| يكشنبه - 1 شهريور 1405 - شماره علوم |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کد مطلب: 147851 |
تاریخ انتشار: 1405-04-16 - 15:32 |
تعداد بازدید: 38 |
|
|
|
|
درد دلهای غار گروگان
گردشگری
سلام! من همان غاری هستم که میلیونها سال طول کشید تا طبیعت خلقم کند و چند دهه کافی بود تا آدمها تکلیفم را نامعلوم کنند.
اسمم علیصدر است؛ البته این روزها بیشتر مرا با عنوان «پرونده علیصدر» میشناسند. ازقبل گردشگرها برای دیدنم صف میکشیدند، حالا نوبت صف مدعیان است. انگار هر کس از کنارم رد میشود، اول میپرسد: «ببخشید، سهم من از این غار دقیقاً کجاست؟»
راستش را بخواهید، من از همان روز اول اشتباه کردم که از دل کوه بیرون آمدم. اگر میدانستم قرار است این همه صاحب پیدا کنم، همان زیر سنگها میماندم و با خفاشها معاشرت میکردم. آنها دستکم هیچوقت بر سر مالکیت من جلسه نمیگذاشتند.
من میلیونها سال آب را در رگهایم جاری نگه داشتم، قندیلها را میلیمتر به میلیمتر ساختم و صبر کردم تا روزی مایه افتخار ایران باشم. فکر میکردم وقتی کشف شدم، دوروبرم پر میشود از موزه، بازارچه صنایعدستی، اقامتگاههای بومگردی، جشنوارههای گردشگری و روستاهایی که از برکت حضور گردشگران جان تازه بگیرند.
اما درظاهر آدمها برنامه دیگری داشتند.
به جای آنکه مرا بهانه توسعه کنند، مرا موضوع دعوا کردند.
سالها گذشت و هر گروهی آمد، اول دور مرا خط کشید؛ یکی گفت این قسمت مال ماست، دیگری گفت نه، آن قسمت حق ماست، سومی گفت اگر چیزی هم نماند، لااقل اسمش برای ما باشد!
گاهی احساس میکنم اصلاً غار نیستم؛ زمین کشاورزیام که ورثه هنوز پس از چند نسل نتوانستهاند تقسیمش کنند.
راستی، این روزها لقب تازهای هم گرفتهام؛ «گروگان»
چه کسی فکرش را میکرد روزی برسد که نه دزدهای فیلمهای هالیوودی، بلکه خود آدمهایی که سالها کنارم زندگی کردهاند، مرا گروگان بگیرند؟ نه اینکه آنها دشمن من باشند؛ نه. آنها هم سهمی از رنج این سالها دارند. سالها به جای آنکه گردشگری، اقتصاد منطقه را آنقدر بزرگ کند که همه از سفرهاش نان بخورند، آنقدر سفره را کوچک نگه داشتیم که حالا هر کس برای تکهای از آن دست دراز میکند. نتیجهاش هم این شد که روزی درِ غار را بستند و من، با همه عظمت چند میلیون سالهام، شدم گروگان اختلافات زمینی.
اعتراف میکنم آن روز خیلی خجالت کشیدم.
نه برای خودم؛ برای گردشگری که از صدها کیلومتر آنطرفتر آمده بود تا شگفتی طبیعت را ببیند، اما با نمایش دیگری روبهرو شد؛ نمایشی که در آن، یک غار باید ثابت کند متعلق به چه کسی است.
راستش هنوز هم نمیفهمم مگر میشود یک میراث ملی را مثل گلدان خانه بغل کرد و گفت «مال خودمان است»؟
من اگر قرار بود فقط متعلق به یک روستا یا یک شهر باشم، این همه سال لقب سرمایه ملی را یدک نمیکشیدم.
جالب اینجاست که هیچکس از من نمیپرسد در این چند دهه چقدر رشد کردهام. کسی نمیگوید چرا اطرافم هنوز آنگونه که باید به قطب گردشگری تبدیل نشده است؟ چرا روستاهای اطرافم از ظرفیت حضور میلیونها گردشگر آنقدر که باید بهره نبردهاند؟ چرا برند «علیصدر» هنوز نتوانسته صدها کسبوکار کوچک را زیر بال خود بگیرد؟
این پرسشها سخت است؛ پرسیدن «سهم من کو؟» خیلی راحتتر است.
گاهی فکر میکنم اگر همین میزان انرژی که صرف دعوا بر سر من شد، صرف ساختن آینده میشد، حالا شاید هر روستای اطرافم یک جاذبه مستقل گردشگری داشت، هر خانوادهای سهمش را از رونق اقتصادی میبرد و دیگر کسی لازم نبود برای گرفتن حقش، خود غار را به گروگان بگیرد.
اما ما راه سادهتر را انتخاب کردیم؛ به جای بزرگ کردن کیک، سر کوچکترین برشهایش دعوا کردیم.
من هنوز همان غارم؛ همان آب زلال، همان قندیلهای هزاران ساله، همان دالانهای شگفتانگیز.
فقط فرقش این است که قبلاً نگران ریزش سقف بودم، امروز نگران ریزش عقلانیت.
طبیعت برای ساختن من میلیونها سال وقت گذاشت؛ کاش ما هم چند دقیقه وقت بگذاریم و قبل از آنکه دنبال سهم خودمان باشیم، فکر کنیم اگر این سرمایه ملی آسیب ببیند، دیگر سهمی برای هیچکس باقی نخواهد ماند.
ارادتمند؛
غاری که آرزو داشت مقصد گردشگران باشد، نه میدان مسابقه مدعیان.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
|
|
 |
|
|
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.
|
|
|
روزنامه همدان پیام (
اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي،
سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول:
نصرت ا... طاقتي احسن
-
سردبير: يدا... طاقتي
احسن
نشاني: همدان، خيابان
شريعتي، ابتداي خيابان مهديه،
ساختمان پيام
تلفن: 8264433
(0811)
- فکس: 8285048
(0811) - سازمان
نیازمندی: 8264400
(0811) - ايميل:
info@hamedanpayam.com |
|