پنجشنبه مراسم تحلیف شورای ششم شهر همدان بود. شورای 11نفره تاکنون مراحلی را برای انتخاب شهردار طی کرده و هفته پیش 60 گزینه پیشنهادی را پس از بررسی به 20 گزینه رساندهاند.
آنطور که از طریق اعضای شورای شهر اعلام شد پرسشنامهای با کمک 260نفر از اساتید و صاحبنظران تهیه و به گزینههای پیشنهادی شهرداری ارائه کردهاند. اما آنطور که شنیده میشود تأکیدها بر انتخاب سریعتر شهردار از سوی برخی از متخصصان وجود دارد.
از برآیند جلسات پیداست اختلافنظرهایی بین اعضا برای انتخاب شهردار وجود دارد. در وبیناری که از سوی همدانپیام با عنوان«معیارهای انتخاب شهردار» با حضور اساتیدی از همدان و تهران برگزار شد اغلب بر این باور هستند شورای شهری که قالب اعضای آن از طریق یک لیست بالا آمدهاند یعنی با هم عهد و پیمان و توافقاتی داشتهاند که انتخاب شهردار نیز یکی از همین توافق است، اما اکنون در مرحله انتخاب شهردار با چالشها و اختلافنظرهایی مواجه هستند که اصولاً نباید این گونه باشد و با این وجود که معیارهای شهرداری و تدوین 30پرسش با کمک همه صاحبنظران برای پاسخگویی گزینههای مهم شهرداری تعیین شد، اما ظاهراً هنوز به جمعبندی نهایی نرسیدهاند که چگونه شهردار را انتخاب کنند.
در این وبینار 6 نفر از متخصصان نظراتی را درخصوص معیارهای انتخاب ارائه دادهاند که میتواند کمکدهنده اعضای شورا در انتخاب شهردار باشد.
یک شهردار خوب چه معیارهایی باید داشته باشد؟
ایزدی:
1-باید نگاه واقعگرایانه به وضعیت امروز شهر داشته باشند.
به نظرم شورای شهر در بررسیهای خود باید ببینند گزینهشان چقدر نگاه واقعگرایانه به وضعیت شهر دارد و چقدر با چالشهای شهر از ابعاد اقتصادی، زیستمحیطی، اجتماعی، حملونقل و ترافیک و... آشنا است.
2-شورای شهر باید به توانمندی راهبری شهر آگاهی داشته باشد و در رزومههای کاندیدا به این نکته توجه کند که در اموری که در دست داشته چقدر در راهبری گروههای زیرمجموعه موفق عمل کرده است.
3-اعضای شورای شهر باید اطمینان حاصل کنند که برنامهای که توسط گزینه ارائه شده است چقدر مربوط به شهر همدان و مناسب آن است.
4-شهردار باید تکیهاش به مردم باشد اعضای شورای شهر در بررسیها باید به این نکته توجه کنند که گزینه شهرداری چقدر میتواند با مردم و گروههای مختلف ارتباط برقرار کند.
5-توجه به منابع پایدار نکته مهمی است. باید دید شهردار برای آن به چه منابعی تکیه میکند.
6-توجه کنند که شهردار پروژهمحور است یا فرایندمحور، شهردار باید با تکیه به مردم فرایند کار شهر را طوری پیش ببرد که کیفیت زندگی را بالا ببرد.
سجادزاده
در انتخاب شهردار به 2 موضوع باید توجه کرد:
نخست: شهردار چه ویژگیهای عامی باید داشته باشد و نکته بعدی اینکه درخصوص همدان چه ویژگیهایی باید داشته باشد.
اینطور متوجه شدم به جای اینکه مسائل برنامهمحور پیش برود، شخصمحور پیش میرود در اینباره صحبت هم با اعضا کردهام چون کموبیش در جریان سیر انتخاب شهردار هستم نقدهایی هم به دوستان شورا در این زمینه داشتهام که به سابقه، برنامهها و فعالیتهای گزینهها توجه زیادی نمیشود.
کسی که میخواهد سکان شهر همدان را برعهده بگیرد باید با تمام پیچیدگیها، تاریخچه شهر بخصوص در دهههای اخیر و با چالشهایی که شهر همدان دارد آشنا باشد، اما اغلب گزینهها با الفبای اینها آشنا نیستند چه برسد که سکان شهر را برعهده بگیرند حتی من دیدم شاخصها و معیارهایی که برای انتخاب در نظر گرفتهاند ناقص است. امیدواریم یک انتخاب دقیق، هوشمندانه و بدون مسائل سیاسی و حزبی و با رویکرد نو داشته باشند.
