اولویتهای استان فراموش نشوند
جنگ 12روزه ایران و اسرائیل، در حالی کشور را در بهت و نگرانی فرو برد که درست همزمان با نخستین روز این اتفاق تلخ، همدان میزبان یکی از مهمترین رویدادهای ملی در حوزه گردشگری سلامت بود. “کنفوبیشن گردشگری سلامت ایران” با حضور متخصصان، فعالان و مسئولان این حوزه از سراسر کشور، در فضایی سرشار از امید و برنامهریزی برای آینده برگزار شد.
آن همدانِ آرام و علمی، برای ساعاتی به قلب تپنده آیندهنگری در صنعت گردشگری بدل شده بود؛ جایی که متولیان این حوزه، خسته اما امیدوار، برای رونق یک مسیر اقتصادی-درمانی مهم تلاش میکردند.
اما هنوز خستگی آن رویداد از تن برگزارکنندگان و شرکتکنندگان بیرون نرفته بود که صدای موشکهای جنگی و آثار اندوهناک آن، فضای کشور را متأثر ساخت و بار دیگر اولویتها را از توسعه و تعامل به بقا و امنیت تغییر داد. اکنون که آتش جنگ خاموش شده، پرسش اصلی این است: صنعت گردشگری، و بهویژه گردشگری سلامت که در همدان نوید روزهای بهتری را میداد، چگونه میتواند از زیر آوار این بحران سر بلند کند؟
در پی جنگ 12روزه ایران و اسرائیل که با پیامدهای گسترده انسانی، سیاسی و اقتصادی همراه بود، یکی از بخشهایی که بیشترین آسیب را متحمل شد، صنعت گردشگری ایران بود. با تعطیلی موزهها، تعلیق تورها، کاهش پروازها و لغو سفرها، چرخ گردشگری در کشور برای چند هفته به طور کامل متوقف شد. این صنعت که پیش از این نیز درگیر چالشهای ناشی از تحریم، کرونا و برخی ناآرامیهای داخلی بود، اکنون با بحرانی تازه مواجه شده که آینده آن را مبهمتر کرده است.
اما آیا میتوان امیدی به بازگشت دوباره گردشگری داشت؟ پاسخ، مثبت است. تاریخ نشان داده که صنعت گردشگری در برابر بحرانها، از جمله جنگ، بسیار انعطافپذیر است. آنچه در این میان اهمیت دارد، اقدام بهموقع، برنامهریزی هوشمندانه و استفاده از فرصتهای جدید برای بازسازی اعتماد و رونق دوباره است. در ادامه، به بررسی راهکارهای احیای گردشگری ایران پس از این جنگ کوتاه اما پرهزینه میپردازیم.
بازسازی اعتماد عمومی و تصویر بینالمللی ایران
نخستین گام برای بازگرداندن گردشگران، بازسازی تصویر کشور در نگاه جهانی است. جنگ، هرچند کوتاه، میتواند ترسی بلندمدت در ذهن گردشگران خارجی ایجاد کند.
از این رو، ضروری است که دولت و نهادهای مسئول، از طریق سفارتخانهها، شبکههای رسانهای جهانی و همکاری با آژانسهای گردشگری خارجی، پیام روشنی از بازگشت امنیت، آرامش و ثبات به ایران مخابره کنند.
یکی از راهکارهای مؤثر، دعوت از اینفلوئنسرهای معتبر حوزه سفر، روزنامهنگاران گردشگری و مستندسازان خارجی برای بازدید از ایران و انتشار تجربیات مثبت آنان در فضای مجازی و رسانههاست. این اقدام، بیش از هر کمپین رسمی تبلیغاتی، میتواند در ترمیم تصویر آسیبدیده ایران مؤثر باشد.
