرام و یوتیوب میگذراند را اگر حتی دعوت هم کنیم به جشن روز همدان، با انواع مجریهایی که در اوج بیمزگی سعی میکنند بامزه باشند، مهمانهایی که دو کلمه بلد نیستند با گویش همدانی حرف بزنند و محتوایی که هیچ ربطی به نسل Z ندارد، بدون شک خمیازه میکشد و نمیماند. نتیجهاش میشود اینکه در روز همدان، 2 همدان داریم. همدانِ آنهایی که در برنامههای «روز همدان» شرکت میکنند و همدان آنهایی که این روز اصلا اهمیتی برایشان ندارد.
سوم: برای نسل Z باید هویت شهری همدان را با روشهای تازه زنده کرد. با شیوههای قدیمی و امتحانپسداده نتیجهای حاصل نخواهد شد. ورود هنرمندان و فرهنگسازان بومی به شبکههای اجتماعی و تولید محتوای مدرن، میتواند یک راهحل کوتاهمدت باشد. راه بلندمدت هم از خانه و مدرسه میگذرد، که البته بحث دیگری است و غمانگیزتر از حرفهای امروز.
پینوشت: بیانصافی است اگر از برخی کارهای خوب شهرداری نگوییم، به طور مثال همین بنر: «همدانیها نمیگن سرفه، میگن کُخه.» درواقع بامزه و خلاقانه بود.