در میانه ناامنی و التهاب، مردم شهرهای تاریخی ایران از امید دست نمیکشند؛ گردشگری شاید متوقف شده باشد، اما زندگی هیچگاه متوقف نخواهد شد.
در روزهایی که خبرها از صدای هیاهوی بمب و ویرانی و تلخی و مرزها میگویند و شهرها کمکم در هالهای از انتظار و احتیاط فرو میروند، چیزی هنوز هست که فرو نریخته و آن هم دل مردم شهر است.
همدان، شهری با تاریخ هزاران ساله، بین شهرهای دوروبر گویا آرامتر است، محتاطتر است، اما التهاب جنگ ناعادلانه در آن همواره وجود دارد و خاموش نشده است.
مردمش با همان صبوری که از مادها به ارث بردهاند، چراغهای کوچک امید را روشن نگه داشتهاند. گردشگری درحال حاضر در حاشیه است، اما در دل خانهها، در کارگاهها، و پشت شیشهی مغازهها، هنوز جریان دارد.
امروز گردشگری همچنان در جریان است، اما نه به اختیار که به اجبار. سفر مردم هنوز هم سفر میروند، اما به مقصدی که شاید هرگز در برنامه زندگیشان نبوده است. حالا از خانههای خود میگذرند، زندگی را رها میکنند، چمدان دلواپسی را میبندند و میروند تا جانشان در امان باشد.
کافی است سراغی از آزادراه ساوه همدان بگیرید. راه پر از حجم تردد است، اما کوچه پس کوچههای شهر در آرامش شاهد حضور مسافرانی است که گروه مهمانان ناخوانده هستند اما عزیزند.
پیادهراه بوعلی این روزها خلوتتر شده، اما هنوز کافههایی هستند که درِ خود را باز میگذارند. یک باریستای جوان با لبخند میگوید:«گردشگر کم شده، اما مردم شهر که هستند. ما برای روحیهی خودمون کار میکنیم. آدم نمیتونه همهچیز رو تعطیل کنه. باید نفس کشید، حتی توی مه.»
آرامگاههایی که صبورند، مانند خود مردم
آرامگاه بوعلیسینا، باباطاهر، و محوطهی باستانی هگمتانه شاید این روزها جمعیت زیادی نداشته باشند، اما مراقبت میشوند، تمیز نگهداشته شدهاند، و تورهای مجازی توسط راهنمایان بومی در حال اجراست. یکی از راهنماها میگوید: ما تاریخ رو برای امروز تعریف نمیکنیم، برای آیندگانه. گردشگر نیاد هم مهم نیست، ما ادامه میدیم. این شهر یه روز دوباره میدرخشه.
زنان صنایعدستی و چراغ کارگاههای خانگی که روشناند
در روستا و شهرهای اطراف، زنان خانهدار همچنان مشغول تولید محصولات سنتی هستند. سفارشها از طریق شبکههای اجتماعی پیگیری میشود. یکی از بانوان تولیدکننده گلیم میگوید: گردشگر کمتر شده، اما ما دست از هنر نمیکشیم.
همیشه روزهای سخت بوده، اما زن ایرانی یاد گرفته وسط سختیها زیبا زندگی کنه.
کودکان و قصههایی که هنوز گفته میشود
در سایت تاریخی هگمتانه راهنمایان داوطلب همچنان برای کودکان قصه تعریف میکنند. از افسانههای هگمتانه گرفته تا حکمتهای بوعلی.
یک راهنما میگوید: بچهها اگر فقط از جنگ بشنون، روحشون خسته میشه. ما وظیفهمون اینه که با قصه، با شعر، با امید، یه چیز دیگه هم بهشون نشون بدیم.
امید مانند سنگفرش زیر برف
گردشگری در همدان و شهرهای دیگر ممکن است در قالب تورهای تفریحی حالا تا حدود زیادی متوقف شده باشد، اما مثل سنگفرشهای زیر برف است. نه نابود شده، نه گم شده. فقط برای مدتی دیده نمیشود.
مردم این شهر، سالها جنگ، تحریم، بحران، و فشار را دیدهاند، اما هر بار باز بلند شدهاند. این بار هم همینطور خواهد بود.
در فضای رسانهای که پر از اضطراب و تهدید است، خوب است یادمان باشد که مردم، حتی در دل بحران، زندگی را متوقف نمیکنند. گردشگری فقط حضور فیزیکی مسافر نیست، بلکه قصهای است که مردم یک شهر از خودشان تعریف میکنند.
همدان هنوز قصه دارد. هنوز چای دارد. هنوز مهربانی دارد. فقط باید منتظر ماند تا جادهها دوباره باز شوند و کسانی بیایند که این همه زیبایی را میفهمند و وقتی ببینند و تاریخ را بشنوند، آن را تحسین خواهند کرد.