اما یکی از چالشهایی که در انتخاب شهردار داریم، بخصوص از زمانی که شورای شهر شکل گرفت، این است که شهرداری جایگاه و اختیارات کامل را ندارد و شهرداران میگویند مدیریت شهر بهطور کامل در اختیار ما نیست. سازمانها و ارگانهای زیادی در این امر دخیل هستند.
به نظرم دوره اول شورای شهر موفق بود و پس از آن بهطور کامل در تمام کشور با مشکلاتی مواجه بود و نتوانست کارکرد مناسب خود را داشته باشد.
به نظرم ابتدا باید دورههای گذشته شهرداریها و شورای شهر را آسیبشناسی کنیم، که به نظرم یکی از چالشهایی است که در انتخاب شهردار وجود داشته، نبود فردی جامعالشرایط است. چون وقتی میگوییم شهر موجود زنده است یعنی شهر فقط کالبد، پروژه و آسفالت کردن نیست. شهر مسائل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دارد. اتفاقاً یکی از وظایف مهم شهردار هنر یکپارچه کردن مدیریت شهری است. درست است که در قوانین ما هنوز این مورد جا نیفتاده است. به عنوان مثال چالش زیادی بین شهرداری و میراثفرهنگی برای بافت تاریخی مرکزی همدان وجود دارد یا چالشهای زیادی برای تعیین محدوده شهر و مسائل دیگر را در این دوره تجربه کردیم. شهرداری باید انتخاب شود که بتواند با سازمان و نهادهای مختلف همراهی بیشتری داشته باشد و به این موضوع که شهر فقط منبع درآمد نیست، به چشمانداز CDS شهری و راهبرد توسعه شهری اعتقاد داشته باشد.
در بخشهای بازآفرینی شهری، گردشگری و توسعه شهری سازمانهای عریض و طویلی وجود دارد که اگر همراهی وجود نداشته باشد شهرداری به تنهایی از احیای بسیاری مسائل برنمیآید. مثلاً به احیای رودخانهها و حریم آنها توجه کنید، چقدر در این زمینه چالش داریم؟ پس میطلبد که در این زمینه با آبوفاضلاب استان، اوقاف و جهادکشاورزی و بسیاری موارد دیگر هماهنگی خوبی صورت بگیرد.
پس شهردار نگاه جامعالشرایط داشته باشد میتواند چالشها را به حداقل برساند. یکی دیگر از آسیبهایی که در دورههای گذشته از آن آسیب دیدیم بیاعتمادی و بیاعتقادی به اتاق فکر با مجموعه دانشگاهی بود. ما مرکزی با عنوان مرکز مطالعه شهر داریم که باید قلب تپنده اتاق فکر شهرداری باشد، اما به یک دکور تبدیل شده است. دوستان هیأتعلمی در این مجموعه نظرات کارشناسی بدون حساب و برخی حتی با دریافت حقالجلسه نظر میدهند، انرژی میگذارند و از علم و کتاب و مقالهشان استفاده میکنند، اما همه اینها روی کاغذ ماند. یعنی در عمل بیشتر نگاه پروژهای بود تا نگاه واقعبینانهای که انتظار داریم در فرایند توسعه شهر همدان استفاده شود، بنابراین دیدیم که اقناع افکارعمومی در پروژهها با چالش مواجه شد؛ مانند پیادهراه اکباتان و بلوار ارم.
پس امیدواریم با در نظر گرفتن این آسیبشناسیها فردی که بتواند واقعاً جامعنگر باشد و همراهی ارگانهای مختلف را داشته باشد و نظام اهلیتبخشی مردم همدان و همکاری و مشارکت آنها در فرایند امور را به دست بیاورد انتخاب شود.
امامی:
انتخابات شهردار معمولاً چارچوبهای خاصی دارد که ممکن است نظرات ما در آن زیاد ساری نباشد.
