ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
 
يكشنبه - 11 مرداد 1405 - شماره 5476
 


امروز : دوشنبه ، 12 مرداد 1405

Today : Sun, August 2, 2026

ارتباط با سرویس ها - پذیرش آگهی * آدرس ما درشبکه های اجتماعی hamedanpayam@
 
کد مطلب:  121057 تاریخ انتشار:  1400-09-18 - 09:42 تعداد بازدید:  621
ارسال به دوستان
نسخه چاپی

روایت مردی که یک اتفاق عجیب را محقق کرد
استخدام به شرط سوءپیشینه

نویسنده : مریم مقدم

گزارش

 آدم‌هایی هستند که دلشان از جنس نور است، دستانشان دستان خدا روی زمین است. وجودشان نعمت است برای تمام روزهای سال برای تمام سال‌های عمر برای اینکه تصوراتمان خط بطلانی بکشد روی اینکه شاید دنیا دیگر جای خوبی برای نفس کشیدن نیست اینها جنس بودنشان با همه فرق می‌کند. هیچ‌گاه هیچ انتظاری را بی‌پاسخ نمی‌گذارند.
حتی اگر روبه‌رویشان بنشینید و در دلتان آشوبی باشد که بدانید گره آن به دست این آدم‌ها باز می‌شود و نتوانی خواسته‌ات را به زبان بیاوری، اما باز انگار راه نجاتی روبه‌رویت باز شده است باز انگار حالت خوب شده است.
روبه‌روی مردی می‌نشینیم که نام او با حال خوب عده کثیری از هموطنانم گره خورده است. من در وصفش بارها گفته‌ام او پناه آدم‌های بی‌پناه پس از خداست و این نکته را در وصف «دکتر علیرضا نبی» محکومی که از همه جا رانده و از همه جا مانده است بهتر می‌فهمد. محکومی که مصیبت زندگی در دنیای بی‌رحم را پس از خوردن مهر سوء‌پیشینه بر پیشانی‌اش لمس کرده است او می‌داند حالا یک آدم غیرقابل اعتماد در نگاه دیگرانی است همان دیگرانی که خود آنها هم جایز‌الخطا هستند. اما توان آن را ندارد تمام بی‌کسی‌اش را فریاد بزند و مجالی برایش باز نمی‌شود تا خود واقعی و سلامتش را به آدم‌ها ثابت کند. و اینجاست که او قلبش با حضور انسانی فرشته‌سیرت روشن می‌شود. کسی که ناجی آدم‌های دارای سوء‌پیشینه است کسی که کاری را برای دستان تنهای آنها خلق می‌کند تا زیر سقف آرزوهایشان تا همیشه پناه بگیرند.
این مرد کسی نیست جز علیرضا نبی متولد 1347 در مشهد، فارغ‌التحصیل دکترای اقتصاد بین‌الملل حالا کارخانه‌دار و از مشاوران مجمع تشخیص بوده و در کنار تدریس کارشناس رسانه ناجی آدم‌هایی است که هیچ کس بر پیشینه آنها مهر تأیید نمی‌زند.
از 8 سالگی با 10تومان پس‌اندازی که خیری به آنها می‌دهد همراه با مادرش 10روزنامه می‌خرد و آنها را به قیمت هر عدد 15ریال می‌فروشد می‌گوید آن روزها روزنامه‌ها از من بزرگتر بود به همان اندازه که سایه فقر بر سر خانواده‌ام سنگین‌تر...
داستان زندگیش در اغلب سایت‌ها و روزنامه‌ها نوشته شده است حالا کمتر کسی پیدا می‌شود که نام «دکتر نبی» را بشنود و لبخند از روی عشق لبانش را مزین نکند و نگوید «بله شناختم همان کارآفرین خیری که به زندانی‌های آزاد شده کار می‌دهد .»
 17سال بیشتر نداشته است که نخستین کارگاه چاپ روی پارچه را می‌زند  و 19سالگی ازدواج می‌کند و در یک خانواده فرهنگی زندگی متأهلی خود را شکل می‌دهد. در سن 36 سالگی نخستین کارخانه خود را با 15نفر برای تولید انواع فرآورده‌های زیتون «آرشیا» برپا کرد. نقطه عجیب، اما واقعی حرفه کاری او آنجا شکل گرفت که شرط استخدام نیروی کار خود را در کارخانه‌هایش داشتن سوء‌پیشینه اعلام کرد و تصمیم گرفت معتادان وخلافکاران مردان و زنان بی‌سرپرست را جان پناهی باشد امن.
حالا کارخانجات «دکتر نبی» بیشتر از 1000 نفر نیروی کار دارد. و 18هزار نفر مرد و زن دارای سوء‌پیشینه در انتظار استخدام در کارخانه‌هایش هستند.

