ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
 
دوشنبه - 30 شهريور 1405 - شماره 5515
 


امروز : سه شنبه ، 31 شهريور 1405

Today : Mon, September 21, 2026

ارتباط با سرویس ها - پذیرش آگهی * آدرس ما درشبکه های اجتماعی hamedanpayam@
 
کد مطلب:  145799 تاریخ انتشار:  1404-09-25 - 06:29 تعداد بازدید:  202
ارسال به دوستان
نسخه چاپی

خانه‌های رها شده، زخم‌های باز بافت تاریخی

نویسنده : مریم مقدم

گردشگری


شهرداری کجای نجات خانه‌ها ایستاده است؟

همدان، شهری که لایه‌های تاریخش از هگمتانه تا محله‌های کهن امروز امتداد یافته، این روزها با تناقضی جدی روبه‌روست، از یک‌سو در آستانه ثبت جهانی و توسعه گردشگری قرار دارد و از سوی دیگر، خانه‌های تاریخی‌اش یکی پس از دیگری یا فرسوده و رها می‌شوند یا زیر فشار اقتصاد زمین و ساخت‌وساز، کارکرد و معنای خود را از دست می‌دهند.

مسأله دیگر صرفاً مرمت یک بنا نیست؛ بحث بر سر حفظ سرمایه‌ای است که هویت شهری، حافظه جمعی، ظرفیت اقتصادی و حتی انسجام اجتماعی محله‌ها را در خود حمل می‌کند. مشارکت بخش خصوصی موردی است که روی آن بارها در رسانه‌ها تأکید شده است، نجات‌بخش خانه‌های تاریخی همدان از تخریب دقیقا بر نقطه‌ای دست گذاشت که امروز محور اصلی سیاست‌گذاری میراث در بسیاری از شهرهای تاریخی است. دولت به‌تنهایی توان مالی و اجرایی احیای همه بناها را ندارد، بنابراین بدون ورود بخش خصوصی و ایجاد انگیزه اقتصادی برای مالکان، روند تخریب متوقف نخواهد شد. اما همین گزاره، اگر بدون چارچوب روشن، نظارت حرفه‌ای و نقش‌آفرینی شهرداری اجرا شود، می‌تواند از «نجات بنا» به «تجاری‌سازی بی‌ضابطه» برسد؛ یعنی بنا بماند اما بافت پیرامونی، کیفیت تاریخی و عدالت شهری قربانی شود.

 چرا حفظ خانه‌های تاریخی همدان حیاتی است؟
 
خانه تاریخی یک شیء موزه‌ای منفک از زندگی نیست؛ بخشی از سازوکار شهری است. این بناها معماری بومی، الگوی زیست محله‌ای، اقلیم ‌پاسخ‌بودن فضاها، مهارت استادکاران و سبک زندگی گذشته را نشان می‌دهند. 

نابودی آنها فقط حذف چند دیوار نیست؛ قطع زنجیره‌ای است که شهر را به ریشه‌هایش متصل می‌کند. در همدان که بسیاری از جاذبه‌ها درون شهر و در بافت‌های مسکونی-تجاری قرار دارد، حذف خانه‌ها یعنی بی‌رمق شدن «گردشگری شهری» و تبدیل مقصد تاریخی به شهری صرفاً عبوری. 

از منظر اقتصادی نیز احیای خانه‌های تاریخی می‌تواند «موتور محرک مشاغل گردشگری و صنایع‌دستی» باشد؛ چرخه‌ای از اشتغال استادکاران مرمت، تأمین‌کنندگان مصالح سنتی، صنایع‌دستی، راهنمایان گردشگری، اقامتگاه‌ها و رستوران‌ها می‌توانند پس از مرمت خانه‌های تاریخی فعال شوند.

 اما این ظرفیت وقتی واقعی است که تغییر کاربری‌ها هدفمند، توجیه‌پذیر و متناسب با ظرفیت محله باشد. اگر خانه‌ای تاریخی صرفاً به یک واحد تجاری پررفت‌وآمد تبدیل شود که ترافیک، مزاحمت و افزایش قیمت زمین را تشدید کند، محله از ساکنان بومی خالی می‌شود و «هویت انسانی بافت» از بین می‌رود؛ در این صورت، ما بنایی را نگه داشته‌ایم اما شهر تاریخی را از دست داده‌ایم.

 خانه‌ها در وضعیت اضطرار؛ روایت منتقدان از رهاشدگی تا بی‌مشوقی
 بسیاری از آثار ثبت ملی در معرض تخریب‌اند و اراده‌ای برای مرمت از سوی نهادهای مختلف دیده نمی‌شود؛ از میراث فرهنگی تا اوقاف و شهرداری.