به نظرم شهرداری یک کار تیمی و هماهنگ است. هر کسی که شهردار بشود اگر چارچوبها و حد وظایفش مشخص باشد، میتواند به شهر خدمت کند. من پس از حضور فیزیکی بیش از 25سال در زیباسازی شهرداری تهران وقتی نگاه میکنم، میبینم که حدوداً هر 2 یا 3 سال و حتی 6 ماه یک شهردار تغییر کرده است موضوعی که دیده میشود این است که وقتی شهردار عوض میشود عمده نظام شهرداری هم تغییر میکند. به نظر شما در چنین شرایطی چطور میتوان انسجامی ایجاد کرد که فرایند مدیریتی پایدار باشد؟ به نظرم شهردار با هر سطح سوادی که میآید زیاد مهم نیست، اما اراده معطوف به انجام و عمل مهم است. اگر بزرگترین دانشمند جهان هم شهردار بشود اگر نتواند مشاوران خوبی دور خودش جمع کند کارهای خوبی نمیتواند برای شهر انجام بدهد، یعنی همان کارگروهی. به نظر من شهردار باید قدرت جذب مشاوران توانمند و باسواد را داشته باشد.
عراقچیان:
نخستین نکته اینکه اگر کارمندی برای ادارهای هم میخواستند استخدام کنند60نفر برای آن سمت کاندیدا نمیکردند پس این نشان میدهد اشتباه بزرگی در راه است. یعنی جایگاه خاصی برای شهردار قائل نیستند و درحد یک مدیرعمومی و میانی آن را میبینند. اساتید اشاره کردند که باید شهردار جامعالشرایط باشد که واقعاً از بین 60نفر فردی با چنین ویژگی پیدا کرد سخت است.
نکته بعدی این است که من دیدم اعضای شورای شهر یادداشتی به همه کاندیداها داده بودند که برنامههایشان را در حوزه ترافیک، معماری و شهرسازی و... اعلام کنند. پیش از این هم گفتهام با اینکه به شهردار بگویند برنامه بده مخالف هستم. یک نفر مگر چقدر دانش دارد که برنامه بدهد. شهردار باید«روشهای اجرای برنامه شهر» را بدهد. یعنی شهر باید برنامه راهبردی یا CDS داشته باشد. شورا هم قبل از انتخاب شهردار بگوید فقط حاضر به اجرای این برنامه هستیم.
اعضای شورا در زمان انتخابات قولهایی به مردم دادهاند که هرکدام از آنها برنامههایی را با خود آوردهاند که باید شهردار آنها را هم اجرا کند. به نظر من هم اعضای شورا اشتباه کردهاند که به مردم قولهای اینچنینی دادهاند و اینکه کاندیدای شهردار نباید برنامه بدهد.
با پروژهمحوری به شدت مخالف هستم. باید یک برنامه 20ساله داشته باشیم که آن را 4 برنامه 5 ساله و سپس برنامه 5ساله را به 5 برنامه یک ساله تقسیم کنیم و آن را به شهردار بدهیم و بگوییم شما راهکار اجرای آن را برای ما بیاور. هرکسی راهکار بهتر برای اجرا آورد میتواند یکی از کاندیداهای شهرداری باشد. پس با شیوهای که شورا برای انتخاب شهردار در پیش گرفته مخالف هستم.
مسألهای که وجود دارد این است که حدود 9-8 نفر از اعضای شورا با یک توافق وارد شورا شدهاند، تعجب میکنم که این افراد چگونه با هم میثاق بستهاند، اما یک شهردار و مدیران مناطق و رؤسای سازمانهای زیرمجموعه را از قبل برای خودشان انتخاب نکردهاند. این افراد شبیه یک حزب بالا آمدهاند، مگر میشود حزب مرامنامه نداشته باشد، مگر میشود که از قبل انتخاب خود را نکرده باشند پس این یک اشکال بزرگ تشکیلاتی است که در این جمع وجود دارد. به جز این یکسری اختلافنظرها در حال بروز است که با مصاحبه افراد مشخص شده و نشان میدهد این افراد یکدست نیستند.
سوزنچی:
یکی از بزرگترین مشکلاتی که ما با آن مواجه هستیم مشخص نبودن وظایف شهردار است. بسیاری مواقع افراد فکر میکنند که شهردار مدیر شهر است و قرار است حاکم شهر هم باشد و خرده میگیرند برای اینکه حوزه حکمرانی برای مدیریت شهری محدود است، اما مسأله اساسی این است که شهرداری یک نهاد مجری است نه نهاد توسعهدهنده. شهرداری مجری طرحهای توسعهای است که توسط نهادهای فرادست مانند ادارهکل راهوشهرسازی که طرح جامع را تدوین میکند یا شورا که مصوبات مکانی و فضایی میدهد.