 

کارآفرین نام آشنای ایرانی: همدان را به شهر بدون بیکار تبدیل کنیم

 به لطف همکارانم در هتل پارسیان بوعلی همدان متوجه حضور علیرضا نبی، کارآفرین نام آشنای اجتماعی در همدان می‌شوم خودم را سراسیمه آنجا می‌رسانم. وقتی رو به‌رویش می‌نشینم دلم می‌خواهد تمام نداشته‌های آدم‌های تنهای شهرم را برایش بگویم و بگویم مرد خوب خدا کمی بیشتر اینجا بمان من آدم‌های بی‌خانه و کاشانه بسیاری را می‌شناسم که اگر بدانند شما زیر آسمان شهرشان حضور دارید پشت به پشت همین‌جا صف می‌کشند تا برایتان کتاب کتاب درد را درددل ‌کنند، بمان و گره از مشکلات زندگیشان حتی شده است با حرف‌های پرامیدتان باز کن.
بدون مقدمه می‌روم سر اصل مطلب، خودم و مجموعه فرهنگی رسانه‌ای همدان‌پیام و کانون کارآفرینان را برایش معرفی می‌کنم و از او می‌خواهم هر آنچه می‌داند لازم است به واسطه تریبون رسانه ما به گوش هم استانی‌هایم برسانم برایمان بگوید. او هم مشتاقانه آغاز به گفتن می‌کند و می‌گوید: وقتی ایران را می‌گردم خیلی خوشحال می‌شوم که می‌بینم کشوری 9 درصد ثروت جهان را دارد و امیدوار می‌شوم روزی خودش از نظر اقتصادی و پیشرفت به جایی برسد که مردمانش لایق آن هستند.
یک روز اینجا برای حفظ خاک ایران عده‌ای جنگیدند، یک زمان تهدید برای ایران حفظ خاک بوده است و حالا زمانی برای حفظ فرهنگ این سرزمین است امروز از لحاظ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی کشور نیاز به تلاش دارد .
در نظر داشته باشید که اگر تعداد فقرا در سرزمین ما بالا برود و افزایش پیدا کنند امنیت روانی و اجتماعی این سرزمین به مخاطره می‌افتد .
امروز در ایران 3 میلیون پلاک زرد (افرادی با شرایط خاص) داریم که ما به اینها فقیر می‌گوییم در حالی که ما 80 میلیون جمعیت داریم، پس بی‌تفاوتی و فراموشی در این زمینه سمی برای جامعه امروز است.
من به خاستگاه بوعلی‌سینا و تمدن‌ مادها و کهن دیار ایرانم آمده‌ام هر کس ایران، فرهنگ ایرانی و تمدن ایرانی را دوست دارد باید امروز برای اعتلای وطن کار کند .
یعنی اگر من یک کارمند در یک اداره هستم اگر 720 دقیقه در اداره و سازمانم کار کنم باید میزان بهره‌وری خودم را به خاطر ایرانم بالا ببرم برای اینکه ایران رشد کند و فقیر نداشته باشد .
هر ایرانی باید امروز یک نیروی کاری باشد و برای حال خوب اقتصاد کشور و شهرش کار کند. و حتی اگر مشغول به کار است بیشتر تلاش کند، اگر کاری ندارد هر چه سریع‌تر به انجمن کارآفرینان مراجعه کند کمک فکری و ایده‌ای بگیرد .
زمان صرفاً کار پشت میز نشستن تمام شده است باید هرکس بتواند برای پیشرفت اقتصاد مملکت کاری برای خود دست و پا کند. اغلب ما به دنبال این هستیم که مدرک دانشگاهی بگیریم یا پشت میز بنشینیم، ولی این کار نیست، بلکه صرفاً بیهوده و بدون خروجی کار پشت میز نشستن سم است .