 او مصادیقی را مطرح می‌کند که نشان می‌دهد بحران محدود به خانه‌ها نیست و بناهای مذهبی، آرامگاه‌ها و حتی میراث طبیعی نیز درگیرند؛ از ریزش سنگ و کاشی تا آسیب رطوبت. رها شدن خانه پوستی‌زاده (که قرار بود بوتیک‌هتل شود) همچنین نابودی خانه‌هایی در محله جولان، و نیز مشکلات مربوط به عمارت نراقی بیانگر نبود نگاه اقتصادی و نبود طرح‌های تشویقی برای مالکان است. وقتی مالک احساس کند نگهداری از خانه فقط هزینه و محدودیت است و در مقابل سود تخریب و نوسازی بیشتر، طبیعی است که انگیزه حفظ کاهش می‌یابد. 

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که سیاست‌گذاری شهری باید وارد شود، نه صرفاً با تذکر و برخورد، بلکه با طراحی بسته‌های تشویقی، تضمین‌های حقوقی و مدل‌های درآمدزا. 

در حال حاضر، خانه‌ای در محوطه چرچره یا همان محوطه ساعی به نام خانه میرزایی پارسا توسط مالک به یک نجات‌بخشی مطلوب رسیده است که لازم است هم میراث فرهنگی و هم شهرداری به عنوان یک الگوی ارزشمند با ارائه بسته‌های تشویقی به حیات مداوم آن کمک کنند.

 شهرداری و شورای شهر نیز مورد انتقاد هستند که در محدوده بافت تاریخی مشوقی ارائه نمی‌دهند و برخی بناها به پاتوق آسیب‌های اجتماعی تبدیل شده‌اند. اینجا مسأله به‌وضوح از حوزه «میراث» خارج می‌شود و به حوزه «مدیریت شهری» می‌رسد. وقتی یک خانه تاریخی رها می‌شود و ناامنی ایجاد می‌کند، موضوع صرفاً حفاظت از بنا نیست؛ امنیت محله و حق شهروندان نیز مطرح است.

 پاسخ میراث فرهنگی؛ محدودیت بودجه و نسخه مشارکت ۵۰-۵۰ 

معاون میراث فرهنگی استان همدان با واقعیتی که در اغلب استان‌ها مشترک است، روبه‌روست و آن این مهم است که تعداد بناها زیاد است و بودجه محدود. حمیدرضا حیدری در گفت‌وگو با برخی رسانه‌ها تأکید می‌کند خانه‌هایی را که مالک خصوصی دارند نمی‌توان به‌طور کامل با منابع دولتی مرمت کرد مگر در شرایط اضطراری یا با همکاری مالک؛ بنابراین مدل «مشارکت ۵۰ درصدی» میان مالک و میراث اجرا می‌شود.

او همچنین می‌گوید هر سال فهرستی برای تخصیص اعتبار به وزارتخانه ارسال می‌شود اما بدون علاقه و همراهی مالکان، احیا کامل نمی‌شود. این مدل اگرچه در نگاه نخست منطقی است، اما 2 شرط کلیدی دارد: نخست اینکه باید برای مالکان «قابل انجام» باشد. در شرایط تورم مصالح و دستمزد، سهم ۵۰ درصدی مالک می‌تواند از توان بسیاری خارج باشد. نتیجه آن می‌شود که بناهای متعلق به مالکان کم‌درآمدتر سریع‌تر تخریب می‌شوند و بناهای متعلق به سرمایه‌داران شانس بیشتری برای بقا پیدا می‌کنند.

 این یعنی نابرابری در حفاظت. دوم اینکه باید با مشوق شهری همراه شود. صرف گفتن ۵۰-۵۰، بدون امتیازات مالیاتی، تسهیلات بانکی، کمک‌های فنی، یا امکان بهره‌برداری اقتصادی کنترل‌شده، به نتیجه پایدار نمی‌رسد. 

حیدری نمونه‌هایی از احیای موفق را نیز مطرح می‌کند. مهم‌ترین نمونه در شهر همدان، خانه احمدی در بلوار عین‌القضات است که با مرمت بخش خصوصی به مجموعه فرهنگی، رستوران و اقامتگاه عمارت دهلیز تبدیل شده و اکنون از نمونه‌های بهره‌برداری معرفی می‌شود. 

این تجربه نشان می‌دهد تغییر کاربری می‌تواند به بازگشت بنا به چرخه زندگی منجر شود، به شرط آنکه اصالت معماری، ظرفیت محله و سازوکار نظارت رعایت شود.