شهرداری عاملی در راستای اهداف توسعه شهری است و مسأله اساسی تدوین اهداف توسعه شهری است که میگوید شهردار چه کارهایی باید انجام بدهد. شهردار یک مدیر اجرایی با اختیارات محدود است که خلاقیت و ریسکپذیری هم برای آن مهم است. یعنی خلاقیت و ریسکپذیری در حوزه اختیاراتی که دارد و برای اجرای برنامه لازم است نه خارج از آن، هوشمندی و پیشبینی چالشها در شهردار هم مهم است. هوشمندی به ویژگیهای شخصی و پیشبینی چالشها به برنامه شهردار مربوط میشود.
همدان یکی از 5 شهر گردشگری و تاریخیترین شهر است. یعنی در اذهانعمومی و مدیریت شهری رقابت میکنیم که میخواهیم بهتر یا در حد بقیه شهرها باشیم.
اعضای شورا در انتخاب قولهایی به گروهها و افرادی دادهاند که شهردار قاعدتاً باید مجری این طرحها و طرحهای یکسری افراد ذینفوذ باشد که از قبل برنامهها و طرحهایی را پیگیری میکردند و توقعاتی دارند در کنار همه اینها مهمترین موضوع، شهر همدان است که شهردار باید پاسخگو باشد.
شهر همدان دارای باغات فراوان با 7 روددره است. شهری که اگر گودبرداری از سطحی بیشتر شود وارد آثار تاریخی میشویم. همدان نیازمند کنترل و هماهنگی با نهادهای دیگر است. از سوی دیگر رویکردهایی که تحمیل میشود مثلاً میگوییم شهری سرزنده میخواهیم و این سرزندگی را به زندگی شبانه میخواهیم ببریم در حالی که در همدان زندگی شبانه خصوصی است نه عمومی. اگر پارکی نورپردازی کنیم و بگوییم میخواهیم مردم تا صبح بیدار باشند این خلاف سبک زندگی مردم است.
از همه مهمتر مشارکت است بسیاری از نگاهها در همدانیها باید تغییر کند تا مشارکت اتفاق بیفتد. همدانیها معمولاً صبر میکنند یک نفر به سمت کاری برود و اگر انجام داد و دردسری برای او نداشت سمت آن کار میروند در حالی که مشارکت به این شکل اتفاق نمیافتد، بنابراین شهردار نمیتواند یک برنامه کپی از شهرهای دیگر داشته باشد.
اگر شهرداری به فکر تثبیت برنامههای بلندمدت در شهر باشد و فعالیتهای«چشمدرار» نکند محکوم به شهرداری که کار نکرده نمیشود. شهرداری که هر 6 ماه یکبار یک پیادهراه درست کند همه میگویند شهردار خوبی بود.
پس انتخاب شهردار به فهم اینکه شهردار چهکاره است و چهکاری باید انجام بدهد برمیگردد.
رحمانی:
انتخاب تعداد زیادی از افراد به عنوان گزینه شهرداری برای تعیین شهردار از بین آنها متعارف است، اما غالباً انتخاب شهردار با این پیش نمیرود. در بسیاری از مواقع شهردار خارج از این لیست یک دفعه انتخاب میشود.
اما به نظر من دکتر عراقچیان درست گفت: اعضای این دوره از شورا به این دلیل که با یک ائتلافی بین خودشان، بالا آمدهاند شهردار موردنظر خود را باید داشته باشند.
اما در سالهایی که شهردارها را میشناسم غالباً طوری انتخاب شدهاند که بتوانند کارهای مربوط به کف خیابان را خوب انجام بدهند در صورتی که نباید اینطور باشد. ما باید ببینیم شورای شهر با چه رویکردی بالا آمده است و چقدر میخواهد نگاه سیاسی داشته باشد و چقدر به انتخاب شهردار تخصصی نگاه میکند.
اما نکته اساسی که وجود دارد وجود حدود هزار و 200 کارمند در شهرداری است که باید بتواند با شهردار کار کنند به همین دلیل قطعبهیقین با تأثیرگذاری منابع انسانی پیش رو است. به نظر بنده همدان در بخشهای مختلف چالشهایی از جمله تعرض به ویژگیهای تاریخی و از بین رفتن باغات مختلف را دارد.