من رسالتم این است که به شهرهای مختلف سفر کنم و تجربیات 16ساله خود را در اختیار دوستانم بگذارم و بانی شوم، یک عده همدل با هم جمع شویم و در راستای حال خوب سرزمینمان قدم برداریم .
یک باور دارم می‌گویم، سازمان ملل متحد نتوانست بین دولت‌ها و ملل آشتی و صلح را جاری بکند پس بیایید ما در ایرانمان سازمان ملل را پایه‌ریزی کنیم و کانون کارآفرینان بشود کانونی برای جمع‌آوری دل‌های عاشقی که برای شهر و کشورمان دغدغه دارند .
 بیاییم به نام بشریت، به نام انسانیت و خدا اگر توانش را داریم کاری برای خلق خدا بکنیم، حاضرم بنا به پیشنهاد شما در آینده نزدیک به همدان بیایم و با حمایت شما کارآفرینان برای طرحی نو در انداختن، گرد هم جمع کنیم، اما امیدوارم در اینجا غریب نباشم .
معتقدم من رسالت سنگینی دارم امروز  انسان‌های بسیاری در زندان چشمشان به خداست و خدا را صدا می‌زنند که کسی به واسطه نگاه مهربان خدا  دستشان را بگیرند و امروز بر این باورم با همدلی می‌توانیم بسیار کار ساده‌ای رقم زنیم که همدان را به یک شهر بدون آسیب‌دیده از بیکار تبدیل کنیم.
در فرایند انجام مصاحبه‌ام، اما به گونه‌ای دیگر حرفم را به او می‌زنم و از او می‌خواهم در آینده بسیار نزدیک شرایطی برای سفر به همدان و برگزاری جلسه با کانون کارآفرینان استان فراهم کنید تا شاید آن موقع درهای بسته را آدم‌های خیر در همدان  دست در دست هم با هدایت و راهنمایی‌های این مرد بزرگ بازکنند.
و پس از ارائه پیشنهاد در کمال ناباوری می‌شنوم که به من قول حضور را می‌دهد و با این جمله خیالم را راحت می‌کند که من رسالتی جز این ندارم که بیایم و دست در دست مردان و زنان ایرانم بگذارم تا سرزمینی عاری از فقر و بزهکار را شاهد باشیم.
او می‌رود و من همچنان بارقه‌های امید در دلم جوانه می‌زند و دلم می‌خواهد مصاحبه‌ام را به گونه‌ای بنویسم که پیام امیدبخش را به همه آنان که امیدشان امروز ناامید شده است برسانم و بگویم یادتان باشد خدا هست و به لطف نگاه مهربان خدا دستان خدا روی زمین هست.


بازگشت
نظرات بینندگان :
نظر شما :
   
نام*
ایمیل* ایمیل محفوظ می باشد
نظر*
کد امنیتی*
کد امنیتی

 
پاکی آوردی ای امید سپید
یلدا شب هندوانه و فال و غزل
حال و هوای صحاف خانه همدان در آستانه بازگشایی مدارس
 
 
گزارش گزارش ویژه یادداشت تحلیل سرمقاله دانلود
صفحه نخست آخرین اخبار درباره ما ارتباط با ما  پیوندها  
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.

 
روزنامه همدان پیام ( اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول: نصرت ا... طاقتي احسن  -  سردبير: يدا... طاقتي احسن
نشاني: همدان، خيابان شريعتي، ابتداي خيابان مهديه، ساختمان پيام
تلفن: 8264433 (0811)  -  فکس: 8285048 (0811)  -  سازمان نیازمندی: 8264400 (0811)  - ايميل: info@hamedanpayam.com