 او همچنین درباره خانه عبادی در خیابان پاستور می‌گوید برخلاف ادعاها کاملاً مرمت شده و مرکز اسناد میراث فرهنگی در آن مستقر است. این پاسخ، یک نکته مدیریتی را برجسته می‌کند: نبود اطلاع‌رسانی دقیق درباره وضعیت پروژه‌ها، خود به تولید بی‌اعتمادی و 2قطبی منتقدان-مسئولان دامن می‌زند. اگر شهروندان و رسانه‌ها به داده‌های روشن از وضعیت بناها دسترسی داشته باشند، نقدها هدفمندتر و پاسخگویی نهادها قابل سنجش می‌شود.

 تغییر کاربری؛ فرصت بزرگ یا تهدید پنهان؟

 تغییر کاربری خانه‌های تاریخی در همدان می‌تواند بهترین ابزار حفاظت باشد، اما تنها زمانی که مسئولانه طراحی شود. خانه تاریخی، ظرفیت تبدیل شدن به اقامتگاه بوم‌گردی، خانه‌موزه، مرکز صنایع‌دستی، عکاسخانه سنتی، کافه‌کتاب، گالری، یا حتی فضای آموزشی و فرهنگی را دارد. اما سه خط قرمز باید رعایت شود. در این زمینه تغییر کاربری نباید به تخریب عناصر اصیل معماری منجر شود و بهره‌برداری نباید بار ترافیکی و مزاحمت شدید برای محله ایجاد کند.


همچنین سود اقتصادی نباید صرفاً به سرمایه‌گذار برسد و محله سهمی از آن نداشته باشد. در همدان، خانه پوستی‌زاده به عنوان نمونه‌ای که قرار بود بوتیک‌هتل شود اما رها شده، نشان می‌دهد صرف انعقاد یک ایده یا وعده تغییر کاربری کافی نیست؛ پروژه نیازمند زمان‌بندی، ضمانت اجرا، نظارت و مدل تأمین مالی روشن است. همچنین درباره عمارت نراقی‌ها نیز طرح مسأله «خروج از ثبت ملی» در روایت منتقدان، زنگ خطر مهمی است؛ زیرا خروج یک بنا از ثبت، در عمل می‌تواند مسیر تغییرات مخرب یا تخریب کامل را هموار کند. 

در چنین مواردی، نقش حقوقی میراث فرهنگی و همراهی شهرداری برای جلوگیری از فشارهای ساختمانی تعیین‌کننده است. 

 نقش شهرداری؛ حلقه مفقوده بین حفاظت و زندگی شهری 

شهرداری در بافت تاریخی فقط مسئول آسفالت و جدول نیست. ابزارهای کلیدی شهرداری و شورای شهر در حفاظت خانه‌های تاریخی عبارت‌اند از ارائه بسته‌های تشویقی: تخفیف یا معافیت عوارض، کاهش هزینه صدور مجوزها، یا اعطای امتیازاتی مانند انتقال حق توسعه به نقاط دیگر شهر، مدیریت محیط پیرامونی از قبیل روشنایی، امنیت، جمع‌آوری پسماند، بهبود دسترسی، کنترل پارکینگ و ترافیک در کوچه‌های بافت. راهکار دیگر هم می‌تواند به خرید و تملک هدفمند منتهی شود. 

خانه منصوری در ملایر یک نمونه مشخص است که شهرداری با خرید بنا مانع تخریب شده، این ابزار در همدان نیز برای بناهای در آستانه نابودی می‌تواند حیاتی باشد.

مشارکت در برندینگ شهری از دیگر موارد مهم است، معرفی رسمی مسیرهای گردشگری خانه‌های تاریخی و اتصال آنها به اقتصاد شهر، زیرا اگر شهرداری مشوق ندهد، مالک فقط محدودیت‌های قانونی را می‌بیند و طبیعی است به سمت تخریب یا رهاسازی برود. بنابراین شهرداری باید شریک حفاظت باشد، نه تماشاگر.

 میراث فرهنگی؛ از مرمت‌محوری به حکمرانی داده‌محور

 میراث فرهنگی علاوه بر مرمت، نیازمند حکمرانی است، یعنی اولویت‌بندی بناها، تعریف استانداردهای تغییر کاربری، نظارت مستمر، و شفاف‌سازی برای جامعه. یکی از نقاط ضعف رایج، نبود نقشه راه روشن با شاخص‌های قابل سنجش است. اگر قرار است مدل ۵۰-۵۰ اجرا شود، باید مشخص باشد که کدام بناها اولویت اضطراری دارند و چرا؟ سهم میراث دقیقاً شامل چه خدماتی است؟ پول نقد، خدمات فنی، نظارت، یا تأمین مصالح؟ پروژه‌ها در چه مرحله‌ای هستند و چه زمان به بهره‌برداری می‌رسند؟
 بخش خصوصی؛ سرمایه‌گذار یا شریک فرهنگی؟

 بخش خصوصی وقتی ناجی است که «شریک فرهنگی» باشد نه فقط «مالک بهره‌برداری». 