شهردار چه کارهایی نباید انجام بدهد؟
سوزنچی
مدیر اجرایی برنامه برای نحوه اجرای برنامهها و انتخاب معاونان برنامه میدهد.
شهردار باید سیاسی باشد، ولی سیاسیکاری نکند. شهردار باید صداقت داشته باشد و بتواند راستگویی را پیشه کند و از بیان آن ابایی نداشته باشد. بسیاری از مشکلات به دلیل ملاحظات است. شهرداران اگر میخواهند شفافسازی کنند باید با رسانهها ارتباط تنگاتنگ داشته باشند.
سجادزاده
یکی از مواردی که بسیار برای شهرداری مهم است این است که شخصمحور و خودمحور تصمیمگیری شود. وقتی بسیاری از پروژهها را آسیبشناسی میکنیم متوجه میشویم اغلب پروژهها که مشکلاتی دارند شخصمحور بودهاند. مدیر شهری باید براساس برنامههایی که قبلاً طراحی شده عمل کند و نگاه جزءگرایانه به شهر نداشته باشد. بسیاری از چالشهای شهر همدان به دلیل نگاه پروژهمحور و خردگرایانه است که تا امروز چوب آن را خوردهایم.
رحمانی
در مجموعه شهرداری قوانین خاصی وجود دارد که شهردار باید طبق آن پیش رود. یکسری قوانین عام است که در قالب برنامه اجرایی به شهرداری داده میشود.
اتفاقاً پیش از هرکسی دیگر شورا باید برنامه داشته باشد، اما باید به استقلال فکری و اتکا به نفس شهردار قائل باشیم. شهردار باید دارای قدرت و ابتکار، جامعیتفکر، منصفبودن، قاطعیت، دارای قدرت پیشبینی خلاقیت در ایجاد درآمد پایدار و از همه مهمتر استفاده از بدنه تفکر شهرداری را باید داشته باشد.
عراقچیان
شهردار باید مقبولیت عمومی داشته و محور باشد، برای اغلب مردم آشنا باشد. مردم وی را به صداقت، صحت، قدرت در عمل و قاطعیت در بیان بشناسند. شهردار نباید یک نفر باشد باید تیم معرفی کند تا هنگام انتخاب معاونان افراد دیگر دخالت نکنند. شهردار از طیف نوکیسه نباشد و اصالت خانوادگی داشته باشد. شهردار متخصص در یک رشته نباشد و جامعالاطراف باشد و در سابقهکاری خود اینها را اثبات کرده باشد. باید قدرت تصمیمگیری فوری داشته باشد و روزمرگی وی را از برنامههای پیشبینی شده دور نکند، مدیریت بسیار داشته باشد و مدیریت خسته و کسل کننده نداشته باشد. با کسانی که انتظار دارند برای آنها کاری انجام بدهد اصلاً ارتباط نداشته باشد. یعنی شهردار باید بدون ارائه رانت به دیگران بتواند قدرت خود را حفظ کند.
امامی:
اساتید نکاتی را در این بخش گفتند که مدنظر بنده هم بود.
شهردار نباید دنبال زدوبند باشد. باید استقلال فردی را داشته باشد چون در سرنوشت شهر تأثیر دارد.
شهردار باید خستگیناپذیر باشد. بیش از 2 دهه مشاورعلمی و زیباسازی شهرداری تهران بودهام و پروژههای زیادی را انجام دادهایم واقعیت این است که شهردارانی که به صورت شبانهروز روی پروژهها نظارت داشتهاند نتایج خوبی گرفتهاند. ابعاد اجرایی شهرداری قالب بر شعبه است شهردار باید یک گلادیاتور باشد نباید از میدان بیرون برود.بحران بیآبی را در همدان داریم پس شهردار باید قدرت مواجهه با بحرانهای طبیعی داشته باشد. این نکته زنگ خطری برای اعضای شورای شهر است که باید توجه ویژه به آن داشته باشند.
در همدان چشمانداز 20ساله تهیه شده، اما برنامههای کوتاهمدتتر 10 و 5 ساله هم باید تدوین شود که شهردار در برنامههای کوتاهمدت میتواند اظهارنظر کند و در برنامههای بلندمدت فقط میتواند نقشآفرینی کند.