توسعه گردشگری داخلی ستون فقرات دوران بحران
در شرایطی که گردشگری خارجی با کاهش مواجه است، توسعه گردشگری داخلی میتواند بهعنوان موتور محرکه اصلی مورد توجه قرار گیرد. ارائه تخفیفهای ویژه سفر، بستههای حمایتی برای خانوادهها، و برگزاری جشنوارههای فصلی در شهرهای مختلف، میتواند مردم را به سفرهای داخلی ترغیب کند و به کسبوکارهای گردشگری از هتلداران تا رانندگان و راهنماهای تور نفس تازهای ببخشد. همچنین حمایت دولت از کسبوکارهای کوچک گردشگری مانند اقامتگاههای بومگردی، کافهها و تورهای محلی، نقش کلیدی در حفظ اشتغال و پویایی مناطق گردشگرپذیر دارد.
بازگشایی تدریجی و هدفمند مراکز گردشگری
پس از اتمام جنگ، بازگشایی ناگهانی تمامی مراکز گردشگری میتواند ریسکپذیر باشد. بنابراین، رویکرد منطقی آن است که این بازگشایی بهصورت مرحلهای و منطقهای انجام شود. ابتدا مناطق امنتر و دارای زیرساخت آماده میتوانند بازگشایی شوند و با نظارت بر میزان تقاضا، خدمات و رعایت پروتکلهای ایمنی، این روند به سایر مناطق تسری یابد.
همچنین لازم است که موزهها، مراکز فرهنگی و سایتهای تاریخی در کنار بازگشایی، خدمات دیجیتال مانند تورهای مجازی و رزرو آنلاین را نیز فعال کنند تا علاوه بر کاهش تجمع، تجربهای مدرنتر به گردشگران ارائه شود.
استفاده از ظرفیت گردشگری سلامت و زیارتی
در شرایط پس از بحران، گردشگری سلامت و زیارتی میتواند یکی از نخستین حوزههایی باشد که دوباره رونق میگیرد. با توجه به توانمندیهای پزشکی ایران و هزینههای درمان پایین نسبت به کشورهای منطقه، میتوان روی جذب بیماران خارجی به خصوص از کشورهای همسایه مانند عراق، افغانستان، آذربایجان و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تمرکز کرد.
همچنین شهرهای مذهبی چون مشهد، قم و شیراز میتوانند با فراهم آوردن زیرساختهای مناسب، خدمات زائرمحور را در قالب پکیجهای گردشگری فرهنگی- زیارتی ارائه کنند و از این طریق درآمد پایداری برای اقتصاد گردشگری فراهم سازند.
نقش دولت در بازسازی سریع گردشگری
دولت باید نقشی فعال و تسهیلگر در روند احیای گردشگری ایفا کند. این نقش میتواند در قالب اعطای تسهیلات بانکی به کسبوکارهای آسیبدیده، کاهش مالیاتهای گردشگری، بازسازی سریع زیرساختهای آسیبدیده و حمایت از کمپینهای تبلیغاتی ملی و بینالمللی تعریف شود. همچنین تشکیل ستاد بحران گردشگری برای دوران پساجنگ، متشکل از نمایندگان دولت، بخش خصوصی و سازمانهای مردمنهاد، میتواند به تصمیمگیری سریعتر و هدفمندتر کمک کند.
اگرچه آثار جنگ بر گردشگری عمیق و تلخ است، اما این صنعت همواره نشان داده که توانایی بازسازی و احیای خود را دارد. ایران با گنجینهای بینظیر از میراث فرهنگی، تنوع اقلیمی، مردمدوستی و ظرفیتهای درمانی، هنوز هم میتواند یکی از مقاصد مهم گردشگری منطقه باشد؛ مشروط بر آنکه از بحران، فرصتی برای بازنگری و تحول در سیاستها و روشهای خود بسازد. اکنون زمان آن است که نگاه ما به گردشگری، نه فقط بهعنوان یک فعالیت تفریحی، بلکه بهعنوان ابزاری مؤثر در دیپلماسی، اقتصاد و بازسازی اجتماعی جدی گرفته شود.