نمایشگاه اقوام و عشایر رویدادی بود که مردم را به دلیل نوع محتوی و عنوان به سمت خود دعوت میکند. این رویداد از روز دوشنبه هفته گذشته آغاز و تا امروز ادامه دارد. این رویداد با گرد هم آوردن سوغات و فرهنگ عشایر و استانهای دیگر در استان همدان افتتاح شد تا همچون نگارینهای زنده، اصالت و تنوع فرهنگی ایران کوچک را در قلب این استان به نمایش بگذارد.
اما پس از آغاز به کار، مورد نقد برخی کارشناسان و رسانهها قرار گرفت؛ نقدی که برگرفته از نوع محتوی تکمهوری بر اساس سوغات و خورد و خوراک استانها برنامهریزی شده بود.
در این زمینه محمدرضا عراقچیان کارشناس برنامهریزی و توسعه شهری در یادداشتی که در اختیار روزنامه همدان پیام قرار داد عنوان کرد: نمایشگاه اخیر اقوام در همدان در گام نخست توانست مردم را گرد هم بیاورد و فضای گفتوگو و شناخت ایجاد کند. اما در لایه محتوایی، با وجود تلاش مجریان، کمبودهایی داشت که اگر جدی گرفته شود، میتواند کیفیت دورههای بعد را ارتقا دهد.
هویت یک قوم فقط لباس رنگی یا یک سینی خوراک نیست. بخشهایی حیاتی مانند معماری، زبان، موسیقی، آئینها، زبان بدن، اسطورهها و الگوهای زیستی اقلیممحور در این نمایشگاه غایب بود یا بسیار کمرنگ ارائه شد.
معماری اقوام از خانههای بادگیردار جنوب تا پلانهای مسکونی کردها و ترکها کالبد فهم سبک زندگی است، اما جایی برای آن تعریف نشده بود.
موسیقی اقوام که یکی از غنیترین لایههای فرهنگ ایرانی است، تنها به چند اجرا خلاصه شد، و نه روایتگری ریشهها و تفاوتها. در حوزه زبان نیز گویشها و ساختارهای زبانی اقوام معرفی نشد؛ گویی فرهنگ فقط با چشم دیده میشود نه با گوش.
حتی رفتارهای انسانی از نوع سلامکردن تا نحوه پذیرایی که حامل لایههای عمیق فرهنگیاند، در فضا دیده نمیشدند. این کمبودها باعث شد تصویر ارائهشده از اقوام، سطحیتر از واقعیت باشد.
ایران را معمولا با تعبیر سرزمین رنگها میشناسیم؛ نه از جنس توصیف شاعرانه، بلکه بهعنوان واقعیتی عینی در جغرافیای انسانی این سرزمین. اقوام ایرانی، همان طیفهای رنگیاند که اگر کنار هم قرار نمیگرفتند، معنایی از نام ایران باقی نمیماند. تفاوت ما با کشورهای تکقومیتی نیز همین است، آنها یک مداد رنگی دارند، ما یک جعبه کامل. اما ارزش این جعبه زمانی آشکار میشود که فرصت دیدهشدن و بروز یابد؛ و یکی از مهمترین ابزارهای این دیدهشدن، نمایشگاهها و جشنوارههای اقوام است.
ایران کشوری است که پیرامونش را حلقهای از اقوام همریشه و هممرز در خوزستان، آذربایجان، کردستان، خراسان، سیستان و بلوچستان و جنوب احاطه کردهاند.
هر کدام از این اقوام نه تنها هویت فرهنگی دارند، بلکه نقش مستقیم در امنیت سرزمینی ایفا میکنند. هرچه پیوند مردم با سرزمین و ملت قویتر باشد، امنیت پایدارتر خواهد بود. نمایشگاههای اقوام، برخلاف تصور سادهانگارانهای که آن را صرفاً جشن و لباس و موسیقی میبیند، رویدادهای امنیت نرم هستند؛ جایی که هویتها به رسمیت شناخته میشود و حس تعلق افزایش مییابد.
در کشوری با چنین تنوعی، نادیدهگرفتن اقوام یا ناآشنایی با سبک زندگی آنها، زمینهساز شکافهای اجتماعی است. اما مشارکت در رویدادهایی که امکان دیدن، شنیدن و درک متقابل میدهد، ترسها و سوءبرداشتها را از میان میبرد.
مردم وقتی با آئینها، خوراکها، رفتارها و موسیقی اقوام مختلف روبهرو میشوند، متوجه میشوند که دیگری نه تهدید است و نه عجیب؛ فقط بخشی از پازلی بزرگتر بهنام ایران است.
نام همدان در ریشههای تاریخی خود به معنی محل تجمع است؛ و این فقط یک ریشه زبانی نیست، بلکه واقعیتی تاریخی است. از دوره مادها و هخامنشیان تا امروز، همدان نقطه تلاقی اقوام، ادیان، مفاخر و مهاجرانی بوده که در این شهر آرام گرفتهاند. این شهر یک پدربزرگ تاریخی است که فرزندان مختلف را در دامنه الوند پذیرفته است. همین ویژگی، همدان را به یکی از مناسبترین بسترها برای برگزاری نمایشگاههای اقوام تبدیل میکند.
وقتی شهری چنین پیشینهای دارد، مسئولیتش هم بیشتر است؛ باید بتواند نقش خود را بهعنوان مرکز روایت هویت مشترک اقوام ایرانی بازیابی کند. اما این نقش بدون برنامهریزی کارشناسی در نمایشگاهها محقق نمیشود.
ایران؛ حرکت دائمی اقوام و پیوند آنها با زبان فارسی هویت ایرانی، یک هویت ایستا نیست. اقوام همیشه در حال حرکت، مهاجرت و آمیختن بودهاند. شهرهای مرزی و مرکزی بارها جمعیت عوض کردهاند و زبان فارسی همچون نخ ابریشم، این ترکیب رنگارنگ را به هم متصل کرده است. نمایشگاههای اقوام اگر درست و علمی برگزار شوند، میتوانند این حرکت و آمیختگی را روایت کنند؛ نه صرفاً نمایش کالاها و خوراکها.
همدان ظرفیت آن را دارد که پایتخت گفتوگوی اقوام ایرانی باشد. اما این نقش زمانی معنا پیدا میکند که رویدادهای اقوام به سطح حرفهای و علمی ارتقا یابد؛ یعنی از نمایش صرفاً نمادهای ظاهری عبور کند و وارد معرفی ریشهها و لایههای هویتی شود. اقوام سرمایهاند؛ اما سرمایهای که اگر فقط تماشا شود و بهدرستی روایت نشود، فرصت توسعهای آن از دست میرود.