نکته آخر این است که آیا همدان توانسته برندسازی کند یا خیر؟ آیا شهرداری که قرار است انتخاب شود با اصول علمی برندینگ آشنایی دارد و اهمیت آن را در جایگاه بینالمللی میداند یا خیر؟
بومی یا غیربومی بودن چقدر در انتخاب شهردار ملاک است؟ در نظر گرفتن جناح سیاسی فرد چقدر میتواند اهمیت داشته باشد؟
رحمانی:
جامعه شهری یک موضوع طلب میکند و آن استفاده از سرمایههایی است که داخل شهر است. بهترین شکل ارتباط با مردم در شرایط کنونی داشتن یک شهردار بومی است تا احساس تعلق کنند. یکی از مهمترین ویژگیهای شهردار برای پیشرفت و توسعه در هر بخشی شناخت است. وقتی مدیر غیربومی میآورند باید به قدری قائل به آزمون به خطا باشیم که وقتی زمان و منابع صرف آن میشود مشکلی پیش نیاید.
در انتخاب شهردار تنظیم شکل توسعه شهر با 3 گروه مواجه هستیم:
1- گروههای ذینفع مردم در انتخاب شهردار ذینفع هستند.
2- گروههای ذینفوذ که اغلب در شاکله مدیریت شهری نیستند، اما ممکن است تأثیرگذار باشند.
3- گروههای ذیربط که میتواند دستگاههای مرتبط در شهر باشند.
شهردار باید بتواند با این 3 گروه ارتباط بگیرد.
شورای شهر باید کسی را به عنوان شهردار انتخاب کند که قدرت حفظ سرمایه اجتماعی شهر و قدرت ایجاد انسجام اجتماعی در شهر را داشته باشد و مشارکت مردم را در توسعه ایجاد کند. قدرت فرد در ارتباط با داخل سازمان و بیرون هم بسیار مهم است.
سوزنچی:
در همدان ضرورتهایی ایجاب میکند که شهردار یا بومی باشد یا در این شهر زندگی کرده باشد. یعنی مدیریت شهری در شهرداری مدیریتی است که با مردم سروکار دارد و شناخت خردهفرهنگهای مردم در پیشبرد کار بسیار مهم است. پس سومی بودن و زندگی در شهر برای شهردار شدن مهم است.
از نظر سابقهکار هم طبق قانون باید 9سال سابقه مدیریت میانی داشته باشد پس یک استاددانشگاه که سابقه مدیریتی هم ندارد نمیتواند شهردار شود هرچند که طبق قانون اگر شخصی واجد شرایط پیدا نشد میتوان چنین انتخابی داشت.
همانطور که دکتررحمانی گفت در شهرداری هزار و 200پرسنل با سلایق، فرهنگ و سنتهای مختلف مشغول به کار هستند که شهردار باید همه آنها را مدیریت کند. علاوه بر آن با شرایط سیاسی، اقتصادی و افراد تأثیرگذار در شهر آشنایی کامل داشته باشد تا بتواند مدیریت کند یا در غیر این صورت باید مدیر بسیار قدرتمندی باشد تا بتواند کار کند که من چنین کسی را نمیشناسم.
*جناح سیاسی اولویت نیست. به عنوان مثال شورای شهر قبلی اصلاحطلب بودند و شورای شهر جدید اصولگرا هستند. بنده هم اصولگرا هستم، اما در دوره گذشته تبلیغ آقای اعطا که اصلاحطلب و فرد متعهد و پیگیر کار مردم بود را کردم. پس جناح سیاسی ملاک نیست چون اصولاً شهرداری مدیریت سیاسی نیست.
امامی:
طبق آماری که گرفتهاند هیچ کدام از شهرداران مناطقی که در تهران انتخاب میشوند اهل تهران نیستند و این موجب شدعلاوهبر اینکه این افراد نتوانند روابطخوبی را با سایر ارگانها داشته باشند تسلط خوبی هم به شهر تهران نداشتهاند. در گذشته موردی داشتیم که 6 ماه بود به تهران آمده و با رشته تحصیلی دامپزشکی شهردار یکی از مناطق مهم شده بود و همه معترض بودند که علاوه بر شناختن شهر سواد لازم را برای کار ندارد وقتی حساس شدیم به این موضوع متوجه شدیم که به واسطه یکی از آشنایان روی کار آمده است این معضلی است که باید حل شود. چون چند پروژه در شهرهای مختلف دارم، میبینم اغلب اعتراضها به واسطه کارشکنی شهرداران به این دلیل است که شهردار از شهر دیگری آمده است حتی در اغلب مواقع افراد مرتبط با شهردار غیربومی همکاری هم نمیکنند.