سرمایه‌گذار باید بداند که با یک دارایی معمولی طرف نیست؛ با یک اثر تاریخی طرف است که قواعدی دارد. برای همین، قراردادهای بهره‌برداری باید شامل تعهدات روشن باشد: حفظ عناصر معماری، ممنوعیت تغییرات مخرب، استانداردهای ایمنی، و حتی سهمی برای فعالیت‌های فرهنگی عمومی. همدان برای جذب سرمایه‌گذار در خانه‌هایی مانند مازوچی، مدرسه مریم و نراقی‌ها نیازمند «کاهش ریسک» است: تسهیل فرایند مجوز، ارائه نقشه‌های فنی تأییدشده، امکان بهره‌برداری مرحله‌ای، و دسترسی به تسهیلات بانکی مخصوص مرمت. بدون این‌ها، سرمایه‌گذار یا وارد نمی‌شود یا وارد می‌شود اما برای سود سریع، کیفیت را قربانی می‌کند.

 پیشنهادهای سیاستی برای همدان؛ نقشه راهی که باید تدوین شود

 برای جلوگیری از تکرار پرونده‌هایی مانند رهاشدگی خانه پوستی‌زاده یا فروریختن خانه‌ها در محله جولان، یک بسته سیاستی مشترک لازم است، ایجاد «ستاد احیای خانه‌های تاریخی همدان» با حضور میراث، شهرداری، نمایندگان مالکان، و بخش خصوصی، با جلسات منظم و خروجی شفاف. همچنین تدوین «سند تغییر کاربری مسئولانه» برای خانه‌های تاریخی، با تعیین کاربری‌های مجاز و معیارهای فنی و طراحی مشوق‌های شهری از جمله تخفیف عوارض، تسهیل مجوزها، و مدل‌های تشویقی در بافت تاریخی انجام شود.

همچنین ایجاد سامانه عمومی وضعیت بناها از قبیل مالکیت، درجه خطر، مرحله مرمت، کاربری پیشنهادی، و زمان‌بندی و اولویت‌دادن به بناهای در خطر و محله‌های بحرانی مثل جولان با مداخله سریع امنیتی-شهری (روشنایی، نگهبانی، جلوگیری از تبدیل به پاتوق آسیب) از نکات مهم است.

آنچه از مجموع دیدگاه‌ها کارشناسان و تحلیل‌های رسانه برمی‌آید، یک حقیقت روشن است و آن هم حفظ خانه‌های تاریخی همدان نه با تکیه صرف بر بودجه دولتی ممکن است و نه با واگذاری بی‌ضابطه به بازار. راه میانی، مشارکت مدیریت‌شده است؛ مشارکتی که در آن میراث فرهنگی نقش استانداردگذاری و نظارت را ایفا کند، شهرداری نقش تسهیلگر و مشوق را بپذیرد، و بخش خصوصی در قالب قراردادهای دقیق و قابل پیگیری، سرمایه و مدیریت بهره‌برداری را وارد کند. خانه‌هایی مانند پوستی‌زاده، مازوچی، احمدی، مدرسه مریم، عبادی و نراقی‌ها صرفاً نام چند بنا نیستند؛ آزمون‌های سیاست‌گذاری شهری‌اند. اگر همدان بتواند میان حفاظت، تغییر کاربری و منافع محله تعادل برقرار کند، می‌تواند الگویی موفق برای شهرهای تاریخی کشور باشد؛ الگویی که در آن «خانه تاریخی» نه قربانی توسعه، بلکه موتور توسعه پایدار شهری خواهد شد.

 


بازگشت
نظرات بینندگان :
نظر شما :
   
نام*
ایمیل* ایمیل محفوظ می باشد
نظر*
کد امنیتی*
کد امنیتی

 
پاکی آوردی ای امید سپید
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
 
 
گزارش گزارش ویژه یادداشت تحلیل سرمقاله دانلود
صفحه نخست آخرین اخبار درباره ما ارتباط با ما  پیوندها  
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.

 
روزنامه همدان پیام ( اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول: نصرت ا... طاقتي احسن  -  سردبير: يدا... طاقتي احسن
نشاني: همدان، خيابان شريعتي، ابتداي خيابان مهديه، ساختمان پيام
تلفن: 8264433 (0811)  -  فکس: 8285048 (0811)  -  سازمان نیازمندی: 8264400 (0811)  - ايميل: info@hamedanpayam.com