صرف همدانی بودن هم ملاک نیست چون ممکن است همانند من همدانی باشد، اما در همدان بزرگ نشده و شناخت کافی نداشته باشد، اما فردی در همدان متولد نشده، اما سالها در این شهر زندگی کرده و به خوبی به شهر آشناست.پس این مسأله خیلی مهم است و باید توجه شود.
عراقچیان:
بنده از اول انقلاب همه شهرداران را میشناسم و با همه ارتباط داشتهام. شهردارانی که غیربومی بودند یا خرابکاری به بار آوردند یا کار زیادی نتوانستند انجام بدهند، بنابراین شهردار از نظر من باید بومی باشد.
اگر قرار باشد به شهرداران نمره بدهیم یک شهردار بومی نمره 70 و غیربومی نمره 95 بگیرد من به شهردار بومی که نمره 70 میگیرد راضیتر هستم. چون آنقدر ریزهکاریها و لایههای پنهان در شهر وجود دارد که شهردار همه اینها را باید بشناسد، اما در دام این لایهها نیفتد.
*بین سیاسی بودن و سیاسیکار بودن تفاوت است. یک شهردار نباید سیاسیکار باشد، اما میتواند خطمشی سیاسی داشته باشد، ولی در انتخاب معاونان و رؤسای سازمانها و تصمیمات خود نباید سیاسیکاری کند. ضمناً به این نکته باید توجه داشته باشیم که سیاسی بودن یک اصل در دنیا شده است از غزه و فلسطین گرفته تا آمریکا و کشورهای اروپایی، اعضای شورای شهر براساس تمایلات حزبی بالا میآیند احزاب به شدت معتقد هستند که باید شهرداریها و شورای شهر را به دست بگیرند و تلاش زیادی برای آن انجام میدهند.
ایزدی:
در شهرک اکباتان تهران ساکنان بلوکها هیأتامنا تشکیل دادهاند و در برابر شهردار مناطق که متعلق به آن منطقه نیست به شدت معترض بودند که چرا شهردار غیربومی انتخاب کردهاند. در همدان هم همینطور است که شهردار بومی باشد و ارتباط بهتر با مردم برقرار میکند پس بنابراین بنده هم فرمایش اساتید را تأیید میکنم متعلق بودن بسیار مهم است.
سجاده زاده:
شهردار بومی و غیربومی بودن مانند مربی خارجی برای فوتبال است که گاهی برخیها موفق و برخیها موفق نمیشوند. چندین سال است که در همدان زندگی میکنم میبینم که همدانیها همیشه معترض هستند که چرا افراد غیربومی برای مدیریت ادارات انتخاب میکنند، اما در کنار بومی بودن، شهرداری را نباید یک شغل ببنیم. برخیها شغلشان شهرداری است و مرتب از شهری به شهر و مناطق دیگر میروند مراسمشان را همیشه میبینیم هرچند که کارنامه خوبی همه داشته باشند در شهرهای مختلف کشور هم میبینیم که با فاکتور شهردار بودن در دورههای مختلف افراد توجه ویژه میکنند.
اما به نظرم آنچه که از بومی و غیربومی بودن اهمیت بیشتری دارد اعتقاد شهردار به مشاوره با پشتوانههای علمی و کمک گرفتن از مراکزی که قدرتهای خاصی دارند و میتوانند در پیشبرد امور به وی کمک کنند میباشد.
در انتخاب شهردار ملاکهای زیادی وجود دارد که هرکدام وزن خاصی دارند و به یک اندازه تأثیرگذار نیستند و باید به آن توجه شود.
اگر واقعاً انتقاد داشته باشیم که اعضای شورا و شهرداری به علمی بودن و واقعیتهای شهر باور داشته باشند خیلی وارد مسائل سیاسی نمیشویم. بنده تجربه تلخی که در این دوره داشتهام دیدم کسانی که به طرح جامع انتقاد داشتند را به برخی جلسات راه ندادند اینها مسائل سیاسی، حزبی و یکپارچه نبودن است.